Once Upon a Time… in Hollywood

Once Upon a Time… in Hollywood

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

once upon a time in hollywood 2019 2160p 4k bluray x265 10bit aac5 1-[yts mx]
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Once Upon a Time in... Hollywood 2019 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-12-28
Lượt tải xuống: 27
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

این یارو ۵۰۰ دلار می‌ارزه

و این مرد هم قراره بره جایزه‌شو بگیره

اون «جیک کیهیل»ـه

و با قانونِ

«قانون شکارچی» زندگی می‌کنه

هیچ‌وقت زنده‌شون رو نمی‌آری، نه جیک؟

نه وقتی اونا سه‌نفرن و من یه نفر

به چی زل زدی جایزه‌بگیر؟

دارم به یه یاغیِ زشت نگاه می‌کنم

که چیزی نمونده فکّش پیاده شه

آماتورها سعی می‌کنن طرف رو زنده بگیرن

آماتورها هم معمولاً به مقصد نمی‌رسن

چه مرده باشی چه زنده

واسه جیک کیهیل تو «قانون شکارچی»، تو فقط یه علامت دلاری

پنجشنبه‌ها ساعت ۸:۳۰، فقط از شبکه‌ی NBC

سلام به همگی

من «آلن کینکید» هستم

از پشت صحنه‌ی سریال پرطرفدار و هیجان‌انگیزِ

محصول ان‌بی‌سی و اسکرین‌جمز، یعنی «قانون شکارچی»

خب، اگه فکر می‌کنید دارید دوبینی می‌زنید

به تنظیمات تلویزیون‌تون دست نزنید

چون، خب یه جورایی، واقعاً همین‌طوره

سمت راست من، نقش اول سریال «قانون شکارچی»

و خودِ جیک کیهیل، یعنی «ریک دالتون» نشسته

و سمت چپم، بدلکارِ ریک، «کلیف بوت»

خوش اومدید و ممنون که وقت گذاشتید

تا با ما گپ بزنید. — باعث افتخار مونه، آلن

خب ریک، واسه بیننده‌ها توضیح بده

که دقیقاً کار یه بدلکار چیه

خب

از بازیگرا انتظار می‌ره یه سری کارهای خطرناک انجام بدن

مثلاً فرض کن تیری به جیک کیهیل می‌خوره و از روی اسب می‌افته

حالا، من می‌تونم از روی اسب بیفتم؟

آره، می‌تونم و آره، تا حالا هم افتادم

ولی فرض کن بد بیفتم و مچم رگ‌به‌رگ بشه

یا مثلاً... یا قوزک پام بپیچه

خب، این می‌تونه بار اضافی و بی‌خودی رو دوشِ تولید بذاره

چون ممکنه یه هفته نتونم کار کنم

پس کلیف اینجاست تا کمک کنه این بار رو به مقصد برسونیم

تو هم شغلت رو همین‌طوری توصیف می‌کنی کلیف؟

چی، بارِ اونو کشیدن؟ آره، تقریباً همینه

هفته‌ی دیگه با من همراه باشید در پشت صحنه‌ی «شوِ دیک ون دایک»

که قراره با کمدین‌های بامزه

«موری آمستردام» و «رز ماری» حرف بزنم

تا اون موقع، من آلن کینکید هستم، خداحافظ از هالیوود

سلام. دلم برات تنگ شده بود

همون مشکیه. با اون گل‌ها

گل‌ها، اِیوا، گل‌ها

اون کوچیکه هم هست

می‌تونم بلیط‌هاتون رو ببینم؟

آه، پسرِ خوب

جینا، جینا، جینا

صورتی در میان نورِ مه‌آلود

سلام آقای شوارتز. سلام جینا

من، اوم... با یه کابویِ خیلی خوش‌تیپ قرار دارم

توی بار منتظرتونه

آهان

خب

از اونجایی که تازه تماشایِ

یه جشنواره‌ی کوفتی از فیلم‌های ریک دالتون رو تموم کردم

فکر کنم می‌شناسمت. دست بده بیاد

باعث افتخاره آقای شوارتز

و ممنون از لطفتون

شوارتس، نه شوارتز

آه. لعنت بهش. معذرت می‌خوام

خواهش می‌کنم آقای شوارتس. ماروین صدام کن

ماروین، تو هم منو ریک صدا کن

ریک؟ — آره

اوه، ایشون پسرتونه؟ — پسرم؟

نه، این بدلکارمه، کلیف بوت. آره

از دیدنت خوشبختم. ما با هم کار کردیم

از دو فصل آخرِ «قانون شکارچی» به این‌ور

جدی؟ ماشینم تو تعمیرگاهه

واسه همین اون منو رسوند

این یه دروغِ شاخ‌داره

گواهینامه‌ی ریک رو گرفتن

چون کلی جریمه‌ی رانندگی تو مستی داشت

الان دیگه کلیف همه‌جا می‌بردش

اوه، گندش بزنن

خب، به نظر می‌رسه رفیقِ خوبیه

سعی‌مو می‌کنم. اوم

همسرم هم بهت خیلی سلام رسوند

«مری آلیس شوارتس»

اوه، خب، چه عالی

خیلی ممنون

دیشب توی اتاق نمایش‌مون

دو تا از فیلم‌های ریک دالتون رو پشت‌هم دیدیم

اوه، خب، هم مایه‌ی افتخاره هم... هم یه جورایی خجالت‌آور

چی دیدین؟

نسخه‌های ۳۵ میلی‌متریِ «تنر»

و «چهارده مشتِ مک‌کلاسکی»

امیدوارم تماشایِ پشت‌سرهمِ فیلم‌هایِ ریک دالتون

واسه شما و... و حاج‌خانم زیاد دردناک نبوده باشه

اوه، نه. «دردناک»؟ بی‌خیال. این چه حرفیه؟

مری آلیس عاشق فیلم‌های وسترنه

کل دوران نامزدی‌مون رو داشتیم وسترن می‌دیدیم

بفرمایید. — ممنون

و از «تنر» هم حسابی لذت بردیم

اوه، چه خوب

واقعاً فیلم خوبیه. بگذریم، اون که رفت بخوابه

من یه جعبه سیگار برگ «هاوانا» باز کردم

یکی روشن کردم، واسه خودم کنیاک ریختم و نشستم پایِ

«چهارده مشتِ مک‌کلاسکی»

عجب فیلمی بود

واقعاً عجب فیلمی بود. فیلم خوبیه، آره

خیلی حال می‌ده

اون همه تیراندازی

من عاشق این‌جور چیزام. می‌دونی، همون کشت‌وکشتارها

کلی کشت‌وکشتار. کلی آدم‌کشی، آره

خب آقایان، نقشه اینه که نیروها رو برگردونیم

و متحدین رو به دریا بریزیم

نبوغ‌آمیزه

لشکرِ تانک‌های پانزر وارد می‌شن

و ما اونا رو تا اینجا، تا لب اقیانوس عقب می‌رونیم

راه فراری ندارن و به دیوار می‌خورن

هیچ‌جای دیگه‌ای ندارن که برن. بله

جاش همین‌جاست

هرمان

پرده‌ها رو بکش

کسی کلم‌شورِ سرخ‌شده سفارش داده بود؟

بسوزید، نازی‌های عوضی! ها-ها-ها

خودتی که داری با اون شعله‌افکن کار می‌کنی، نه؟

اوه، شک نکن که خودم بودم. آره

خودت بودی؟ — آره. و بذار بهت بگم

اون یه اسلحه‌ی وحشتناک و روانی‌کننده‌ست

که اصلاً دلت نمی‌خواد جلوش وایسی

ای بابا، چه خبر بود

می‌دونی، من با اون اژدها

به مدت دو هفته، روزی سه ساعت تمرین کردم

نه فقط واسه اینکه می‌خواستم تو فیلم خوب به نظر بیام

بلکه واسه این بود که

راستش رو بخوای، سگ‌لرز گرفته بودم ازش

مایک لوئیسِ لعنتی

نازی‌ها رو می‌فرسته به جهنم

اوه لعنت، این

خیلی خب، زیادی داغه

نمی‌شه واسه این حرارت یه کاری کرد؟

ریک، این یه شعله‌افکنه. — آره

خب، من امروز زود اومدم دفتر

و دو قسمت از «قانون شکارچی» رو روی نوار ۱۶ میلی‌متری دیدم

جودی جنیس

تحت تعقیب به جرم سرقت احشام در ایالت وایومینگ

دلار، مرده یا زنده ۴۲۵

و تو اونو آوردی اینجا تا جایزه‌شو بگیری

من اصلاً نمی‌دونم اینجا کجاست

فقط نزدیک‌ترین جا بود

حدود پنج مایلیِ خارج شهر بهش رسیدم

خب، آقای جایزه‌بگیر

اسم این شهر، «جنیس‌تاون»ـه

و اون پسری که کشتی

جودی جنیس بود

اون عزیزدردونه‌ی سرگرد «ناتین ماکسول جنیس» بود

هوم

سرگرد ناتین ماکسول جنیس دیگه کیه؟

خب، حتماً وقتی اومد اینجا

بهت معرفیش می‌کنم

قانون شکارچی

با هنرمندی ریک دالتون

بعدش هم چند تا از اون لوده های بخش آرشیو

یه کپی از یه کارِ قدیمی ازت برام فرستادن

پس، اوم... تو این چند سال اخیر

تو سریال‌های تلویزیونی به عنوان بازیگر مهمان بازی کردی؟

آره. آره. الان دارم تو یه قسمت آزمایشی واسه CBS بازی می‌کنم

اسمش... اسمش «لنسر»ـه. نقش منفی رو دارم

تویِ «تارزانِ» ران الی بازی کردم

تو «سرزمین غول‌ها» بودم. «زنبور سبز»

توی اون سریال هم بودم، اوم

«بینگو مارتین» با اون بچهه، اسکات براون. آره

و یه قسمت از «اف‌بی‌آی» هم دارم که همین یکشنبه پخش می‌شه

تو، اوم... همیشه توی این سریال‌ها نقش آدم‌بده رو بازی می‌کنی؟

آ-آره. اوهوم. آره

خب، و آخرِ همه‌شون هم یه صحنه‌ی دعوا دارن؟

خب، نه... نه همه‌شون

نه «سرزمین غول‌ها» و نه «اف‌بی‌آی»

ولی بقیه، آره. آره. — و توی دعوا هم شکست می‌خوری؟

آره. آره، معلومه. من... من نقش منفی‌ام

اوه، این یه کلک قدیمیه که شبکه‌ها سوار می‌کنن

مثلاً همین «بینگو مارتین» رو در نظر بگیر

خب؟

خب تو یه بازیگر تازه‌کار مثل اسکات براون داری

می‌خوای براش اعتبار جمع کنی، مگه نه؟

پس می‌ری یه بازیگر از یه سریالِ کنسل‌شده می‌آری

تا نقش منفی رو بازی کنه. هوم

اون‌وقت آخرِ سریال وقتی دعواشون می‌شه

قهرمان داستان بر نقش منفی پیروز می‌شه

اما چیزی که تماشاچی می‌بینه

اینه که بینگو مارتین داره دهنِ جیک کیهیل رو سرویس می‌کنه

آها. می‌بینی؟

بعد هفته‌ی دیگه نوبت ران الی می‌شه

و هفته‌ی بعدش هم باب کنراد

با اون شلوار تنگش می‌آد و می‌زنه داغونت می‌کنه

آره

حالا، اگه یکی دو سال دیگه هم نقش کیسه‌بوکس رو بازی کنی

واسه هر جوجه‌فُکلی که تازه پاش به شبکه باز شده

این یه اثر روان‌شناختی می‌ذاره

رویِ تصوری که تماشاچی ازت داره

درسته

خب ریک

هفته‌ی دیگه قراره کی کتک‌کارت کنه؟

منیکس؟ مامورِ یو.ان.سی.ال.ای؟

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left