Ghostbusters

Ghostbusters

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

ghostbusters 2016 extended 2160p web h265-flame
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Ghostbusters 2016 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-28
Lượt tải xuống: 22
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

خب، عمارت آلدریج تنها خونه قرن نوزدهمی تو نیویورکه

.که هم از داخل و هم از بیرون حفظ شده

زمان ساختش

.یکی از شیک‌ترین و قشنگ‌ترین خونه‌ها بوده که وجود داشته

یه نکته جالب. این ساعت ایستاده روی تایتانیک بوده

.و سر آلدریج نجاتش داده

.یه زن رومانیایی و بچه‌ش مجبور شدن قایق نجات رو ترک کنن تا جا باز بشه

از این طرف

.میتونین سر آلدریج رو تصور کنین که مهمونای پولدارش رو سرگرم می‌کرده

.میگن که تو همین اتاق، پی.تی. بارنوم برای اولین بار به فکر اسیر کردن فیل‌ها افتاده

و اگه با من بیاین

.حالا می‌خوام یه چیزی بهتون بگم که یه کم ترسناکه

صبح روز ۲۵ اکتبر ۱۸۹۴، سر آلدریج عصبانی از خواب بیدار شد

.چون صبحانه‌ش حاضر نبود

.واسه همین خدمتکاراشو صدا کرد ولی هیچکدوم جواب ندادن

چرا؟

چون، در طول شب، یکی یکی

.همه تو خواب با چاقو کشته شده بودن

بعدها معلوم شد

.اونا توسط دختر بزرگش به قتل رسیده بودن

.گرترود آلدریج

سر آلدریج یه بار تو دفتر خاطراتش نوشت:

"میدونم خدا اشتباه نمیکنه"

"ولی فکر کنم وقتی شخصیت گرترود رو ساخت، مست بوده."

حالا، برای اینکه آبروی خانواده نره

به جای اینکه تحویل پلیسش بدن

.قفلش کردن تو این زیرزمین

و بهش غذا میدادن

.از طریق این شکاف

سال‌ها بعد، وقتی یه صاحب جدید اومد

.باقی‌مانده جسدش رو بیرون آوردن

اما، بعد از اینکه مرتب صداهای عجیب می‌شنید

.درش رو پلمپ کرد

.درسته. هیچکس از اون موقع این در رو باز نکرده

.باشه

.دنبال من بیاین

.شاید بهتره از در فاصله بگیریم

!ببخشید، سر آلدریج. من باید از اینجا برم بیرون

!گرت، احمق

!نه

!نه

!نه! نه! نه

!نه! نه

!نه

.دنیل. ترزا

.دکتر رابرتس. رابرت، سلام

.ارین، عزیزم. سلام. سلام، فیل

.صبح بخیر، جک. سلام

.خبرو شنیدی؟ بگو

.من امروز تو سالن بزرگ سخنرانی دارم

.عزیزم، عالیه! میدونم

این چیزیه که پوشیدی؟ چی؟

.یه نفر هست که می‌خوام ببینیش

.فیلیس، می‌خوام ارین گیلبرت رو بهت معرفی کنم

.اون متخصص فیزیک ذرات نظریه

.من خیلی از طرفداراتم

.خیلی افتخار می‌کنم که دیدمتون

.فیلیس مهمان سخنران تو کلاس اخترفیزیک و کیهان‌شناسی دنیلزه

.ارین تازه فهمیده که مقاله‌ش قراره چاپ بشه

.بله، خب، من خیلی افتخار می‌کنم

.من دیگه به آزمایشگاهم اجازه نمیدم برای مجلات مقاله بفرسته

.به نظرم مجلات تو روند کار دستکاری می‌کنن و در نهایت به تحقیقات علمی آسیب می‌زنن

.آره. مثل وقتی که دانشمندا درگیر اون جایزه‌های مسخره میشن

.میدونی... جایزه‌ها فوق‌العاده مهمن

.آره، نه، منظورم این بود که حماقته دنبال جایزه نرفتن

.چون اونجاست که علم واقعاً می‌درخشه

.متاسفانه، تنها راهیه که میشه توجه‌ها رو به علم خوب جلب کرد

.نکته عالی بود

.باشه. من دیگه باید برم

.هی، سایمون

.خب، من الان میرم سخنرانی کنم

.تو سالن بزرگ

.خوبه که بزرگه، چون من کلی ایده‌های بزرگ دارم که قراره پخش کنم

.هی، موفق باشی تو بررسی استخدامت. افتخارآفرین باش

.انگشتامو گره می‌زنم

.البته نه اینکه گره زدن انگشتا معنی داشته باشه، چون نداره

.من کاملا مخالفم

.ثابت شده که خرافات می‌تونه فواید عملکردی فوق‌العاده‌ای داشته باشه

.دقیقا. من در مورد همه چی اشتباه می‌کنم

.باشه. خب، سعی می‌کنم بدون اینکه روی این ترک‌ها قدم بذارم از اینجا برم بیرون

...نمی‌خوام مامانم بهم زنگ بزنه و بگه

...ببین، وقتی مسیر رو عوض می‌کنن باید

پس، تو میشناسیش؟

.دینگ دونگ

.آره

.شان، این سوال خیلی خوبیه

همونطور که از محاسبات من می‌تونین ببینین

.ما به زودی می‌تونیم نظریه نسبیت عام و نظریه کوانتوم رو با هم ترکیب کنیم

.تدریس تو سالن بزرگ. روز بزرگیه

!سالن بزرگ. سالن بزرگ. سالن بزرگ

!سالن بزرگ

.ببخشید مزاحم شدم، ولی باید در مورد چیزی که نوشتید باهاتون حرف بزنم

ببخشید. بله؟ چی؟

کدوم نشریه؟

.منظورم کتابتونه

کتاب؟

.ببخشید، متوجه منظورتون نمیشم

.حالا، اگه اجازه بدید، کلاس من هر لحظه ممکنه برسه

شما ارین گیلبرت هستین، درسته؟

.نویسنده همکار "ارواح از گذشته ما"

هم به معنای واقعی کلمه، هم به صورت مجازی... مطالعه ماوراءالطبیعه؟

.فکر کنم دنبال یه اِرین گیلبرت دیگه می‌گردین

.یکی که از عنوان‌های خیلی طولانی خوشش میاد

.باشه. ولی این واقعاً شبیه توئه

!چی؟ نه

.آره، خودمم

.ببین، خیلی وقت پیش بود

.و فقط یه شوخی بین دو تا دوست بود

.متاسفم

یه شوخی ۴۶۰ صفحه‌ای؟

جمله اولش اینه: "این شوخی نیست."

چی می‌خواین؟

.خب، من اِد مولگراو هستم

.من مورخ عمارت آلدریج هستم و باور دارم که تسخیر شده

.اگه بشه فقط یه نگاهی بندازین

.به پلیس گفتم، ولی فقط دیوونه به نظر می‌رسم

.متاسفم. اون کتابی که دستتونه کاملاً مزخرفه

.اصلاً نمی‌دونم از کجا پیداش کردین. فکر کردم هر دو نسخه رو سوزوندم

.تو آمازون هست. هم نسخه چاپی، هم الکترونیکی

!چی؟ روی نوار هم هست

.فقط اینکه، من خودم بلدم بخونم

عه، واقعاً؟

!نه

!نه نه نه نه نه. می‌کشمت، اَبی

.اِرین

.سلام! دکتر فیلمور. سلام، سلام

.قرارمون برای بررسی نهایی پرونده استادتون پنجشنبه ست

.عالیه

.اما دیدم که یه نامه معرفی داشتین

.از دکتر برانوم در پرینستون

.بخش علمی اونجا دیگه واقعاً مثل قبل نیست

.و من توصیه می‌کنم از یه دانشگاه معتبرتر معرفی‌نامه بگیرین

معتبرتر از پرینستون؟

.بله

.ببینید، من فکر می‌کنم شما سرمایه فیزیک مدرن هستین

.ولی دلم نمی‌خواد ببینم که اینو به باد بدین

.نه. نه نه نه، قربان. به بادش نمیدم

.و حتماً پیگیر اون نامه می‌شم

.بله. پرینستون. بیشتر شبیه جاییه که «پُر از آدم‌های بی‌کله» می‌ره

...در مورد لباس‌هاتون

...بله؟ شما

بیش از حد سکسی برای محیط دانشگاهی؟

.بی‌خیال

نه نه نه. چی شده؟

...بی‌خیال! من

.اَبی. تو قول دادی این کارو نمی‌کنی

"ابیگِیل شور و اشتیاقش رو برای مطالعه ماوراءالطبیعه ادامه میده..."

"در انستیتو علوم کِنِت پی. هیگینز."

!زود باش، F7

شوخی می‌کنی؟

سلام؟

.خیلی وقته منتظرم

مدتی میشه، نه؟

.امیدوارم بیش از یه وُنتون برام آورده باشی

ببخشید؟

.خب، خب، خب

.اِرین

.اَبی

.بِنی

...آره، می‌دونم کی هستی، بِنی. میشه فقط

میشه ناهارمو بگیرم که یه ساعته منتظرشم؟

می‌دونی که هدفون‌های کوچیک‌تر هم الان می‌سازن، نه؟

.این یه پیشرفت علمیه

.ممنون که پرسیدی

.شاید این همون آینده‌ایه که دنبالشی

.بفرمایید

چرا خانم گیلبرت رو تا دم در راهنمایی نمی‌کنی؟

.همون دری بود که ازش اومدیم تو

.آره، بلدم چجوری برم بیرون. کنایه بود. واقعاً هم اینقدر سخت نیست

.نه، من خوبم. نمی‌خواد

.تلاش کرد. بد هم تلاش کرد

.کتابمونو بدون اجازه من گذاشتی آنلاین

.من نیازی به اجازه تو ندارم

.معلومه که اجازه منو لازم داری. من اون کتابو با تو نوشتم

.اسم من روشه

.نه. اصلاً و ابداً

.اون کتاب یه منبع درآمد کاملاً جدید برام شده

.و من، یه ذره دیگه مونده که یه مینی‌فریج جدید اینجا بگیرم

.ببین، من الان دارم برای استادی دائم اقدام می‌کنم

"من دارم برای استادی دائم اقدام می‌کنم."

...و اگه همکارام تو دانشگاه کلمبیا اسممو سرچ کنن

.این اولین چیزیه که بالا میاد

.به همراه یه ایموجی روح هم الان، ممنون واقعاً

که یه رقص کوچولو هم می‌کنه. می‌دونی چیه؟

.اون کتاب بچه ما بود

!و تو اون بچه رو قبل از اینکه حتی پرواز یاد بگیره رها کردی

...باشه، خب، کتاب‌ها نمی‌تونن پرواز کنن. بچه‌ها هم همینطور، پس

.تو نمی‌دونی. بذار یه چیزی بهت بگم

.اگه یه بچه انسان داشتم که می‌تونست پرواز کنه، به رسانه‌ها نمی‌گفتم

.اگه یه بچه پرنده داشتم، جیک نمی‌زدم، تو هم همینطور

.هیچ پشتوانه تجربی برای هیچ کدوم از چیزای اون کتاب وجود نداره

.و این منو مثل یه دیوونه نشون میده

خدا! شوخی می‌کنی؟ چی؟

!فقط یه دونه وُنتون گرفتم

.یه سطل سوپ دارم و یه دونه وُنتون پاره

.نگاه کن، همینطوری شناوره اونجا

.متاسفم که الان بحران سوپ داری

.حتی گوشت هم توش نیست. فقط یه هویجه

.اَبی، لطفاً

!بله. اَبی

More Farsi Persian subtitles for Ghostbusters

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left