David Blaine Do Not Attempt

David Blaine Do Not Attempt

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

David Blaine Do Not Attempt S01E02 SE Asia 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 David.Blaine.Do.Not.Attempt زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 5
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

من به عنوان یه شعبده‌باز،

همیشه دنبال راز و رمزهای پنهانم.

وای.

دنبال رازهایی می‌گردم که دیدگاهم رو در هم می‌شکنن

درباره اینکه چه چیزی ممکنه.

این باورنکردنیه.

تا یه چیز خطرناک بتونه جادویی بشه.

و یه چیز وحشتناک بتونه زیبا بشه.

دنبال هنرمندهایی می‌گردم که چیزایی بهم یاد بدن که

جسورانه باشن و کاملا بیرون از منطقه امنم.

وای. این عجیبه!

و همین جستجو منو به جنوب شرق آسیا آورده.

جایی که یکی از هیجان‌انگیزترین لحظات رو

کاری‌ام رو تجربه می‌کنم.

بعضیا واسه

سواحل شگفت‌انگیز و غذا به تایلند سفر می‌کنن،

ولی من اینجا دنبال یه چیز کمی متفاوت هستم.

یه چیز خطرناک، چالش‌برانگیز، حتی غافلگیرکننده.

یه کارت بازی می‌تونه مثل چاقو ببُره.

اوووه!

یه چوب غذاخوری می‌تونه به عنوان سلاح استفاده بشه.

یا دندون‌ها می‌تونن مثل انبر قفلی بشن.

اسم مستعارم "تانگ" هست.

از ۱۶ سالگی آکروباتیک شروع کردم.

استاد من یه شعبده‌باز بود.

اون یه شعبده‌باز بود؟

آره. می‌شناسمش. کسی که بهش یاد داد.

من تانگ رو از طریق پاتریک کان ملاقات کردم.

پاتریک یه شعبده‌باز محلیه، و بینش‌های باورنکردنی داره

به نوع شعبده‌بازی‌هایی که من اینجا بیشتر بهشون علاقه‌مندم.

اون از استادش یاد گرفت

چطوری مثل یه ببر تمرین کنه.

اون همه چیز رو یاد گرفت: چوب غذاخوری.

تانگ این کارو آسون جلوه می‌ده.

باز کن.

محکم پرتابش کن.

تعجب نکردم که پاتریک

فورا از پسش برمیاد.

اون یکی از شعبده‌بازای مورد علاقه‌مه و جادوهایی خلق کرده

که اجراکننده‌ها در سراسر دنیا هر روز ازشون استفاده می‌کنن.

و خوش شانسم که تایلند رو از طریق نگاه اون تجربه می‌کنم.

می‌خواید شعبده ببینید؟ - شُ... شُ... شعبده؟

شعبده.

نگاه کن.

در تایلند، خیلی از مردم تا حالا

شعبده رو از نزدیک تجربه نکردن.

چی!

وای.

مثل پاتریک، هر جا که می‌رم،

باید یه دسته کارت دربیارم.

خب، اینو یادت میاد؟ بعداً ازش استفاده می‌کنیم.

وای!

کدومو می‌خواستی؟ - هفت.

و تو همه کارت‌ها رو بر زدی؟

زیر ساعتت رو نگاه کن.

وای!

ممنون، ممنون.

وای، معجزه است، شعبده نیست.

ولی من برای این اینجا نیستم.

بلین. - عقرب‌های پخته؟

می‌خوای امتحان کنی؟ - وای.

اومدم چیزایی رو ببینم که تا حالا ندیدم.

فقط مثل نمکه و سرخ شده.

و چیزایی رو امتحان کنم که تا حالا امتحان نکردم.

بد نیست؟ - مزه خوبی داره.

ولی من اینجا نیستم که فقط

چند تا عقرب سرخ‌شده بخورم.

پاتریک باید منو به چالش بکشه

یه کم بیشتر از این.

فکر می‌کنم اومدن اینجا واقعاً اون رو به چالش می‌کشه

و محدودیت‌هاش رو بشکنه و اون رو از

منطقه امنش یه ذره بیرون بیاره.

در تایلند، محیط شهری و حیات وحش،

به هم نزدیک‌ترن تا خیلی جاهای دیگه دنیا.

پاتریک به من میگه که اینجا،

در یک آب و هوای گرمسیری مرطوب،

مردم بین موجودات وحشی زیادی زندگی می‌کنن.

و این الهام‌بخش بعضی کارهای بسیار خاص میشه.

خب، سفرمو در شمال تایلند شروع می‌کنم تا با یه

هنرمند شجاع ملاقات کنم که با تعامل نزدیک

با عقرب‌های سمی، رکوردهای جهانی رو شکسته.

من کانچانا کِتکائِو هستم.

بهش لقب "ملکه عقرب‌های تایلند" رو دادن.

بعد از بیش از ۶ سال اجرا با عقرب‌ها.

من یک رکورد جهانی دارم

برای ۳۳ روز و ۳۳ شب موندن

در یک اتاق شیشه‌ای با ۵۰۰۰ عقرب.

من یک رکورد جهانی دارم

برای طولانی‌ترین زمان نگه داشتن عقرب در دهان.

در طول تاریخ،

شعبده‌بازان از سراسر دنیا با حیوانات خطرناک کار کردن

تا بی‌باکی و

ارتباطشون با طبیعت رو نشون بدن.

من از عقرب‌ها نمی‌ترسم.

اگه به اندازه کافی شجاع باشی، می‌تونی انجامش بدی.

ممنون.

لطفا ثابت بمون. حرکت نکن.

عقرب‌های غول‌پیکر جنگلی رو روی بدنت می‌ذارم.

هر چند تا که بتونم.

چیزی که برای بیشترِ... پنهان نگه داشتم.

واقعیت اینه که من یه فوبیای جدی دارم از

موجوداتی که می‌خزند.

بچه که بودم،

اگه یه عقرب تو اتاق خوابم می‌دیدم،

فرار می‌کردم و احتمالاً هیچ‌وقت برنمی‌گشتم.

چون این حیوونا جنگجو هستن،

وقتی یه کم بهشون دست بزنیم،

آماده حمله می‌شن.

چنگال‌ها و دمشو بالا می‌بره،

و به دشمن خیره می‌شه.

چون این حیوونا رام نمی‌شن.

با این همه عقرب،

آماده بودم که نیش بخورم.

آخ، نیش خوردم.

اون نیش خورد.

لطفاً ثابت بمون.

این روغن سبزه.

که زهر پخش نشه.

چالش اینه که واکنش نشون ندی.

چون به محض اینکه حرکت کنی،

ممکنه تهدیدی حس کنن و احتمال حمله بیشتره.

روغن به درد کمک می‌کنه، ولی بوی بد رو از بین نمی‌بره.

خب.

عقرب‌ها بوی گوشت گندیده می‌دن.

و دارن روی تمام بدنم می‌خزن.

یه عالمه حس عجیب و غریبه.

و می‌دونم که باید ثابت بمونم.

ممنون.

ممنون.

کانچانا بهم اهمیت آروم موندن رو یاد داد و

اینکه کنترل اوضاع رو داشته باشم، مخصوصاً وقتی نیش می‌خورم.

و این مهارت وقتی با

حشراتی که می‌تونن کشنده باشن، سر و کله می‌زنی، ضروری خواهد بود.

مخصوصاً وقتی تعدادشون به صدها هزار می‌رسه.

در واقع زنبورداران زیادی وجود دارن.

ولی من می‌خواستم کارها رو متفاوت انجام بدم.

گَن بیش از

ده سال زنبوردار بوده.

از پشت گره‌اش بزن.

این موقع از فصل،

او در شمال تایلند هست، جایی که گل‌ها

برای زنبورهاش بهترینن.

محکم‌تر.

اونا به یه درخت لونگان پناه برده بودن،

پس من سعی کردم بذارمشون روی بدنم.

می‌موندن.

یه تکون بده و ادامه بده.

اما وقتی بارها نیش خوردم

و وقت بیشتری باهاشون گذروندم،

بهشون عادت کردم.

مدت طولانی با هم زندگی کردیم.

هر روزی که نمی‌بینمشون،

با خودم فکر می‌کنم حالشون چطوره.

ریش زنبوری یک نمایش کلاسیکه که اولین بار

تو دهه ۱۸۳۰ توسط یه زنبوردار مستند شد تا

ارتباطش با زنبورها رو نشون بده.

دیدن صدها هزار زنبور خیلی جذابه

که دور و برش به یک موجود زنده واحد تبدیل میشن.

الان قشنگ شده؟

فوق‌العاده به نظر می‌رسه.

اون‌قدر خیره‌کننده است که بعد از فقط یک بار دیدنش،

می‌دونم که باید خودم امتحانش کنم.

دیشب مدام همین خواب‌ها رو می‌دیدم،

که دسته‌های زنبور همه جا بودن،

که واقعاً دیوونه‌کننده‌اس.

واقعاً روی یه بخش از ناخودآگاهم تأثیر می‌ذاره.

پس اینجا انجامش بدم؟

آره.

گَن بهم یاد داد که باید به زنبورها احترام بذاری.

اونا یه روش ارتباطی بسیار

پیچیده دارن.

پیراهنتو تو بذار.

اگه یه دسته زنبور بخواد نیشت بزنه،

اون‌قدر بهت حمله می‌کنن تا کارشون تموم شه...

خوبه.

...چون حاضرن برای محافظت از کندوشون بمیرن.

زنبورها جذب رنگ سیاه می‌شن.

و گَن بهم توصیه کرد این کارو نکنم.

آره. - ولی چون من همیشه مشکی می‌پوشم،

مشکی پوشیدم.

اولین قدم پیدا کردن زنبور ملکه‌اس،

بزرگ‌ترین زنبور تو کندو.

حالا باید بشینم، گَن؟

آره.

اون می‌خواد زنبور ملکه رو

دور گردنم بذاره.

دستامو این‌جوری نگه دارم؟

آره.

زنبور ملکه یه فرومون داره که

این زنبورها رو جذب می‌کنه.

اونا دنبالش می‌کنن و ازش محافظت می‌کنن.

خوبه؟

آماده.

بیشتر، بیشتر.

بیشتر.

اگه نزدیک بینی، گردن یا دهانت هستن،

روشون نفس نکش.

چون وقتی بازدم می‌کنیم، اون کربنه.

زنبورها دوست ندارن.

چند تا نیش خوردم.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left