Shetland

Shetland

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 5

Thông tin phát hành

Shetland S05E04 720p iP WEB-DL AAC2 0 x264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 4 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-21
Lượt tải xuống: 21
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

دانیل اوگارا اومده بود اینجا تا خواهرشو پیدا کنه.

فکر می‌کنیم زیزی رو قاچاقچی‌های انسان نگه داشتن.

خب، می‌دونی دخترای مسافرتی کین؟

اونا با کشتی میان اینجا تا تن‌فروشی کنن.

وقتی پول کافی درمیارن، برمی‌گردن خونه.

ولی تو از اونا نیستی؟ نه.

لطفاً یه کمکی اینجا لازم داریم!

کالوم دانوودی حدود ۱۵ دقیقه پیش مُرد.

اگه می‌خوای بزرگ شدن بچه‌هاتو ببینی، دهنتو ببند.

پوله.

لطفا بده بهش. به کی بدم؟

سه چهار تا آپارتمان که دخترای قاچاق شده توشون بودن.

پس دخترای نیجریه‌ای چی؟

خالکوبیتو کجا زدی؟

یه مار رو دستش بود.

یه مار دو سر.

حالت خوب میشه.

بجنب!

آندریا فکر می‌کنه اون کسب‌وکارشو به گریم بنسون فروخته.

اینجا شتلنده. می‌شناسیش؟

آره، می‌شناسمش.

یکی داره دخترمو تهدید می‌کنه.

باید برگردی خونه تا بتونم حواسم بهت باشه.

زیزی هیچ‌وقت از شتلند نرفت.

در باز شد.

برو پایین.

خوبه، خوبه. حالت خوبه؟

حالش خیلی خوبه.

داره بهتر میشه.

اونا چین؟

دارو.

هی! بذار یه کم بخوابه.

باید بدونم چه خبره.

چیزی نیست که نگرانش باشی.

خب، معلومه که هست، وگرنه مجبور نبودی منو اینجوری قاچاقی بیاری بالا.

اون فقط یه احتیاط بود.

جیمی فقط داره حواسش بهت هست، عزیزم.

من بچه نیستم. باشه؟

حق دارم بدونم تو چه خطری هستم.

باشه.

فکر می‌کنیم هرکس که دانیل اوگارا و خانواده هیز رو کشته،

تو قاچاق انسان دست داره.

تو گلاسگو داشتم یه سرنخ رو دنبال می‌کردم و به نظر میاد...

ممکنه اعصاب یکی رو به هم ریخته باشم.

اعصاب کی رو؟

هنوز نمی‌دونم، ولی واکنش اونا این بود که...

تو رو هدف قرار بدن.

و دنبالت کردن و فهمیدن کجا زندگی می‌کنی.

و عکس گرفتن.

خب، اون احتمالاً فقط یه اخطار بود، فقط برای اینکه تلاش کنن...

من عقب‌نشینی کنم، ولی این آدما هر روز زن‌های جوون رو می‌دزدن.

درسته.

ممنون که بهم گفتی.

در زدن.

حالت خوبه؟

آره.

کسی، ایشون الکسه.

اون قراره چند روز آینده اینجا بمونه.

سلام. از آشناییت باهات خوشحالم، کسی.

پسرم، تو اونقدر بزرگ هستی که پلیس باشی؟

۲۳ سالمه.

می‌تونی از پس خودت بربیای؟

چی؟ تو دعوا؟

خب، آره، از پس خودم برمیام. آره.

کارت تموم شد؟

آره.

خب.

بازم میام سر بزنم بهت، باشه؟

آره، حتماً.

اگه اتفاقی افتاد، بهم زنگ بزن. بله، قربان.

هی آلیس، فقط زنگ زدم ببینم حالت خوبه؟

احتمالاً باید با هم صحبت کنیم.

خوبه که همدیگه رو ببینیم، پس وقتی فرصت کردی بهم زنگ بزن.

خداحافظ.

خب، آرون مک‌گوایر هنوز مظنون اصلی قتل‌های...

دانیل اوگارا، پرنتیس هیز و کارلا هیزه.

و ما مظنونیم که اون زیزی اوگارا رو نگه داشته، و احتمالاً...

یه دختر دیگه رو هم.

خب، سندی دیروز رفت مورگ دانوودی رو ببینه.

و اون ادعا می‌کنه که هیچ زنی سوار کشتی "سیلور دارلینگ" نبوده...

شبی که کالوم به سمت سرزمین اصلی حرکت کرد.

آره، احتمالاً تو این شرایط هوشمندانه‌ترین کار نبوده.

ولی اطلاعات مفیدی به دست آوردیم.

یعنی اینکه این زن‌ها هنوز توی جزیره هستن.

ولی چطور پیداشون کنیم بدون اینکه تمام...

خونه‌های شتلند رو بگردیم؟

اگه اونا اینجا هستن، پس من فکر می‌کنم مک‌گوایر هم اینجاست.

و به گمونم اون یه جایی مجبور میشه خودش رو نشون بده.

پس، بیلی، هرچیزی که از مک‌گوایر داریم رو بررسی کن.

چون اگه حتی یه ردی پیدا کنیم، حداقل می‌تونیم...

جستجو رو یه کم محدودتر کنیم.

همچنین باید این یارو، گریم بنسون رو هم بررسی کنیم.

اون اصالتاً اهل شتلنده.

الان ساکن گلاسگوه.

پولش رو از املاک به دست آورده و صاحب هتل مک‌بِی‌ئه.

فکر می‌کنم اون کسیه که داره قاچاق رو سازماندهی می‌کنه.

پس مک‌گوایر برای بنسون کار می‌کنه؟

آها! هنوز نمی‌دونم.

ولی بررسی کن با هرکی که در تماس بوده...

اینجا.

باشه؟

بچه‌ها چطورن؟

هنوز بهشون نگفتم

و خودت چطور دوام آوردی؟

ببین، چی می‌خوای؟

کالوم گفت اون شب که داشت

به خشکی اصلی می‌رفت، هیچ زنی تو قایق نبود.

واقعاً؟ اینو که تو بهم گفتی.

آره خب، هرچی گفتم، بی‌خیال.

عصبانی بودم. من هیچی نمی‌دونم.

باور نمی‌کنم.

کالوم خوشش نمی‌اومد این کارو بکنه، مگه نه؟

یعنی، آدم درستی بود، پس این کار به دلش نمی‌نشسته.

اینجوری آدم تو قایق جابه‌جا کردن.

فکر می‌کنم با تو در موردش حرف زده مورگ، چون

کس دیگه‌ای رو نداشته که باهاش حرف بزنه.

مورگ، مهمه.

آدما تو خطرن. دخترای دیگه.

آها، و تو فکر می‌کنی اونا برام مهمن؟

من تازه شوهرمو از دست دادم.

بچه‌هام تازه باباشونو از دست دادن!

من هیچ علاقه‌ای به چند تا... دختربچه کوچولو که خودشونو

درگیر اون عوضی‌های بی‌رحم کردن، ندارم.

اوه، تو دیگه عجب آدمی هستی.

خدایا، تو دیگه عجب آدمی هستی!

آدما تو خطرن؟

نه، کالوم تو خطر بود.

و تو به خودت زحمت ندادی کمکش کنی.

دفعه قبل چطور بود؟

انقدر مضطرب نبود.

فکر کنم یکی سراغش رفته.

بگو ماشین گشت این بعد از ظهر یه سر به خونه مورگ بزنه

و ببین می‌تونی یه لیست از تماس‌های ورودی و خروجی خونه رو گیر بیاری.

بیلی، تو ردیابی مک‌گوایر به کجا رسیدیم؟

تا الان تو این هفته هیچ اثری ازش تو شتلند نیست.

اون همینجاست، بیلی.

می‌خواستی بدونی گریم بنسون با کی در تماس بوده؟

کارلا هیز؟

بنسون تو هفته قبل از کشته شدنش چهار بار به موبایلش زنگ زده.

هیچ ایده‌ای داری این تماس‌ها در مورد چی بودن؟

نه، ولی حتماً مهم بوده.

آخرینش حدوداً 50 دقیقه طول کشید.

سندی، می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

تو هم بهتره بیای، جیمی.

با PIRC صحبت کردم.

و ما تصمیم گرفتیم که خودکشی کالوم دانوودی

مستلزم تحقیقات بیشتره.

متاسفم، سندی.

درست میشه.

واقعاً؟

می‌دونم این جور چیزا چطور پیش میره.

همه دنبال یه قربانی می‌گردن.

نه. نه، نه، نه.

نه، ما فقط می‌خوایم تمام حقایق رو مشخص کنیم.

خب، من حقایقو بهتون گفتم و هیچ ایده‌ای نداشتم که اون می‌خواد اون کارو بکنه.

کجا داری میری؟ برم به نماینده‌م زنگ بزنم.

دارم ناهار درست می‌کنم، گرسنه‌ای؟

مطمئن نیستم.

مطمئن نیستی گرسنه‌ای؟

نه، اون هیچوقت در مورد ناهار چیزی نگفت.

کی نگفت؟

رئیس.

اگه بیاد و منو در حال خوردن ببینه، شاید زیاد خوب نباشه.

از بابام می‌ترسی؟

راستش، آره.

خب، اینا باید تا امروز مصرف بشن، پس بهتره بخوری.

یه تخته گوشت بهم میدی؟ آره.

باشه، این تخته گوشت کجاست؟

ببخشید، کابینت پایینی.

پس، اگه کارلا برای بنسون کار می‌کرد،

داریم می‌گیم اون کسیه که به حمله به هیزها دستور داده؟

نمی‌دونم.

اما اگه اون داره عملیاتو می‌چرخونه، پس حتماً آدمای درست و حسابی رو داره

از اون عوضی‌های بی‌رحم که انجامش بدن.

تو با آوردن کسی به خونه کار درستی کردی.

آه!

من اونو به خطر انداختم.

تقصیر تو نبود.

خب، شغل من باعث شد اون هدف قرار بگیره.

اون به خاطر من آسیب‌پذیره.

کسی آسیب‌پذیر نیست.

اون تو رو داره، دانکنو داره، و اگه متوجه نشده باشی،

دختر کوچولوت بزرگ شده و تبدیل به یه زن جوون خیلی قوی شده.

این به خاطر توئه.

باهوش هم هست. اینو از مامانش گرفته.

بهت گفتم، اگه هرچیزی مشکوک بود که داشت اتفاق می‌افتاد، اون

کار پرنتیس بود.

من خودمو قاطیش نکردم.

مادرت چی؟

اون چی؟

خب، اونم خودشو قاطیش نکرد، یا اون بود که همه‌چیزو سازماندهی می‌کرد؟

سازماندهی چی؟

ببین، برای آخرین بار، پرنتیس بود.

جیمی، بس کن! من این حرفا رو شنیدم.

تو نمی‌تونی همینطور همه چیزو بندازی گردن برادر مرده‌ت.

چون پرنتیس خرده‌پا بود.

اون یه قواد و یه دلال بود. اونقدر بازیگر مهمی نبود

که مستلزم این باشه که همراه با خانواده‌ش از بین بره.

این ماجرا در مورد چیز بزرگتریه.

و من باید بدونم مادرت تو چی دست داشته.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left