162 dòng đầu tiên.
با سرعت خیلی زیادی خیلی چیزا اتفاق افتاد
بعداز کسب مجوز رسمی از ولیعهد و معبد،
با تیم از ماجراجوها که جمع کردم
فرآیند نابود کردن شیاطین خطرناک
و هیولاها شیطانی جنگل هیولا شروع شد
برای مناطقی که نسبتاً امن بودن،
منابع انسانی و آذوقه دو چیزی که روستاییای فقیر لازم داشتن رو آوردیم
روستا تو دیده!
آره!
روستایی که به آذوقه دسترسی داشته باشه ثمربخش تر میشه
حتی اگه با بدهی شروع کنن، در نهایت باید سودش در بیاد
تونیو سان با مهارت قابل توجهش همه چیزو انجام داد
حتی تونیو سان با درخواست کمک مالی، فعالیتهای ما رو تأمین مالی کرد
حالا میتونم رئیس یه شرکت تجاری بشم
با خیالت راحت برو!
وقتی اینکارو کردم، روی حمایتت حساب میکنم
بطور رسمی، این فقط یه کشیش تنهاس که فعالیت نیکوکاری میکنه،
پس کسی رنجیده نمیشه
البته، این یعنی من باید به ولیعهد سلطنتی و معبد وفادار بمونم
قهرمان دور افتاده
ویل سان، بالاخره برگشتی
از کارایی که شما و بقیه کردین تشکر میکنم
اسقف باگلی چندتا کشیش دستیار بهم احتصاص داد از جمله آنا سان
اونا همه کشیشای باتجربه هستن
که میتونن از موهبت، و همچنین مراسمای اصلی
مثل جشن ها و تشییع استفاده کنن
تیم ریستوف سان هم به زودی برمیگرده
وقتی گزارش گرفتیم که شیاطین یا هیولاهای شیطانی ظاهر شدن،
ریستوف سان و ماجراجوهای دیگه یه تیم شدن و رفتن دنبالشون
باورنکردنیه ... اونا همه فقط با یه ضربه ی مرگبار کُشته شده بودن!
جای تعجبی نیس که اونو نفوذگر صدا میزنن
با وایورن هم میتونی اینکارو بکنی؟
اگه تو محدوده ی شمشیرم باشه ...
من تو اختلاف روستاییا مداخله میکنم
و سعی میکنم بطور منطقی همه چیزو حل و فصل کنم
قصد نداشتم این کارا رو بکنم ...
خب، وقتی یه بار اینکارو میکنی، توش گیر میکنی
خبر مداخلات من پخش شد،
و ازم خواستن توی اختلافاتِ روستاهای دیگه شرکت کنم
نقش ناگهانی من بعنوان یه داور بهم کارای بیشتری داد
و هر زمان مجبور بودم روستاهای دیگه رو برای اهداف دوستانه بازدید کنم
یا پیامی داشتم که میخواستم بیرون بدم،
بی کمک بزرگی بود
بعد ما بارها و بارها در سراسر جنگل هیولا سفر کردیم
مامانی، از اینطرف!
جَو خیلی تغییر کرده
این منطقه حالا نسبتاً امنه،
رفت و آمد بازرگانا بیشتر شده
روستایی که یه زمانی ابر تاریک روش افتاده بود
حالا پُر از سرزندگی و لبخند شده
گاس، حالا بالاخره فهمیدم
پول این دنیا رو اداره میکنه!
با قدرت پول، میتونی بدون جادو همه چیزو حل کنی!
میتونی ابزار لازمو بخری، افراد استخدام کنی ...
توانایی سریع سود کردن به اندازه ی جادو مهمه!
همه ی چیزایی که یادم دادی دقیقاً درست بود
آوردن لبخند به مردم و دادن امید به اونا
جادویی تر از جادوی واقعیه
و بعد ...
همونطور که اولین نشونه های تابستون رو احساس کردیم ...
هی
چی شده؟
گروه پیپ به غرب رفته، و هنوز برنگشتن
چه مدته؟
نمیخواستن بیشتر از 10روز تحقیق کنن،
اما دو روز گذشته
پس پیپ سان و گروهش ...
اونا آدمای با استعدادین
باشه. میریم دنبالشون بگردیم
من و شما و منل میریم، و ...
میشه افرادیو در دو گروه که برای اکتشاف جنگل ماهرن، جمع کنی؟
فوراً گروهو تشکیل میدم
یه شانس هست که
به این راحتیا گم نشدن، بلکه تو پایگاه شیاطین زخمین
اگه اینجور باشه ...
نبرد تو راهه
تو چی فکر میکنی؟
راستش، با مهارت پیپ سان و دوستانش،
باورش سخته که گم شده باشن
پس فکر میکنی کار شیاطین بوده؟
فکر کنم این شانسش بیشتره
اگه اونا رو شکست بدیم، که دیگه حل و فصل میشه
فقط امیدوارم حالشون خوب باشه
هی ...
چیه؟
گمونم باید بگم ... متشکرم
اِ ... برای چی؟
خیلی چیزا
اگه ندیده بودمت، تا جایی که میتونستم غرق میشدم
این به لطف توئه که حالا اینجام، و برای یه دلیل قابل احترام زندگی میکنم
پس ... اوم ...
متشکرم
نه، من باید ازت تشکر کنم
هیچی از دنیا نمیدونستم، و تو نجاتم دادی
اما میدونی ...
چیو؟
تو صورتم نگاه کن و بگو
ساکت شو!
هی
خیلی بزرگه ...
این ردپای کدوم هیولای شیطانیه؟
نمیدونم
این حتی بزرگتر از یه مانیتکوره
یه ولگرد تو دره ... یا ...
پس، موقع جنگ با یه بزرگش مُردن
پیپ، هاروی، و برنان باید با این خیلی خوشحال باشن،
اما حسابیم گند خورد بهشون
آره، مثلا، "ما نتونستیم بکشیمش!"
اونا بعنوان ماجراجوی شایسته مرگ خوبی داشتن
بیاین، بنوشین
خدایان با فضیلت، به روحشون آرامش اهدا کنین!
الهه ی روشنایی، گریسفیل،
لطفاً آرامش بده و هدایتشون کن
یکی از اونا نیس
شیاطین خیلی بَد هستن گفتنش سخته، اما ...
احتمالاً خورده شده باشه
آره، بنظر منم
نه، صبرکنین
موقع فرار وسایلشو پرت کرده؟
چرا به عمق دره میره؟
اگه مسیر جنگل مسدود بشه، این دره تنها راهه
اون چاره ای جز دویدن به عمق نداشته
گمونم این درسته ...
یه چیزی عجیبه
آره
این درست نیس
چی درست نیس؟
رده پا توی این دره ضعیفه
حتی اگه فرار کرده، رسیدن به اینجا ...
این یه تله س!
برگردین!
برگردین!
بی فایده س!
دارن میان!
آروم باشین! پشتتون به صخره ها باشه!
نترسین! دیوار سپر تشکیل بدین!
ما اونا رو میکشیم
مشکلی پیش نمیاد! باید بتونیم اینا رو اداره کنیم!
منل!
چیه؟
با جادو و موهبت قدرتمونو زیاد میکنم!
الهه ی من، ما رو در برابر باران سَم مقاوم کن!
فورتیس ...
جون
همه رو
ویتا اوت اومنیس!
قوی کن
خیلی ممنون!
ممنون!
نومه، ای نومه، نگهبان گنج،
یه دژ قوی در برابر دشمنمون تشکیل بده
شیلف، شیلف، دوشیزگان باد،
باد حمایتتونو برای این جنگجویان شجاع بفرستین
خیلی ممنونم!
حالا، بیاین به این هیولاها که ما رو به دام انداختن نشون بدیم ...
کدوممون شکارچی واقعیه
بزنین!
طاقت بیارین!
منل! کمک!
نومه، ای نومه،
به ما ملحق بشین!
یه دژ قوی با حصار بسازین!
No comments yet. Be the first to leave one.