Street Fighter: The Legend of Chun-Li

Street Fighter: The Legend of Chun-Li

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Street Fighter The Legend of Chun Li UNRATED DVDR-Replica
Bình luận bởi Mohammadrasool
9Movie | محمدرسول محمودی

Tags

DVD
dvdr
Được xuất bản vào: 2016-01-23
Lượt tải xuống: 46
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

...بعضي وقت‌ها فکر مي‌کنم

.چطور به حالت الان خودم رسيدم

بيشتر پدرها براي دخترهاي کوچيکشون .رؤياهاي بزرگي در سر دارن

.رؤياي پدرم، اين بود که من پيانو رو در کنسرت اجرا کنم

.اما زندگي هيچ وقت مطابق ميل ما پيش نميره

...و وقتي ما به هنگ‌کنگ نقل مکان کرديم

.همه چي تغيير کرد

ترجمه از محمدرسول محمودي

:جنگجوي خياباني افسانه چون-لي

.پدرم تاجر مهمي بود

من هيچ وقت دقيقاً نفهميدم ...اون براي امرار معاش چي کار مي‌کنه

.ولي ما هميشه زياد تغيير مکان مي‌داديم

.براي من، خونه هميشه جايي بود که خانواده‌ام باشه

.آه

.سلام

.چون-لي، خيلي بزرگ شدي

.ممنون، ليو

.اينجاس...خونه جديدتون

...چون-لي، نمي‌دوني بي‌ادبانه‌اس

که يواشکي بزرگ‌تر خودت رو بپايي؟

.تو يواشکي حرکت مي‌کني...من غافلگير شدم

دلت مي‌خواد ياد بگيري بهتر حرکت کني؟

هان؟

.ها! باشه

...همين طور که سال‌ها سپري مي‌شدن

يه عشق تازه من رو به پدرم ...نزديک‌تر کرد

.هنر ووشو

.غرور از وجود پدرم مي‌باريد

.بزرگ شدن مثل يه رؤيا بود

.اما هيچ چيز تا ابد پايدار نيست

.شب به خير، آقا - .شب به خير -

ميشه براتون يه ليوان شراب بريزم؟

.نه، ممنون. فردا صبح مي‌بينمت

!بلراگ

!بابا! بابا - !چون-لي -

کجا ميري؟ - !ولم کن -

!دخترمو ول کن - !ولم کن -

.من عاشق کاري‌ام که با خونه جديدت کردي

...دفعه بعد که نقل مکان کردي، بهم بگو .با دست پر ميام خدمتت

!بابا

!ولم کن - .خب، خب، بلراگ. به نظر مياد ما اينجا يه دردسرساز داريم -

.دخترمو ول کن، بايسن

.برو بالا

!هميني که گفتم

.ششش. چيزي نيست، عزيزم

يه آقاي محترم .هيچ وقت به يه دختر مدرسه‌اي صدمه نمي‌زنه

.برو

.خداحافظ

.شب به خير

.بلراگ

!چون-لي

!نه

!هي! دست از سر دخترم بردار

!سوار شو

.اين رو موقع سفرهام در هندوستان بهم دادن

.بهش ميگن پرنده چرخان

اين پرنده اين شجاعت رو نداره تا از .جون خودش محافظت کنه

...پس وقتي شرايط خيلي سخت باشه

...در حال حرکت باقي مي‌مونه

.تا شايد هيچ وقت گير نيفته

.دوسِت دارم، بابا

.خيلي ممنون

حالا يادم مياد چرا هيچ کس نمي‌خواست تو مدرسه جوليارد .باهات مسابقه بده

پيازداغش رو زياد نکردي؟ - .جدي ميگم -

.هميشه تو گل‌ها رو دريافت مي‌کني

حالا مامانت چطوره؟ اون نيومده؟

.نه. حالش زياد خوب نيست - .اوه -

.واقعاً متأسفم

.اوه! داشت يادم مي‌رفت

.اينو واسه تو فرستادن - از طرف کيه؟ -

نمي‌دونم. شايد يه طرفدار؟

.کنجکاوم ببينم چي نوشته

!واي

.قشنگه - .آره، همين طوره -

،حالا، بعد از کنسرت .من بالاخره شماره‌ام رو بهش دادم

...نمي‌دونم زنگ مي‌زنه يا نه، ولي

تو مطمئني که نمي‌خواي برسونمت؟ - .من مشکلي ندارم. دوست دارم با مترو برم -

.فردا بهت زنگ مي‌زنم - .باشه. باشه -

.خداحافظ - .خداحافظ -

تو حالت خوبه؟

کسي نمي‌خواد به اين مرد کمک کنه؟

.خوشحالم که برگشتين خونه

.ممنونم

...اين روند تبهکاري مرتب رو به افزايش است

در چند ناحيه فقيرنشين .در سراسر آسياي شرقي

هيچ گروهي براي اين موج تازه از خشونت .شناسايي نشده است

...مقامات عوض پيشنهاد اشتراک

چون-لي؟

چرا لباس کنسرتت رو درآوردي؟

.نمي‌شد کل راه برگشت به خونه بپوشمش

.من مي‌خواستم تو رو با اون لباس ببينم

و شرط مي‌بندم بازم با مترو اومدي، هان؟

.اون بيرون خطرناکه، عزيزم

...مامان

...نميشه همين جوري زندگيمون رو تغيير بديم

.هر دفعه، اخبار همين رو بهمون ميگه

.درست مثل پدرت

،وقتي ايستادگي کار آسوني نيست .هميشه ايستادگي مي‌کني

.آقايون، ممنون که اومدين

...به عنوان رهبرهاي مجزاي شرکت سرمايه‌گذاري شدلاو

.همه شما افراد مهمي هستين

.و من قصد ندارم وقتتون رو هدر بدم

.پس، جام‌هاي شراب رو مي‌بريم بالا

در طول اين ساليان، شبکه‌هاي ما .براي همديگه بسيار مفيد بودن

.همه ما درش نقشي داشتيم

،متأسفانه براي شما .اين نقش داشتن کم‌کم داره به پايان مي‌رسه

من دارم شدلاو رو در اختيار مي‌گيرم ...و علايقم رو معطوف

.بانکوک مي‌کنم

حالا، درک مي‌کنم که چرا ...خيلي از اين قلمروها با محله‌هاشون وجه مشترک دارن

،اينکه، در اين لحظه .فرض کني مستقل هستي

.اين ديگه حقيقت نداره

،هر چي زودتر اين رو بپذيرين .بهتر ميشه

.اين ديوونه‌اس

.ما بايد همين الان بُکشيمش

.بذار حرفم رو تموم کنم

...همين حالا، وفاداريتون رو به من نشون بدين

.و ما هيچ مشکلي نخواهيم داشت

.به سلامتي

.اگه جاي تو بودم، مراقب لحنم مي‌بودم

.نگران لحن من نباش

.اين بحث تمومه

.آقايون، ممنون که وقت گذاشتين

.هيچ کس اون طوري باهام حرف نمي‌زنه - آخه اون فکر کرده کيه؟ -

.اون خوک

.امم. امم مم

.اين تازه رسيد

بندرگاه بانکوک

.بايد اينو ببينين

.يه نفر خواسته گزارش تنظيم کنه

شما از بخش جنايي هستي؟

.ايشون هستن

.من عاشق اين شغلم

شما از افراد اينترپل هستي؟

.آره. نش صدام کن

.مايا سيونيه، پليس بانکوک

سال جديد زود رسيده؟

.ساعت 6:00 امروز صبح بهمون گزارش دادن .يه نفر خواسته ما بدونيم اين اينجاس

.سر تک‌تک خانواده تبهکارها

.امضاشده، مهر و موم‌شده و فرستاده‌شده

.آره، آخرين شام حضرت عيسي با حواريونش

.و اون مرد با سرهاي خودشون از اون‌ها پذيرايي مي‌کنه

اون مرد"؟"

.يه چيزي بگو که من نمي‌دونم، نش

.شما الان درگير يه مشکل بزرگ شدين

.صبح به خير

يا عصره؟

.دخترت يه اجراي زنده داشته

،طبق چيزي که شنيدم .حسابي تشويقش کردن

.مي‌دوني، غافلگير شدم که تنظيمات دورنما رو انتخاب کردي

من دوست دارم اين طور فکر کنم .که خيلي بيشتر از اين حرف‌ها در يه شهر بزرگ نفوذ داري

.زندان در هر صورت زندانه، بايسن

.مهم نيست بيرونش چي باشه

،دنيا رو به يه زنداني نشون بدي ...و اون تنها چيزي که ببينه

.ميله‌هاي داخل پنجره باشه

.لازم نيست اين قدر بدگمان باشي

.آه. هيچ جا خونه خود آدم نميشه

باشکوهه، مگه نه؟ - حالا ملاقاتت چطور پيش رفت؟ -

.خيلي خوب. ممنون که پرسيدي

.من رسماً تنها عضو باقيمونده شدلاو هستم

حالا ما داريم .به سمت هيئت مديره بانکوک پيش ميريم

.من رابط‌هاشون رو براي کار لازم دارم

کشتن اونا .تو رو به جايي نمي‌رسونه، بايسن

.من به اين هيئت مديره علاقه‌اي ندارم

.من به خانواده‌هاشون علاقه دارم

!لعنت بهت

،عکس‌هاي بيشتري از دختره رو براش بيارين .اين دفعه، يه چيز شادتر

اين محشره که يه مرد فقط براي ديدن دخترش .چه کارها که نمي‌کنه

...از اين محله‌هاي فقيرنشين فقط يه چيز رو ياد گرفتم

،وقتي مردم گرسنه باشن .کاري نيست که ازش دريغ کنن

.هر کسي يه قيمتي داره

،با مرگ مادرم .مسير پيش روي من خالي بود

دست خودم نبود که حس مي‌کردم .انگار دارم به يه جاي جديد کشيده ميشم

اين طومار مرموز يه پيغام بود؟

از طرف کي بود؟

.بايد مي‌فهميدم

،اگه دنبال پناهگاه مي‌گردي .جاي اشتباهي اومدي

.معذرت مي‌خوام. نمي‌خواستم مزاحمتون بشم

تو براي من چيزي آوردي؟

از کجا مي‌دونين؟

.اين به زبان چيني باستانيه

...اين نامه نيست، يه نوره

.که فقط به تو مي‌تابه

...به بانکوک برو

گِن رو پيدا کن .تا بفهمي داري چي رو از قلم ميندازي

.متوجه نميشم

در زندگي، زيبايي و ترس .وجود داره که ما رو احاطه کرده

.هيچ کدومشون نبايد نسبت به ديگري افراط پيدا کنه

،براي به آغوش کشيدن هر دوشون ،تو نيروي يک جنگنده

خفاي يک شکارچي .و خِرَد يک استاد رو لازم داري

.گِن مي‌تونه کمکت کنه

گِن کيه؟

.اون يه زماني يه مجرم وحشت‌زده بود

.حالا، اون نگهبان افراديه که بهشون صدمه زده

.اون "فرقه تار" رو رهبري مي‌کنه

چطور مي‌تونم پيداش کنم؟

.وقتي پيداش کني، اون انتخاب مي‌کنه

.شايد اون از چيزي که فکر مي‌کني، نزديک‌تر باشه

.تو بايد به بانکوک بري

مرکز فرماندهي بخش جنايي بانکوک

مهمونيمون داره خراب ميشه؟

More Farsi Persian subtitles for Street Fighter: The Legend of Chun-Li

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left