200 dòng đầu tiên.
روز ِ مخصوصم هر لحظه تغيير ِ حالت ميداد
جوري که نميتونستم باهاش هماهنگ بشم
ول مراسم ِ فارغالتحصيلي رو از بين برد تا عروسي کنه؟ باشه درک ميکنم
مادرم مدرک ِ آنلاين گرفته بود
تا عاقد ِ عروسي ِ مشاور ِ راهنمام باشه
و ول با خرسي که توي ِ سفر ِ اسکي داشتيم عروسي کنه، چرا که نه؟
عشق ِ زندگيم، کسي که فکر ميکردم
کلِ تابستون قراره باهاش باشم
بهم گفت که داره از اينجا ميره؟
واقعاً يکم فضا نياز داشتم تا درک کنم
جنا هميلتون، جنا هميلتون
لطفاً به دفترم مراجعه کن. دارم شوخي ميکنم
لطفاً همين الان بيا پيشم چون قراره ساقدوشم باشي
همگي جناي ِ عزيزمو تشويق کنيد
عزيزم، ميدونم احساساتي شدي
دارم ازدواج ميکنم
خيلي خوشگل شدي
ميدوني چيه؟ يه ذره خوشگل شدي
بهتره يکم بري عقبتر، جنا
جايگاه ِ عروسو تنگ کردي
خوبه. مرسي
بزن بريم. مرسي
دوستان ِ عزيز
امروز جمع شديم تا ... خُب تا فارغالتحصيل بشين
خيلي متأسفم
همچنين اين مرد
و اين زن در يک عروسي ِ گربهاي مقدس
نميدونستم بايد چطوري بهت بگم
- ميشه لطفاً بري بشيني؟ - اگر هرکسي فکر ميکنه که
اين دو نفر نبايد با هم باشن
يا الان صحبت کنه يا اينکه براي ِ هميشه سکوت کنه
ميشه يه چيزي بگم؟
نـــه
با تو نيستم
ميدونستم متي احساس ِ بدي داره
تقصير ِ خودش نبود که اين برنامه پيش اومد
فقط زمانبندي ِ بدي داشت
هروقت هرکسي يه همراه پيدا ميکرد
توي ِ هرکجاي ِ دنيا
همه چيز ِ من تازه شروع به خراب شدن ميکرد
با قدرتي که توسط دولت به صورت ِ آنلاين به من داده شده
سايت ِ بگو اينکارو ميکني.نت
شمارو زن و شوهر اعلام ميکنم
همديگهرو ببوسيد
هنوز زمان ِ شروع ِ دوره ي ِ جديد ِ من بود
بايد يه راهي پيدا ميکردم تا خوشحال باشم
و کنترل ِ روز ِ مخصوصمو به دست ميآوردم
بگيرينش دخترا. بگيرينش
و ناگهان يه چيزي به مغزم خورد
خُب، چيزي جز اين دسته گل
بيدست و پا - فصل ِ پنجم قسمت ِ دوازده نگه دار و بزار بره Subtitle By Zaaraa
انگار که يه نيروي ِ عجيب توي ِ دنيا
مصمم شده بود که من و متي رو از هم دور نگه داره
شايد به اندازه کافي تلاش نکرده بوديم
شايد گذاشته بوديم موانع ِ زيادي سر ِ راهمون باشن
هر چيزي که بود، وقت ِ زيادي رو از دست داده بوديم
حالا هرچيزي که بود ميخواستم جلوشو بگيرم
- هي، متي - هي
بايد هرطوري که ميشد ميفهميدم الان کدوم گوري رفته
سخنرانيت الهامبخش بود سيدي
- خيلي بهت افتخار ميکنم - حالا هرچي
از بدجنسيت براي ِ يه کار ِ خوب استفاده کردي
خيلي خوب ميشد اگه يکي اونجا بود
تا اونم اين لحظه رو باهام قسمت ميکرد
مثلاً مامانت؟
کي به اون جندهي ِ پير اهميت ميده؟
دارم دربارهي ِ سرجيو صحبت ميکنم
بهرحال، کي اهميت ميده؟
زيادم مهم نيس
- زود باش تامارا. بيا بريم - يکم آروم باش
باورم نميشه ملت برنامههاشونو جا گذاشتن
مطمئنم همه از اين همه کاري که براي ِ مدرسه کردي
تا آخر ِ عمرشون قدرداني ميکنن
اما داري شغل ِ فراش ِ مدرسه رو ازش ميگيري
من اين همه ساعت رو روي ِ کميته برنامه تلف نکردم
تا آخرشم مثل ِ دستمال کاغذي پرتش کنن اونور
پس ميخواي همشونو جمع کني؟
خُب مگه چه کار ِ ديگهاي ميتونم بکنم؟
يکيشو نگه دار و بقيهاش رو بنداز دور
درست شبيه ِ هر دختر ِ دبيرستاني ِ نرمال و آشغال جمع نکن ِ ديگهاي
خداي ِ من. من عاشق ِ جمع کردن ِ چيزاي ِ مختلفم
بعضيا انقدر ديوونن که همه چيزو دور ميريزن
بده به مـــن
تکاليف ِ قديمي، سه تا دفتر ِ انشا
و يه راهنما که دربارهي ِ دانشآموزاي ِ تازهوارد هس
تو به هيچکدوم ِ اينا نياز نداري، تامارا
لازم نيست بهم بگي به چي نياز ندارم
من خيلي به خاطر ِ اينا زحمت کشيدم
اجازه دارم که همه دستاوردهامو براي ِ يادگاري نگه دارم
حالا اونا رو بده به من
- واقعاً؟ - آه، مداد ِ کنکورم
بده به من
هي، عزيزم. متي کجاس؟
به خاطر ِ امشب هيجانزدهاي؟
آخرين شب ِ دبيرستانت
آخرين شب ِ خيلي از چيزا
هي، به جاي ِ من يه دور زيپر بازي کن
عاشق ِ زيپرم
آه آره. چه خاطرههايي از زيپر توي ِ شبي که فارغالتحصيل شدم دارم
همينطور که ميچرخيد گريه ميکردم و بالا ميآوردم
وقتي منو حامله بودي سوار ِ زيپر شدي؟
معلومه که نه. کمربندش اندازهي شکمم نميشد
بابات سوارش بود و من بالا ميآوردم
هي، يادته وقتي رو به بالا بود گير کرد و وايساد
تنها دفعهاي بود که يه زيپر وقتي رو به
بالا بود، گير ميکرد
جنا، ميدونم همه چيز خراب شده
- ميدونم که عصباني...ا - ما هم ميريم
اما بايد باهم صحبت کنيم
باشه، پس
هي، هي، هي بچهها. گوش کنين
به من گوش کنين
گوش کن. زندگي پر از چالش هس
بايد انواع ِ مسيرهارو طي کنيد تا به چيزي که ميخواين برسين
داغون بشين تا يه مسواک بزنين
يه گوله مو رو از سيفون رد کنين اما ميتونين از پسش بربياين
- چون قوي هستين - مرسي از حماييتتون
اوه هيچوقت چيزايي که گارانتيشون تمديد شده نخرين
وقت رفتنه
يه ماه ِ عسل داريم که بايد بهش برسيم
ببخشيد دارم تو رو از نياز ِ اساسيت دور نگه ميدارم
و نميزارم روي تخت ِ عروسيمون يه کارايي بکنيم
پس اجازه هست که وظايف ِ نکاحيم رو براتون انجام بدم؟
مردا چقدر عوضين اما رفيق کافيه يه بار طعمشونو تجربه کني
مممممممم
- يه چيز ِ ديگه جي - ول، ماه عسلمون
باشه، باشه، باشه
ميشه حرف بزنيم؟
معلومه که نه
فقط 24 ساعته ديگه برامون مونده متي
مطمئناً با حرف زدن هدرش نميديم
ميتونيم کل ِ امشب با هم ارتباط داشته باشيم
چيزاي ِ زيادي بود که تا اون موقع با متي انجام نداده بودم
پس تصميم گرفتم جبرانشون کنم
ميخواستم پکيجي از تجربههاي ِ مختلفي رو که
ميتونستيم توي ِ شب ِ آخر داشته باشيم، انجام بدم
چرا هنوز داري اينارو با خودت اينور و اونور ميبري؟
چون قفل ماشينم خراب شده
ملتم که يه پا دزدن
آره خب، دزدا هميشه بيخيال ِ ضبط ِ ماشين و موبايل ميشن
تا بتونن چندتا مداد ِ کهنه رو بدزدن
چرا انقدر مثل ِ شعر ِ "پسر ِ بيادب" ريحانا بيادب شدي؟
زود باش. هي، تي، هي
متاسفم
همه چيز داره تغيير ميکنه
آدام برگشته به کاليفرنيا
و داره آماده ميشه که از کشور بره
منم اينجام و دارم آماده ميشم که از اين شهر برم
من نمايندهي ِ کلاس بودم، جيک
اگه ديگه هيچوقت نمايندهي ِ هيچ چيز نشم چي؟
اگه... اگه تا آخر ِ عمرم فقط همين يه چيز باشه چي؟
تو يه زندگي ِ کامل و جديد جلوي ِ روت داري
و يه دنيا چيز ِ جديد که ميتوني روش وسواس داشته باشي و کنترلش کني
و براش برنامهريزي کني و روي ِ اکسل بياريش
امکان نداره، ليوان ِ قرمز؟
کي اينقدر شجاعت داشته؟
واي
ماماني مشروب نياز داره
مهمون ِ من. يالا
هي
پولتو هدر نده روزاتي
اينجا پولي ازت نميگيريم
عاليه، مرسي. چرا؟
يه نگاه به خودت بنداز، رفيق
- از اينجا به بعد همه چيز برات سخت ميشه - چي؟
آدمايي مث ِ تو که کاپشناي ِ حروفدار ميپوشن
تنها چيز ِ خوبي که براشون اتفاق ميافته همين کاپشنشونه
اين کاپشن قراره با يه لباس ِ ارزون ِ راننده کاميون جايگزين بشه
توي ِ يه شهر ِ سطح ِ پايين
البته با اين فرض که چندتا کلاس ِ شبانه
توي ِ کميته دانشگاه برداشته باشي
پس از مشروب پارتي ِ ما لذت ببر
اين چيزارو ديگه هيچ کجا نميبيني
خيلي عاشق ِ پشمکمم
کاش ميشد اتاقمو پر از پشمک کنم
و روي ِ همه جاش غلت بزنم
خيلي خوب ميشد جز اينکه
همه چيز به همه جاي ِ آدم ميچسبيد
تو رو به خدايي که
توي ِ مغز ِ کوچولوت ميپرستي
خفه شـــو
فقط دارم سعي ميکنم ذهنتو از
بدبختي و چيزاي ِ بد دور کنم
چرا ميخواي منو از منطقهي ِ آروم ِ ذهنيم دور کني؟
شايد وقتي شبت قشنگتر شد
از اينکه اينقدر با من بد رفتار کردي ناراحت بشي
چي داري ميگي؟
شوخي ميکني؟
تو اينجا چيکار ميکني؟
يه کم پول پارو ميکنم
و فکر کردم شايد دلت بخواد منو ببيني
اشتباه فکر کردي
اين يه رسم ِ دبيرستانيه
که بهش دعوت نشدي
نبايد مجوزي چيزي داشته باشي؟
واقعاً؟ گفته بودي ميخواد ازم عذرخواهي کنه
ميخواد
فقط يکم صبر کن
يه شب ِ رمانتيک کنار ِ ساحل
توي ِ ساحل ِ واقعي خيلي باد مياد
No comments yet. Be the first to leave one.