196 dòng đầu tiên.
*
زود برمیگردم سفارشتون رو بگیرم.
خوبی؟ - اوهوم.
اینجا هنوز همه چی خوبه؟
غذا خوبه؟ - اوهوم.
سلام، دش اور داین هستم. سَم صحبت میکنه.
زود برمیگردم با صورتحساب.
اگه فردا خانوما زودتر بیاین،
مطمئن میشم اون رولهای دارچینی رو براتون آماده میکنم.
عمدهفروشی هانگری سفارش رو کنسل کرد.
گفتن کارت رد شده.
و اگه تا کریسمس مواد غذایی بخوایم،
آه، تخممرغ! این یادم آورد...
معرفی میکنم: فریتاتای جن. یه تستکننده میخوام.
وای. محشره.
مگه نه؟
صبح بیدار شدم دیدم یه دستور غذا کنار تختم خطخطی شده.
نمیدونم چرا، همیشه اونا بهترین از آب در میان.
سلام، امیلی.
سلام.
اوه، سلام.
سفارشتون تقریباً آمادهست. - ممنون.
بذار ببینم.
دو تا برگر، دو تا سیبزمینی سرخکرده، دو تا سالاد کنار غذا.
اونا... مهمون ماست.
دسی.
این رستوران منه، قوانینش هم مال منه. تازه، کریسمس هم نزدیکه.
ممنون.
الان برمیگردم.
دسی؟ با کارت چی کار کنم؟
اگه تخممرغ یا شیر یا فلفل نداشته باشیم،
حتی فریتاتای جن هم نخواهیم داشت و...
اون چیه؟
جای نگرانی نیست. بیا، کارت منو استفاده کن.
ولی این کارت شخصی شماست. نمیتونم.
سَم... این شلوغترین زمان سال ماست.
هرچی لازم داری بخر.
امیدوارم برای دسر جا نگه داشته باشی.
و اینم یه کم از شکلات نعنایی پالی.
کریسمس مبارک.
کریسمس مبارک، دسی.
دَشر، به پیش!
دنِسر! پرَنسر، ویکسن!
رفتی تو؟
هنوز نه. دارم نگاه میکنم.
پنج روز مونده به کریسمس پرواز کردی اومدی نیویورک،
فقط برای تماشا کردن، گریسون.
ببین، زمانبندی باید بینقص باشه.
زمان، دوست من،
همون چیزیه که داری از دستش میدی.
*
شما دارید به دلیلا گوش میدین.
امشب رو شروع میکنیم
مستقیم میریم سراغ خطوط تلفن.
این بار من وصل میشم.
حسش میکنم.
شمارهگیری کن... ۳۳-۵۴۵۲.
وای، دسی... این لحظهی من بود.
ببخشید جو، برای جشن تعطیلات زودتر میبندیم.
کاپشنهاتون، آقایان.
نمیخواستم این بار یادتون بره.
فکر کردم وظیفه ماست که مراقبتون باشیم.
اوه، دسی نیاز نداره کسی مراقبش باشه.
اون شور و نشاط پدرش رو داره.
میدونی که، همه به یکی نیاز دارن.
حالا که حرفش شد، همین الان با همسرت تلفنی صحبت کردم.
وقتی سفارش دادی به من نگفتی
که با دو پرس بیکن رژیم داری.
اون بهت زنگ زد؟
آره، زد.
اوه، پالت، تو لوش دادی؟
معلومه که کرد.
وقت رفتنه، جو.
به سلامت رانندگی کن.
چطور به نظر میام؟
مثل زنی که آمادهست
که یه بوسهی زیر دارواش توی جشن تعطیلات بگیره.
زیاد نیست، مگه نه؟
اوه، تو خیلی خوشگلی سَم.
میدونی، من میتونم بمونم و کمک کنم اینجا رو ببندیم،
اگه میخوای بری آماده شی.
نه، اصلاً امکان نداره.
من که امشب نمیتونستم بیام.
به اندازه هر دومون خوش بگذرون، باشه؟
ممنون، دسی.
میتونی این کارو بکنی. میتونی این کارو بکنی.
خب، طبق برنامه پیش نرفت.
عزیزم، دنیای بزرگی اون بیرون هست
و تو داری از دستش میدی
باید قرار ملاقات بری
پولی، ما حداقل هفتهای یه بار در مورد این حرف میزنیم
من خودم از پس خودم به خوبی برمیام
راستی، صحبت از قرار شد... شنیدم برنی گفت
امشب برات یه رقص نگه داشته؟
اون مرد از سال ۲۰۰۲ داره برام یه رقص نگه میداره
میتونه یه ساعت بیشتر صبر کنه
میدونی، پدرت هم همین کار رو میکرد
چی کار میکرد؟
یه نقطه رو پنج بار تمیز میکرد
به جای اینکه حرف بزنه چی تو دلشه
آره، و تمیزترین تعمیرگاه نیویورک بود
مطمئناً
عزیزم
این غذاخوری همه عشق و زندگیت روئه
و هردومون میدونیم برای نگه داشتنش چی لازمه
من به معجزه اعتقاد دارم، ولی ما ۱۲ هزار دلار بدهکاریم
این همینطوری از هیچ جا پیدا نمیشه
حتی تو کریسمس
اولین سه سال از نظر آماری سختترین سالها هستن
برای هر رستورانی
پس اگه بتونم یه سال دیگه دووم بیارم، میدونم که اوضاع بهتر میشه
ولی ما یه سال وقت نداریم
قسط وام ۲۶ام سر میرسه
خب، پس شاید این یه نشونه است که دست بکشم
بیشتر در مورد حرفامون فکر کردی؟
آره، و نمیتونم اون کار رو بکنم
ببین، پدرت اون کامیون رو خیلی دوست داشت
آخه، من خواهرشم!
و حتی نمیذاشت پشت فرمونش بشینم
ولی اون تو رو بیشتر از هر چیزی دوست داشت
پولی، من همین الانم به اندازه کافی عذاب وجدان دارم
دیگه نمیتونم فروش کامیون رو هم بهش اضافه کنم
دیدنت که از رؤیات دست میکشی، قلبش رو میشکست
در واقع، تو دل خیلیها رو میشکنی
پدرت خیلی وقت پیش با اون کامیون خداحافظی کرد
حالا نوبت توئه
باشه. امشب برای فروش میذارمش
آفرین دخترم
میتونی خودتو خالی کنی، میدونی که
آه، اون لامپ تمام هفته داره اذیتم میکنه
هی، داداش بزرگ
گوزن شمالی داره پرواز میکنه
چی؟
اون داره میره
بزرگتر که میشی، مسخرهتر میشی. خب، حالا برنامت چیه؟
خب... امیدوارم همینطوری اتفاقی ببینمش
تو این مراسم «هالیدی هاپر»
هالیدی چی چی؟
یه رقص کریسمسِ که اینجا تو شهر دارن
فکر میکنم برای همینه که زود بستن
فکر میکنم ایده خیلی خوبیه
موقع والس رقصیدن، همینطوری اتفاقی سوالپیچش کن
من فقط چند روز دیگه وقت دارم. دیگه چی پیشنهاد میکنی؟
میدونی، اکثر مردم بیخیالش میشدن
و از تعطیلات لذت میبردن
آره خب، من مثل بقیه نیستم
شب خوبی داشته باشی. - تو هم همینطور، عزیزم.
کریسمس مبارک، هر جا که هستید
در ایالت بزرگ نیویورک
کریسمس مبارک، دلیله
امیدوارم کنار یه آتیش گرم لم بدی
و عزیزانت رو امشب یه کم محکمتر بغل کنی
ولی اگه مثل من دلتنگ کسی هستی
این کریسمس یه نفر خیلی ویژه... امیدوارم این آهنگ بعدی
قلبتون رو مثل یه پتوی گرم در آغوش بگیره
با خاطرات کریسمسهای گذشته
آره. الان واقعاً وقت مناسبی نیست
چرا داری پچ پچ میکنی؟
من خونهاش هستم
تو خونهاش چیکار میکنی؟
یادت میاد اون عکس تعمیرگاه پدرش رو
از اون مقاله قدیمی روزنامه؟
آره
خب، یه گاراژ اینجا هست
و روش یه تابلوئه که دقیقاً همون شکلیه
خب؟
پس میرم و یه نگاهی بهش میندازم
و ببینم آیا چیزی هست که واقعاً بهمون کمک کنه
میدونی چی بیشتر بهمون کمک میکنه؟
اینکه تو دستگیر نشی؟
اوه، بابا! این فقط یه گاراژ قدیمیه
تو ملک شخص دیگه
آره خب، باشه، حرف حسابیه
بابا، متاسفم
فقط وقتی رسیدی به متلت بهم زنگ بزن
اوه!
شب خوبی داشته باشی
*
*
به نظرم خوب کار میکنه
خب، میخوای اسمشو چی بذاری؟
میدونم
چی شد دسیدختر؟
قرمز
قرمزه پیر. از این اسم خوشم اومد
یه وانت کریسمس میشه
یه وانت کریسمس، هان؟
حق با توئه
حتی میتونیم تو مسابقه جشن تعطیلات شرکتش بدیم
بذار مامان تزئینش کنه
میتونیم اینو یه سنت خانوادگی جدید کنیم
نظرت چیه؟
آره. - آره
خیلی خب
و کریسمس مبارکیه
شما دارید به دلیله گوش میکنید
No comments yet. Be the first to leave one.