200 dòng đầu tiên.
آدما فکر میکنن فقط با گُل و شکلات میشه عشق رو نشون داد
ولی با یه چکش هم میشه اینکارو کرد
یا یه آهنبُر
دزدیدن یه افسر پلیس هم میتونه یه نوع ابراز عشق باشه
یا اینکه جلوی غرق شدنش رو تو استخر ...
بگیری
اون پایین چه خبره؟
دارین چیکار میکنین؟
- تظاهر کن مستیم - نه، من این کارو نمیکنم
یا تظاهر کن مستی یا گردنت رو میشکونم
- خجالت نمیکشین؟ - الآن به پلیس زنگ میزنم!
من خودم پلیسم، خانوم
- اون بنیتوـه! - میخوای بهشون زنگ بزنی؟ رینگ، رینگ!
بنیتو، داری چه غلطی میکنی؟
تظاهر کن مستی، یالا
خونهات پُر از مواد منفجرهاس
همینطور ماشینت ...
و ماشین همسرت
شبیه بمب سی-4ـه ولی واقعی نیست
این بهانه خوبیه. تو جرمی مرتکب نمیشی
و بنظر میاد ترسیدی و اونام درک میکنن
وفتی از اینجا برم بیرون گزارش شما رو میدم و با 3 هزارتا پلیس برمیگردم اینجا
ما میتونیم از بمب سی-4 واقعی هم استفاده کنیم
هر جا که فکرشو بکنی
فکر بدی نکن
ما نمیخوایم این کارو واسه پول بکنی ولی ...
متوجهام که واست چقدر دردسر درست میکنه
یک میلیون یورو
با وجود این پول و اون عذر خوب، بازم میتونی انتخاب کنی ...
که با کی همکاری کنی
با زنی که آدما رو غیر قانونی ...
دستگیر و شکنجه میده
و از قدرتش سوء استفاده میکنه
یا با ما
- باید جواب سوالم رو بدی - با شما همکاری میکنم
بازرس موریلو زندهاس؟
ممکنه باشه
توی چادرـه؟
ممکنه
فقط ازت میخوام بهش بگی که پروفسور میدونه که اون زندهاس
حرفم رو باور نمیکنه
میگه اگه شما رو دیدم چرا دستگیرتون نکردم؟
اگه این ساعت رو تو دستات ببینه حرفت رو باور میکنه
وقتی پای عشق در میون باشه زمان خیلی مهمه
همیشه یه شمارش معکوس وجود داره
دوست داشتن یه نفر کافی نیست
باید به موقع هم دست بکار بشی
این چیه؟
- واسه وقتی که بیدار بشه - هدیه خوبیه
اون بهم گفت دیگه نمیخواد باهام سر و کار داشته باشه
بذارین یه نصیحتی بهتون بکنم
هیچوقت تو یه سرقت عاشق کسی نشید
بد اقبالی میاره
ترجمه از عرفان مرادی و علیرضا ابراهیمی
پائولیتا! پائولیتا!
خانوم ماریوی؟
میندانائو روز اول سرقت
تلفن!
جنوب اسپانیا روز اول سرقت
مامان؟
پائولا، عزیزم
حالت چطوره؟ امروز چیکار کردی؟
همون کارهای دیروز، مامان
مطمئنم امروز یه کار فوقالعاده کردی
- یه چیزی واسم تعریف کن - چیزی به ذهنم نمیرسه
دلت واسم تنگ نشده؟
چرا
چی شده؟ داری تلوزیون میبینی. درسته؟
نه، دارم پیش مامان بزرگ بازی میکنم
گوشی رو بهش بده لطفاً
باشه. مامان بزرگ!
عزیزم؟
حال پائولا خوبه؟ بنظر عجیب میومد
نمیدونم
بنظر حالش خوب میاد
ولی موقع شام که اومدی میتونی باهاش صحبت کنی. درسته؟
- آره، مامان - و یادت نره یکم نون بگیری
ساعت 6 صبحه
آمبولانس توی آزمایشگاه پلیسه و کمتر از یه ساعت دیگه آلبرتو به اونجا میره
مثل سگهای پلیس
بو میکشه واسه شکار جدیدش؛ دخترت
فکر کردی آدرسش رو با آهنربا زدم روی یخچال؟
فکر کنم حس بدی داری که مادر خوبی نیستی
همینجوری میری دنبال یه سرقت ...
و واسه هفتهها بهش زنگ نمیزنی
اشتباه میکنم؟ محل سکونتش چی؟
چون مامانت ...
حتی نمیتونه تنهایی یه لیوان آب بخوره
چطور این کارو کردی؟ چطور از ماشین به خونهت زنگ زدی؟
شاید باور نکنی ولی ما فکر اینجاشم کردیم
آلبرتو میتونه هر چقدر بخواد آمبولانس رو بگرده
ولی هیچی پیدا نمیکنه
- چه بلایی سر سرت اومده؟ - نگران این سرقت هستم، سرهنگ
هر روز صبح زود بیدار میشم. خواب درست و حسابی ندارم
داشتم بند کفشم رو میبستم و به این سرقت فکر میکردم
و وقتی که پاشدم اونقدر محکم سرم به پنجره خورد که نزدیک بود بشکنه
تو مثل منی، آنتونیازاس
حتی با وجود آتش بس هم نمیتونم بخوابم
امروز ساعت 3 شب بیدار شدم
و به این فکر کردم که پروفسور چطور میخواد روزمون رو خراب کنه
میرم ببینم سیرا چیزی لارم نداره ...
موریو تو قرنطینهی کامله
فقط میخوام برم و این قهوه رو به بازرس بدم
فقط موریو میتونه با سیرا ارتباط داشته باشه
اون نذاشته دیشب بخوابه. سعی داره مقاومتش رو بشکنه
بیا بریم باهم یه قهوه بخوریم
بدترین دشمن یه مجرم پلیس نیست
عجله کردنه
ماشین پاک پاکه
انگار یه ماشین ...
تازهاست
ولی آمبولانس
خیلی با عجله آمبولانس رو رها کردین
همیشه یه چیزی جا میوفته. یه مو روی بالشت ...
یه جوراب ...
و بعد تیم تحقیقات صحنه جرم با چراغ و لامپهای فرا بنفش میان...و بوم!
مچتون رو میگیره
پیشنهادم رو تکرار میکنم:
همین الآن میرم اونجا و مو و هر چیزی که ما رو به خانوادهات وصل میکنه، نابود میکنم
یا همینجا میمونیم تا شوهر سابقت ...
تو رو به فنا بده
تو هیچی نداری
و میخوای منو با هیچی تهدید کنی
میدونی چیه؟ هورمونهای حاملگی باعث شدن ...
به خوشبینترین آدم اسپانیا تبدیل بشی.
ولی اونا رو اینجا حروم نکن باید اونا رو واسه زایمانت بذاری،
که بدجور تو رو عذاب میده
وقتی به دنیا بیاد میخوای چیکار کنی؟
پسره یا دختر؟
نمیدونی؟
بیچاره
چی شده؟
پا برهنه بودن
پا برهنه؟ کی رو میگی؟
ریو و استکهلم
- خب که چی؟ - منظورت چیه؟
کی در طول سرقت پا برهنه میشه؟
این که وسط یه سرقت پا برهنه بشی خیلی عجیبه
زده به سرت؟
اگه اونا بخوان سکس کنن، سکس میکنن... کفاشاشون رو در نمیارن
خب ...
دیشب اینجا چیکار میکردی؟
داشتم اینو درست میکردم
- داشتی اینو درست میکردی؟ - آره
زدی اون یارو رو کتک زدی، نظر اون دختر رو نسبت به خودت عوض کردی
و فکر کردی با دادن یه قلب به اون همچی درست میشه؟
پس باید چیکار کنم؟
خودتو تغییر بده
تو چشمای اون الآن تو یه آدم بدی
یه آدم عصبی. چی باعث شد اون عاشقت بشه؟
بهش شلیک کردم
منظورم اینه که، به زانوش شلیک کردم تا جونش رو نجات بدم
تا جونش رو نجات بدم
نمیدونم
یه رقص باحال واسش کردم
- واسش رقصیدی؟ - آره. واسش رقصیدم
واسش داستان تعریف کردم. کلی باهم خندیدیم
و ... از وقتی که براش داستان گفتی چند وقت میگذره؟
چند وقت از خندوندنش میگذره؟
چند وقت از رقصیدنت میگذره؟
هی ریو. میشه یه قهوه تلخ واسم بیاری؟
من این نقشه رو کشیدم به لطف من جات امنه
چطوره یکم ازم تشکر کنی؟
دست و پات رو بستیم. چطوره یکم استراحت کنی؟
میشه حداقل یکم آب واسم بیاری؟
فقط یکم آب
متأسفم، ولی ...
ممنون
قیافهات داغون شده
نتونستی بخوابی؟
شبا چند دفعه از خواب پا میشی؟ سه، چهار یا بیشتر؟
هی ریو
اگه چیزی نیاز داشتی
یا خواستی با کسی حرف بزنی، من همینجام
ممنون
اون ضعیف ترینشونه
تپش قلب داره زیادی عرق میکنه و خواب زیادی نداره
باید موقع نگهبانی اون خودتو از اینجا نجات بدی
اون قادر به کشیدن ماشه نیست
چی باعث شده فکر کنی موقعی که از اینجا آزاد بشم تو رو نمیکشم؟
خب ...
من محکم به سرت زدم
تو هم چشمام رو داغون کردی
بیحساب شدیم. یه قرارداد مردونه
ازم میخوای به تو اعتماد کنم؟
دارم بهت میگم اون بیرون آتش بس اعلام شده
هیچ ون نظامی اون بیرون نیست
الآن زمان جنگ سرده
- ما اینجا اسیر شدیم - خب ...
تو باید تبدیل به هرج و مرجی بشی که نیاز داریم
مثل هیولا تو فیلم فضایی
مثل جان مککین در جان سخت
مخزن آب باران وارد نشوید
بیا بریم
وقتی پروفسور به مخزن آب باران رسید یه راکل فکر میکرد
درست مثل وقتی که آلبرتو وارد آمبولانس شد
عجیبه که میشه در یک زمان
در مورد یه آدم دو نظر متفاوت داشت
میگن عشقه که دنیا رو میچرخونه ولی حقیقت اینه که تنفرم به همون اندازه قدرت داره
حق با تو بود
No comments yet. Be the first to leave one.