Miss the Dragon

Miss the Dragon (遇龙)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Miss The Dragon E28 DramaDL
Bình luận bởi AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Được xuất bản vào: 2021-06-07
Lượt tải xuống: 10
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

198 dòng đầu tiên.

دلتنگ اژدها

کاخ لوفنگ

مطمئنی؟

من میدونم که چینگ چینگ بیشتر از هر چیزی

.میخواد که نشان شهابی رو پاک کنه

.باید زودتر اینکار رو میکردم

بیرون کشیدن تار درست مثل بیرون کشیدن .تاندونهای بدنته

میتونی تحمل کنی؟

.‌من مخالف انجام اینکار هستم

.بهتره خودت انجامش بدی

اگر خودم میتونستم، میومدم از تو کمک بگیرم؟

.من سعی خودم رو کردم

.بیرون کشیدنش کار سختیه

.تو باید از قدرت خودت استفاده کنی

.پس خودت رو آماده کن

.یالا

.فکر کنم بهتره بیخیال شی

!متوقف نشو

هنوز میتونی تحمل کنی؟

!حرف مفت نزن. ادامه بده

!شاه اژدها

داری چیکار میکنی؟

!بس کن

!این به روحش آسیب میزنه

!داری میکشیش

.بیا اینجا

.اون میخواد تار رو بده به تو

!نمیخوامش

!تو چقدر بی مغزی

میفهمی داری چیکار میکنی؟

.نشان شهابی فقط یک نشان عه

دیگه برام مهم نیست. تو چرا انقدر نگرانشی؟

.این فقط یک تاره

.چیزیم نمیشه

.نمیذارم به خودت صدمه بزنی

نمیدونی که با انجام این کار

قلبم رو میشکنی؟

.گریه نکن

‌.من لبخندت رو دوست دارم

.تو لبخند قشنگی داری

.لبخند بزن

دفعه ی پیش بهم یاد دادی

.که چطوری لبخند طبیعی داشته باشم

.احمق

.اینطوری

.مثل من انجامش بده

.گوشه های لبت رو بالا ببر، مثل یک شمش طلا

چرا یاد نمیگیری؟

.باید خوب تمرین کنی

من دلم نمیخواد هر روز

.یک چهره ی بی احساس رو ببینم

.بیا با هم امتحان کنیم

تا حالت بهتر شد دوباره به خودت آسیب .رسوندی

.بیا. چای بخور

.برگش رو هم بخور

برگ چای؟

.کمک میکنه زودتر بهبود پیدا کنی

انقدر خنده دار شدم؟

.نه، نه

...من

.من دارم به خودم میخندم

یکدفعه حس کردم

.که در عاشقی پیمان شکنم

اون کیه؟

تو دیگه کی رو دوست داری؟

.ببین خودت رو! من هنوز حرفم رو تموم نکردم

منظورم این بود که

.تو رو از هر جهتی دوستت دارم

.منم همینطور

!ببین

،باید خیلی زود حالت بهتر بشه

...اونوقت میتونیم

میتونیم چی؟

.بهت نمیگم

اعلیحضرت

یک گزارش سرّی به دستم رسیده که میگه

شاه دونگلو مرده

.و شاهزاده دوم به تاج و تخت رسیده

و اونها در حال آماده سازی برای شکستن پیمانمون .هستن و میخوان دوباره جنگ رو آغاز کنن

!چه دروغگوهایی

فکر میکنی باید چیکار کنیم؟

من درخواست میکنم که باهاشون بجنگیم و از کشورمون دفاع کنیم

.تا اونها نتونن از مرز عبور کنن

!عالیه

!این بانوی ژنرال عالی منه

،اعلیحضرت

گرامیداشت

این مدرک نشون میده که

آقای گائو ملاقاتی مخفیانه

.با ولیعهد سابق دونگلو داشته

!وزیر شو! این حرف مفته

!تو داری بهم تهمت میزنی

!اعلیحضرت! من بی گناهم

!اعلیحضرت، وزیر شو داره به من تهمت میزنه

!خفه شو

.صیغه رویی همه چیز رو به من گفته

منظورت اینه که اون هم داره بهت تهمت میزنه؟

!نگهبانها

،از اینجا ببرینش و بهش صد ضربه باتوم بزنین

.از مقامش عزل میشه و به مرز تبعید میشه

!اون دیگه هیچوقت حق نداره استخدام دولت بشه

.بله اعلیحضرت- .بله اعلیحضرت-

!اعلیحضرت

!اعلیحضرت! من واقعا بی گناهم

!اعلیحضرت! اعلیحضرت- !برو-

!من بی گناهم- !برو-

!اعلیحضرت! من بی گناهم

!اعلیحضرت

.ژنرال، شما اینبار افراد زیادی رو کشتین

.مهارتهای رزمیتون پیشرفت کرده

.ما با هم دشمن رو کشتیم

.ژنرال

یک بچه تو کمپ ارتش چیکار داره؟

.عسل بابا

.عسلم! بیا اینجا

.بهت گفتم اینور اونور نچرخ

...عمو جائو، اون

.ببینش

اون شبیه من نیست؟

.اون دخترمه

.کوچولو، دفعه ی بعد میبرمت شمشیرزنی

!شمشیر؟ خواهش میکنم نه

.چن یو به خاطر این حرفم ناراحت نشو

.تو در جنگ موفقیت های بزرگی کسب کردی

حالا وقتش رسیده که

جفت زندگیت رو پیدا کنی

.تا تشکیل یک خانواده خوشحال رو بدی

.این بهترین پایانه

.عمو جائو، برگرد سر کارت

حتی اگر از بهونه گیری هام خوشت نمیاد

،و من رو از خودت میرونی

.بازم باید بهت این حرفها رو بگم

.هربار که ببینمت این رو بهت میگم- .خیلی خب، خیلی خب-

باشه، بیا بریم

!اونطرف بازی کنیم

!نگاه کن! نگاه کن

.عمو جائو درست میگه

.من باید تشکیل خانواده بدم

،بعد از برگشت از جنگ

خیلی خوبه که

یکی رو داشته باشم تا باهاش حرف بزنم

.و توی خونه بهش تکیه بزنم

تو اینطور فکر نمیکنی؟

ژنرال، بقیه هنوز منتظر من هستن تا باهاشون .تمرین کنم

.با اجازتون مرخص میشم

.بیا. این خوشمزه س

!چن یو

مهم نیست چند بار ازم فرار میکنی

،و حقیقت رو پنهان میکنی

یک حس قوی بهم میگه که

.تو شاه اژدهای من هستی

!گزارش

.ژنرال، افسر لو اینجاست

.بفرستش داخل

.آقای لو- .آقای لو-

من از اعلیحضرت درخواست کردم

.تا اجازه بده که به اینجا برگردم و افسر ناظر باشم

اینجا وسط ناکجا آباده

.و اصلا مثل شهر باد نیست

حتی اگر زندگی توش سخت باشه بازم خودم .این‌ رو میخوام

تو متوجه احساساتم هستی؟

،داداش جنگ

.من یکی دیگه رو دوست دارم

یک نفر دیگه؟

.چن یو، میدونم

،اگر میخوام ردم کنی

.میتونی مستقیما بهم بگی

.من میتونم تحمل کنم

.عشق من به تو، به خودم مربوطه

.لازم نیست نگران باشی

،داداش جنگ

.بهونه نمیارم

.دارم راستش رو میگم

.قبلا همچین حسی رو تجربه نکرده بودم

حس؟

من از همون بار اولی که دیدمش

.این حس رو داشتم

،این حس هیچوقت متوقف نشد

.بلکه هربار قویتر و قویتر شد

.متاسفم

.لازم نیست ازم عذرخواهی کنی

چرا داری این رو بهم میگی؟

،داداش جنگ

تو بالاخره یک روز

.عشق حقیقی خودت رو پیدا میکنی

،پس

تو هنوزم من رو داداش جنگ صدا میزنی؟

.البته

!شاه اژدها

!من میدونم که کنارمی

چرا جلو نمیای و خودت رو بهم نشون نمیدی؟

،شاه اژدها

،بالاخره به دیدنم میای

مگه نه؟

،چن یو

من رو ببخش که نمیتونم باهات روبرو بشم

.و حقیقت رو بهت بگم

.ولی همیشه کنارت میمونم

More Farsi Persian subtitles for Miss the Dragon

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left