Blue Lights

Blue Lights

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

Blue Lights S03E04 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-SAiNT
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 4 Blue Lights 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-20
Lượt tải xuống: 14
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

این همه چیزه

جینلی‌ها دارن تو ایرلند شمالی قاچاق مواد مخدر می‌کنن.

همه‌ش همین خط ساحلیه.

و ما به هر قیمتی ازش محافظت می‌کنیم.

سطح تهدید به حد شدید رسیده.

داشتم میرفتم دیدن مامانم. داره میمیره، ساندرا.

رفته.

نه، نکن! نکن! توروخدا نکن!

ما بچه‌تو میکُشیم.

کافیه که سر راه ما قرار نگیری.

بگو چی میخوای.

موضوع چی نیست. موضوع کیه.

از این آدرس با ما تماس گرفتن.

حتماً یه اشتباهی شده.

قراره بهشون آسیب بزنه.

فکر کنم باید با یکی حرف بزنی، آیسلینگ.

درود بر مریم، پر از فیض... درباره اون تصادف.

فکر می‌کنی تصادفیه که ما اومدیم اینجا؟

ما قرار بود بیایم اینجا.

دور بزن!

گروهبان، یه اتفاقی داره اونجا می‌افته.

می‌خوای من برخلاف توصیه سی‌وان و سی‌تری عمل کنم؟

شان، گریس این بچه رو می‌شناسه.

و اگه گریس فکر می‌کنه اون تو دردسر جدی افتاده...

پس اون واقعاً تو دردسر جدی افتاده.

لیندزی، کجا داری میری؟

اون مصاحبه رو برات گرفتم. یه کار مهم و جلوی چشم.

همون‌طور که گفته بودم.

وایسا، اون لیندزیه؟ استیوی!

وایسا! (صدای جیغ لاستیک)

لعنتی!

آه، حالت خوبه.

صبح بخیر، رئیس.

بس کن.

اون واسه چی بود؟

چون پشتم بودی.

خب، این کار منه

هوم

پس می‌خوان تو باهاش حرف بزنی؟

آره

فکر می‌کنن شاید من بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم

داری خودتو نشون میدی. آه.

دارم فی‌البداهه انجامش میدم

همه همینطوریم

اوه، اِم، از اَنی خبری داری؟

نه

فکر می‌کنی اون بالا در امانه؟

خب، بهترین آدممون رو گذاشتیم سر این کار

خرد شدن

صدای مرغان دریایی

اِم

عالیه

چرا نمیای تو؟

اونجا وایسادی مثل یه آژان

من یه آژانم

ای بابا!

من برش می‌دارم

ممنون

می‌تونم یه کمکی بکنم؟

نه، مشکلی نیست

همه چی خوبه؟

اینجا مراسم ختمه، نه یه پاسگاه لعنتی پلیس!

صدای در

بله؟

دانا، یه نفر برای عضویت اومده

عضویت بسته شده

آره، بهش گفتم

خب که چی؟ میگه نمیره

آخه به چی فکر می‌کردی؟

نگرانش بودم

تو شیفت نبودی، تنها هم بودی

نزدیک بود کشته بشه

آیسلینگ، قراره یه بازرسی داخلی انجام بشه

باشه، ایرادی نداره

ببخشید؟

من پای حرفم وایمیستم. پاسبان.

فرمانده

پشیمون نیستم

آیسلینگ

ما فکر می‌کنیم دچار ضربه روحی شدی.

تروما؟

فکر می‌کنید دارم دیوونه می‌شم؟ نه. نه.

من اصلاً اینطوری توصیفش نمی‌کنم.

خانم. وقتی از اون مأموریت برگشتیم

و تو سیستم ثبتش کردیم،

می‌دونستم هیچ اتفاقی نمی‌افته چون هیچ‌وقت نمی‌افته.

اون دیشب ممکن بود کشته بشه.

پس من دارم دیوونه میشم یا کلِ اینجاست که مشکل داره؟

امروز سر کار نیستی. دارید منو تعلیق می‌کنید؟

پیشنهاد می‌کنم بری خونه

تا وقتی که برای مراحل بعدی تصمیم بگیریم.

و می‌خوام اسلحه‌ات رو اینجا بذاری.

اینجا پشتمی؟

آیسلینگ... پشتم هستی؟

بیا تو، تامی.

راجع بهش حرف زده؟ در مورد حادثه رانندگی؟

یه کم، خانم. نه خیلی زیاد.

حالش چطوره، از نظر روحی؟

حقیقت رو بگو، تامی.

این اسلحه اونه؟

معلقش کردی؟

چه قانونی رو شکسته؟

مثل یه خودسر عمل کرده!

کجای قانون گفته اگه نگران کسی هستیم...

نمی‌تونیم تو وقت آزادمون پیگیرش باشیم؟

تامی.

متاسفم.

این اشتباهه.

بهشون چی گفتی؟

ازت دفاع کردم.

ممنون.

آیسلینگ، حالت خوب میشه؟

معلومه که خوبم.

امروز صبح یه تماس از واحد خشونت خانگی داشتم.

داره همه چیزو بهشون میگه.

سال‌ها آزار و اذیت. کنترل قهرآمیز.

تجاوز جنسی. متهم شد.

زنگ زدن ازم تشکر کنن.

پس اگه می‌خوان به خاطر این مجازاتم کنن، به جهنم.

خب، خانم مک‌اینتایر.

علاقه‌مندین به ما بپیوندین؟

اگه قبولم کنین.

اینجا دوستی دارین؟

الان بیشتر دشمن.

باشه.

بذاریم این تظاهر رو تموم کنیم، باشه؟

چطوری پیدام کردی؟

من تو رو اینجا گذاشتم.

درست قبل از اینکه... بازنشسته بشم.

فوگرتی ازم پرسید آیا ملکی رو می‌شناسم...

برای یه باشگاه خصوصی جدید.

وقتی تو رو گذاشتن که مدیریتش کنی، با خودم گفتم...

"این دیگه کیه؟"

چی می‌خوای؟ یه زندگی آروم.

اما واقعاً جور در نمیاد.

من حرفی با تو ندارم.

مشکلی نیست. من حرف می‌زنم.

فوگرتی قراره زمینت بزنه.

اون اینجا رو طوری اداره می‌کنه که انگار تو مرکز شهر دوبلینه.

نمی‌تونی این کارو کنی.

نمی‌دونی با چی طرفی.

با چی طرفم؟ پلیسا.

منظورت پلیسه؟

اونا هم مثل بقیه ما داغونن.

اونا طبق قوانین بازی نمی‌کنن.

فوگرتی اینو نمی‌فهمه.

و تو می‌فهمی؟

۳۰ سال، حتی یه جریمه پارک هم نگرفتم.

خلاص شدن از دست من اشتباه بود.

اگه قبول شدم خبرم کن.

یه مقدار گل تو خونه کشیش هست.

میری بیاریشون؟

من سر کارم. آه، عاقل باش.

خونه کشیش چیه؟

خونه کشیش، احمق!

بیا دیگه. یه کاری بکن.

اینم آدرس، ته کوچه است.

متاسفم بابت فقدانتون.

ممنون.

حالت چطوره؟

نمی‌دونم.

آره.

منظورم اینه که، چطوری اصلا...؟

ببخشید، اَنی.

یه کم هوای تازه لازم دارم.

امن نیست. ساندرا.

لارنس کجاست؟

بیا.

اومدی اعتراف کنی؟

اِم.

نه، پدر. من اومدم گل‌ها رو بگیرم.

فقط داشتم سر به سرت می‌ذاشتم. بیا.

مذهبی هستی؟

من، اِم... معنوی‌ام.

"معنوی".

ای بابا.

چی گفتی؟

هیچی.

همشون برای خانواده کانلون هستن.

اینو کی آورد؟

امروز صبح دم در بود.

صدای زنگ ساعت.

اون برای شما نیست.

منو ببخشید، پدر.

مطمئن نیستم خاله بی‌ای شما از من خوشش بیاد.

مطمئن نیستم از کسی خوشش بیاد.

اینجا زیباست.

آره.

وقتی بزرگ می‌شدم همیشه قدرش رو نمی‌دونستم.

فقط فکر می‌کردم...

دنیا همین شکلیه.

آره. منم همین فکرو در مورد داگنهام می‌کردم.

اِم. ساندرا!

اینجا چه خبره؟

داریم میریم.

چی شد؟

متأسفم

فقط بگو چی شد. متأسفم، مامان.

یه تهدید هست. فعاله.

باید از اینجا بریم. آنی، بیا بریم.

More Farsi Persian subtitles for Blue Lights

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left