200 dòng đầu tiên.
گالیپولی
دبیرستان نظامی موناستیر، آوریل ۱۸۹۶
چی شده؟ چرا اینجوری میکنی؟
.میکشَمِش. رفته تو کتابام
.مسخرهام میکنه که کتاب بچگونه میخونم
عمر ناجی؟
.آره. ساعت مچیام دزدیده شده. نیست
.احتمالا یه جا انداختیش. پیدا میشه
.همه جا رو گشتم. مال بابام بود
!کمال وایسا. به خدا قسم وایسا. این راهش نیست
از مادرت خبری نشد؟
.به صوفیه نوشتم. که اونجا تو ددآغاچ سراغشون رو بگیرن
.نگران نباش
.خیلی خب. برگردیم سر کارمون
اونجا کجاست؟
.ما بهش میگیم باییرلیک، فرمانده
اهل کجایی، گروهبان؟
.اهل فیندیکلیام. درست قبل از دغیرمِندوزو. دو ساعت از اینجا راهه
چیه، گروهبان؟
.فرمانده
.داشتم به چیزی که گفتید فکر میکردم
.اگه داردانلِس سقوط کنه، اولین چیزی که خاموش میشه کانون خانواده منه
بچه داری؟
.بچهدار میشیم، هر آن ممکنه
.خدا حفظش کنه
.خدا حفظش کنه. آمین. ممنون فرمانده
.بریم اون تپه رو بررسی کنیم
.نوری اینجا رو علامت بزن
نظرت چیه؟
اگه میخواستید به سنگرهای تنگه برسید،
.اینجا بهترین جا برای پیاده شدنه
درسته. اسمش چی بود؟
باییرلیک، فرمانده. مگه این محل اسمی نداره؟
...خب
.بهش همین میگن فرمانده. نمیدونم
!روزی دو بار ورزش میکنید
.باید سریعترین دوندگان و بهترین مبارزان باشید
!کمخواب، کمخوراک
!سرباز
.بیایید تمرینهای نوشتاریتون رو بررسی کنیم
.اونایی که میتونن بخونن، به اونایی که نمیتونن یاد میدن
!یک ماه دیگه اگه هنوز سواد نداشته باشید، تنبیه میشید
!شما باید این منطقه رو یاد بگیرید
هر مسیر، هر تپه،
!هر رودخونه. باید مثل کف دستتون حفظش کنید
!اگه گم بشید تنبیه میشید
روستای بیغالی
چرا منو با خودت نبردی؟
چرا منو با خودت نبردی؟
.فرمانده. بله
تو راه یه مرغ خوب دیدم. میخواید برای شام سر ببُرمش؟
.هرچی سربازا میخورن، ما هم همونو میخوریم
.هر طور امر بفرمایید فرمانده
.آلپ چی؟ اونم سربازه
.هر طور امر بفرمایید فرمانده
.مقر فرماندهی استحکامات گالیپولی، ۱۰ آوریل ۱۹۱۵
برادران! در ۱۸ مارس،
!ضربهای فراموشنشدنی به بریتانیاییها و فرانسویها وارد کردیم
!تبریکات به پاشا جواد
!اونا دیدن که گالیپولی از راه دریا غیرقابل عبوره
اما ما هم میدونیم که دست برنمیدارن
.و دارن برنامهریزی میکنن تا از طریق یه حمله آبی-خاکی در سواحل ما پیاده بشن
.ما اقدامات لازم رو با پاشا لیمان فون ساندرز آماده کردیم
.که بهشون مأموریت دادیم
.و اسات پاشا، فرمانده سپاه
به عنوان فرمانده ارتشهای داردانلس،
.الان اونا رو با شما در میون میذاریم
تنها هدف دشمن این خواهد بود که
.از نقاط پیادهسازی به جلو حرکت کنن
.و سنگرهای محافظتکننده تنگه رو خنثی کنن
از اونجایی که هدف اصلی خود گالیپولی نیست،
بلکه استانبول، اونا هیچ هدف دیگهای ندارن،
.جز اینکه نیروی دریاییشون رو از تنگه عبور بدن
چطور میتونن به این هدف برسن؟
یا یه نیروی پیادهسازی در سمت آناتولی ترتیب میدن،
و به سنگرهای مجیدیه و حمیدیه حمله میکنن،
یا یه نیروی پیادهسازی در شبهجزیره گالیپولی،
.و به سنگرهای روملیا حمله میکنن
ما ارتشهامون رو آماده نگه میداریم،
.تا از خط دفاعی در هر دو طرف محافظت کنیم
ذهنیت دفاعی ما چطور خواهد بود؟
.ما آتش توپخونه رو روی سواحل متمرکز میکنیم
.و هنگهای پیادهنظام رو روی تپهها مستقر میکنیم
.دشمن این شانس رو خواهد داشت که در ساحل مستحکم بشه
.این مهم نیست
.این مشکلی نیست
.مشکل ما مستحکم شدن اونا در ساحل محل پیادهسازی نیست
.مشکل اینه که شبهجزیره رو طی کنن و به سنگرها برسن
...ببخشید، اما
.همونطور که گفتم، سرهنگ دوم
.این طرحی بود که با دقت روش کار کردیم و روش توافق شده
.ما با هم تو طرابلس بودیم، پاشا
...وقتی ایتالیاییها در ساحل مستحکم شدن نتونستیم عقبشون بزنیم، و در نتیجه
.ما همچین نیروی توانمندی تو طرابلس نداشتیم
.لطفا ادامه بدید، پاشا
.وضعیت اینه
.بعد از اون، اقدامات ما با توجه به حرکت دشمن تعیین میشه
.به همهتون ایمان کامل دارم
.نبردتون مبارک باشه
مناسبتر نیست که خودتون فرماندهی این ارتش رو بر عهده بگیرید؟
.هر کاری که مناسبتره، همون رو داریم انجام میدیم
فرماندهی که سرباز رو از حفظ نشناسه
.و زمین رو، دیر یا زود شکست میخوره
اگه اونا در ساحل مستحکم بشن،
.نمیتونیم جلوی مستحکم شدنشون رو تو ساحل بگیریم
اگه بخوایم جلوشون رو تو ساحل بگیریم،
.توپخونه نیروی دریاییشون کارمون رو تموم میکنه
حتی نمیتونیم تلفاتمون رو حدس بزنیم. اگه ساحل رو بمباران کنن،
.سربازای خودشون رو هم که دارن پیاده میشن، بمباران میکنن
.اونوقت هرکی سربازای بیشتری برای فدا کردن داشته باشه، برنده میشه
اگه اجازه ندیم مستحکم بشن،
.نهایتاً تو یه هفته یا ۱۰ روز روحیهشون رو میبازن
.ولی اگه این کارو کنن، این نبرد طولانی میشه
.شاید کسایی باشن که بخوان این نبرد طولانی بشه
منظورت چیه؟
.انگلیسیها، فرانسویها، نیروی دریاییشون
تا وقتی اونا اینجا گیر افتادن، کی بیشتر سود میبره؟
.آلمانیها. بهت قدغن میکنم اینطوری حرف بزنی
!اونا متحدین ما هستن
.ما هیچ متحدی نداریم، پاشا
.فقط خودمونیم
۲۵ آوریل ۱۹۱۵
.امیدوارم خاموش نشه نوری
.نمیشه. بفرما، یه لقمه بخور
.ممنون
!فرمانده. ستوان یکم جواد عباس! به عنوان آجودان شما منصوب شدم
خدا کمکش کنه. درسته، مصطفی؟
.موفق باشی
.خبری از دیدهبانها رسیده
.دشمن هم در سدالبحر هست، هم در... بیا اینجا، روی نقشه نشون بده
.دارن در سدالبحر و کومکاله پیاده میشن
.حلیل سامی پاشا اونجاست
.و کشتیها دارن به سمت آریبرنو میرن
نوری، اونجایی که بهت گفتم روی نقشه علامت بزنی، کجا بود؟
.اینجاست. گروهبان بهش گفت باییرلیک
.اونا اینجا پیشروی میکنن
.یه خط باز میکنن
.و شبهجزیره رو دو نیم میکنن
جلوگیری میکنن از
.استقرار سربازان و مهمات به جبهه جنوبی
اگه این تپه بیفته،
.گالیپولی سقوط میکنه
.باید فورا به اسعد پاشا اطلاع داده بشه
.وقت نداریم، جواد. باید الان حرکت کنیم
.ما فقط یک لشکر پشتیبانی هستیم، فرمانده
.بدون دستور نمیتونیم حرکت کنیم
.فرمانده
.فرمانده
.فرمانده. اگه اجازه بدید
.اسبها رو آماده کنید. بله فرمانده
!توجه
لشکر ۱۹
.دستور شما اینه که به منطقه کواچیمنتپه حرکت کنید
.بله فرمانده
...اما سرهنگ دوم، اسعد پاشا
.به فرمانده ستاد لشکر، سرگرد عزتالدین، ستوان یکم، اطلاع بدید
.مسئول استقرار اونه. بله فرمانده
!خیلی پیشروی کردن، نوری
!لشکر نیم ساعت از ما عقبه. عجله کنید
!سرباز
.تو از کدوم هنگ هستی؟ هنگ ۲۷، فرمانده
.اوضاع چیه؟ دشمن پشت سرمونه، فرمانده
پس کجا میری؟
.فرمانده، مهماتمون تموم شده. و هیچ پشتیبانی هم نداریم
!اینجا، پشتیبانی رسید. به صف بشید! سریع
.چی کار میتونیم بکنیم؟ اونا همین الان اینجا هستن
.نمیتونیم جلوشون رو بگیریم. لشکر نمیرسه
فرمانده؟
!مصطفی
!بشینید زمین! سرنیزهها رو وصل کنید! پناه بگیرید
!ولی فرمانده، مهمات... گفتم بشین، پسر
!پناه بگیرین
.این یه تلهاس
.خوبه، اونا بلد نیستن چطور بجنگن
!چوپانهای انگلیسی
.منم چوپانم، فرمانده
.نه، تو یه سربازی. تو ترکی
.نقشه رو در بیار، نوری
.به فرمانده گردان دوم بگید از بالای تپه با ارتفاع ۲۶۱ حمله کنه
.مفهومه
واحدهای توپخانه کوهستانی رو بفرستید بالای اون آبراه موقعیت بگیرن،
.و شروع به شلیک کنن
بعد گردان دیگه میتونه از پایین حمله کنه،
.همزمان با موقعیتشون تو آبراه
.پزشکیارها در کوجادره مستقر میشن
.هنگ ۷۲ به مالتپه نزدیک میشه
.هنگ ۷۷ به شرق کوجادره اعزام میشه
.باشه
.به فرمانده هنگ ۲۷ اطلاع داده میشه
.اسعد پاشا و لیمان پاشا رو هم میشه حالا به همین ترتیب مطلع کرد
.خیلی خب
«لندن»
ما موفق شدیم عملیات پیادهسازی بریتانیاییها رو متوقف کنیم
در منطقه سدالبحر، از جمله
.خلیجهای پیناریچی، ایکیز، تکی ارطغرل و مورتو، در منطقه آلچیتپه
اما آنزاک نیت خودشون رو فاش کردن،
.که همون تصرف اون تپه زیر کواچیمن هست
اسمش چیه؟
نقشه یک کاپیتان آنزاک اسیر شده
.نشون میده که اونجا به عنوان چونوقباییر مشخص شده
No comments yet. Be the first to leave one.