Without Men

Without Men

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Without Men 2011 1080p Blu-ray Remux AVC DTS-HD MA 5 1 - KRaLiMaRKo
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Without Men زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-22
Lượt tải xuống: 15
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

متفاوت؟

خب حالا، منظورت از متفاوت چیه؟

می‌فهمی من اینجا چیکار دارم می‌کنم؟

من دارم یه جنگو پوشش می‌دم... جنگ یعنی خون، دل و روده، کشتار.

مرد، اسلحه... هیچی متفاوت نیست.

گوش کن، چطوره بفرستمت پایینِ

کوبا تا معاینه روده‌ی کاسترو رو پوشش بدی؟

اون دیگه متفاوته.

اووووه! یا بذار ببینم می‌تونی فرق

بین یه خبرنگار که اووووه!

مشغوله و اوه! بیکار... رو تشخیص بدی؟ باشه؟

چه جور داستانی می‌خوای بنویسم؟

ببین، من پول لازم دارم، باشه؟

من برای اون خراب‌شده‌های لاتینی که توشون می‌مونم، پول لازم دارم.

من پول لازم دارم تا یه بلیط بگیرم برگردم به خونم. متوجهی؟

نه، تو گوش کن، رفیق. منم که اون سقفو

بالای سرت گذاشتم، پس خونه تو در واقع خونه منه، فهمیدی؟

اووووه!

شنیدم مکالمه‌ت رو. داستان لازم داری؟ بفرما.

من دو تا فلان بابتش دادم، ولی نمی‌تونم بخونم.

می‌تونی برام بخونیش؟

من وقت ندارم قصه شب بخونم، بچه.

خب، شاید این داستان بهت کمک کنه یه

اتاق توی یه خراب‌شده لاتینی بخری.

اسم من پدر رافائل هست. این دفتر خاطرات منه.

زندگی اینجا توی ماری‌کیتا فوق‌العاده‌ست.

ما هیچ فرقی با خیلی از روستاهای کوچیک دیگه نداریم.

یه کلیسا داریم،

یه فاحشه‌خونه، و یه گاو به اسم پاراسترایکا.

به زور گناه اونقدر هست که

خونه خدا رو سر پا نگه داره.

ما زن‌های زیبای زیادی توی روستامون داریم.

و روزایی هست که، بذار اینجوری بگم،

یه ردای پلی‌استر گشاد خیلی به درد می‌خوره.

مردهای روستامون قطعاً ماچو نیستن.

خب... تا وقتی که زن‌ها جای خودشون رو یادشون باشه.

البته یه زن هست، روزالبا رودریگز رامیرز

اولا د والدز، که بذار اینجوری بگم، دوست داره

اوضاع رو تحت کنترل داشته باشه. همه توی شهر فکر می‌کردن

اون آخرین زنیه که ازدواج می‌کنه. نمی‌دونم چرا.

آیا اجازه می‌دید همسرتون بودجه خانواده رو مدیریت کنه؟

مدرسه رفتید؟

چند وقت یه بار حمام می‌کنید؟

من دوست دارم پلیس بشم

اگه بتونم بر ترسم از مردن غلبه کنم.

من تلویزیون دارم، نیازی نیست برم مدرسه.

من هر دوشنبه و جمعه حمام می‌کنم.

بله، اجازه می‌دم همسرم بودجه رو مدیریت کنه

اگه به زیبایی شما باشه.

فقط یه افسر پلیس؟

شما می‌تونید گروهبان یا حتی شهردار باشید!

زندگی توی ماری‌کیتا مثل یه جشن تولد شاد پانزده سالگی بود.

اما مثل هر افسانه‌ای، فقط کافیه چند تا

انقلابی با ادب و نزاکت واقعا بد همه‌چیز رو خراب کنن.

زنده باد انقلاب!

دوستان، ما ارتش خلق هستیم.

ازتون می‌خوایم به ما بپیوندید، کمکمون کنید کشورتون رو آزاد کنیم

از امپریالیسم.

اووووه!

فقط برای یه نفر جا هست، متاسفم.

ولی اونا ممکنه منو بکشن!

آره، ولی من برای شهر مهم‌ترم، مامان کوچولو.

اوه، امم... اگه بلایی سرت اومد

می‌خوام بدونی که من همیشه خیلی دوستت داشتم

و... بله... من با اوبالدینا خوابیدم.

چون اون با من مهربون بود.

چی بگم، عزیزم؟ تو فقط بعضی وقتا یه کم زورگویی.

موفق باشی!

شهردار کجاست، خانم؟

آه!

ببین، من امروز می‌خوام جون یه نفر رو بگیرم.

این به تو بستگی داره که اون کی باشه.

کواک!

هر کسی بالای دوازده سال با یه جفت

بیضه بین پاهاش باید امروز به انقلاب بپیونده.

برگرد.

این رو بپوش، خولیو. این رو بپوش.

خولیو بیا، چشات رو ببند.

بعدازظهرتون بخیر، خانم‌ها.

بعدازظهرتون بخیر فرمانده.

هیچ مردی تو خونه نیست؟

نه... قربان... خدا فقط دو تا دختر زیبا بهمون عطا کرده.

اسمت چیه، خوشگله؟

جولیا... اون لاله.

اصلاً هیچ کدوم از اینا راسته؟

کشیش‌ها همیشه راست میگن.

هوم، کی بهت اینو گفته؟

ادامه بده... بعدش چی شد؟

زن‌ها سردرگم شده بودن.

بدون مرداشون نمی‌دونستن،

نمی‌دونستن چطور زن باشن.

اما اگه برای یادآوری نیاز به کمک داشته باشن

من اونجا خواهم بود تا کمک کنم.

روزالبا تصمیم گرفت که مرد باشه.

زن... مرد-زن و هرچیزی بین این‌ها.

به من نگاه نکن، اون کار مرداست.

من آشغال جمع نمی‌کنم.

یه مرد، مرد!

زن‌ها نباید پریز برق رو درست کنن.

یا توالت‌ها رو.

اوبالدینا!

اوبا! شیر من کجاست؟

هنوز شیرشو ندوشیدم

اوه، شاید باید چند تا از لباسامو برات بفرستم

تو... حتماً بهشون نیاز داری

پدر... مراسم بعدی کیه؟

روزالبا... خدا ۲۴ ساعته در دسترس هست

ولی هیچ‌کس به کلیسا نمیاد

زن‌ها گناه نمی‌کنن

عصر بخیر، من ژنرال ایبارا هستم

اومدم خسارت‌ها رو بررسی کنم

همه مردها جلو بیان

مردها کجان؟

هیچ مردی نیست

کی قراره غذای ما رو تأمین کنه؟

یا برق رو تعمیر کنه یا آشغال‌ها رو ببره؟

ما باید چیکار کنیم؟

هیچ مردی نداریم که بهمون بگه چیکار کنیم

کی قراره بهمون پول بده واسه خرید؟

این شهر به یه رهبر قوی نیاز داره

ما چطور می‌تونیم بدون یه مرد قوی، رهبر قوی داشته باشیم؟

من چی؟

تو چی؟

چرا من شهردار نشم؟

تو که هیچی از حکمرانی نمی‌دونی، کله‌پوک.

من دستور دادن و امر و نهی کردن رو بلدم

همه زن‌ها امر و نهی کردن رو بلدن

شوهرم شهردار بود

فقط برای یه مدت کوتاهه

تا وقتی که دولت یه مرد رو بفرسته برای حکومت

یا من، یا آشوب

قبول کن

بریم

قول می‌دم به زودی مردها رو بفرستم... شب بخیر

فکر می‌کردی شهری بدون گناه، خبر عالیه

برای یک کشیش. اما روزالبا داشت جبران همه

گناه‌هایی که انجام نمی‌شدن رو می‌کرد... خدا به همه‌مون کمک کنه

واقعاً می‌خوای من دستیار شهردارت باشم؟

آخه مشتری‌های عطاریم کم و کمتر شدن

حالا که مردها رفتن هیچ‌کس زخمی نمیشه

هیچ‌کس کاندوم نمی‌خواد و زن‌ها کمتر آسپیرین می‌خورن

آره. من به یک دستیار نیاز دارم

من این شهر رو متحول می‌کنم

خانم‌ها، خانم‌ها... لطفاً

خانم‌ها، لطفاً. خانم‌ها لطفاً، لطفاً

ببینید، مردها به زودی برمی‌گردن

تا اون موقع، فقط کاری که میگم رو انجام بدید

چرا؟

چون من میگم

مطمئنی می‌تونی مثل یه مرد از پس این کار بربیای؟

اگه یه مرد می‌تونه این کار رو بکنه، منم می‌تونم

چیزی به اسم جنس ضعیف وجود نداره

یادت باشه، واژن‌ها درد بیشتری رو تحمل می‌کنن تا آلت مردونه

یه مرد چیکار می‌کرد؟

همه‌چی تو روستای کوچیک و آرام ما عالی بود،

تا روزی که شیطان از راه رسید

من می‌دونستم اونه، چون در قالب یه زن پنهان شده بود

و من که یه کشیشم، حتی از پشت اون سینه‌های گُنده هم ماهیت شیطانیشو می‌دیدم

و می‌دونستم اون شیطانه

من تو بهشتم

سلام

من دوشیزه کلوتیلده گوارنیزو هستم، در خدمت شما

دنبال کار و جایی برای موندن هستم

به طور نامحدود

فکر نمی‌کنم دلت بخواد اینجا بمونی

ما آدم‌های خصوصی هستیم. روش‌های خاص خودمون رو داریم

خب، من می‌تونم تورتیلاهای خوشمزه درست کنم

و کلاس‌های اعتماد به نفس بی‌عیب و نقص بدم

نمی‌دونم "بی‌عیب و نقص" یعنی چی ولی فکر کنم

به اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارم. می‌تونی تو اتاق خالی پسرم بمونی

اگه با مرغ‌های من مشکلی نداری. فیدل

و کاسترو

شما خانم‌ها، غیر از فمینیست بودن، کمونیست هم هستید؟

شما عاشق این نیستید که قبل خواب کتاب بخونید؟

من خوندن و نوشتن بلد نیستم

ما نیازی به تحصیلات نداریم. برای چی؟ ما زنیم

مدرسه از وقتی مردها رفتن تعطیل شده

حتی معلم‌مون رو هم بردن، خانم!

دوشیزه. هرگز ازدواج نکردم

هر مردی که تا حالا دیدم یه خوک بوده

خب، اینجا مردی نیست

همه‌شون یا مردن یا رفتن

خب، این فوق‌العادست

وحشتناکه

اما فوق‌العاده

می‌تونم کمکتون کنم؟

شما؟

ها... نه نه فکر نمی‌کنم

می‌خوام با شهردار صحبت کنم، نه با خدمتکار

من شهردارم

شما تا حالا معلم بودین، خانم کلوتیلده؟

دوشیزه

بعد از نزدیک به بیست سال باکرگی

آدم دوست داره با عنوان درستش خطاب بشه

مدارک خیلی تأثیرگذاری برای یک سال

نظامی، موج‌سوار... سیرک؟

اما قبلش چیکار می‌کردی؟

متاسفانه به دلایل شخصی

نمی‌تونم به اون سؤال جواب بدم

خب، شکی نیست که از پس این کار برمیای

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left