Instant Family

Instant Family

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Instant Family 2018 Web-dl CentaurSub iSubtitle
Instant Family 2018 1080p WEB-DL X264 AC3-SeeHD
Instant Family 2019 HDRip XviD AC3-EVO
Instant Family 2019 HDRip AC3 X264-CMRG
Instant Family 2018 1080p WEB-DL DD5 1 HEVC x265-RMTeam
Instant Family 2018 720p WEB-DL 2CH x265 HEVC-PSA
Instant Family 2018 720p WEBRip x264-[YTS AM]
Instant Family 2018 1080p WEBRip x264-[YTS AM]
Instant Family 2019 720p WEB-DL MkvCage ws
Instant Family 2018 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Bình luận bởi More Tez
▶⏩ارائه ای از سنتور ساب و آی سابتایتل - سینک: محمد طاهری ، مترجم: مرتز⏪◀

Tags

hdrip
HDRip
x264
AC3
HD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
mkv
MkvCage
webrip
BRip
TS
YTS
x265
HEVC
2CH
1080
XviD
Được xuất bản vào: 2019-02-21
Lượt tải xuống: 87
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫- تو اینو خریدی؟ ‫- آره.

‫- و حالا مال ماست، ما صاحبشیم. ‫- اوهوم

‫- عاشقشم ‫- جدی؟

‫چی بهت گفته بودم؟ ‫شومینه اینجا قرار میگیره

‫مطمئنی میخوای اینو ‫بدی به خواهرت؟

‫عزیزم اینجا ۱۰۰ هزار تا خرجش میشه

‫- سعی میکنم جور کنم... ‫- همینه؟

‫- هی،آره،بیا تو ‫- شما یک ساعت ازم خواهش کردین که این مسخره رو ببینم؟

‫- هممون بوش رو میشنویم،درسته؟ ‫- آره،انگار دارم شاش نفس میکشم

‫خیلی خب، مثال خوبی نبود ‫پس ما میریم

‫- زودباش ‫- بیخیال، یکم عقل داشته باشه

‫درهای فرانسوی به سمت باغچه

‫پله هارو جابه جا میکنیم، ‫این دیوارا رو خراب میکنیم،

‫آشپزخونه رو اپن میکنیم

‫این گوشه هم یک آینه کاری خوشگل داریم. ‫پایه هاش واقعا خوبن.

‫اون بخشش که باید ۱۲ هزار دلار ‫خرج فونداسیونش کنیم کی میرسه؟

‫مشخصا،این برای اونا نیست، ‫بیا بیخیال این یکی بشیم ال

‫اون طرف خیابون ‫یک پارک هست

‫و اگه بچه داشته باشی ‫مدرسه های اینجا معرکه ان

‫وقتی،متاسفم. ‫متاسفم،کیمی

‫ وقتی. ‫وقتی بچه داشته باشی

‫ما بچه داریم. ‫ما بچه داریم

‫اینو میبینی؟ بهش میگن ‫درخواست از کائنات

‫بعضی وقتا کائنات فکر می‌کنه خنده داره اگه ‫اول یه چیز ۲۶ هزار دلاری بندازم تو رحمش.

‫- اوه،تو خیلی عوضی ای ‫- شوخی میکنم

‫اگه اینجا انقدر باحاله، ‫چرا شما نمیاین اینجا زندگی کنین؟

‫با پنج تا اتاق خواب و یک پارک ‫چکار میخوان بکنن؟

‫مشخصه که اونا هیچوقت ‫بچه نداشتن

‫نگاشون کن، هیچ خلاء ‫احساسی ای ندارن که پر کننش

‫نه اینکه ما داریم ‫اینکارو میکنیم تا...

‫- خفه شو راس ‫- باشه

‫- اون نگاه چی بود؟ ‫- کدوم نگاه؟

‫اون الان گفت که شما هیچوقت بچه دار ‫نمیشین. بعدش تو یک نگاه معنی دار کردی.

‫آره،نگاه برای چی بود؟ به منم نگاه کردی ‫تا منو قاطی نگاهت کنی.

‫- من نگاه نکردم ‫- کاملا کردی

‫- نگاه نبود ‫- فکر کنم دچار مشکل شدیم

‫- مشکل نداریم که ‫- شاید حتی دعوا

‫- دعوایی در کار نیست،مشکلیم در کار نیست ‫- بیا از اینجا بریم بیرون

‫وای خدای من. حالا دیگه قراره ‫بچه دار بشین، مگه نه؟

‫نه. چی؟ کیمی ‫نمیدونم. چی؟

‫البته، چون میخواین ‫تو همه چیز پیروز باشین

‫بعدشم قراره رحم بی نقصت رو ‫بندازی تو صورت من

‫از کجا میدونی رحم من بی نقصه؟ ‫ما حتی نخواستیم بچه دار بشیم

‫نمیدونم میتونم ‫حامله بشم یا نه

‫البته که بی نقصه ‫چون مال تویه

‫- کیمی. ‫- احتمالا داخلش چرم دوزی شده

‫لطفا،کیمی. ‫تازه رسیدی

‫ببخشید، پتی ‫دعوای خوبی داشته باشین

‫بعدا میبینمت راس

‫- من نگاه نکردم ‫- همین الانشم داری نگاه میکنی

‫نگاهی در کار نیست ‫تو داری نگاه میکنی

‫خیلی خب. ‫شاید نگاه کردم

‫ولی شنیدم که میگفت ‫ما هیچوقت بچه دار نمیشیم

‫یعنی، راست گفته؟

‫من دیگه بحثشو پیش نکشیدم،چون هربار میگفتم ‫تو میگفتی الان وقتش نیست

‫میدونم، ولی ما همیشه ‫جدا بودیم

‫و بعدش درگیر این میشیم که ‫کارو راه بندازیم

‫ما امسال پنج تا خونه جا به جا کردیم ‫و بعدش من طراحیا رو عوض کردم

‫همیشه آرزو داشتم ‫یک روز مادر بشم

‫- فکر میکنم من حاظرم ‫- عالیه، حالا تو آماده ای

‫و وقتی که بچه ۱۶ سالش بشه ‫من از اون پدرای پیر مثل

‫پدر برایان هندریکسون میشم

‫- سلام بابا ‫- چه خبرا پسر؟

‫سلام آقای هندریکسون ‫برو عقب

‫بابا؟

‫تو بابامو کشتی

‫هی هی،بابا،بیدارشو ‫بیدار شو

‫تو آقای هندریکسون رو نکشتی

‫و اونقدرا هم پیر نیستی

‫یه فکری دارم. نظرت با سرپرستی ‫یه بچه ۵ ساله چیه؟

‫مثل این میمونه که ۳۶ سالگی یهو شکستم ‫نظرت چیه؟

‫تهتو صاف نگهدار ‫میتونی؟

‫ببین،زیادی بهش فکر میکنی داداش ‫هیچکدوم از بچه هام تو برنامه نبود

‫بچه ها خودشونو نشون میدم،بعدش میفهمی ‫مثل آب خوردن

‫- چنتا بچه داری استو؟ ‫- چهارمیش رو گازه

‫- واو. ‫- بچه داشتن سخت نیست

‫تا وقتی که براشون وقت بزاری ‫باحالن

‫مهم تر از همه مطمئن شو ‫مامانشونم همراهی میکنه

‫میتبال، هی،هی رفیق

‫هی،دلت برام تنگ شده بود؟

‫اوه،پسر خودمی، دلت تنگ شده بود؟ ‫منم دلم تنگ شده بود

‫آره. پسر خوبی هستی

‫هی ال، نمونه آبچکون هایی که برای ‫آشپزخونه میخواستی رو آماده کردم

‫ال حالت خوبه؟

‫هی،موضوع چیه؟

‫هیچی داشتم به حرفت راجع به ‫سرپرستی بچه ۵ ساله فکر میکردم

‫- من گفتم؟ ‫- آره.

‫- داشتم کاملا... شوخی میکردم ‫- میدونم، یکم عجیبه

‫اما باعث شد فکر کنم. و بچه های ‫زیادی توی پرورشگاه هان

‫و هی جا به جا میشن ‫و کسیو ندارن

‫و این غم انگیز ترین ‫چیزیه که تا حالا دیدم

‫این شرکت سرپرستی رو پیدا کردم. هفته ی ‫دیگه مشاوره دارن

‫نه، اونو بهم نشون نده، ‫نمیخوام اون صورتای کوچیکو ببینم

‫میخوای قلبمو بشکنی؟ ‫تازه از سر کار برگشتم

‫الی، آدمایی که میرن پرورشگاه ها ‫واقعا بخصوصن

‫اونا کسایین که حتی وقتی ‫خیریه ای هم نیست داوطلب میشن

‫ما حتی برای خیریه هم داوطلب نشدیم

‫اگه فاجعه ای ‫پیش بیاد چی؟

‫- چی، مثل یک بمب؟ ‫- حالا هرچی.

‫و چنتا بچه میومدن ‫جلوی در خونمون

‫ردشون میکنیم چون اونقدرا خاص نیستیم؟

‫بستگی داره. خیلی چیزا هست ‫که تاثیر داره

‫منظورم، جیره غذایی، ‫موج انفجار.

‫ال، نمیتونی هر نظر من درآوردی که میدم رو قبول کنی

‫و تبدیل به یک ‫تصمیم احمقانه ی زندگی کنیش

‫اون یک شوخی بود

‫آره.

‫میدونم، من فقط...

‫راست میگی. نباید مجبور به کاری بشی ‫که نمیخوای انجام بدی

‫ولی فکر خوبی بود

‫شب بخیر

‫خیلی خب، دیگه اون مدلی ‫شوخی نمیکنم

‫باشه

‫هی میخوای یکم ‫فیکسر آفر تماشا کنی؟

‫- باشه، دوست دارم. ‫- دوست دارم

‫اوه خدا

‫منصفانه نیست ‫این...

‫هی.

‫دیگه نباید از این چیپسا بخری ‫خیلی تندن

‫آبریزش بینی پیدا میکنم ‫و...

‫بیشتر از یک میلیون بچه ‫توی یتیم خانه هان

‫سیستم زیادی پره ‫باشه؟

‫بچه ی بیشتر نمیخواد

‫پس برای اینکه یک بچه اونجا بشه، ‫شرایط سختی باید داشته باشه،

‫معمولا شامل سوء استفاده ‫و بدسرپرستی شدید میشه

‫و بعضی از این بچه ها میتونن ‫معمولا در این سیستم افسرده بشن،

‫مگر اینکه خانواده ای مهربان ‫مانند شما قدم پیش بگذارند

‫ما قدم پیش میذاریم ‫یکیشونو میبریم

‫عالی شد. بزارین برم چک کنم ‫ببینم چی تو انبار داریم

‫داره شوخی میکنه،البته

‫انبارشون نمیکنیم

‫و تو اینو میدونی

‫ولی میتونیم براتون یک دوره ی ‫آموزش والدینی هشت هفته ای بزاریم،

‫و میتونین مدرکتون رو بگیرید

‫و بعدش میتونیم چنتا بچه که بتونین ‫سرپرستشون بشین رو مشخص کنیم

‫تا وقتی که باهاتون هماهنگ بشن

‫ولی قرار نیست آسون باشه

‫این بچه ها اراده تون رو تست میکنن،

‫رابطه تون رو ‫تغییر میدن

‫و نقاط فشاری که ‫اصلا نمیدونستید وجود داشتن

‫با نگاه به قیافتون میتونم بگم ‫همتون موفق نمیشین

‫در واقع فکر میکنم این گروه ‫توانشو داره که به یکم ناخوش...

‫- ببخشید ‫- دارین جایی تشریف میبرین؟

‫- آره. ‫- خب،ممنون، خدافظ

‫- خیلی خب، این تقصیر من بود ‫- کاملا اینطوره

‫- قبلا در موردش بحث کردیم ‫- قبلا

‫- این یک مشکله ‫- این یک مشکله

‫خیلی خب، همگی، چرا ‫اسمتون رو یاد نگیریم

‫و اینکه دنبال چه مدل ‫بچه ای هستین

‫اوه،سلام

‫ما دانا و دریک مک کان هستیم

‫و خدا مارو به اینجا هدایت کرده

‫تا یک پسر بچه یا دختر بچه رو ‫سرپرستی کنیم

‫- آره، آدم گنده، خیلی از ما خوشنوده ‫- اوهوم

‫- دوست داریم اینو با یک بچه که خونه نیاز داره تقسیم کنیم ‫- آره.

‫اونجا چطور؟

‫من دیویدم و ‫اینم زنم جسیه

‫و سه ساله که سعی میکنیم ‫بچه دار بشیم

‫ولی مهم نیست چکار میکنیم ‫من... نمیتونم...

‫- متاسفم، کس دیگه ای میتونه ادامه بده؟ ‫- مشکلی نیست

‫مشکلی نیست. خب ، من کیتم ‫و اینم مایکل.

‫ما هم همچنین سعی داشتیم ‫بچه دار بشیم.

‫تقریبا از اولین شبی که ‫همو دیدیم،درسته؟

‫درسته. فقط شانسشو نداشتیم.

‫دنبال بچه ای هستیم بدون در نظر گرفتن ‫جنسیت یا نژادش،تا سن ۹ سال

‫سلام. اسم من اکتبر رز جنینگزه.

‫و دوست دارم که مادر مجرد یک ‫پسر جوان ورزشکار باشم

‫تا بتونم بهش کمک کنم به پتانسیل کاملش برسه

‫ترجیها آفریقایی آمریکایی

‫- اوهوم ‫- درسته؟

‫مثل فیلم جهت کور. ‫درسته؟ عالیه

‫عزیزم، اون شوخی نمیکنه

‫تو داری... شوخی نمیکنی؟ ‫خدای من،خیلی متاسفم

‫فقط فکر کردم به خاطر اون شوخیه ‫همجنس بازاس که داشتن...

‫یعنی، این داستان فیلم جهت کوره،پس...

‫تاحالا ندیدمش. پس، لطفا، نوبت شماست. ‫فقط دیگه با من حرف نزن

‫آره،اون دیوانه است

‫خیلی متاسفم. ‫حس بدی دارم.من آه..

‫خب،اسم من الیه.سلام. ‫اینم شوهرم،پیته.

‫اوه،آره،یعنی. من زیاد در مورد ‫هیچ چیز مطمئن نیستم.

‫منظورم اینه،متوجهم، ما سگمونو که اسمش ‫میتباله سرپرستی میکنیم، و مثل سگ دوستش داریم،ولی...

‫- بچه هارو با سگا مقایسه نکن ‫- نمیکنم

‫فقط دارم میگم قبلا گرفتن سگ از آغلش ‫بد بوده،

‫ولی الان اسمشو گذاشتن ‫نجات سگ ها و همه یکی میخوان

‫اسم آغل و سگ رو نبر. ‫فقط نگو

‫باشه،نه،اینطور نیست...

‫فقط این چیزا یکم ‫ترسناکه ، درسته؟

‫- ولی اگه بهش بگی نجات کودکان... ‫- وای خدای من

‫...به جای سرپرستی کودکان، ‫افراد بیشتری بهش علاقه مند میشن

‫و مردم وسط سمینارت ‫نمیذارن برن،

‫- و برای برنامه ی شما خوب میشه ‫- پیت! پیت!

‫- فقط دارم میگم... ‫- فقط تمومش کن

‫اوه،همگی، سخن گوی ‫مهمان امروز ما،

‫برندا فرناندز ‫و والدینش.

‫بیاین بهشون ‫خوش آمد بگیم

‫واو!

‫سلام، ممنون

‫سلام.

‫خب،وقتی ‫هشت سالم بود

‫مامانم و دوست پسرش تصمیم گرفتن ‫که فکر خوبی میشه

More Farsi Persian subtitles for Instant Family

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left