David Blaine Do Not Attempt

David Blaine Do Not Attempt

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

David Blaine Do Not Attempt S01E06 Japan 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 David.Blaine.Do.Not.Attempt زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 6
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

در شعبده‌بازی، ریزترین جزئیات می‌تواند بزرگ‌ترین تفاوت را ایجاد کند.

بزرگ‌ترین تفاوت را ایجاد کند.

اجراکننده‌های مورد علاقه من.

چی؟!

هزاران ساعت وقت صرف می‌کنند تا فقط یک

لحظه زودگذر از شگفتی خلق کنند.

و این چیزیه که منو به ژاپن می‌کشونه.

جایی که به دقت وسواس‌گونه به جزئیات،

بیشتر از تقریباً هر جای دیگر در دنیا ارزش قائلند.

جایی با مردمی که قدر نظم تکرار رو می‌دونن.

این تلاش مداوم برای پیشرفت.

واو!

من اینجا هستم تا جستجوی بی‌پایانشون

برای استادی رو کاوش کنم.

و آدم‌هایی رو پیدا کنم که فراتر از محدودیت‌های خودشون میرن تا

شعبده‌بازی واقعی خلق کنن.

در توکیو، آمیزه‌ی باورنکردنی

از سنت و نوآوری وجود داره.

اینجا پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست؛

خیابون‌ها شلوغه و پر از انرژی‌ان.

با این حال، در دل این هرج و مرج،

پیدا کردن نظم و هماهنگی آسونه.

این طرز فکریه که برام جالبه.

خیلی خوبه، نه؟

وای!

دارم با دوست عزیزم سیریل ملاقات می‌کنم که اینجا

شعبده‌باز معروفیه.

اولین بار که شعبده‌ی آتیشش رو دیدم، کاملاً فریبم داد.

اووه!

و هنوز هم محو تماشاشم.

وای. خیلی عجیب غریب به نظر میاد. مطمئنه؟

امیدوارم. - عالیه.

خیلی خب، بزن بریم، آماده‌ای؟

صبر کن. - آره، آره.

صبر کن تا اینو بذارم توش.

مشتاقم که با سیریل همکاری کنم تا وقتی اینجام،

باهاش شعبده‌بازی خلق کنم.

استادی اینجا در ژاپن، یک تلاش مادام‌العمره.

و می‌دونم برای دیوید هم همینه.

باور دارم اینجا، اون الهام می‌گیره تا

شعبده‌بازی خودش رو بیشتر پیش ببره.

سیریل منو به یک هنرمند مشهور

و همکار مورد علاقه‌اش،

«جیروی شگفت‌انگیز»، معرفی می‌کنه.

مشتاقم که جیرو رو ببینم.

اون مثل یک شعبده‌باز فکر می‌کنه.

سلام. - شما حتماً جیرو هستین.

دیوید. دیوید. جیرو. - از آشناییتون خیلی خوشوقتم.

من جیرو هستم.

وای، من از همیشه طرفدار پر و پا قرص شما بودم.

خیلی ممنونم.

بعد از اولین برنامه‌ی تلویزیونی‌ام،

هر وقت گروه فیلمبرداری بیرون بود.

آره؟

مثلاً مردم دورم جمع می‌شدن.

و این یه چالش بزرگ ایجاد کرد.

با خودم فکر کردم،

«چی می‌شد اگه می‌تونستم خودم رو مخفی کنم؟»

همونجا بود که جیرو رو ملاقات کردم.

شما همه‌ی وسایل این اتاق رو ساختین؟

آره.

واقعاً چشمگیره.

سیریل چیزهای زیادی در مورد منحرف کردن ذهن در شعبده‌بازی به من یاد داد.

این ایده‌ی انجام کارهای غیرمنتظره—

وقتی همه روی کارهای عادی متمرکز هستن—

شده کار من.

من از این به عنوان پایه استفاده می‌کنم تا یه چیز جالب خلق کنم.

پس این فقط شروع سورپرایز شماست

چون اون می‌خواد--

چی؟

از این استفاده کنه تا یک چیز خاص بسازه.

یه هفته‌ی دیگه طول می‌کشه.

حدود یک هفته‌ی دیگه طول می‌کشه تا سورپرایزتون رو تحویل بدیم.

پس، هیجان‌زده بمونید.

پس فقط...

...ما نمی‌خوایم زیاد بهتون بگیم.

اوه خدای من. واو.

اون همچنین در گریم هنرهای ویژه هم پیشگام بوده.

جیرو، بیا اینو زود بهش نشون بدیم.

واو.

پس این فتوشاپ نیست.

دیوانه‌واره. عالیه.

این مثل شعبده‌بازیه. - آره. اوه، اینم دیوانه‌واره.

این ممکنه؟

آره، آره، آره. - این یکی؟

بله. - امروز؟

امروز. - می‌تونیم انجامش بدیم؟

آره.

جیرو ده‌ها هزار ساعت رو

صرف کارش کرده، و همیشه در حال نوآوریه.

اون الهام گرفته از یک مفهوم ژاپنیه که

سه مرحله‌ی استادی رو توصیف می‌کنه.

آسانسور من روش «شو ها ری» نوشته شده.

محافظت،

شکستن،

ترک کردن.

معنی‌اش واقعاً به دلم نشست.

«شو» به معنی محافظته.

این درباره‌ی پیروی از قوانین و آموزه‌هاست.

می‌تونم یه جرعه قهوه بخورم، جیرو؟

"ها" وقتیه که شروع به شکستن اون قوانین می‌کنید

و راه خودتون رو پیدا می‌کنید.

و بعدش هم "ری" هست، یعنی رها کردن.

این وقتیه که کامل بهش مسلط شدید

و می‌تونید آموزه‌های جدید خودتون رو خلق کنید.

اونجاست که واقعاً به یک استاد تبدیل شدید.

فکر می‌کنم این یک سفر بی‌پایانه.

از اونجا، چیزهای جدیدی متولد می‌شن.

رویکرد هنری جیرو از

اصول شوهاری الهام گرفته.

اما اون مفهوم به خیلی از کارهای اینجا مربوطه،

از جمله شعبده‌بازی.

این زیباست. - فوق‌العاده‌ست.

یه دوستی هست که می‌خوام بهتون معرفی کنم.

ایشون یک هنرمند تزوما هستن.

که یک هنر قدیمی و سنتی شعبده‌بازیه.

تزوما یعنی "تِی" به معنی دست‌ها و "زوما"

به معنی رعد و برقه.

دست‌هایی مثل رعد و برق.

چرخه‌ای ثابت از زندگی و تولد دوباره وجود داره.

و نمایش پروانه همه‌ی این‌ها رو فقط با یک

تکه کاغذ.

یک اجرای زیبا.

آه، خیلی ممنونم.

آریگاتو.

می‌تونم ببینم چطور این اجرا روی

شعبده‌بازهای سراسر دنیا که از اون پیروی کردن، تأثیر گذاشته.

چیزی هست که می‌خوام به دیوید نشون بدم.

ایشون می‌خواد اینو با شما به اشتراک بذاره.

این یک کتاب قدیمی درباره‌ی تزوماست.

حدود ۱۵۰ سال پیش.

این همون پروانه‌ست.

وای. - این همون اجراییه که اون انجام داد.

شگفت‌انگیزه که این کتاب نه تنها

نمایش پروانه رو آموزش می‌ده، بلکه خیلی از رازهایی رو که

تمام دوران کاریم دنبالشون بودم رو هم داره.

پس این شمشیر قورت دادنه؟

این طرز قورت دادن یک کاتانا از ۱۵۰ سال پیشه؟

چه کتاب زیبایی.

آریگاتو.

ممنونم.

تزوما توهم یک ابرقدرت رو ایجاد می‌کنه،

دست‌هایی با سرعت برق.

حالا دارم می‌رم تا با یک سامورایی امروزی ملاقات کنم که

اون سرعت مافوق بشری رو به نمایش می‌ذاره.

اما واقعاً.

وای.

من از نسل‌های طولانی سامورایی‌ها می‌آم.

اولین شمشیرم رو وقتی پنج سالم بود دست گرفتم.

ایسائو ماچی یک استاد ایایجوتسو هست،

یک هنر رزمی که مهارت سریع

بیرون کشیدن کاتانا رو نشون می‌ده.

شاید به نظر بیاد که من آگاهانه دارم حرکت میدم

دست راست و چپم رو.

دست‌هام فقط به طور طبیعی حرکت می‌کنن همینطور که از

شل بودن مفاصل لگنم استفاده می‌کنم.

یاد گرفتن این چقدر طول کشید؟

چند سال طول کشید؟

هفت سال طول کشید.

هفت سال طول کشید.

هفت سال فقط برای یاد گرفتن اینکه چطور شمشیر رو بیرون بکشم؟

هفت سال فقط برای این.

همین.

چی؟

با قدمتی که به قرن دوازدهم برمی‌گرده،

سامورایی‌ها جنگجویان نخبه‌ای بودن که از

جامعه‌ی خودشون با کاتاناها دفاع می‌کردن.

شمشیرهایی که اونقدر تیز بودن که می‌تونستن به راحتی

گوشت و استخوان رو ببرن.

اون‌ها سلاح‌های مقدس به حساب می‌اومدن.

کاتانای من جاییه که از نظر روحی احساس آرامش می‌کنم.

ازم خواستن که همه جور چیزی رو ببرم.

تا حالا سعی کردی ورق‌های بازی رو ببری؟

الان شش رکورد جهانی گینس دارم

برای بریدن چیزها با شمشیر.

من گلوله‌های ۶ میلی‌متری اسلحه بادی رو هم بریدم،

که با سرعت ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می‌کردن.

همونطور که گلوله بادی به سمتم میاد،

کاتانا رو از غلاف بیرون می‌کشم.

و بعد گلوله رو می‌برم.

وای.

پس این باید در کسری از ثانیه اتفاق بیفته.

چطور ممکنه؟

واقعی بهتون نشون می‌دم.

اوه خدای من، این دیوانه‌کننده‌ست!

واضحه که ماچی ساعت‌های بی‌شماری رو اختصاص داده

تا به این سطح از دقت و سرعت برسه.

من حتی نمی‌تونستم اون گلوله بادی رو ببینم که تو هوا حرکت می‌کنه.

فقط هزاران هزار ساعت

تکرار بی‌شماره.

اون‌ها خودشون رو به جایی می‌رسونن که هیچ کس دیگه

احتمالاً نمی‌خواد برسه.

نتیجه اینه که واقعاً حس می‌کنید که اتفاقی داره می‌افته،

که تقریباً غیرممکنه.

وقتی اولین بار این ویدئو رو دیدم لرزه‌ای

در بدنم افتاد.

چون این آدمی هست که واقعاً دست‌هاش رو

به سلاح‌های مرگبار تبدیل کرد.

من هرگز ندیدم کسی یک آلومینیوم رو خم کنه

چوب بیسبال رو با دست خالی...

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left