200 dòng đầu tiên.
همهمه نامفهوم
کارلوس: مایه شرمساریه
فراتر از مایه شرمساریه، این یه...
نمیدونم چطور به انگلیسی بگم، فقط...
بچههام دیدن که به خاطر خیلی چیزا از خونه دور بودم
پوشش دادنِ جنگها، قاچاقچیهای مواد مخدر، بلایای طبیعی
و حالا میبینن که به خاطر واکیتا میرم
این حیوون کوچولو که نظرشون رو جلب میکنه
صبح بخیر
نگهبان: صبح بخیر. کارلوس: حالت چطوره؟
کارلوس: دوست دارم یه داستان قشنگ و با پایان خوش برگردونم
نمیدونم عملی بشه یا نه
کارلوس: اینها ۲۲ تا کیسه شنای توتوبا هستن
یه نفر داشت اینها رو تو صندوق عقب یه ماشین منتقل میکرد
که از سن فیلیپ به مکزیکالی میاومد
این همون کیفه که این یارو داشت توش...
...کیسههای شنای توتوبا رو منتقل میکرد وقتی دستگیر و بعدش آزاد شد
بازداشت نیست، آزاد شده
یارو به حق قانونیش برای سکوت کردن استناد کرد
پس، نمیدونن اینها از چه سازمانی میاد
نمیدونن چه کسی قرار بود این رو بگیره تا...
...به چین ببره
۲۲ تا کیسه شنای توتوبا
به اون یکی نگاه کن. غوله
همینه
به همین دلیله که واکیتاها دارن میمیرن
به همین دلیله که خیلی از گونههای بالای خلیج کالیفرنیا در خطرن
این چیزیه که باعث رونق کل این عملیات شده
از شهر کوچیک سن فیلیپ
تا کشور بزرگ چین
این قتلعامه
میخوام بفهمم چه کسی داره از این سود میبره
چطور با قیمت ۴۵۰۰ دلار شروع میشه و تو چین به حدود ۷۰ هزار دلار میرسه
پول زیادی در میونه
ال چاپوی توتوباها کیه؟
آندریا: تیم ما در "ارث لیگ اینترنشنال"
ما احتمالاً جنگهای خیلی زیادی برای مبارزه در سراسر جهان داریم
و فکر میکنیم مهمه که الان اینجا باشیم و با این...
...جنگ، چون خیلی نمادینه
این انقراض داره در همین لحظه جلوی چشم ما اتفاق میفته
که کاملاً ناشی از سود و حرصه
و این چیزیه که داره برای سیاره اتفاق میفته
سلام رفیق
مارک: هی. چطوری؟
آندریا: خوشحالم دوباره میبینمت. مارک: منم همینطور
آندریا: بیا از اینجا بریم. مارک: آره
آندریا: ماشین من اینجاست. مارک: باشه
آندریا: چند سال پیش شروع کردم به تشکیل دادنِ یه تیم خاص و بینظیر
از آدمایی که کارهای بزرگی کردن
تا دیروز دنبال بن لادن، ال چاپو و... بودن
...مافیای روسیه و مافیای ایتالیا بودن و حالا در واقع دارن
...برای سیاره مبارزه میکنن
مارک: آره، یکی از منابع ما هفته پیش بهم میگفت
که جامعه چینیها تو تیخوانا
جامعه چینیها تو مکزیکالی
اونا یه جورایی، میدونی، با بعضی از... رابطه دارن
...سینالوآییهای کارتلها
آندریا: سینالوآ؟
مارک: آره، اون همونیه که بخش زیادی از تجارت رو اینجا اداره میکنه
آندریا: اولش، وقتی از بیرون به این موضوع نگاه میکنی
فکر میکنی فقط یه مشکل محیط زیستیه
اما بعدش هرچی بیشتر تحقیق میکنی، بیشتر میفهمی که...
...پیامدهای جنایی عظیمی پشت این مشکل هست
وقتی درگیر شدنِ قاچاقچیهای چینی رو داری
درگیر شدنِ کارتلهای مواد مخدر، و...
میتونی تصور کنی، خیلی بیشتر از یه برنامه حفاظت نیاز داری
میدونی، خیلی بیشتر از اون نیاز داری
و دقیقاً به همین دلیله که ما اینجاییم
چیزی که واقعاً تعجبآور بود وقتی شروع به کار روی...
...این موضوع این بود که تقریباً هیچکس به نقش چینیها توجه نمیکرد
و برای ما خیلی مهمه که نقطه دقیق رو پیدا کنیم
که قاچاقچیهای چینی با تاجران مکزیکی ملاقات میکنن
اونا میخوان اینجوری انجامش بدن. باشه
پس امیدواریم این اطلاعات رو از این دو نفر بگیریم
اونا محلی هستن
خیلی ارتباطات دارن و میدونن بازیگرا کیان
خیلی خوشحالم از دیدنتون
آندریا: البته
مخبر ۱: این یه مشکله
مارک: حالا بذارید بپرسم. شما اطلاعی دارید که آیا هیچ...
...ارتباط چینی از تیخوانا و مکزیکالی وجود داره؟
مخبر ۲: اوه بله. مخبر ۱: کاملاً
مارک: نقطه گسست اینجاست
اون باید به هم وصل بشه
مخبر ۱: فقط اون. آندریا: فقط؟ یه نفر؟
آندریا: کل ماجرا؟
آندریا: حالا اون کیه؟
آندریا: چطور به اونجا رسید؟ مارک: یه نفر؟
مخبر ۱: اوه چطور به اونجا رسید؟
مخبر ۱: پس میدونی که اون همون آدمیه که داشته...
...همه رو پرداخت میکرده
آندریا: اسکار پارا ظاهراً همون آدمیه که...
...با چینیها سروکار داره
اما هنوز نمیدونیم چه کسی واقعاً از اسکار پارا خرید میکنه
پس اگه به کل زنجیره تأمین نگاه کنی
و باید به کل زنجیره تأمین نگاه کنی
اگه میخوای مشکل رو بفهمی
باید اینجا هم بیای به سرچشمه اصلی مشکل
پایگاه اصلی، اگه بخوای، سن فیلیپه
ماهیگیری توتوبا اینجاست
واکیتا اینجا زندگی میکنه
اینجا جاییه که قاچاق توتوبا شروع میشه
آندریا: اون رو نگاه کن. یه دلفین!
مارک: آره
آندریا: مایلها تور ماهیگیری در سرتاسر دریای کورتز پهن شده
که داره یکی از زیباترین جاهای روی زمین رو نابود میکنه
ژاک کوستو گفت: "این آکواریوم سیارهست."
اینجا خیلی غنیه، پر از زندگی
این جنگ فقط برای واکیتا نیست
واکیتا پرچم ماست
این چالش بزرگیه
اگه واکیتا رو نجات ندیم، کل دریای کورتز رو از دست میدیم
آکواریوم سیاره رو از دست میدیم
مدام به آخرین واکیتا فکر میکنم
اون لحظهای که فقط یه واکیتا تو طبیعت باقی مونده باشه
اون داره بقیه واکیتاها رو صدا میکنه
کسی پاسخگو نخواهد بود.
: به سن فلیپه خوش آمدید.
من ناخدا یکم ادگار کاپاتیلو، فرمانده بخش دریایی هستم.
: از ملاقاتتان خوشبختم. سینتیا اسمیت.
به من اطلاع دادند که به گروهی از دامپزشکان و
دانشمندان بپیوندم تا به نجات واکیتا از انقراض کمک کنیم، از طریق
انتقالشان به محیطهای تحت مراقبت انسان.
هیچ راه حل دیگری کارساز نبود.
سرعت کاهش جمعیت این گونه واقعاً شتاب گرفته بود.
۱۰۰ تا بودند، بعد شدند ۶۰ تا.
و بعد شدند ۳۰ تا.
و حالا کمتر از ۳۰ تا هستند.
اگر همینطور آنجا بمانند، معتقدیم همهشان میمیرند.
متاسفانه، ما واقعاً دیر به اینجا رسیدیم و دیگر
جایی برای اشتباه نیست.
: به این قفسهای دریایی نگاهی بیندازید.
: آره. یه نگاه سریع به قفس دریایی بندازیم.
ما به طور رسمی همدیگر رو ملاقات نکردیم. من سینتیا اسمیت هستم.
از آشنایی با شما خیلی خوشحالم.
: واکیتا هنوز یک راز است.
اکثر ما حتی یکی از آنها را هم ندیدهایم.
هیچ فیلمی از آنها در زیر آب موجود نیست.
خب، برای آماده شدن برای این مأموریت، ما براشون قفسهای دریایی و استخر ساختیم.
و داریم در مورد ساخت یه پناهگاه به عنوان یه گزینه صحبت میکنیم که...
چیزی که برای زنده موندن لازم دارن رو براشون فراهم کنیم.
ولی تعداد واکیتاهای باقیمانده خیلی کمه.
که پیدا کردنشون واقعاً سخته.
بیشتر ماهیگیرها تا حالا واکیتا ندیدن.
پس واقعاً باور ندارن که وجود دارن.
اونها فکر میکنن یه افسانهان.
که فقط شبحن.
ما بهترین مشاهدهکنندههای دنیا رو آوردیم.
حدود شصت و چند دانشمند، دامپزشک و زیستشناس.
تجهیزات مناسب و قایقهای مناسب.
همه اینها برای اینکه واقعاً بتونیم تغییری ایجاد کنیم.
زن (از طریق رادیو): اودیسه، دستورالعملها رو بفرمایید؟
زن: آره، اودیسه آماده باش.
نوامبر ۴۹، میشه لطفاً برگردی سمتمون؟
مرد (از طریق رادیو): آره. مفهوم شد. دارم برمیگردم.
سینتیا: تعریف موفقیت برای این پروژه اینه که...
که دلفینهای خوکچه به طبیعت برگردند
که فقط برای مدت کوتاهی پیش ما هستن
و بعد برمیگردن خونهشون
اما این فقط وقتی ممکنه که خلیج کورتز دوباره براشون امن بشه
کارلوس: دولت استفاده از تورهای گیلی رو ممنوع کرد.
همون تورهای گیلی که خوکچههای دریایی رو صید میکردن.
کارلوس: خیلی از ماهیگیرها ورشکست شدن.
ماهیگیرها به عنوان غرامت یه پولی گرفتن،
اما چیزی که همه بهت میگن اینه که این غرامت کافی نیست.
غرامت اون پولی نیست که قبلاً درمیآوردم.
کارلوس: شما در آستانه یه شورش اجتماعی هستید که...
به خشونت کشیده شده.
و کارتلهای مواد مخدر دارن از این وضعیت سوءاستفاده میکنن.
چون ماهیگیرها حاضر نیستن صبر کنن
و دارن وارد تجارت توتآبا میشن.
و جزئی از کارتلهای ماهیگیری غیرقانونی میشن.
جک: ممنونم.
الان داریم به یه تور نزدیک میشیم.
امیدوارم حیوونی توش نباشه.
امیدوارم تازه باشه.
زن: پنج متر دیگه به شناورها میرسیم.
باشه. بکشید بالا و محکم ببندید.
جک: اینجاست که اوضاع وحشتناک میشه.
اگه یه صیاد غیرقانونی فقط یه تور رو فراموش کنه،
و همینطور تو اقیانوس رهاش کنه،
تبدیل به یه تور ارواح میشه و اون میتونه کشندهترین چیز باشه.
زن (از رادیو): مستقیم سمت چپ.
یه لاکپشت تو تور گیر کرده.
جک: لاکپشت تو تور، فهمیدم.
زندهست یا مرده؟
زن (از رادیو): مرده بود.
جک: لعنتی.
جک: این دیوارهای مرگ همه چیز رو اینجا میکشن.
اگه بذاریم احساساتمون جلوی کار رو بگیره، کارمون تمومه.
باید خونسردی خودتو حفظ کنی، مهم نیست چند تا
لاشه حیوون مرده رو میبینیم.
ما نمیخوایم هیچ توری تو دریا باشه.
و تاکتیک ما الان اینه که اونا رو بیرون بکشیم.
هرکی میگه یه نفر نمیتونه تغییر ایجاد کنه،
فقط به کاری که اینجا کردیم، نگاه کنه.
همه این نهنگهایی که نجات پیدا کردن،
همه این دلفینها و شیرهای دریایی و سفرهماهیها.
سی نفر میتونن اینجا واقعاً هزاران جون رو نجات بدن.
زن: مواظب باش! مواظب باش!
No comments yet. Be the first to leave one.