200 dòng đầu tiên.
این بساط پیکنیک راه انداختن تو ماشین من چیه؟
خواهش میکنم رفیق، تو خونه از این خبرا نیست. این رو دیگه ازم دریغ نکن
تو هر شب با یه زن خوشگل میخوابی
من زن دارم. "زندار بودن" یعنی با هم میخوابین، ولی خبری نیست
حواست به این کارا باشه، باشه؟
جای لیوانت کو؟ من ندارم
یعنی چی؟ ۸۰ هزار دلار پول این ماشین دادی، اونوقت جای لیوان نداره؟
هزار دلاره، و یکی از سریعترین ماشینای تولید انبوه روی زمینه ۱۰۵
صفر تا صدش ۴ ثانیه است
تولید محدوده. آره، حق با توئه، واقعاً محدوده
نه جای لیوان داره، نه صندلی عقب
یه کیر براق با دو تا صندلی توشه
فکر کنم ما هم بیضههاشیم که همینطوری کشون کشون دنبالش میریم
لعنتی
ببخشید
بگیرش
دستم اون پایین نمیره. یه ایراد اساسی تو طراحیش داره
دست و بالم اونجا نمیره
برو، قر و فر بیا
کاری کن که خودش بیاد
من آشغالای تو رو جمع نمیکنم
دستم اون پایین نمیره. اگه بره هم گیر میکنه
خب حالا چی میگی؟ این کار که با خودته
اون سیبزمینی رو بردار
اینجا که دنیز نیست
من از دنیز خرید نمیکنم. از طرز برخوردشون خوشم نمیاد
گول خوردن. بریم این احمقا رو تیغ بزنیم
تو که اصلاً به سیبزمینی علاقهای نداری. همه حواست به اونجاست
پیاده شو. اه
این دیگه چه کوفتیه؟ ما هفتهی پرکاری داشتیم
پس گمشو از ماشین بیرون
لعنتی. وزنت چقدره، ۳۵۰؟
شرط میبندم تو یه مرتیکه مرغخور پاپآی هستی، نه؟
چرا همیشه گیر من مرتیکههای گنده و کپل میفتن؟
پیاده شو
باشه. باشه
وایسا
خندهداره. بذار بهت بگم چه روز گندی داری
داری از دو تا پلیس زورگیری میکنی
اوه، واقعاً؟ خب، من یه کمدین استندآپم
و افتضاحم! پس ماشینتو لازم دارم
من که وسلی اسنایپس نیستم
من فقط با دوستای احمقی میگردم که ماشینای چرت و پرت سوار میشن
که توجه لعنتی رو جلب میکنن
باید بپرم رو این ماشین و بزنم تو سرت
داری سر یه سیبزمینی بحث میکنی. موضوع اصلاً این نیست
موضوع بیاحترامی تو به اموال مردمه
هی، هی. خفه شو
این مسخرهست. صبر کن لعنتی
اگه خیلی شجاعت داری، بیا برش دار
اینو دوست داری؟
۵۷ وسلی اسنایپس، مسافر
حالا یه دستمال مرطوب لعنتی بهم بده
حالا یکی از اون لطیفهها رو بگو، عوضی
چی فکر میکنی؟ شبیه واقعیه
مأموریتت یادت هست؟ آره، من طعمهام
آره، همینطوره
داری چیکار میکنی؟
الو، پلیس؟ من همین الان یه چیز وحشتناک دیدم: یه پلیس تیر خورد
تو تقاطع میامی جنوبی و خیابون اول. کمک کنید، لطفاً
به همه واحدها. افسر مورد اصابت قرار گرفته
۳ پاسخ، کد
همه واحدها پاسخ بدن و هویتشون رو اعلام کنن
اینجا ایر ۲. ما منطقه رو کامل تحت پوشش داریم
افسر زخمی شده. به واحدهای زمینی بیشتری نیاز داریم
ایر ۳، مفهومه. مظنون یا مظنونین ناشناس
آقایون، محیط امنه
ما داخل هستیم
ما داخل شدیم. ۲۰ دقیقه فرصت دارین
این تاکوهای لعنتی منو میکشه
باشه، ۱۲ دقیقه فرصت داریم. یالا، بریم
پاکه. ما داخل شدیم
بجنب. ۶ دقیقه وقت داریم
آماده
آماده شلیک. برو
شلیک
برو
حرکت
لعنتی
خوابای خوب دیدی؟
تو خیلی شیطونی
تو همیشه میگی وقت با کیفیت میخوای
خب، الان من وقتش رو دارم و تو هم قطعاً کیفیتش رو
یالا دیگه
میدونی قضیه چیه؟
یادم نمیاد آخرین بار کی با هم خوابیدیم
عزیزم
عزیزم، این شغل منه. این چیزیه که کارم ازم میخواد
من وقتی صبحا یه حالی به خودم میدم، پلیس بهتریام
سبکتر راه میرم
خودتو جمع کن. صدای سه تا برنت کوچولو میاد
این نامردیه
منو اینجا مثل یه سگ حشری ول میکنی
سلام، پسر کوچولو
بابا. بابا. چی شده؟
تو مدرسه، بچهها میگن قیافهام عجیبه. میگن گوشام خندهداره
بابات هم همین مشکل رو داره. ولی میدونی چیه؟
اونا برای اینه که به مشکلات مردم گوش بدی
تو یه فرشتهای. اینا بالهای توئن. بالبال بزن. همین
جیمز، بس کن. میشه اونا رو برداری؟
کاری نکن بیام مدرسهت. مدیر رو دستگیر میکنم
داره درباره گوشای پسرم حرف میزنه
عمو مایک اومده! چطوری عمو مایک؟
رفیق، رفیق
ببین. چرا غذای منو برداشتی؟
نکن. نمیدونم لبای تو دیشب کجا بوده
دیشب قرار داشتی؟ من داشتم؟
بذار برات بگم. این دختره
داستانهای سکسی کثیفتو برای پسرم تعریف نکن
من فقط داستانهای سکسی کثیفمو به شوهر تو میگم
اونم نمیخوام بدونه. بهش ایده میده
چرا منو قاطی این کارا میکنی؟ من پیش بچههامم
باشه؟ ممنون
بخور. یالا
مشکلی نیست
تو با مایک پای میکروفونی
سروان، فکر کنم منظورتون اینه که "لطفاً بریم اون پایین کونمون پاره شه."
شاید نه
هی عزیزم
هاوارد کجاست؟
اون پایینه. دنبالته. قبلاً تو حال و هوای بهتری بوده
لعنتی
انجامش بده، لعنتی
به کابوس ما خوش اومدی
اینو میبینی؟
مشکل این تصویر چیه؟
این اتاقو یادت میاد؟
این بستهها واست آشنا نیستن؟
یه سری بستههای نقرهای بود که شبیه آجر میموند
روشون برچسبای قرمز کوچیک بود به این اندازه؟
اون همه هروئین، ناپدید شد. این پروندهی اوج کار ما بود
صد میلیون دلار
رفته. این بده
نه، بذار همون چیزی که هست صداش کنم: این گندیه
درست گفتی
سلام، آلیسون
شما سروان سینکلر رو میشناسید، رئیس بازرسی داخلی
اینو به عنوان تعریف میگرفتم اگه تو رو نمیشناختم
اگه شما دو تا میخواید با هم خصوصی شید، من میتونم برم بیرون
شخصیه نیست. فقط دارم کارمو میکنم
عاشق اینم که بدونم یه درز کوچیک اطلاعات میتونه این کابوس رو به جنون رسانهای تبدیل کنه
این اتفاق نمیافته. قبل از اون مواد رو برمیگردونیم
خوبه. از اینجا شروع کنید چون این باید کار خودی باشه
من ازش سر در میارم
سانچز، روییز، دیر کردید
پس اینو برای دودهای سمی مواد مخدر گذاشتن؟
آره، یه طراحی درخشان بود. خیلی هوشمندانه بود. خوشم اومد
نپرسیدم چه حسی داره. چی دیده؟
چی میدونه؟
دیشب همهتون کجا بودید؟
بگو پسرعموهات برگردوننش تا همهمون بتونیم بخوابیم
میخواستیم این کارو بکنیم اما یه مشکلی پیش اومد
ننهٔ تو همهٔ مواد رو بالا کشید
خب، شما دو تا، برید اونور
اوفی حالش خوبه اما چیزی برای گفتن نداره
پس یه طعمه رو میکشن تا ایستگاه خالی شه. خیلی هوشمندانه است
اما یه پلیس واقعی رو نمیکشن وگرنه کل نیرو میفتن دنبالشون
این پروندهی شما بود. دوباره برگردید سرش
سانچز، روییز، هر چی لازم دارن، حمایتشون کنید
دهنتونو ببندید
اما صبر کنید. اصلاً مواد مال کاررا بود، نه؟
اون نمیتونست باشه، تو زندون کشته شد. گروهش چی؟
اون احمقا همچین دقتی برای انجام این کار ندارن
اما فقط در صورتی که اشتباه میکنم، بررسیشون کنید
آره، اونا با یوزی میاومدن اینجا
این کار مغز میخواد
تخم گنده هم میخواد. چی داری میگی؟
یه ماه طول میکشه تا توضیح بدم «تخم» چیه
تو میامی هستی. «تخم» رو نمیشناسی؟
هیچی نداریم. تو چته؟ هیچی نداریم
اون کسی که این کارو انجام داد، میدونست چیکار میکنه
یه "گوه بخور" بزرگ برامون گذاشته
روییز، سانچز
پیدا کنید کی سیستم تهویه رو نصب کرده. همین الان انجامش بدید
این نامردیه. تخت ننت هم سرده
این قطعاً میتونه کار خودی باشه. ردش نکنید
به نظر من، ما ۷۲ ساعت وقت داریم قبل از اینکه افبیآی و دیایاِی
بیان و کارمونو تعطیل کنن
ما میشیم آدم بدا
سیاست ایجاب میکنه یکی مسئولیت اینو گردن بگیره، و اون ما خواهیم بود
فقط کاری که بلدید رو بکنید. فقط سریعتر
جوجو، تو هنوز شیمیدانی، نه؟
مواد قاطی میکنی و از اینجور کارا؟
در مورد اون نمیدونم. من از کار مواد مخدر بیرون اومدم
تو یه چیزی میدونی
من تازه به مواد "نه" گفتم
اون به مواد "نه" گفت. پس چیکارهای جو؟
لاستیک. ببینش. لاستیک میفروشی، آره؟
تو هیچی نمیدونی؟ جوجو هیچی نمیدونه
من لاستیک بلدم
داری راستشو بهم میگی، نه؟ من بهت دروغ میگم؟
هی. تو داری رانندگی میکنی
این وقت تلف کردنه
هی بهت میگم، تو کار مکسی، اون قطعاً اطلاعات دستشه
مکسی. چطور میدونستم قراره تو رو اینجا پیدا کنم؟
باید حرف بزنیم. جایی هست که بتونیم بریم؟
آره، اتاق تجهیزات
خودتو جمع و جور کن. من حواسم هست
ببین، من کمک میخوام. دوباره. خب، چه خبر جدید؟
یه گند بزرگ تو اداره پلیس افتاده
No comments yet. Be the first to leave one.