The Sunshine Murders

The Sunshine Murders

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The Sunshine Murders 2025 S01E01 720p WEB H264-JFF
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Sunshine Murders زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-04
Lượt tải xuống: 9
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

اسم واقعی‌تون "یورگوس گالانی" نیست، درسته؟

از روی پاسپورت جعلی می‌دونیم که اصلاً یونانی هم نیستین.

میلیاردر واقعی املاک و مستغلات هم نیستین.

در واقع، شما یه لوله‌کش پاره‌وقت هستین

از ساری، به اسم راجر واین‌هاوس، که داره از توریست‌ها یورو می‌گیره

کسایی که فکر می‌کنن دارن یه تیکه زمین یونانی می‌خرن.

خوبین، کارآگاه. خیلی خوب.

و شما، آقای واین‌هاوس، قطعاً نیستین.

به یونانی:

لرزش گوشی

به یونانی حرف می‌زند

بله، بله. خیلی زود اونجا هستم.

بله. همین الان دارم می‌رم سمت ماشین. بله، بله.

می‌بینمت. دوستت دارم. دارم پرواز می‌کنم. دوستت دارم.

صبح بخیر. زود بیدار شدی.

تا جایی که می‌تونیم از استخر لذت می‌بریم. اومم.

هی، عزیزم. آژینا چطوره؟

دلم برات تنگ شده. زنگ بزن.

زیر لب زمزمه می‌کند، آه می‌کشد

بعداً می‌بینمت.

روز خوبی داشته باشی.

سوت می‌زند

آه، تالیا! کـ... کجایی؟

به یونانی:

بابا داره میاد دنبالم.

نه، مامان. ما توافق کردیم.

ما یونانی حرف نمی‌زنیم، فقط انگلیسی.

باشه، باشه، هر چی تو می‌گی. پس من می‌رسونمت.

چرا نمی‌تونم کره بادام‌زمینی و ژله بخورم؟

یعنی، کی صبحونه زیتون می‌خوره؟

یونانی‌ها. و تو هم یونانی هستی، یادت نیست؟ و الان هم توی یونانیم.

یا یادت رفته، خانم کوچولو؟ و چی پوشیدی؟

لباس؟

نه، نه، نه، این لباس نیست. این یونیفرمه.

و ما اینجا یونیفرم نمی‌پوشیم، می‌دونی؟

خب، من الان می‌پوشم. چی می‌گی؟

بابا منو توی مدرسه بین‌المللی ثبت‌نام کرد.

اون چیکار کرد؟! خب، من بهش گفتم که از دبیرستان یونانی خوشم نمیاد.

اما تو فقط دو هفته اونجا بودی.

می‌دونی، حتی بهش فرصت هم ندادی.

و ما از پسش برنمیایم، تالیا. بابا داره پرداخت می‌کنه.

اوه، بحث این نیست.

بحث اینه که من مادرتم،

و من حق دارم در مورد چیزی که برات خوبه نظر بدم،

و تو نمی‌تونی همین‌طوری خودتو از مدرسه بیرون بیاری.

هی، خانم.

تالیا... Perimenete! Perimenete! Perimenete!

نیکو! نیکو!

روز بخیر! سلام، من شرلی هستم.

ببین، شاید این یه کم شوکه‌کننده باشه...

اوه، منطقی باش، هلن. اون ناراحته.

اون ناراحت نیست.

اگه اون رو به مدرسه یونانی برنگردونی،

قسم می‌خورم، میام به این مدرسه جدید و شیکت

و خودم اون رو برمی‌گردونم به مدرسه یونانی.

می‌شنوی چی می‌گم؟

یه کم سر و صدا بود، نه؟

چـ... چی؟ برای صبح دوشنبه.

ببخشید، من شما رو می‌شناسم؟

همین رو می‌خواستم بگم. سرفه می‌کند

شاید این یه کم شوکه‌کننده باشه، اما، اِم...

...من خواهرتم.

هلن پوزخند می‌زند

پـ... ببخشید. چی؟

آره. چی؟

آره. اوه آره، نه، نه، نه.

خونه رو اشتباه اومدین، خانم. اوه، فکر نمی‌کنم.

اما می‌بینم که الان وقت خوبی نیست.

نیست. آره.

قضیه اینه که، اِم...

من... من یه سواری می‌خوام تا برگردم شهر.

آره؟ خب، یه سواری بگیر. اوه.

آخ!

اوه، ببخشید. داشتم بند کفشمو می‌بستم.

تو توی ماشین من چیکار می‌کنی؟

شما گفتین می‌تونم سواری بگیرم. نه با من.

دیوونه شدی؟ نمی‌تونی همین‌طوری بری تو ماشین مردم.

اوه، ببخشید، فقط فکر کردم، حالا که فامیل شدیم و اینا...

رلیز؟ آره، فامیل.

پس بگو "فامیل". و شما کی هستین؟

از من چی می‌خوای؟

اوه، خب، برگشتم خونه، فهمیدم بابای واقعی من یونانی بوده.

صدای بع‌بع گوسفند

آه، چه خوب که سر زدی، جیم.

از مراسم خاکسپاری مامان ندیدمت.

اوه، آره. ممنون، شرل.

قضیه در مورد مامانته... خب،

منظورم اینه که، راه آسونی برای گفتن این بهت نیست، شرل،

اما، اِم، مامانت، قبل از اینکه، اِم، با بابات ازدواج کنه،

اینطور که پیداست وقتی رفت یونان ازت حامله شد.

وقتی رفت و از یونان دیدن کرد.

متاسفم. من... فکر نمی‌کنم درست دارم می‌شنوم، جیم.

خب، شرل، بابات، بابات نبود،

می‌دونی، از نظر بیولوژیکی.

اِم، پدرت، می‌دونی، اگه این چیزیه که می‌خوای صداش کنی...

اِم، آخرین بار می‌دونستیم توی آتن زندگی می‌کرد.

این چه ربطی به من داره؟

خب، اسم بابای واقعی من "آری موساکا" است.

صدای جیغ لاستیک‌ها

اسم پدر من "آری موستاکا" است. آره، همین رو گفتم.

بیست و پنج ساله ناپدید شده.

آره، می‌دونم.

همین رو خانمه تو اداره بایگانی گفت.

اما بهم گفتن یه دختر داره

به اسم هلن موساکا که پلیسه.

اسمم "موستاکا"ست. آره، می‌دونم.

خلاصه، پرس‌وجو کردم و فهمیدم کجا کار می‌کنی.

بعدم رفتم اونجا،

و همکارات بهم گفتن کجا زندگی می‌کنی.

معلومه که موساکا اسم رایجی نیست!

یونانی:

آره، منم از دیدنت خوشبختم، خواهر.

صدای خش‌خش رادیو، یونانی از رادیو

پایان.

چیزی که میگی نمی‌تونه واقعی باشه. خب...

اما باید بعداً بهش رسیدگی کنم.

از این ماشین پیاده نشو. فهمیدی؟

من تا حالا اینجا نبودم. نمی‌تونم یه نگاه کوچیک بندازم این دور و بر؟

نه. آره، پاشو پیاده شو و گشت بزن!

نه. اینجا صحنه جُرمه، نه یه جای توریستی.

تو ماشین بمون. اگه لازم داشته باشم چی...؟

چی؟ خب، برم یه دستشویی.

چی؟ برم مستراح.

چی میگی؟ منظورم... منظورم دستشوییه.

پس بگو دستشویی!

مطمئنم می‌تونی خودتو نگه داری. یه زن بالغی.

یه زن بالغ که سه تا بچه زاییده!

هی تو! تو انداختی...

وای، ببین چه کثیف‌کاری‌ای شده!

سطل زباله همونجاست که! خدایا!

صدای جیک‌جیک حیوان

سلام، کوچولو.

شیطون بلایی هستی، نه؟ جیک‌جیک

آه.

آه! بذار ببینم.

آه، آره، این باید بره تو سطل آشغال.

آره. آره.

سلام. اوه، نه. من فقط نشان هلن رو...

برای هلن؟ باشه. باشه.

صدای پچ‌پچ آرام

مردی به یونانی حرف می‌زند

اوه، به نظر می‌اد حالش خوب نیست. شما کی هستی؟

اوه، من شرلی هستم. ام، با هلن اومدم.

منظورم، ام، کارآگاه موساکا.

منظورت "موستاکا"ست؟

خب، این شبیه گازگرفتگی پوسوم می‌مونه، اما کمتر خشن.

به نظرم یه سنجابه. خب، چرا یه سنجاب باید تو رو گاز بگیره؟

اوه، اونا زیاد به خودش علاقه ندارن.

حتماً چیزیه که تو جیبشه.

خب، اینجا هیچی جز خورده‌نان نیست.

آره، چون اون شیطون کوچولو اونا رو دزدید و فرار کرد.

چی دزدید؟ آجیل‌هاشو.

چیش؟ آجیل‌هاشو.

من یه سنجاب اونجا دیدم که داشت از این بسته آجیل می‌خورد.

تو اینجا چیکار می‌کنی؟ بهت گفتم تو ماشین بمون!

اصلاً نمی‌دونم از اولش چطور اومدی اینجا.

اوم... یونانی:

خوبه، خوبه. نه، هیچی نگو.

خب، من داشتم همینجوری گپ می‌زدم.

کارآگاه. کارآگاه!

فقط خواستم به همکارت بگم...

این آجیل‌ها با بقایایی که تو جیب مقتول پیدا شده مطابقت دارن.

پس، هتل "آفرو-دیت".

هردو: "آفرو-دیت-ئی." آره، همین رو گفتم.

اوم. اوه، راستی...

یونانی:

بعداً می‌بینمت، رفیق. آره، آره، فقط راه بیفت.

می‌دونی اون تو یه جسد بود؟

خب، آره. منظورم اینه که، من یکی ندیدم...

از وقتی راب پیر از تراکتور افتاد، و اونم خیلی بد بود.

اما اون بد بود. آره، اما این کاریه که من می‌کنم.

یادت باشه، من یه بازرسم. من یه کارآگاهم.

من قتل و جنایت رو تحقیق می‌کنم. تو داشتی تحقیق می‌کردی؟

آره، دقیقاً. نه، من دارم تحقیق می‌کنم.

داریم میریم هتل آفرودیت؟ خب، من که میرم.

اوه، خب، ببین، کیفم پشت ماشینه، پس منم میام دیگه.

ممکن بود کارم رو به خاطر تو از دست بدم.

بهت گفتم نزدیک صحنه جرم نشو.

اما تو نشانتو انداختی.

نمی‌فهمم اینجا چیکار می‌کنی.

و از کجا اومدی؟ نیوزلند.

مرد به شدت نفس بیرون می‌دهد، له له می‌زند

ممنون، شرل.

تصمیم گرفتم برم یونان.

صدای خفگی

من میرم یونان. ول کن این حرفا رو، شرل.

تو که حتی سوار هواپیما هم نشدی. مزرعه چی میشه، بچه‌ها چی؟

من تو مزرعه کمک دارم، و بچه‌ها هم که همه بزرگ شدن.

حتی مامان منم رفت خارج از کشور.

می‌خوام دنیا رو ببینم.

می‌خوام بابام رو پیدا کنم.

می‌دونی چیه؟

من نمی‌تونم خواهرت باشم، چون من تک فرزندم.

می‌بینی؟ آه، دیگه نه.

پیشنهاد می‌کنم یه گشتی تو آتن بزنی.

می‌دونی، یه قدمی بزنی، کارای توریستی رو انجام بدی،

و بعد برگردی به اون مزرعه‌ات تو نیوزلند.

هلن با زبانش صدا در می‌آورد

اوه، میشه فقط ک... رو بگیرم؟ چون کیفم...

اوه! ببین اینو!

More Farsi Persian subtitles for The Sunshine Murders

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left