200 dòng đầu tiên.
میدونی این چقدر ارزش داره؟
یک چهارم میلیون، حداکثر.
پس چرا هاروود، یا هر کس دیگری، براش مهمه
حاضری براش هزینه زیادی بپردازی؟
برادرم سزار منو تو ماجراجویی های تو در ونیز با خبر کرد
دوباره سلام
- بیارش پایین - اول تسبیح
پسرت دلال آثار هنری منو کشت
و الان داره گروگان میگیره؟
مبارزات انتخاباتی شما بدون هیچ
جنازه ای دیگه برای من هزینه داره
من فکر نمی کنم اون به خاطر
کاری با ما اینجا باشه
ولی تو اینو نمی دونی
تو احساساتی و شلخته هستی
ازش دوری کن، اون برای تو خوب نیست
از پارسال هیچ چیز مثل قبل نبود
بعد از کاری که نیکو انجام داد
من اجازه نمی دم دوستی ما رو خراب کنه
جای دنجیه مگه نه؟
- نیکو... - بلند نشو
نمی دونم چرا به اون گوش میدم، اون خیلی پارانوئید هستش
مثل اینه که من این راز رو حمل می کنم
و اگه جعبه اسرار رو باز کنم، حتی اندکی
من می ترسم همه چیز بیرون بیاد.
یک روز، همه چیز در اطراف تو به هم میریزه
در اطراف تو به هم میریزه
و من اونجا خواهم بود تا تماشا کنم
من مشتاقانه منتظرش هستم
اینو بگیر
دافنه
چیزی نیست چیزی نیست
خیلی متاسفم
حالت خوبه؟
بسيار خب
بیا از اینجا ببریمت بیرون
پله ها اینجاس
تو برو بالا
داریش؟
خوبی؟
- تو خوبی؟ مطمئن؟ - من خوبم.
خوبی؟ چیشد یدفه؟
نیکو
اون به من احساس کم ارزش بودن می ده
من دیگه نمیتونم اینجوری زندگی کنم
تو باید کمکم کنی که فرار کنم
- متاسفم، من نمی توانم این کار رو انجام دهم... - جورجینا
لطفا؟
دافنه، هیچکس جز تو نمیتونه این کار رو انجام بده
انقد ضروری هستش؟
لطفا شروع نکن، نیکو
خب که چی، ازم توقع داری بشینم تا تو
به خاطر فراموش کردن مشروب بخوری؟
تا حالا شده از خودت بپرسی چرا مشروب میخورم؟
چون تو چیزیو بیشتر از اینکه
تو مرکز توجه باشی دوست نداری
من فقط سعی می کنم از تو مراقبت کنم، دافنه، چون
واضحه که تو نمیتونی از خودت مراقبت کنی
و این به جای تشکرت هستش؟
واقعاً به این باور داری، نه؟
تو سوار اسب نر سفیدت می شی تا منو نجات بدی
من نمیتونم تا وقتی تو این حالت هستی باهات صحبت کنم
نگاه کن
چرا به توصیه دکتر عمل نمی کنی؟
یکی از اینها را بردار و سعی کن خودت رو جمع و جور کنی
که چی بشه؟
میتونی منو باهاش تسلیم کنی مگه نه؟
برا یکی دیگه جا داری؟
من دافنه رو به خونه می برم
اوه، بیخیال، راجب چی صحبت می کنی؟
اون مسته
اون میتونه از طرف خودش صحبت کنه
بیا بریم
مهمونی وقتی تموم میشه که من میگم
زیاد برادرت رو دوست نداری، نه؟
من اونو با تمام وجود ...دوست دارم، اون
بخش دیگه من هستش
اون فقط منو میترسونه
چی گفتی؟
گفتم می خوام برم فضا
باشه
آره!
...میدونی چیه من
منم اگه نیکو برادرم بود، احتمالاً خودمو تو استخر می انداختم
میدونی سن تروپه به چه چیزی نیاز داره؟
یک کبابی درست حسابی
چرا خودت یکی باز نمیکنی؟
هیچ وقت برای پیدا کردن چیزی که توش خوب هستی دیر نیست
تو منو یاد مارگارت تاچر میندازی
واو
امیدوارم به این دلیل باشه که اون هرگز نخوابیده
بله، و اون هم به آرژانتینیها علاقه نداشت
سزار دروغ نمی گفت
پدرش شهردار بوئنوس آیرس هستش
اون در حال برگزاری یک کارزار انتخاباتی مجدد هستش
و چطوری براش داره پیش میره؟
خوب نیست
این مقاله می گه که بچه ای به نام توماس کاستیو
مرده در محله های فقیر نشین پیدا شد و
اعتراضات در سراسر شهر هستش
اونا می گن این یک پوشش توسط شهردار بوده
...به این گوش کن
مردی که تظاهرات را رهبری میکنه
کشیشی به نام انریکه رومرو هستش
همون انریکه ای که یادداشت رو تو تسبیح پنهان کرد؟
- شاید؟ - شاید
چیزی که من نمی تونم بفهمم اینه که چطوری
الکس هاروود تو همه این جریانا هستش؟
اما تو فکر می کنی اون این کار رو می کنه؟
باید همینطور باشه در غیر این صورت منطقی نیست
سلام دافنی هستم
خیلی متاسفم که نمیتونم به تلفن جواب بدم
همه جا دنبالت گشتم
چرا گوشیت خاموشه؟
لطفا اینکارو از اینی که هست سخترش نکن
درسته، پس موضوع اینه؟
قرار بود بدون خداحافظی بری؟
من فقط میخوام مدتی برای خودم باشم
کجا میری؟
داریو از من دعوت کرد تا با خانواده اش در بوئنوس آیرس بمونم
خب...میتونم باهات بیام
خب چی، الان حتی نمی تونی به من نگاه کنی؟
من به تو نیاز دارم دافنه
ما به هم نیاز داریم
متاسفم
مجبور نیستی عذرخواهی کنی
من همیشه اینجا منتظرت میمونم
همیشه ما دو نفر بودیم، دافنه
و همینطوری باید بمونه
سلام
- مرسی - دوکس؟
خوب، من یک مصیبت رو پشت سر گذاشتم
من تمام شرکت هایی که الکس هاروود حتی اسم
خودشو به اونا قرض داده ، بررسی کرده ام
هیچ کس ارتباط آشکاری با آرژانتین نداره
یا آلسینا سوارز
خب، اما اگه اون مقداری پول در مبارزات انتخاباتی
بزاره،یجایی ازش سوابق وجود داره
نه اگه اون نخواد مردم بفهمن
من مطمئن هستم که راهی برای انجام این کار مخفیانه وجود داره
چرا صداشو درنمیاری؟
مرسی
من با سزار صحبت می کنم
فکر نمی کنم این ایده خیلی خوبی باشه، اینطور نیست؟
بدترین چیزی که میتونه اتفاق بیوفته چیه؟
از کجا می خوای شروع کنم؟
نه، نه، نه، منظورم اینه که اگر تو ملاء عام این کارو انجام بدیم
اون قرار نیست با یه کلاشینکف بیاد استخر عمومی
بیخیال
می دونم که تو هم مثل من جواب می خوای
...خب تو
آقا
- من اینو سفارش ندادم. - نه
ما دادیم
دیروز جشن بزرگی بود
حدس میزنیم میتونی یکم از پشم سگ برای خودت استفاده کنی
در حالی که داری مینوشی، می تونی
از برخورد پدرتان با الکس هاروود برای ما بگی
فقط راجبش شنیدم
ماجرای تسبیح چیه؟
یک هدیه هستش
- برای کی؟ - من پاپ رو حدس می زنم
اون اگه بخواد در این انتخابات پیروز بشه به یک معجزه نیاز داره
این واقعا خنده بود
توماس کاستیلو نمی خنده، نه؟
اخبار جعلی
خب، من میخوام اونچه رو که فکر میکنم در جریان هستش بیان کنم
و اگر حقیقت داره، میتونی فقط یه سر تکون بدی، باشه؟
الکس هاروود از کمپین پدرت حمایت مالی می کنه
و اون به تسبیح نیاز داشت تا کشیش رو ساکت کنه
و همه اینا در مرگ اون پسر گره خورده
درسته؟
...انگار همین دیروز بود
که به من التماس میکردی که تو رو نکشم
جورجینا؟
یک لحظه وقت داری؟
کارمون باهات تموم نشده
خیلی خوشحالم که پیدات کردم
گوش کن، برای ناهار وقت داری؟
...اوه
لطفا؟ لطفا، من باید باهات صحبت کنم
میدونی چیه کارت تموم شد فقط به من پیام بده
باشه، تو لابی باهات ملاقات میکنم
باشه
میدونی چیو نمیفهمم؟
چرا برادرت در بوئنوس آیرس هستش و تو هنوز اینجایی؟
اون نگرانه که تو می خوای مبارزات
انتخاباتی پدرت رو بیشتر خراب کنی؟
از خانواده ام دور باش
وگرنه چی میشه؟
من از دیدن قیافه زیبای تو متنفرم
سلام ماریا بابا کجاس؟
تو کتابخونه
خوب
پیشته؟
اره بگیرش
امیدوارم ارزشش رو داشته باشه
مارگاریت. همیشه در قلبم با تو تا ابد "انریکه "
و در آن یک کشیش
اون زنه کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.