200 dòng đầu tiên.
قبلاً در "آل استارز"...
وُو، دختر!
هنوز هیچی از دست نرفته.
عمراً!
هنوز فرصت داری که برگردی.
صبر کن، یعنی من میتونم برگردم؟
برای انتقامت.
چی؟
آلیسا ادواردز، به سلامت!
خسته شدم از اینکه میشنوم میگن
تو میتونی آشغال بپوشی روی صحنه
ولی اشکال نداره چون تو آلیسا هستی.
شلخته بود.
به نظر من، بیشتر نگران بود
که موقع مشورتها، شما دو تا رو بذاره زیر آب.
وای خدا!
به دوشس اعتماد کن.
هنوز تموم نشده، عزیزم.
وای خدا!
عوضی!
اینجا چه خبره؟
یادت میاد دبیرستان بودی پای تلفن؟
و مثلاً میگفتی، دختر
حالم ازش بهم میخوره، خیلی ساختگیه.
بعد دوستت مثلاً میگفت
خب، ملیسا، تو در مورد اون چی فکر میکنی؟
و اونا داشتن تلفنی سه نفره حرف میزدن.
نقطه ضعف فی فی اون مکالمه تلفنی سه نفره بود
که تو دبیرستان لو رفت.
اوه، نه، نه، نه!
یالا!
اوه، اون لباس دو کاره!
چه خبره، خوشگلها؟
اوه! یالا، مینج!
آه! وُو!
اوه! اوه!
برگشتم، برگشتم، برگشتم، دوباره برگشتم!
وای خدا!
پس فی فی داشت همینجوری دهنلقی میکرد در مورد آلیسا.
و بعد یهو آلیسا اونجاست.
مستقیم تو چشماش خیره شده و انگار که میگه:
قبل از اینکه ادامه بدیم، معلومه که فی فی حرفای زیادی برای گفتن داره.
یعنی، اگه میخوای اینقدر احمقانه رفتار کنی
جلوی دوربینا، میتونیم این کارو بکنیم.
ولی خودت گفتی که شخصی نیست، این درگه.
اینا نظرات منه.
خب پس چرا نمیتونستی اینا رو به خودم بگی؟
لازم نبود. من اونجا نشسته بودم.
تو همون دختری. میدونستم که هستی.
میدونی چیه؟ خودت احمق به نظر میرسی
با اینکه اونجا نشستی و مثل بچهها رفتار میکنی.
پس میدونی چیه؟
پس میتونی اون کارو بکنی و خیلی هم بامزه باشه. من دیگه تموم کردم.
اجازه بده سریع به این جواب بدم.
من هیچوقت آدمی نبودم که رو در رو نباشم.
من نه تو رو و نه اون یکی رو زیر آب نذاشتم.
آیا هرچی رو به شما گفتم، به همهتون گفتم؟
اونجا نگفتم؟
گفتی، گفتی. ممنون.
باشه. میتونی نقش قربانی رو بازی کنی، بفرما.
قربانی چی، دختر؟
من همینجا نشسته بودم و هرچی تو گفتی رو شنیدم.
و هیچکدوم از اونا رو به من نگفتی.
من همین الان تو اتاق با تو بودم.
ما آدم بزرگیم، ولی باشه.
به نظرم بامزهست که تو میخوای بیای
و نقش قربانی رو بازی کنی، چون هیچ مشکلی نداشتی
هفته پیش منو بفرستی خونه، دختر.
اوه، من قربانی هیچکس نیستم.
من هیچ مشکلی با فرستادن تو به خونه نداشتم.
دلیلمم برای این کار گفتم.
ولی به نظرم دلیل تو چرت و پرت بود.
من میگم ثبات. شخصی نبود.
من نگفتم شخصی بود.
اون شب واقعاً سختی بود.
چون انتظار داشتم برم خونه.
آره، خب، و من نمیذاشتم بری خونه.
چی؟
احساس میکنم لیاقت داشتی بمونی.
هفته پیش، دو نفر آخر، جینجر و کاتیا بودن.
پس تو در واقع داری میگی
میخواستی من کاتیا رو انتخاب کنم تا بره خونه
و بعد خودت رو نامزد میکردی
که به جای اون بری خونه؟
بوی یه کلک میاد.
جینجر، اون تازه برنده شده بود.
اگه یک روش استراتژیک بود
احتمالاً اونو به خونه میفرستادم.
باشه.
فقط فکر میکنم مشکلم این بوده که اونجا وایستاده بودم
و میشنیدم که من مردم رو زیر آب میذارم.
این من نیستم. این کار من نیست.
هیچوقت نبوده. هیچوقت هم نخواهد بود.
من گفتم که حس کردم.
حالا، اگه میخوای اونجا بشینی و چرت و پرت بگی
درباره حس من، پس این فقط شخصیت تو رو نشون میده.
من گفتم حس کردم، از اینکه اونجا نشسته بودم.
آرام باش، فی فی، آرام باش. نفس عمیق بکش، عزیزم.
قربانیبازی درنیار، عزیزم!
آلیسا داره سعی میکنه این کارت قربانی رو
جلوی همه بازی کنه و من اصلاً اینو باور نمیکنم.
دختر، تو پشت بقیه رو خالی کردی!
تو فقط ناراحتی که من اینو گفتم،
و مجبور شدی بشنوی که من گفتم!
هرچیزی که راجع بهش شنیده بودم و میدونستم،
خوشحالم که خودش تأییدش کرد.
تو هرچی دلت میخواد بگو،
ولی میدونی که من منصفانه بازی کردم.
من کسی رو انتخاب کردم که فکر میکردم روپال میفرستتش خونه.
پس عصبانی نشو چون من گفتم
که قراره اینجوری بازی کنم.
تو انتخاب میکنی که با حرفای یکی دیگه چیکار کنی،
و بذاری که روت تأثیر بذاره.
و دقیقاً الان داره همین کارو میکنه.
نمیتونی ناراحت بشی چون حذف شدی،
و یکی نظرشو در مورد اینکه چرا باید بری، داشت.
خانم فیفی داره جبهه میگیره.
حرف من اینه:
من با ادا اطوار مشکلی ندارم،
ولی اگه قراره پر سر و صدا و شر و شور باشی،
و فکر میکنی یه دختر گستاخ و بیپروای تمام عیاری،
پس پای حرفت وایستا و ثابت کن!
ولی دختر، بیجنبه نباش!
قراره واقعاً جالب بشه!
برنده "روپالز درگ ریس آلاستارز"
یک سال لوازم آرایشی
آناستازیا بورلی هیلز،
یک جایگاه ارزشمند در تالار مشاهیر درگ ریس،
و جایزه نقدی ۱۰۰,۰۰۰ دلاری دریافت میکنه.
¶ درگ ریس، بهترین زن... ¶
¶ ...بهترین زن برنده بشه ¶
برگردیم، برگردیم، برگردیم، برگردیم، برگردیم، برگردیم، برگردیم!
من اینجام!
خوش برگشتید. خب، به شما هم سلام!
خب ما پنج نفر برتر بودیم
و حالا دوباره نه نفر برتر هستیم!
ما نمیدونیم این چطور پیش میره.
نمیدونم چه خبره.
من فقط اینجام که خوشگل به نظر بیام، همین.
سلام، سلام، سلام!
وای خدای من!
خوش برگشتید، غریبهها!
هی!
وقتشه که ملکههای برگشته
انتقامشون رو بگیرن!
و من نمیتونم صبر کنم تا ببینم کی خنده آخر رو میکنه!
وای خدا!
چون برای چالش بزرگ آلاستار این هفته،
شما یک برنامه استندآپ کمدی اجرا میکنید،
و این کارو
به صورت جفتی انجام میدید!
اوه، هو، هو، هو!
دو ملکه برتر برگشته
برای ده هزار دلار لبخوانی میکنند،
و قدرت حذف کردن یکی از ملکههای پایین جدول رو دارند.
حذفشون کنن!
اما از همه مهمتر،
حق بازگشت به مسابقه رو به دست میارن!
#انتقام_ملکه_ها
من با این اوکیم. من راضیم.
و یه جزئیات کوچیک دیگه!
فردا شما اجرا میکنید،
جلوی تماشاگران زنده!
پُر از بزرگان سابق درگ ریس!
اوهو!
همون ملکههایی که برای رسیدن به اینجا در "آلاستارز"
شکستشون دادی!
وای خدا!
اگه با سبزیجات گندیده بهمون حمله نکنن،
فقط با قیافههای سنگی میشینن اونجا،
با چشمای ضربدری و با انگشت وسط بهمون بیاحترامی میکنن!
حالا، ملکههای برگشته
میتونن همپارنتر کمدیشون رو انتخاب کنن،
از بین اونایی که هنوز در مسابقه هستن،
شروع با آخرین ملکهای که حذف شد:
آلیسا ادواردز!
من یه فرصت دوباره میخوام، پس من آلاسکا رو انتخاب میکنم!
اوه!
دختر، من آلاسکا رو انتخاب میکنم
چون چیزی هست که باید به عنوان همپارنتر بهش ثابت کنم.
قراره جبران کنم!
جینجر مینج!
من بهترین دوستم کاتیا رو انتخاب میکنم!
اوه، خدایا شکرت. (میخندد)
تاتیانا!
فکر کنم با دتوکس باشم.
من دتوکس رو برای همپارنری انتخاب کردم،
چون هم بامزه است هم شیطون،
و نه فیفیه نه راکسی.
چه انتخابهایی!
و کوکو مونترس، تو کی رو انتخاب میکنی؟
من با فیفی میرم.
فیفی!
راکسی اندروز، از اونجایی که هیچکس تو رو انتخاب نکرد،
تو به صورت انفرادی مجری برنامه خواهی بود!
و اگه برنده بشی،
قدرت حذف کردن یه ملکه از پایین جدول رو خواهی داشت،
و تصمیم میگیری که کدوم یکی از ملکههای حذف شده...
میتونه برگرده
اَه، این چه وضعیه!
No comments yet. Be the first to leave one.