200 dòng đầu tiên.
خب، خب، خب
شوماخر کوچولو واسه خودش دوستدختر پیدا کرده
تو واقعی هستی. تنها کسی که هست
عجب دو تا شکارچی کوچولویی
میچ
نوئل "کلهپوک" مکمانوس، با من ازدواج میکنی؟ آره، باشه، قبول
سالم بود که دختردار شدم. الان پیش خونوادهی اونه ۱۳
سلام میا، من استیسم
یه دلیلی داشت که از همون اول گذاشتم ببرتش
شاید من اصلاً واسه مادری ساخته نشدم
باید سر فرصت و تنهایی در موردش فکر کنم
من آقای دانوان هستم
و تبریک میگم، چون امسال من معلم راهنمای شمام
به نظرت چقدر عجیب بود
که نوشیدنیِ دقیقاً موردعلاقهم رو روی میزم پیدا کنم؟
استلا ازم خواسته برای پست معاونت درخواست بدم
شاید این کار رو بکنم، فقط واسه اینکه راه تو رو سد کنم
استلا، خواهش میکنم
توی مدرسه؟ چطور تونستی؟ حالا باید فکر کنم که کی رو ممکنه
برای پست معاونت معرفی کنم
از استراحتت لذت ببر داریوش. ترم شلوغی پیش رو داری
"شارلمانی" از گروه بلاسومز
کی عشق رو انداخت تو سرم؟
آقای دانوان، یه لحظه وقت دارین؟
یه نسخهی دیگه از فاکتورتون رو چاپ کردم
فکر کردم شاید قبلی رو گم کرده باشین
آه، ممنون. باید تا آخر امروز تسویه کنین
بهطور کامل
باشه، خب، چطوره همین الان سریع برم کارت اعتباریم رو بیارم؟
آقای دانوان
فکر کردم شاید بهتر باشه دستگاه کارتخوان رو خودم بیارم براتون
پس اگه بری، من میفهمم
اشکهای طلایی، منو به حال خودم رها کرد
"واترلو رود داره گوش میده"؟
این قراره چه معنیای بده؟
واو. قشنگ میتونم توی دماغت رو ببینم
کجا بودی؟ فکر کردم مجبورم تنهایی با این مسخرهبازیها
سر و کله بزنم. اه، ماشینم خراب شد
آره، لابد همینطوره
میدونستی قراره اینقدر بزرگ باشه؟
تو میگی بزرگ، من میگم جسورانه
آره؟ خب، منم میگم یه هدفِ ضایع
یه پیام واضح رو میرسونه
چی، اینکه مایهی خندهی عالم و آدمیم؟
این گروهِ جدیدِ بچهها رو ببین
اینا همونایی هستن که هیچ مدرسهی دیگهای حاضر نشد
براشون وقت بذاره. پس باید بهشون بگیم هر اشتباهی که کردن
هرچقدر هم که زندگیشون کج رفته باشه، باز هم میتونن جبرانش کنن
ببین، به ما نگاه کن
اگه ما تونستیم از هیچی به یه جایی برسیم، پس اونا هم میتونن
ببخشید، "موفقیت"؟
من دیگه اینقدرها زیادهروی نمیکردم
تو از طرف خودت حرف بزن رفیق. من نقشههای بزرگی دارم
ولی میفهمم چرا نگرانی. یه چیزی لای دندونات گیر کرده
شوخی میکنی دیگه
اسفناج دوست داشتن خوبه. صبر کن، چیزی اونجا نیست، هست؟
آروم باش
مرد، عذرخواهی نکن
احتمالاً تقصیر منه. خیلی بینظم و بیقاعده عمل کردم
که اینجا ایستادم و این حرفا
بسیار خب، لطفاً برین داخل
خانم ویتول بهتون نشون میده کجا باید برین
به واترلو رود خوش اومدین
سلام. خیلی ببخشید که مزاحم میشم
اجازه دارین اینجا پارک کنین؟
اگه تو لو ندی، منم نمیدم
فقط برو تو، باشه؟
بیا بریم
میدونی، نمیتونم تحملش کنم. فکر کرده کیه؟ آره، شوئی
اگه اینجوری به هم بچسبیم، بقیه میفهمن
آره، زیاد جالب نیست، نه؟
یه کم بچهگونهست، مثل سال هفتمیها
شاید وقتشه که، میدونی، بریم مرحلهی بعد
اوم، خب، ما قبلاً در این مورد حرف زدیم
فکر کردم هنوز آماده نیستی
آره، دفعهی پیش که حرف زدیم نبودم، اما... الان
پس خدا چی؟
تهِ تهش، فکر میکنم خدا فقط میخواد ما هم رو دوست داشته باشیم
همم. همم
هی. حالت خوبه؟
آره. فکر کردم یکی رو دیدم که میشناختم، اما
ما توی مدرسهایم. آدمای زیادی رو میشناسی
مسئله اینه که فکر نمیکنم اینجا جا برای سه تا میز داشته باشیم
اوه. زحمت نکش... خودت رو اذیت نکن نیشا، همونجا بمون
اوه! باز هم سه تا معاون بهتر از یکیه
همونطور که تو ضربالمثلها میگن
میدونی، اگه مشکلِ جا داریم، من مشکلی ندارم از کلاس خودم استفاده کنم
خب، پس اونوقت کجا با هم همفکری و کار کنیم؟
خب، تو و داریوش میتونین با هم همفکری کنین
و در ضمن، اوم، واقعاً به سه تا میز اینجا نیاز نداریم
اوه. من و استلا فکر کردیم بهتره از یه دفتر مشترک استفاده کنیم
فقط به خاطر وظایفِ متفاوتی که داریم
ببخشید، یعنی تو میخوای اون تو باشی
و ما قراره اینجا بیرون باشیم؟
آره. مگه فرقی میکنه کجا بشینیم؟
منظورم اینه که تهش همهمون توی یه تیمیم، مگه نه؟
باید واسه "ولاگ" یه سلفی از اولین روزِ برگشت بگیریم. اوه
بگین "استاد آرایش"
استادِ چی چی؟
آه! دارم آموزشهای آنلاین میذارم
جوری رفتار نکن انگار ندیدیشون
من یه ستارهی اینترنتی هستم
شبکههای اجتماعیم الان دارن میترکونن
تو؟ تو میخوای آموزش آرایش بدی؟
حرف خاله زنکی داری بزنی؟ محض تنوع
هی، ولش کن. فقط داشت شوخی میکرد
در هر صورت، من که صبرم سر اومده. فکر کنم حسابی بترکونی، پورشا
کاملاً مطمئنی که میخوای کارهای روزمره رو من بگردونم؟
ببین، اگه روی مسائل کلیتر تمرکز کنم مفیدترم
ترم قبل حواسم پرت شد
و چیزهایی رو از دست دادم که نباید میدادم
اینکه تو مسئولیت بیشتری رو قبول کنی
برای هردومون خوبه. این یه تغییره، ولی داشتنِ سه تا معاون هم همینطور
حمایت و اعتماد کامل من رو داری
و هرچی زودتر پرسنل این رو بفهمن، برای همهمون بهتره
خب، نمیخوای بری؟ واقعاً نمیخوای با من بیای
نه؟
برو. (نفسش را با شدت بیرون میدهد)
یه کم احساس میکنم نادیده گرفته شدم. همه قراره معاون بشن؟
اه، درسته. خب، نیشا مسئول مقاطع بالاتره
من هم مسئول سالپایینیهام
و داریوش هم مسئول پیشرفت و نوآوریه
که یعنی چی؟
یعنی بقیهی کارها با اونه. درسته
لحنت عوض شده
فکر میکردم معاون بودن خیلی کار داره
آره، و... داریوش، اه، آره متقاعدش کرد
آره. تیم خیلی خوبی میشیم
بفرما، اینم از پسرِ روی پوستر. (خنده)
آه، پس همهتون دیدینش؟
خب، میدونی که نمیشد ندیدش گرفت
خیلی بزرگه. بنر عالی به نظر میرسه، مگه نه؟
اوه، اوه، آره
بسیار خب، صبح همگی بخیر. ترم جدید، دوران جدید
قفل رمزیِ این در دیگه کار میکنه، پس کارت شناساییتون رو گم نکنین
چون پشت در اتاق معلما میمونین
و همینطور چهرههای جدیدی رو توی کلاسهاتون میبینین
توی جذب دانشآموز یه کم مشکل داشتیم، واسه همین امسال
با درخواست ثبتنامِ هر کسی که متقاضی بوده موافقت شده
حتی بچههایی که از مدرسههای دیگه اخراج شدن؟
بله. چون اگه توی سال نهم و دهم از اونا دست بکشیم
خدا میدونه آخر و عاقبتشون چی میشه. آه
یعنی اونا تهماندههایی هستن که هیچکسِ دیگه نمیخوادشون
یعنی اینکه واترلو رود یه پناهگاهه
اینجا به همه فرصتِ دوباره داده میشه
بسیار خب، بریم سر کارمون دوستان
دوستان
چشمها به برگههای تمرین
ترم جدید، موضوع جدید
امپراتوری روم
دانشآموزای جدید لطفاً یه جا برای نشستن پیدا کنن
من شخصاً همیشه کالیگولا رو تحسین میکردم
خیلی جربزه میخواد آدم با اسب خودش ازدواج کنه
آقا، این که چیزی نیست در مقایسه با اون هیولایی که عموم باهاش ازدواج کرد
اه، ببخشید. وای خدای من، واقعاً فندک دستشه
عجب روانیئیه. اه، ببخشید
لیونی تنانته، نه؟
نمیتونی اونو توی مدرسه داشته باشی
لیونی، اونو بده به من قبل از اینکه مجبور بشم خانم دریک رو صدا بزنم
زود باش، همین الان بدش من
اوه! شنیدم پرسنل امروز صبح یه کم سرد برخورد کردن
فکر کنم خیلیاشون فقط نگرانِ ورودیهای جدید هستن
نیل جوری در موردشون حرف میزد انگار حیوان باغوحش هستن، نه بچههایی
که نیاز به یه فرصت دارن. همم! محکم وایسا
روشن کن که دانشآموزای جدید گزینش شدن
و حضورشون جای بحث نداره
ببخشید، اوم، خبری از هیئت امنا در مورد قراردادم نشده؟
چیز مهمی نیست. فقط تا وقتی که امضا و تایید نشه
اوم، حقوقِ
حقوقم اصلاح نمیشه
اوه، درسته. خب، من چیزی نشنیدم، ولی خودت رو آماده کن
که هیئت امنا سرِ حقوقت سختگیری کنه
منظورم اینه که اگه بخوام حدس بزنم، احتمالاً بهت
حداقلِ پایه حقوق رو پیشنهاد میدن
امیدوارم این باعث نشه بیخیالِ کار بشی
منظورم اینه که بیا واقعبین باشیم، هیچکدوممون به خاطر پول اینجا نیستیم، مگه نه؟
میشه این کار رو نکنی؟! فکر نمیکنی بهتره جواب بدی؟
اوه، آره، احتمالاً چیز خاصی نیست
داری چیکار...؟ بیا پایین
بیا پایین
همهچی روبهراهه آقای گاتری؟ اه، خب، نه واقعاً
تو، همین الان بیا پایین
هی، آقا مواظب این یکی باشین
انگار از یه سیارهی دیگه اومده
تو دیوونهای
تو جات اینجا نیست
برو بیرون
کجا داشتی با تایسون فیوری تمرین میکردی؟
بذار ببینم پسرم. خیلی خب
دماغت رو بگیر و فشار بده. اه. خوبی. طوری نیست
یه کم به عقب خم شو، همینه. حالت خوب میشه
مثلاً، نه. نه
کایل هر دو دقیقه یه بار هی پیام میده
"کجایی؟ داری چیکار میکنی؟"
توی تعطیلات مدرسه، من اون و میا رو دو بار دیدم
و جوری رفتار میکنه انگار میخوایم دوباره رابطه رو شروع کنیم
خب، بهتره نوئل چیزی نفهمه چون اونوقت
خب، اگه منصف باشیم، چون آدمِ دلنازکیه کاری نمیکنه
ولی... ولی خوشحال هم نمیشه
نادیدهاش بگیر، بیصداش کن. این تنها زبونیه که این پسرا میفهمن
No comments yet. Be the first to leave one.