Survivor

Survivor

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 49

Thông tin phát hành

Survivor S49E10 Huge Dose of Bamboozle 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 49 قسمت 10 Survivor 2000 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 15
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

کی؟ کریستینا

پس به هیچ‌کس نگو

خیلی بهت اعتماد دارم

قبلاً در بازمانده

لازمش دارم، رفیق. ول نمی‌کنم

سوفی تسلیم میشه. ساوانا

برای دومین بار مصونیت فردی رو برنده میشه

ترجیح میدم با این رای الکس رو حذف کنیم

به نظر من، الکس کسیه که همه جا دست داره

همه جا دست داره

به الکس اعتماد ندارم. بهش اعتماد ندارم

الکس داره سعی می‌کنه یه جورایی میونه‌رو باشه

خیلی مصممه که میونه‌رو باشه

پس هدف‌های من

روی الکس هستن

اگه کسی مزیتی یا بتی داره و می‌خواد ازش استفاده کنه

الان بهترین زمانشه

نفر دهم حذف شده

و سومین عضو هیئت داوران ما: الکس

قبیله رأیش رو اعلام کرد. آره

به همه برای رسیدن به هشت نفر نهایی تبریک میگم

آره

اون گفت: "این نتیجه‌ی میونه‌رو بودن منه."

منم گفتم: "آه، الکس."

الکس، خیلی علنی داشت نقش میونه‌رو بازی می‌کرد

من از این خوشم نیومد

می‌خوام تو بهترین موقعیت بازی باشم

پس اگه کسی رو تو موقعیت بهتری نسبت به خودم ببینم

مطمئن میشم که از این بازی حذفش کنم

در مورد رأی‌گیری الکس به استیون و کریستینا چیزی نگفتم

...افتضاحه، اما گروه سه‌نفره‌ی من، ساوانا، سوف و خودم

تونستیم از شورای قبیله زنده بیرون بیایم

و هنوز بت مصونیتم رو پیش خودم نگه داشتم

و به همین دلیله که

به خودم میگم ریزگاد

نه

اصلا خبر نداشتم

به جز استیون

من واقعاً به هیچ‌کس اعتماد ندارم

از بین کسایی که تو این کمپ موندن

ما دو نفر رفتیم

از اوجِ همه‌چیزدانی،

به حضیضِ هیچ‌چیزندانی

آره

باشه. آره

یه قسمتی از وجودم می‌ترسه ولی من یه بت (مصونیت) دارم

اونا نمی‌تونن دفعه بعد منو بفرستن خونه چون

من... من در امانم

سوفی، بیا اینجا

سوفی، بیا اینجا

الان دارین به چی فکر می‌کنین؟

آسون‌ترین جواب برای من کریستیناست

ولی فکر نمی‌کنم این باهوشانه‌ترین کار باشه

بعدی استیون

می‌دونم

ولی

آره

کریستینا و استیون

الان از نظر همه طرد شدن

ولی فکر می‌کنم حرکت منطقی اینه که استیون حذف بشه

چون تو این بازی خوبه

می‌خواد نقش میونه‌رو بازی کنه

خیلی دوست‌داشتنیه

و همچنین می‌تونه چالش‌ها رو ببره

و از همه مهمتر، اون تو شورای قبیله اسم منو نوشت

خب، این یعنی

این برای من یه تهدیده

فقط می‌خواستم بدونی که

اسمتو داشتم می‌نوشتم. مشکلی نیست

اصلاً نگرانش نباش. آره

آخه من روحیه ورزشکاری دارم. اصلاً به دلم نمی‌گیرم

می‌دونی، در هر صورت ما با هم بی حسابیم

بهش میگم: "اوه، اشکالی نداره که اسم منو نوشتی

ما بی حسابیم، استیون. منم اسم تو رو نوشتم."

ولی در واقعیت، حاضرم هر وقت فرصت پیدا کردم از پشت خنجر بزنم بهش

همین که فرصت پیدا کنم

چطور خوابیدی؟

خیلی خوب خوابیدم

خیلی خوب خوابیدم. اوهوم. تو چی؟

هم آره هم نه. من فقط سردم بود

...اوم

خب می‌خواستم یه صحبتی باهات بکنم

می‌خواستم امروز صبح دنبال یه بت (مصونیت) بگردم

و فقط بگم که دارم میرم دستشویی

ولی نمی‌دونم این کار زیادی تهاجمیه یا نه

تو مرحله هشت نفر نهایی

اگه چیزی بهت بگم

آره

نباید از بین ما دو نفر بیرون بره

قول میدم، هیچ‌وقت بیرون نمیره

این... چون بازی هر دو نفرمون رو به هم می‌ریزه

پس چیزی که دارم سعی می‌کنم سر هم کنم اینه

ولی نباید بذاری استیون... نباید اینو لو بدی. نه، نمی‌کنم

باشه. چون استیون کسی بود که این اطلاعات رو به من گفت

پس من چند روزیه که یه اطلاعات خیلی مهمی رو نگه داشتم

برای چند روزه

استیون به من گفت که کریستینا یه بت (مصونیت) داره

من به استیون قول دادم به هیچ‌کس نگم، ولی

دوست دارم هرچه زودتر از دست کریستینا خارجش کنم

...هرچه زودتر، پس

...امروز صبح یه حسی بهم می‌گفت

.وقتشه اون اطلاعات رو بگم

.به جوان

.اون تقریباً از روز اول نفر اول من بوده

.و حالا هم برنامه‌ای برای تغییرش ندارم

.باشه

.باشه

.ولی... آه، باشه

.باشه

.وقتی حرف می‌زنی همه دارن نگاه می‌کنن

.و همه می‌دونن که ما صمیمی هستیم

...ولی دارم سعی می‌کنم مردم نفهمن

.که ما چقدر جدی داریم بازی می‌کنیم

...مثلاً، انگار دارن درباره بازی حرف می‌زنن

یا انگار دارن درباره چیزای بی‌اهمیت حرف می‌زنن؟

...و امیدوارم

.این تصور رو ایجاد کرده باشم که داشتم درباره چرت و پرت حرف می‌زدم

.متوجه شدم. دوستت دارم

سیج حالش خوبه؟

.آره، اون... آه، دل‌پیچه داره

.آخ

.اینکه کریستینا یه آیدل داره، خطرناکه

...اگه همه بهش رأی بدیم و اون آیدلشو بازی کنه

.هرکسی در معرض خطره

ولی مهمترین زنگ خطرم چیه؟

.استیون می‌دونه اون یه آیدل داشت

.و فقط به سیج گفت

.این به دل من نمی‌شینه

.واسه همین خواستم یه چکی باهات بکنم

.مطمئن بشم که همه چی بینمون خوبه

.آره. بهت اعتماد دارم

...تنها کسی که بهش اعتماد ندارم

.کریستیناست

...مثلاً، تنها ترس من

اینه که کریستینا چیزی داشته باشه، می‌دونی؟

.اون از هرکسی تو این جزیره بیشتر حقه بازه

.زیاد نگرانش نباش

.مدام دارم سعی می‌کنم بفهمم کریستینا اون رو داره یا نه

.فکر نمی‌کنم داشته باشه چون اون اصلاً از کمپ دور نمیشه

.اوضاع رو سنجیدم ببینم بهم اطلاعات میده یا نه

.هیچی

.دهن این مرد بسته‌ست

...این فقط نشون میده که تو این بازی

.نباید هیچ‌کس رو دست‌کم بگیری

.بعد از چالش مصونیت دوباره باهاش صحبت می‌کنم

.و فقط دوباره چک می‌کنم

.آره

...بزرگترین رازی که باید حفظش کرد

...اینه که کریستینا

.آیدل مصونیت پنهان رو داره

.پس من دارم مستقیم تو صورتش دروغ می‌گم

.چون بعد از شورای دیشب به جوان اعتماد ندارم

.تو شناخت خوبی از اون و بازی داری

.پس بهت افتخار می‌کنم و خوشحالم که اینجایی

.و قراره خیلی بیشتر اینجا نگهت دارم، رفیق. ممنون

.دارم مستقیم تو روحش نگاه می‌کنم

.و می‌دونم داره به من دروغ می‌گه

...این اولین باریه

.که به استیون شک می‌کنم

...و شاید، فقط شاید

.بدم نمیاد حذف شدنش رو ببینم

.خب، می‌دونم یه بازیه

.و دارم سعی می‌کنم اینو یادم باشه

.و امروز صبح واقعاً دارم اذیت میشم

...جدا کردن خیانت بازی

.از حسی که شبیه خیانت شخصیه، یه کم سخته

بیشتر از همه احساس می‌کنی کی بهت خیانت کرده؟

.قطعاً، سوفی، جوان و سیج

.به خاطر اینکه تو انسانی. آره

...منظورم اینه، واسه همینه که دوستت دارم، چون تو

.تو احساسات داری

...همدلی می‌کنی، و

.با مردم ارتباطات واقعی برقرار کردی. آره

...و

.رفیق، منم حسش می‌کنم

.حس کنی ازت استفاده شده، افتضاحه. آره

...دارم سعی می‌کنم یادم باشه که این یه بازیه، ولی

.امروز خیلی روحیه‌م داغونه

.من خیلی زود اعتماد می‌کنم

.و تو این بازی واقعاً نمیشه به هیچ‌کس اعتماد کرد

.انگار، نمی‌خوام کنار این آدما باشم

.آره، کاملاً

دروغ نگم، یه بخشیم از من امروز می‌گفت:

"می‌خوام برم خونه."

واقعاً؟

.آه

...تو خونه وقتی اینقدر ناامید بودم

.پیش مامانم می‌رفتم

.بیا اینجا

.اون سه سال پیش فوت کرد

.نمی‌خوام بری خونه

.اون واقعاً بهترین دوستم بود

و مامانم می‌گفت "خودتو جمع کن."

"کاری که باید بکنی رو انجام بده."

"و بفهم حرکت بعدی چیه."

.خبر خوب اینه که هیچ‌کس نمی‌دونه تو آیدل داری

.هیچ‌کس شک نمی‌کنه. آره

...اون رو پیش خودت نگه دار، پنهانش کن. آره، اون

.الان هم همراهمه

...چون واقعاً فکر می‌کنم این رأی‌گیری بعدی

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left