Irish Blood

Irish Blood

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Irish Blood S01E06 Turboclash 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Irish Blood 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-05
Lượt tải xuống: 20
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

الو؟

من خونه‌ام.

ازش خواستم بمونه...

دیر کردی.

خب، حداقل پیدات شد.

اینجایی.

خیلی خوشحالم که تونستی بیای.

بشین.

من میارمش.

یادت مونده بود.

آها.

فین! فین.

فکر می‌کنی آسیب مغزی دیده؟

اوه عزیزم، آسیب مغزی دیدی؟

صدامون رو می‌شنوی، فین؟

می‌تونی چیزی بگی؟

سلام.

من لعنتی آسیب مغزی ندیدم!

یا خدا.

پرستار رو خبر می‌کنم.

فیونا کجاست؟

من اینجام، عمو فین.

جانی مک‌اینتایر برات یه پیغام داره.

حدس بزنم،

"دست از سوال پرسیدن بردار وگرنه می‌میری؟"

اگه قرار بود منو بکشه، تا الان این کارو کرده بود.

همه ماجرا این نیست.

اون گفت می‌خواد تمام خانواده مورفی رو نابود کنه.

بعدش میاد سراغ مادرت...

...و وقتی همه کسایی که دوست داری به قتل رسیدن،

اون وقت به زندگی تو هم پایان می‌ده.

جانی مک‌اینتایر تهدیدهای صریحی کرده

علیه خانواده‌ام.

می‌خوام نگهبان بذارن

سر خونه عمه‌م تا وقتی اون زندانی بشه.

اصلا داری به من گوش می‌دی؟

ببخشید. افسر دوهرتی،

از وقتی شما رو از بیمارستان آوردم خونه، به زور خوابیدم.

حالت چطوره؟

خوبم... به لطف...

کله‌م حسابی سفته، خب...

من خوب می‌دونم که شهرتم به عنوان یه نماد

شجاعت و مردونگی زبانزد هست.

اما وقتی دیدم آسیب دیدی،

می‌خواستم برم قایم شم تو قفس سگ‌های پودل

و خودمو با زنجیر زنگ‌زده دوچرخه بزنم.

این یه جوری خاص و نگران‌کننده‌ست.

خانم مورفی، مطمئن باشید

خانواده شما بیست و چهار ساعته تحت حفاظت پلیس (گارد) خواهند بود.

دوهرتی، حالا که به خدمت برگشتی،

پیش خانم مورفی می‌مونی،

و تمام تمرکزت رو روی این پرونده می‌ذاری.

پس حالا بالاخره منو جدی گرفتین؟

لطفا، منو ببخش.

دارم رو مشکلات عصبانیتم کار می‌کنم.

درمان یه چیز فوق‌العاده‌ست.

خب، چی نتیجه‌گیری کردی؟

خب.

قتل مینروا کویلیگان،

حمله به رویسین تو اتاق مدارک،

و فرار جانی مک‌اینتایر از زندان، همه اینا به هم ربط دارن

به تحقیقات پدرم،

که حالا خانواده‌م رو به خطر انداخته.

گاردای ایرلند (Garda Síochána) هر کاری از دستمون بربیاد انجام می‌ده

تا ازشون محافظت کنه.

ممنونم--

ام... اون کسی که منو زمین زد و هارد دیسک رو دزدید

به احتمال زیاد یه افسر گارد (پلیس) بوده.

واضحه که یه خائن بین ماست.

پیداش می‌کنیم.

پس.

فکر می‌کنی کی پشت همه ایناست؟

خب، دستیارم داره

فایل‌های مالی روی هارد دیسک رو بررسی می‌کنه.

اما نمی‌دونیم که کالوم دیزی

رئیس اصلیه.

اعلام هشدار می‌دیم.

و برای دیزی و مک‌اینتایر عملیات جستجو شروع می‌کنیم.

عالیه.

حرکت بعدیتون چیه؟

به معنای واقعی کلمه، جابه‌جایی.

از کلبه‌ای که پدر بی‌عارم با قمار از دست داد.

حداقل مجبور نبودی هیچ اثاثی بخری.

روح بابا هم اونو گرو می‌ذاشت.

با این چیکار کنیم؟

بسوزونش. بیار پایین، جمعش کن.

این مثل بی‌حرمتی به یه اثر هنریه.

پس بهش به چشم هنر اجرا فکر کن،

و ما هم اجراکنندگانیم.

بیا جلو و تماشا کن

چطور دو تا عروسک گوشتی جذاب

طبق آهنگ (ساز) می‌رقصن

نغمه قو (پایان کار) یه شیاد مرده.

خوشحالم که این‌طوری در موردم فکر می‌کنی.

به عنوان یه عروسک گوشتی؟

مالت یه بهشت مالیاتیه...

اگه مالت یه بهشت مالیاتی باشه--

پس شاید این یه ربطی داره

به اون افتضاح بیت‌کوین.

شاید بابات یه ثروت پنهانی جایی قایم کرده بوده.

اگه این‌طور بود، چرا باید کلبه رو می‌فروخت

که قرض‌هاش رو پرداخت کنه؟

هوم.

چرا نمی‌تونم بی‌خیالش بشم؟

من فقط این دردسر رو می‌دم دست شما

و گروهبان کلود.

و با اولین پرواز برگردم لس‌آنجلس.

چون، فیونا.

پدرت،

با اینکه بعضیا ممکنه توصیفش کنن

به عنوان یه عوضی تمام‌عیار--

کنجکاوی ابدی و خشمگینم رو تحریک می‌کنه...

خب، چی کار می‌خوای بکنی؟

بفهمیم این مال کیه.

آه، تس، وقتی گل‌ها به خونه‌م رسیدن

دهنم وا موند.

زنبق‌های مشکی خیلی غمگین‌کننده نبودن؟

عمراً نه.

دراماتیک.

منحصر به فرد.

درست مثل خودت.

آه، پس...

یه عالمه

رکورد مالی توی این هارد درایو هست،

و من دارم کم‌کم همه‌شون رو بررسی می‌کنم.

اما می‌تونم تأیید کنم که کارت عابربانک متعلق به...

...درام رول، لطفاً...

پدر آل.

کالوم دیسی.

حدس می‌زنم مجبور بوده پول‌های خیریه دزدیده‌شده‌ش رو جایی قایم کنه.

منطقیه.

اون بانک به چندین حساب مرتبط بود

توی دفتر حسابداری بابات.

که من قبلاً هم بهش مشکوک بودم، پس این چیز جدیدی نیست.

اون رو می‌بینی؟

توربوکلش مالتی بود؟

نه.

توربوکلش یه ماشین مبارزه

رباتیک آمریکایی تمام‌عیاره.

اما یه چیز عجیب‌وغریبی توی این نماد هست.

فکر نمی‌کنم این طرح اصلی باشه.

بابات برات یه جنس تقلبی خریده؟

حرکت قدرت‌طلبانه یه عوضی!

فکر نمی‌کنم تقلبی باشه.

اون نماد رو پوشونده.

این یه هدیه نبوده.

منظورت چیه؟

منظورم اینه که شاید این یه جور سرنخ باشه که برام گذاشته.

آه، به خاطر عشق به این آشغال پلاستیکی.

ببین این رو.

این یه ماشین هم هست.

کی فکرش رو می‌کرد.

۴۲...

این... شماره اشتباهیه؟

هیچ شماره‌ای نبود.

پس نعل اسب منجر به مرگ بیناخ بن شد.

دستکش اِم‌اِم‌اِی

منجر به قتل بنجی داناوان شد.

بلیط هواپیما رو هم فراموش نکن.

راه سریع به کلاهبرداری خیریه دیسی.

درسته. پس چرا اسباب‌بازی‌ای که توی تولد ۱۰ سالگیم خواستم رو تغییر داد؟

چرا همه چیز رو این‌قدر مرموز کرد؟

شاید یه سرنخه که فقط تو می‌تونی حلش کنی.

شاید. ولی نمی‌تونم ازش سر در بیارم.

یه معماس پیچیده در رمز و راز

توی یه جعبه غول‌پیکر از «این دیگه چه کوفتیه؟».

ماشین ۴۲.

ماشین ۴۲ چیش این‌قدر مهمه؟

توربوکلش؟

بله.

محافظ انسان‌ها! مدافع جهان!

تغییر شکل دادنش رو ببین!

به دست و پاش یه چرخی بده!

وقتی شرارت انسان رو گمراه می‌کنه...

قطب‌نمای کریستالی راه رو نشون می‌ده!

توربوکلش! توربوکلش! درود!

هی، جوجه‌خنگا، تمرکز کنید.

چرا یه اسباب‌بازی روی میز کلود هست؟

اوه، این یه سرنخه.

بابام روی توربوکلش ۴۲ رو رنگ کرده بود.

هدف چی بود؟

نکته اصلی، فیونا، پیدا کردن اون هدفه.

رعد و برق شیرین شهود دوباره ذهنم رو جرقه می‌زنه.

رالی جاده ویکلو.

۲۰۱۷.

ماشین ۴۲ از جاده منحرف شد.

بعد چی شد؟

فکر می‌کنم... صبر کن.

اجازه بدهید.

خب، پس.

این تصادف راننده، استفن مالیگان، رو کشت،

که شانس برنده شدن داشت، و همچنین بتسی اسمایت،

شش ساله، که داشت مسابقه رو از کنار پیست تماشا می‌کرد.

هر دو در دم مردند.

الان یادم اومد.

اوضاع حتی تیره‌تر شد

برای خانواده اسمیت بعد از اون.

تاریک‌تر چطور؟

خب، دو سال بعد، خانواده ورشکست شد.

این خونه سال‌هاست که فروشیه.

Irish Blood subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Irish Blood

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left