200 dòng đầu tiên.
هی کارمن، تست استعداد شغلیت امروز چطور بود؟
عالی بودم، یعنی ترکوندم
جدی، اینطوری شد که... نتیجه اولش چی بود؟
داروساز
ای بابا، منِ بدبخت تو داروخونه چه غلطی باید بکنم؟
آب بفروشی
و تنقلات
آره، ولی خب کاندوم مجانی گیرم میاومد
اگه چیزی مونده باشه. - خوبه
گزینه دیگهش جرمشناسی بود، اصلاً نمیفهمم چرا
اون دیگه چه صیغهایه؟
از اینا که تو صحنه جرم کار میکنن. - جدی؟ چه باحال
باید براش مخ باشی؟ - نه واقعاً، مگه نه؟
حداقل نه اینجا. - هوم
و آخرین چیزی که فکر کنم انجام بدم اینه که
باور کنی یا نه، مربی مهدکودک
مربی مهدکودک؟ جدی میگی؟ - آره، واقعاً
خب، واسه اون که نباید نمرههات خوب باشه
باید کلی باسنِ بچه بشورم، ولی خب جهنم و ضرر
همهجا پرِ کثافتکاریه
و تو چی، لو؟
هیچی بچهها
چی فکر کردین؟
جدی، هیچی
آخه من چه گهی باید بخونم؟
الی
فندک. - پسر، اون دوربین رو خاموش کن
دیگه بسه
و تو چی، الی؟
من
من چی؟
تو میخوای چی بخونی؟
نمیدونم
میدونی، دلم میخواد پول دربیارم
باز هم بیشتر؟
و
نمیخوام واسه کسی کار کنم
جون بکنم واسه چندرغاز پول
این رو نمیخوام
فکر کنم
با پورن شروع کنم
پسر، دیگه زدی به سیم آخر
جدی میگی؟ - آره، ولی خب نه اینجا
شاید میامی، برزیل، اسپانیا
که بهم دلار و یورو بدن
و بیشتر از هر ونزوئلایی تو
کل عمر لعنتیش دربیارم
این روزا دیگه راحته
فقط چندتا عکسِ باز از خودت میگیری
یا نمیدونم، لایو میذاری
و یکم سر و وضعت رو نشون میدی
و تموم، همهش هم تو کمالِ آرامش تو خونهت
حتی لازم نیست دستات رو آلوده کنی
ایزابل
ایزابل؟ اون دیگه چه صیغهایه؟ - آره
اسم پیجم این میشه
ایزابل
دفترچه خاطرات الی کوچولو
عالیه! این اسمِ لاتی رو از کجا آوردی؟
از انجیل. - خفه شو، خالی نبند
به خدا قسم. - دروغ میگی! بیخیال
جدی میگم! برو سرچ کن. - از انجیل؟ ای بابا
نگاه کن
نگاه کن، الانِ که بزنه زیر خنده
لعنتی
جوجه، یه روزی میزنمت
لعنتی! بیا، بگیرش
اوه چه باحال، چیز دیگهای هم داری؟ - معلومه که دارم
همیشه یه چیزی تو چنته داره. - صد در صد
این چه سوالیه آخه
من هیچی نکشیدم. - زنگ تفریح تمومه
یکی دیگه بهم بده
سلام کنین، اسکلها
اینطوری درجه اسیدی یا بازی بودنِ یه ماده تو محلول اندازهگیری میشه
یادتون نره: قلیا و باز فرقی با هم ندارن
امروز با یه سری موادِ متداول کار میکنیم
که توی لولههای آزمایش هستن
و با دوتا معرفِ پیاچ: فنولفتالئین و متیلاورانژ
راحت میتونین از هم تشخیصشون بدین
یکیشون شفافه و اون یکی هم، طبیعتاً، متیلاورانژه
این رو هم یادتون باشه که
توی شهر شورش شده... - امکان نداره
باید فوراً بچهها رو بفرستیم خونه
آره، ممنون که خبر دادی. باشه
وسایلتون رو جمع کنین
زنگ بزنین به پدر و مادرتون بیان دنبالتون
توی شهر شلوغ شده. خودتون میدونین اوضاع چطوریه
هر کی کسی رو نداره بیاد دنبالش
میتونه مدرسه بمونه، اینجا جاش امنه
یه چیز دیگه، یادتون نره درس بخونین
امتحان قطعاً هفته دیگهست، تعطیلی در کار نیست
دوباره مطالب رو مرور کنین. تا بعد
لطفا مراقب باشین
نگو «باسن». قبلاً هم بهت گفته بودم
یه چیز دیگه بگو. - پوشک
نینی
یک... - بچهبازی
دو... - پورن
سه
پلیبوی
هفنر
هیو هفنر؟ پلیبوی؟
میشناسی دیگه، نه؟ - باشه، بانی
سکسی
کارمن
هرزه
خودتی
آم، ارگاسم
خوشمزه
بستنی
بستنی. - عمو
عمو؟ - نه، نه عمو
بستنی، عمو، خوشمزه؟ بلوز! - چرا نه عمو؟
نه، راسته! ولی... - کی موافقه؟
آها. - خب
تو شروع کن
لبها
نه
اینطوری نکن
نه
به موهام دست نزن. - کاری نمیکنم که
«به موهام دست نزن»، ای بزدل. - ولی جدی
کودتا شد، یه هواپیمای دیگه! - آروم باش
فکر کن اگه رومون بمب بندازن چی میشه
دهنت رو ببند! - کثافت
شراب رو بریز دور
بچهها، نگاه کنین! - چی شده؟
اون پایین شلوغ شده! اوووه! مقاومت! - اصلاً هم اینطور نیست
مقاومت! مقاومت! مقاومت! - مقاومت! مقاومت
اووه! - اووه
آلن
آلن
آلن! بیدار شو
پسر! لعنتی، قضیه الیه
خب مگه چی شده؟
اون مرده
چی داری میگی؟ - الی مرده
شوخی میکنی؟
امروز صبح جسدش رو توی این آپارتمان پیدا کردن
اون مرده پسر
چه غلطی داری میگی؟ - الی مرده
مگه میشه؟ - اون مرده
جدی نمیگی؟ غیرممکنه، الی نه
پنج! شش
هفت! هشت! نه! ده! یازده! دوازده! سیزده
دست از سرم بردار
بیخیال، دیگه فیلم نگیر
بگو که ازم خوشت میآد
ازت خوشم میآد
نه، بگو که عاشقم هستی
عاشقتم
دوباره بگو. - عاشقتم
به من بگو، نه به دوربین. - اسکل
آره، دیگه بسه
دیگه کافیه
اگرچه هنوز بیانیه رسمی صادر نشده
اما با توجه به شواهد، همه چی نشوندهنده اینه که
اون آدم شریف و روزنامهنگار سختکوشیه
بیاید به سالوادور گراسو سلام کنیم. سالوادور خوش اومدی
ممنون از دعوتت، مارتا. - خیلی خوشحالم که اینجا هستی
از آخرین کارت برامون بگو، از انتظاراتت
با این کتاب میخوای به چی برسی؟
هدف این کتاب و کل این مجموعه اینه که یه سابقه نگه داره
یه جور حافظه
فکر میکنم بدون اون حافظه، تو کشوری که حافظه تاریخی نداره
محکومیم که اشتباهات مشابه رو بارها و بارها تکرار کنیم
موضوعش درباره پروندههای جناییه که در اواخر قرن بیستم اتفاق افتاده
یا در اوایل قرن بیست و یکم
که به دوران انقلاب هم معروفه
فساد همهجا رخنه کرده بود
و همینطور نقض همیشگی حقوق بشر
و هیچ راهی برای حل و فصل این پروندهها وجود نداشت
هدف از این کار اینه که سعی کنیم
به یاد بیاریم و با خودمون روراست باشیم درباره چیزایی که
اون زمان انجام دادیم و اینکه چطور به این وضعیت دچار شدیم
برای جونت میترسی؟ واهمه داری؟
۲۰۳۳ تدابیر امنیتی برای انتخابات پارلمانی سال
سختگیرانهتر از آخرین انتخابات ریاستجمهوری خواهد بود
شورای ملی انتخابات سعی داره تا
رایگیری فیزیکی که در انتخابات انجام میشه رو
برای بار دوم به دلایل امنیتی به کار بگیره
نینا
نتیجهای یافت نشد
بنیاد سوما
چندتا آگهی داریم
آلن، چندتا آگهی داریم
آره، به زودی. - چهار بار در نصف صفحه
آلفونسینا متینسون، رئیس هیئت مدیره
«شبِ نامناسب» اثر سالوادور گراسو
ممنون
بفرمایین
مرسی. - ممنون
ماری
سالوادور، ممنون بابت تعهد و ارادهت
ما هیچ تسلایی پیدا نمیکنیم
ولی تو به ما قدرت ادامه دادن میدی. ممنون
مرسی، ممنون
من از شما ممنونم. ممنون که اومدین
ما دووم میآریم. - دووم میآریم
عنوان «شب نامناسب» به نظرت یه کم لوس نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.