200 dòng đầu tiên.
خب، چمبرلین هایتس
امیدوارم واسه بازی امشب آماده باشین
توی دبیرستان دانکن، مقابل تیم کوبا گودینگ جونیور
فقط یه برد دیگه و دانکن
واسه اولین بار میره توی پلیآف
بعدِ بازی هم بمونین واسه مراسم بایگانی پیرهنِ
بهترین امتیازآورِ کلِ تاریخِ
دبیرستان دانکن، یعنی مانترِل کامینگز
داداششم توی همین تیم بازی میکنه
اما اصلاً بهش بازی نمیرسه
لعنتی، الان دیگه کل شهر میدونن تو فقط نیمکتنشینی
زر نزن، اگه از رو این نیمکت
بلند نشم هیچوقت اسطوره نمیشم
بیخیال بابا، مَرد. سخت نگیر
حس میکنم بهزودی نوبت ما هم میرسه
و وقتی برسه، چنان میترکونیم که
از ننه جمال بعدِ خوردن بادومزمینی هم گندهتر بشیم
ها، ها
بامزه بود
حالا که بحثِ مامانهای ممهگنده شد
ایول، خانم میلک
از بینِ من و گروور و میلک، با کی ازدواج میکنی، کی رو میکشی؟
سوال خوبیه
من که صددرصد با جمال ردیف میکنم
مامان، چطوری روت میشه با جمال
اونم جلوی پسر خودت؟
حالم بههم خورد. میدونستم خرابی، مامان
بدن خودمه میلتون، بدن خودم. بعضی وقتا باید به خودم یادآوری کنم
که تو مامانمی. حالم بد شد میلتون
برو به زندگیت برس. سرت تو کار خودت باشه میلتون
آره، خودمم عزیزم. دارن شمارهمو بایگانی میکنن
میخوای با نعشکشِ پارتیِ رفیقم یه دوری بزنیم؟
توش استارباکس و کافیبین هم داره
دستگاه کره کاکائو و یه زن آسیایی
اون عقب واسه ردیف کردن ناخنات
همش هم به لطفِ رفیقم "شی باتا"
آره! آره، همینه
نعشکشم تهشه. حتی بیده با روکش طلا هم داره
ایول، میشه یه کم چیپس بخورم؟
آخ! و پرتاب آزاد
دو تا شوت پشت خطِ سیاهچالهها
آره، کارمون درسته
آره اوه، خدای من
اوه! اوه
اوه لعنت، رندی داره یه چیزی بالا میاره
یا خدا! اوه! اوه
طبق قوانینِ... اوه! اوه! خدا
طبق قوانینِ... اوه! اوه! اوه
پسر، یکی بیاد این بچه رو جمع کنه
اوه! خدا
طبق قوانین، مربی تیم حریف
یه بازیکن دیگه از دانکن رو انتخاب میکنه
تا جایگزین بازیکن مصدوم بشه
من میزنم. تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی
تو کل سال از رو نیمکت تکون نخوردی
با اون پرتابهای داغونت فلان فلان شده
ما همینو انتخاب میکنیم
شانس آوردی، داداش
حالا دیگه مجبور نیستی اون شوت رو بزنی
چون میدونستم ریدی به خودت. ریدم به خودم؟
نقطه قوت بازیِ من شوتزنیه
مخصوصاً وقتی کسی جلوم نیست. چسبونده بودمش به سبد
و همهمون رو میبردم پلیآف
خب، برقا رفت. پس هیچوقت نمیفهمیم
به دلیل قطعیِ نوبتیِ برق
بازی تا فردا عقب میافته
طبق قوانین، بازی فردا همین ساعت و همینجا برگزار میشه
شماره ۵۴ پرتاب رو انجام میده
انگار به آرزوت رسیدی
تازه کل روز وقت داری بهش فکر کنی
اگه اون شوت رو گل کنی، داداش کل زندگیمون عوض میشه
هی، گروور
من واسه بعدِ بازی کلی برنامه پارتی داشتم
که احتمالاً نمیدونستی چون دعوت نبودی
اما از اونجایی که تو تنها کسی هستی که میتونه ما رو ببره پلیآف
بیانصافیه اگه تو اونجا نباشی
رفیقامم میتونن بیان؟ نمیدونم
میلک حالِ همه رو بههم میزنه
و اون چاقه... هی، سلیطه
من همینجا وایسادما
اوه، تاریکه. ندیدمت
آره، اونا هم میتونن بیان
ببینید داداشا، زندگیمون داره از همین الان سکه میشه
لعنتی، "دیاماکس"، تو پدری یا معتاد؟
تو کراک لازم نداری. تو به عیسی نیاز داری
رئیس، چرا از این برنامه خوشت میاد؟
همون که یه سیاهپوست همجنسگرا داره نصیحت میکنه؟
خیلی کسلکنندهست رفیق. اون "آیانلا"ست
اون تنها کسیه تو تلویزیون که هنوز اونقدر شجاعت داره
که به فکر سیاهپوستا باشه
بازم داداشت مانترِل داره بازی درمیاره؟
اصلاً خندهدار نیست، رئیس
نه، اصلاً اینجا نیست
و میدونم که قبض برق رو هم دادم
هی، برق کل شهر رفته
به جز بالای تپهها
چرا اونا اون بالا هنوز برق دارن، رفیق؟
من هیچی از بالای تپهها نمیدونم
تا حالا از سطح دریا بالاتر نرفتم
من بهت میگم چرا. چون اونا سفیدپوِستن
اینو نگاه کن
بالاخره به یکی از پارتیهای سیندی دعوت شدیم
حالا یه کار احمقانه نکن که ما رو بندازن بیرون، میلک
آره، شنیدی که سیندی گفت خیلی چندشی
نه، اون گفت میخواد با رفیقتون بپلکه
و یکم حال کنه. اون اینو نگفت
چرا دقیقاً همینو گفت. نه نگفت
چرا همیشه فاز منفی میدی؟ تو رسماً رد دادی
واسه همینه هیچکس نیومد پارتیِ تولدت
هنوز پنج ثانیه نیست اومدیم تو
و هر دوتون دارین مثل این بازندهها رفتار میکنین
بیایین خیلی بیسروصدا بریم تو
یه سلامی به سیندی بدیم، شاید بابتِ اون پرتاب آزاد، یه حالی هم به ما داد
و قبل از اینکه کسی ما رو ببینه بزنیم به چاک
ایول، گرووره
بکش عقب داداش. ما دعوت شدیم
نه، نه، نه. همهچی ردیفه، گروور
خوشحالیم اینجایی. داری میشی همه کارهی شهر
واقعاً؟ آره، درست میگی، هستم
بهمحض اینکه اون پرتاب آزاد رو گل کنی
و ما رو بفرستی پلیآف
دقیقاً! اصلاً نگرانش نباشین
تو رگهاش یخ و آتیش جریان داره
حله
میدونین که ناامیدتون نمیکنم
کی رو میشناسین که از گروور باحالتر باشه؟
این کارا واسه یه غول، چیزی نیست
باورم نمیشه
من کلِ فصل تیم رو به دوش کشیدم
و حالا این الفبچهی عوضی قراره جای منو بگیره
باید بریم سراغش
مگه نه بچهها؟ درسته؟
کجا رفتین؟
میدونین که من نمیتونم دور بزنم
جدی میگم، دیگه اصلاً خندهدار نیست بچهها
فکر کنم برم با "آپوسترافیا" لاس بزنم
درسته تیکه نیست، ولی لعنتی
کاچی به از هیچیه دیگه
حیف که رنگِ پوستت مثل پنی نیست
چون فکر نکنم از تناژ رنگِ تو خوشش بیاد، داداش
لعنتی جمال، چرا همیشه به پوستِ روشن من گیر میدی؟
ایول دختر
تا حالا شده شیر از دماغت بزنه بیرون؟
یا تو دهنت؟
صبر کن، این یکی از رفیقای گرووره
اگه اون شوت رو گل کنه، اینا خیلی معروف میشن
اوه، اوکی. همین فکر رو میکردم
خیلی خب پسرِ سفید، حواسمون بهت هست
خب، چی تو چنته داری؟
هشتِ نرم یا نُهِ سفت؟
بستگی به خودت داره، دخترِ تشنه
آدم حسابی شدنت داره رو بقیه هم اثر میذاره
چه خبر رفقا؟
تازه یه سری جدید کوفته قلقلی
سوئدی آوردم
من که از قبل پایه بودم، شنیدی؟
خیلی باحاله که "کشیش اسکریلا" اجازه داد اینطوری از خونه استفاده کنی
اون واسه مراسم "هلهلویا-پالوزا" رفته خارجِ شهر
هنرمند مورد علاقهش "کشیش ران" داره اجرا میکنه
خب، خدا رو شکر
چون منم دارم خودمو شهید میکنم واسه رفتن تو شلوارت
خیلی لوسی گروور
میخوام یه راز کوچیک رو بهت بگم
من بعدِ این فصل بازیکن آزاد میشم
خب، من یه قرارداد تپل واست کنار گذاشتم
فقط هروقت واسه امضا آماده بودی بهم بگو
آآ، حالا میبینیم
بیا برقصیم
هی، میخوای بذاری گروور بره اونجا
و مثل "دریک فیشر" به دختری که میخوای مخ بزنی، آویزون بشه؟
عمراً، شلوِل. من یه نقشه دارم
این دفعه، یه بار واسه همیشه دخلِ این تیمِ داغون رو میاریم
حالا تنها چیزی که لازم دارم
اه، بیخیال دیگه بچهها
امروز همون روزه، غولتشن
امروز، اسطوره متولد میشه
لعنتی مانترل
مگه مامان نگفت دیگه
تابوت توی خونه نیار؟
اوه، وایسا، این مال من نیست
مال نعشکشِ پارتیِ "شی" هست
چون مجبور شدم اون یکی کتم رو پس بدم
مجبور شدم یکی از این رفیقمون قرض بگیرم
داریم آمادهی پارتی میشیم
بهخاطر تأخیر، کلِ همتیمیهای مانترل
واسه مراسم بایگانی پیرهنش با هواپیما اومدن
آره، درسته
پارتی تا وقتی جنازه نشیم تموم نمیشه
آره
خب، واسه امشب آمادهای، رفیق؟
آره "شی"، من همیشه آمادم
قراره دو تا اسطوره اینجا باشن
اسطوره؟
کل کاری که باید بکنی یه پرتاب آزاده؟
هر کسی میتونه اون کار رو بکنه
لعنتی، اونا به عروسکِ تیم هم اجازه میدن از وسط زمین شوت بزنه
اونم با چشمبسته، روی ترامپولینِ آتیشگرفته
فقط لب تر کن رفیق، تا حالت رو جا بیارم
شماها فقط حسودیتون میشه که منم توی لیگِ شمام
حسودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.