Awkward.

Awkward.

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 5

Thông tin phát hành

Awkward - 05x13 - I'm The Kind of Girl Who Found Her Voice In College
Bình luận bởi Zaaraa

Tags

other
Được xuất bản vào: 2016-08-24
Lượt tải xuống: 19
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

آنچه در بي‏دست و پا گذشت

من راه ِ طولاني‏اي رو از سال ِ اول تا الان طي کردم

از يه دختر ِ خودکشي کرده

دوباره تبديل شدم به يه دختر ِ معمولي

سال ِ آخر ِ دبيرستانم انگار توي ِ هسته ي ِ مرکزي ِ داستاناي ِ احساسي بودم

و از اينکه يه سري چيزارو براي ِ آخرين بار تجربه مي‏کردم غمگين بودم

ما خيلي چيزا رو تا حالا با هم پشت ِ سر گذاشتيم

و بايد باهم فارغ‏التحصيل بشيم

دارم روي ِ يه سال مرخصي فکر مي‏کنم

تنها کاري که مي‏خواستم بکنم اين بود که دوستت داشته باشم

و هر قدمي که برمي‏داشتم باهام مي‏جنگيدي

من نماينده کلاس بودم، جيک

اگه ديگه نماينده‏ي ِ هيچي نشم چي؟

تو يه زندگي ِ کاملاً جديد جلوي ِ روت داري

وقتي نمي‏دونستم که عاشقتم

همه چيز کمتر پيچيده بود

درست برعکس ِ تو

متي و من هنوز بايد خيلي چيزارو حل کنيم

تا حالا از خيلي از موانع گذشتيم

و نميزاريم چيزاي ِ کوچيکي مثل ِ فاصله جلومونو بگيره

چون از اعماق ِ قلبمون مي‏دونيم عشق هميشه پيروز مي‏شه

البته اين دقيقاً اتفاقي نبود که بعداً افتاد

تو اينجا چيکار مي‏کني؟

امتحان نهايي رو از دست دادي

چي؟ معلومه که از دست ندادم

من فارغ‏التحصيل شدم. اينم از ديپلمم

خدارو شکر که کابوس ِ گير افتادن براي ِ هميشه

توي ِ دبيرستان، تبديل شده بود به

يه کابوس ِ ساده

هي

آره، معلومه که ميام دنبالت

آره جلوي ِ فرودگاه مي‏بينمت

هي، مي‏خواي امشبو باهم بگذرونيم؟

عاليه، نمي‏تونم ديگه صبر کنم

منم عاشقتم

اولين سال ِ دانشگام عالي گذشته بود

بهتر از چيزي که انتظار داشتم

و شده بودم همون آدمي که دلم مي‏خواست باشم

و واقعاً شخصيتمو دوست داشتم

وقتي دختر کوچولومو نمي‏بينم

حسابي دلم براش تنگ مي‏شه

ديگه نگران نباش، من برگشتم

اوه

اشکالي نداره. فقط هنوز بهت عادت نکرده

ليسا، تو اينجا چيکار مي‏کني؟

من پرستار ِ بچه هستمـــا

نمي‏دونستم جنا امروز برگشته

امروز برنگشتم. ديشب بود

خيلي دير اومدم به قدري که هيچ‏کس منتظرم نمونده بود

متاسفم عزيزم. خيلي خسته بوديم

و خيلي دير برگشتي

خب که چي؟

يادت رفته بود که ميام؟

بي‏دست و پا - فصل پنجم قسمت ِ سيزده من از اون مدل دخترام که خودش رو توي ِ دانشگاه پيدا کرده Subtitle By Zaaraa

مي‏دونستم به خاطر ِ يک سال دوريم از خونه

اوضاع و احوالم تغيير کرده

اما چيز ِ عجيب اين بود که بقيه هم خيلي عوض شده بودن

يه دفعه احساس کردم توي ِ خونه خودم مث ِ غريبه‏هام

مامان شير ِ گياهي برام نگرفتي؟ من ديگه لبنيات نمي‏خورم

واقعاً؟ شوخي نمي‏کني؟

آخ ببخشيد که عجله دارم

اما کلاس ِ تابستوني براي ِ دانشگام ثبت‏نام کردم

آخه نتونستم ترم ِ قبلي رو برم دانشگاه

به خاطر ِ اين لبنيات نمي‏خوري چون نمي‏خواي جوش بزني؟

انگار يه جوش ِ سر سياه رو صورتته

چي؟ نه فقط دماغمو سوراخ کردم

هميشه انقدر زود مياي اينجا؟

نه معمولاً شبا همينجا مي‏خوابم

ليسا، مورگان ديگه بايد بخوابه

کوين من موقع ِ شام برمي‏گردم

- شايد من نباشم - باشه

اگه خواستي بياي بهم خبر بده تا يه چيزي سفارش بدم

- باشه - خدافظ

آشپزي رو دوست ندارم

انگار بازگشت ِ افتخارآميزم زياد اونجوري که انتظار داشتم

افتخارآميز نبود

اما بهترين قسمت ِ روزم هنوز نرسيده بود

مي‏تونستم کنار ِ کسي باشم که

بيشتر از هرکس ِ ديگه‏اي مي‏تونست خوشحالم کنه

خدايا متي

کسي که اميدوارم بودم ديگه هيچوقت نبينمش

بعد از چيزي که اتفاق افتاد مطمئناً ديگه نمي‏ديدمش

- چطوري؟ - به نظر که خوب مياي. من خوبم

اين منطقه آماده شده براي ِ

ديدن ِ مسافران

خداي من تي. چقدر عالي شدي

هي عزيزم. خيلي خوبه که دوباره مي‏بينمت

آخ پرواز ِ نيويورک خيلي بد بود

ديگه نمي‏تونم بيشتر از اين پرواز کنم. براي ِ همين شيک نيستم

منتظر بودم يه کيف ِ ديگم برسه

ايشون کيف ِ ديگم هستن

توي ِ عوضي کي هستي که به من ميگي کيف ِ ديگه؟

جنا قراره براي ِ تابستون راننده‏ي ِ فرودگاه باشي؟

چقدر بد

وقتي کيفامو ميزاري توي ِ ماشين مواظب باش

خيلي سنگينن

من کيفاي ِ تورو بلند نمي‏کنم

قيافتو اون شکلي نکن هميلتون

مي‏دونم چيکار با متي کردي

دارم مي‏ميرم تا بفهمم چي شده. مگه چي شده آخه؟

- خيلي پيچيدس - سيدز قضيه چيه؟

متي قسمم داده که حرفي نزنم

چون قضيه خيلي حال بهم‏زن و تحقيرکننده بود

ميشه ديگه راجع به اين قضيه حرف نزنيم؟

بهترين دوستم با بدترين دشمنم دوست شده بود؟

آخه چطوري اين اتفاق افتاده بود؟

اما من بايد بيخيال ِ نگران بودن براي ِ دوستاي ِ گذشتم مي‏شدم

و به آيندم فکر مي‏کردم

شغل ِ جديد توي ِ شرکت ِ "صندوق ِ ايده" بود. وبسايتي بود که

منو براي ِ يه رقابت ِ دوستانه‏ي ِ تابستوني قبول کرده بود

صندوق ِ ايده ترکيبي از روزنامه‏نگاري و مقاله‏هاي ِ شخصي بود

تم ِ خاص و آزمون خودش رو داشت

که به خاطر ِ بازديداي ِ بالا و شهرتش

براي ِ نويسنده‏هاي جوون و پرذوق يه تجربه موثر بود

همکار ِ تابستوني خوش اومدي

تو کدوم يکي هستي؟

- جنا هميلتون - سلام. من ايتن هستم

دستيار ِ ويراستارم

و قراره با اينجا آشنات کنم

سلام جنا. من مکسم

مکس دومين تابستون ِ که براي ِ مجازات برگشته اينجا

به عنوان ِ يه عضو ِ افتخاري

همينطور ميا

سلام

ميا تابستون ِ گذشته، توي ِ دومين هفته‏اي که اينجا بود گل کاشت

احتمالاً تابستون که تموم بشه براي ِ يه کتاب قرارداد ببنده

برو که رفتيم

اينجا هم همون مکان ِ پرورشي و خوبمون هست که

که دو مدل چيزو تشويق مي‏کنيم

بلند بخند و بلند زندگي کن

سلام من اوفليا هستم و اولين نفريم که اومدم اينجا

دارم ميترسونمت مگه نه؟

نه، نه. نبايد بترسونيش

جنا، توئيترت در چه حاله؟

من زياد پست نمي‏زارم

اين تويي؟ من جنا هميلتون هستم؟

خيلي مثل ِ تئودور گايزله. خوشم اومد

انگار دکتر سوس اسم ِ واقعيشو گفته. هوشمندانس جنا

صبر کن. فقط 40 تا فالوور؟

آخرين پستت مربوط به اکتبر ِ سال ِ پيشه

وقتي مين بودم يه جورايي از دنياي ِ مجازي فاصله گرفتم

دوج پسلم داره برمي‏گرده؟ دوج پسلم؟

جنا بايد زندانيت کنيم. همچين کلمه‏اي سال ِ 2005 بازنشسته شد

اوفليا يازده هزارتا فالوور داره

واقعاً بهت احترام ميزارم که دنياي ِ مجازي رو بي‏خيال شدي

کاش منم مي‏تونستم بشم اما کلاً توي ِ بي‏خيال شدن خوب نيستم

تا شيش سالگي شير ِ مامانمو ميخورد. اون موقع‏ها هنوز مد نشده بود

کوچولوها اگه مي‏خواين نويسنده بشين به يه برند نياز دارين

و اون برند رو چطوري مي‏سازيم و رشدش ميديم؟

توي ِ شبکه‏ي ِ اجتماعي. اينجوريه که مردم به سمت ِ سايتمون ميان

اينجوريه که مريضيتونو مث ِ يه ويروس پخش مي‏کنين.

خوشحال ميشم که کمکت کنم

من بيش از اندازه براي ِ پست گذاشتن وقت گذاشتم

- مرسي - نگران نباش عزيزم

توام پيشرفت مي‏کني

کلوپ پالوس هيلز يه محيط ِ سرگرم‏کننده اس

اما تعهد ِ ما در خدمت توي ِ حرفه‏اي‏ترين سطح ممکن

قرار داره

درسته جيکي

تو انگار خيلي جدي شدي

- اين شغل ِ منه - آره رفيق

من که حمايتت مي‏کنم

قراره بترکونيم

زياد دوست نداشتم براي ِ تابستون برگردم خونه

اما الان، مي‏دوني، خوشحالم

بالاخره بهم ميگي اوضاع با جنا چطور پيش رفت؟

جنا

جنا کيه؟

خُب تکليف ِ همه پيش ِ منه جــز

جنا

ايناهاش

کاغذ؟

چطوري روش چيز نوشتي؟ با قلم پر و روشنايي ِ نور ِ شمع؟

بهتر نيست برام فکسش کني؟

شايد فکس ارسالش نکنه

- آره پيجرم همينطوره - درسته

دارم خط ِ اولتو ميخونم جنا

از گذشتته براي ِ آينده استفاده کن. خوب فروش ميره

براي ِ اينکه روشنت کنم عزيزم، دارم شوخي مي‏کنم

هيچوقت اين مدلي ننويس

مگه چيکار کرده بودم که

مايه‏ي ِ خنده‏ي ِ بچه‏هاي ِ اونجا شده بودم

نه، خودمو دست ِ کم نمي‏گرفتم

نميزاشتم هيچ چيز اعتماد به نفسمو از بين ببره

سلام. چي رو از دست دادم؟>

لعنتي

بچه‏ها اين لوکه و دومين ساليه که با ماس

جنا. خوشحالم که مي‏بينمت

لوک، همون ِ مرد ِ عالي

هموني که گذاشت و رفت

همون کسي که بهم يادآوري مي‏کرد چقدر توي ِ دبيرستان

بچه و بهم ريخته بودم

بعله عاليه. جناي ِ بااعتماد به نفس ساختمونو ترک کرد

اومدش

ليزي رينز، ويراستار ِ ارشد ِ وبسايت ِ صندوق ِ ايده

الهه‏ي ِ من بود

قلمش نافذ و هوشمندانه

و همچنين احساسي و خاص بود

سلام

به قدري گرسنمه که حتي نمي‏تونم عصباني بشم

More Farsi Persian subtitles for Awkward.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left