The Boat

The Boat (El barco)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

El Barco S02E12 Un barco en el espejo 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 12 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-22
Lượt tải xuống: 31
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

قبلاً دیده‌اید

این دیگه چیه؟ من اولیسسم.

خیلی خوب. اولیسس گارمندیا.

مامان همیشه می‌گفت تو آدم بدی نیستی، ولی خب...

همیشه حس می‌کردم تو همون آدمی هستی که رفت سیگار بخره و دیگه برنگشت.

من اصلاً بلد نیستم چطوری پدر باشم، باشه؟

من و تو هیچ وجه اشتراکی نداریم.

تو هم بد نیستی. تو فکر می‌کنی؟

آره، ولی به حرف من گوش نکن.

تو اولین پدری هستی که دارم.

ممنون بابا. من که کاری نکردم.

کاری کردی که یه پدر خوب باید می‌کرد: کنارم بودی.

دیروز بوسیدمت و حالا شک دارم.

در پسِ محافظت از ویلما

تو در واقع عاشقش شدی.

پیتی، می‌دونی نظرم چیه؟ چیه؟

هوش تو محدودیت داره.

کدوم سرطان؟ پروستات.

باهام ازدواج می‌کنی؟ بله.

می‌تونید یه لطفی در حقم بکنید، دکتر؟ به کسی نگید.

اینا همون قرص‌هایی هستن که به زنت دادند. مال من هستن.

آخه چرا به زن من گفتی که سرطان داری؟

دوستت دارم.

نه!

خواهش می‌کنم! بسه، اولیسس!

فکر می‌کردیم با هم خوشبخت می‌شیم، اما نشدیم.

و فقط داریم همدیگه رو آزار می‌دیم.

ما نمی‌تونیم با هم باشیم، اولیسس.

نمی‌تونیم اینجوری زندگی کنیم.

حق با تو بود؛ بعضی قصه‌ها فقط نمی‌تونن اتفاق بیفتن.

و هر دومون با قصه‌ی خودمون خیلی زجر کشیدیم.

چطوره دوست بمونیم؟

شما پروتکل سناریوی فاجعه رو فعال کردید.

یه تصادف در حین فعال‌سازی شتاب‌دهنده‌ی ذرات...

ممکنه عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشه.

ایشون آقای گامبوا هستن.

اینجا چیکار می‌کنی؟ چیزی رو که می‌دونی نپرس.

وظیفه‌ات رو انجام بده.

جولیا داره سرمون کلاه می‌ذاره. من از این وضعیت خوشم نمیاد.

جواب‌هایی که این کشتی نیاز داره دست شماست.

جولیا، کیا اون بیرونن؟ کجا هستن؟

چی می‌خوان؟

و مهم‌تر از همه، پروژه‌ی اسکندریه چیه؟

مربوط به بقای گونه‌ی ماست.

درست مثل این کشتی.

خواهش می‌کنم، نپرسید، کاپیتان.

یه روزی دو تا بچه‌ی جدید اومدن مدرسه.

خانم مایکا گفت اسمشون پابلو و ماتئو هست.

پابلو و ماتئو اهل وایادولید بودن.

و دقیقاً شبیه هم بودن.

خانم مایکا گفت چون برادرن، دوقلو هستن...

و در یه روز به دنیا اومدن.

کلاس ما هیچ‌وقت دوقلو ندیده بود.

اولش، وقتی تو زنگ تفریح باهاشون بازی می‌کردیم...

اسم‌هاشون رو قاطی می‌کردیم.

بیا عزیزم. واقعاً منو ترسوندی.

این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

بابا، توی دریا آینه هست؟

نه، عزیزم.

ولی بعضی وقتا وقتی آب خیلی آرومه...

شبیه آینه می‌شه.

ولی توی دریا آینه وجود نداره.

اگه توی دریا آینه وجود نداره، پس اون چیه؟

ولی یه روزی، دیگه اسم‌هاشون رو قاطی نکردیم.

چون، حتی اگه شبیه هم بودن،

از درون واقعاً با هم فرق داشتن.

یه کشتی فانوس‌دار قدیمیه، درست شبیه مال ما.

احتمالاً توسط همون کشتی‌ساز ساخته شده.

به سیگنال‌های ما پاسخ نمی‌دن.

با این اوضاع، معلومه که خیلی وقته متروک شده.

هیچ‌کس اون تو نیست، کاپیتان.

وقتمون رو برای رسیدن بهش تلف می‌کنیم.

اگه شانس برگشتن به رد اردک رو داشته باشیم...

باید بریم به سمت جنوب غربی.

تنها گزینه‌مونه تا خشکی پیدا کنیم.

ما سیگنال فرستنده رو بیشتر از ۲۴ ساعت پیش از دست دادیم.

هیچ‌کس نمی‌تونه تضمین کنه که اردک هنوز همون مسیر رو طی می‌کنه.

ممکنه توی اون کشتی غذا یا سوخت باشه.

شاید هم بازمانده.

چطوری می‌شه اولین کشتی بزرگی که بعد از فاجعه پیدا می‌کنیم،

دقیقاً شبیه کشتی ما باشه؟

کشتی‌ای در آینه

احتمالاً فقط یه تصادفه.

آیا این هم تصادفه که اسمش "ستاره‌ی سیره" است؟

بده به من، حباب.

سیره درخشان‌ترین ستاره است

در صورت فلکی آندرومدا.

اون کشتی هم مثل کشتی ما اسم یه ستاره رو داره.

حباب، می‌تونی روسی حرف بزنی؟

نمی‌دونستم می‌تونم.

نگران نباش، عزیزم.

اگه اون کشتی پر از دخترای روسی سکسی باشه...

قول می‌دم مراقب باشم.

برو گمشو.

حتی اگه قول بدم هیچ بیماری مقاربتی نگیرم هم عصبانی می‌شی؟

مراقب زیپت باش.

بذار ببینم.

اجازه می‌دی؟

چیه؟ داری می‌لرزی.

شوخی کردم، ویلما. من اصلاً از دخترای روسی خوشم نمیاد.

تو برای من زیادی هم هستی

من واقعاً نمی‌فهممش

اگه حامله نبود، فکر می‌کردم یکی از اون روزهاش رسیده

بفرما

نیازی نیست اسلحه با خودت ببری

جولیا

چیزهای زیادی در خطره

تو بهتر از هر کسی می‌دونی داخل اون کشتی چیه

اگه پیداش کنن

زندگی کاپیتان شما پشیزی ارزش نخواهد داشت

بذار کارم رو انجام بدم، باشه؟

خب تموم شد، بچه‌ها. آلبِرتو، زود باش. آسیِر

خوبه! خوبه!

خولیان

کروکت، جلبک دریایی و ماهی سیت

این که پیک نیک نیست، عزیزم

ما که با سبد و گیتار نرفتیم گردش

می‌دونم پیک نیک نیست. در این صورت

ولی ریکاردو مریضه

و سیستم ایمنی بدنش باید ضعیف شده باشه

اون حداقل باید روزی سه وعده غذا بخوره

قول بده اینا رو بهش می‌خورونی

قول بده بهم

البته که این کارو می‌کنم

بده به من. من بهش می‌دم

حالا ببین، گامبوآ

واقعاً بعیده تو بخوای نقش قهرمان بازی کنی

چی؟ کاپیتان تو رو برای مأموریت شناسایی انتخاب کرده؟

من انتخاب نشدم

خودم داوطلب شدم. تو چی؟

تو از وقتی که حرکت کردیم تا حالا برای هیچ کاری داوطلب نشدی

تا امروز اینطوری بود

نمی‌تونی منو گول بزنی، گامبوآ

تو حتماً برای یه دلیلی می‌خوای سوار اون کشتی بشی

مگه نه؟

می‌دونی چیه؟

حق با توئه. من به دلیلی دارم میرم اونجا

درست مثل خودت

تو هم به دلیلی روی ستاره‌ی شمالی هستی

دوباره دلیلش چی بود؟

آها، بله. برای اینکه بابات رو بشناسی

مگه نه، اولیسس...؟

فامیلی‌ات چی بود؟

گامندیا؟

حیف که بدون کارت شناسایی اومدی بالا

که هویتت رو ثابت کنه

نه کارت شناسایی، نه پاسپورت، نه کارت اعتباری

حتی یه کارت کتابخونه کوفتی هم نه

نمی‌دونم

شاید به همین دلیله که دوستی تو با آینوآ به شکست رسیده

در حالی که طفلکی تو هر گوشه‌ای گریه می‌کنه

چون نباید از دوستات راز پنهون کنی

و تو یه راز بزرگ رو مخفی کردی

از آینوآ

و من می‌دونم اون چیه

امیدوارم آینوآ هیچ‌وقت نفهمه

مگه نه

اولیسس

گامندیا؟

اولیسس، اونجایی؟

اولیسس؟

من اینجام

چیه، خبرچین؟

اون کشتی بیرونو دیدی؟

درست مثل کشتی ماست

اگه یه پسر مثل تو و یه دختر مثل من داخلش باشن چی؟

امیدوارم مثل ما همدیگرو سیخونک نزنن

اون یه تصادف بود

شاید حتی خوشحال باشن

شاید

بعضی وقتا دو تیکه که یه جا به هم نمی‌خورن، جای دیگه جور در میان

درست مثل تتریس

آره، درست مثل تتریس

آخرش تیکه‌های ما بالاخره تو دوستی به هم خوردن، مگه نه؟

درسته

سلام؟

کسی اینجا نیست؟

گامبوآ

من اول می‌رم

سلام؟ کسی اونجا هست؟

بریم داخل

سلام؟ پریویت؟

سلام! پریویت!

سلام! پریویت!

پریویت به روسی یعنی «سلام»

کسی اون تو هست؟

اگه کسی اینجاست، احتمالاً از خماری داره می‌میره

وای، اینا چقدر مست بودن که اینجا رو اینجوری ترکوندن!

پیام نوشته «خوش آمدید»

یه مهمونیه ولی فکر نمی‌کنم برای ما باشه

یه چیزی توی این مهمونی اشتباه پیش رفته

ماسک‌ها رو برمی‌داریم

ببخشید، کار من بود

ببخشید

چرا اسلحه آوردی؟

غریزه بقا

اسلحه رو بده به من

ما نیومدیم اینجا با کسی درگیر بشیم. من پیش خودم نگهش می‌دارم

بدش به من

این درخواست نیست، یه دستوره

The Boat subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left