Awkward.

Awkward.

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 5

Thông tin phát hành

Awkward - 05x12 - Holding On and Letting Go
Bình luận bởi Zaaraa

Tags

other
Được xuất bản vào: 2016-08-22
Lượt tải xuống: 14
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

روز ِ مخصوصم هر لحظه تغيير ِ حالت مي‏داد

جوري که نمي‏تونستم باهاش هماهنگ بشم

ول مراسم ِ فارغ‏التحصيلي رو از بين برد تا عروسي کنه؟ باشه درک ميکنم

مادرم مدرک ِ آنلاين گرفته بود

تا عاقد ِ عروسي ِ مشاور ِ راهنمام باشه

و ول با خرسي که توي ِ سفر ِ اسکي داشتيم عروسي کنه، چرا که نه؟

عشق ِ زندگيم، کسي که فکر مي‏کردم

کلِ تابستون قراره باهاش باشم

بهم گفت که داره از اينجا مي‏ره؟

واقعاً يکم فضا نياز داشتم تا درک کنم

جنا هميلتون، جنا هميلتون

لطفاً به دفترم مراجعه کن. دارم شوخي مي‏کنم

لطفاً همين الان بيا پيشم چون قراره ساقدوشم باشي

همگي جناي ِ عزيزمو تشويق کنيد

عزيزم، مي‏دونم احساساتي شدي

دارم ازدواج مي‏کنم

خيلي خوشگل شدي

مي‏دوني چيه؟ يه ذره خوشگل شدي

بهتره يکم بري عقب‏تر، جنا

جايگاه ِ عروسو تنگ کردي

خوبه. مرسي

بزن بريم. مرسي

دوستان ِ عزيز

امروز جمع شديم تا ... خُب تا فارغ‏التحصيل بشين

خيلي متأسفم

همچنين اين مرد

و اين زن در يک عروسي ِ گربه‏اي مقدس

نمي‏دونستم بايد چطوري بهت بگم

- مي‏شه لطفاً بري بشيني؟ - اگر هرکسي فکر مي‏کنه که

اين دو نفر نبايد با هم باشن

يا الان صحبت کنه يا اينکه براي ِ هميشه سکوت کنه

ميشه يه چيزي بگم؟

نـــه

با تو نيستم

مي‏دونستم متي احساس ِ بدي داره

تقصير ِ خودش نبود که اين برنامه پيش اومد

فقط زمان‏بندي ِ بدي داشت

هروقت هرکسي يه همراه پيدا مي‏کرد

توي ِ هرکجاي ِ دنيا

همه چيز ِ من تازه شروع به خراب شدن مي‏کرد

با قدرتي که توسط دولت به صورت ِ آنلاين به من داده شده

سايت ِ بگو اينکارو ميکني.نت

شمارو زن و شوهر اعلام مي‏کنم

همديگه‏رو ببوسيد

هنوز زمان ِ شروع ِ دوره ي ِ جديد ِ من بود

بايد يه راهي پيدا مي‏کردم تا خوشحال باشم

و کنترل ِ روز ِ مخصوصمو به دست مي‏آوردم

بگيرينش دخترا. بگيرينش

و ناگهان يه چيزي به مغزم خورد

خُب، چيزي جز اين دسته گل

بي‏دست و پا - فصل ِ پنجم قسمت ِ دوازده نگه دار و بزار بره Subtitle By Zaaraa

انگار که يه نيروي ِ عجيب توي ِ دنيا

مصمم شده بود که من و متي رو از هم دور نگه داره

شايد به اندازه کافي تلاش نکرده بوديم

شايد گذاشته بوديم موانع ِ زيادي سر ِ راهمون باشن

هر چيزي که بود، وقت ِ زيادي رو از دست داده بوديم

حالا هرچيزي که بود مي‏خواستم جلوشو بگيرم

- هي، متي - هي

بايد هرطوري که مي‏شد مي‏فهميدم الان کدوم گوري رفته

سخنرانيت الهام‏بخش بود سيدي

- خيلي بهت افتخار مي‏کنم - حالا هرچي

از بدجنسيت براي ِ يه کار ِ خوب استفاده کردي

خيلي خوب مي‏شد اگه يکي اونجا بود

تا اونم اين لحظه رو باهام قسمت مي‏کرد

مثلاً مامانت؟

کي به اون جنده‏ي ِ پير اهميت ميده؟

دارم درباره‏ي ِ سرجيو صحبت مي‏کنم

بهرحال، کي اهميت ميده؟

زيادم مهم نيس

- زود باش تامارا. بيا بريم - يکم آروم باش

باورم نمي‏شه ملت برنامه‏هاشونو جا گذاشتن

مطمئنم همه از اين همه کاري که براي ِ مدرسه کردي

تا آخر ِ عمرشون قدرداني مي‏کنن

اما داري شغل ِ فراش ِ مدرسه رو ازش مي‏گيري

من اين همه ساعت رو روي ِ کميته برنامه تلف نکردم

تا آخرشم مثل ِ دستمال کاغذي پرتش کنن اونور

پس مي‏خواي همشونو جمع کني؟

خُب مگه چه کار ِ ديگه‏اي مي‏تونم بکنم؟

يکيشو نگه دار و بقيه‏اش رو بنداز دور

درست شبيه ِ هر دختر ِ دبيرستاني ِ نرمال و آشغال جمع نکن ِ ديگه‏اي

خداي ِ من. من عاشق ِ جمع کردن ِ چيزاي ِ مختلفم

بعضيا انقدر ديوونن که همه چيزو دور مي‏ريزن

بده به مـــن

تکاليف ِ قديمي، سه تا دفتر ِ انشا

و يه راهنما که درباره‏ي ِ دانش‏آموزاي ِ تازه‏وارد هس

تو به هيچکدوم ِ اينا نياز نداري، تامارا

لازم نيست بهم بگي به چي نياز ندارم

من خيلي به خاطر ِ اينا زحمت کشيدم

اجازه دارم که همه دستاوردهامو براي ِ يادگاري نگه دارم

حالا اونا رو بده به من

- واقعاً؟ - آه، مداد ِ کنکورم

بده به من

هي، عزيزم. متي کجاس؟

به خاطر ِ امشب هيجان‏زده‏اي؟

آخرين شب ِ دبيرستانت

آخرين شب ِ خيلي از چيزا

هي، به جاي ِ من يه دور زيپر بازي کن

عاشق ِ زيپرم

آه آره. چه خاطره‏هايي از زيپر توي ِ شبي که فارغ‏التحصيل شدم دارم

همينطور که مي‏چرخيد گريه مي‏کردم و بالا مي‏آوردم

وقتي منو حامله بودي سوار ِ زيپر شدي؟

معلومه که نه. کمربندش اندازه‏ي شکمم نمي‏شد

بابات سوارش بود و من بالا مي‏آوردم

هي، يادته وقتي رو به بالا بود گير کرد و وايساد

تنها دفعه‏اي بود که يه زيپر وقتي رو به

بالا بود، گير مي‏کرد

جنا، مي‏دونم همه چيز خراب شده

- مي‏دونم که عصباني...ا - ما هم مي‏ريم

اما بايد باهم صحبت کنيم

باشه، پس

هي، هي، هي بچه‏ها. گوش کنين

به من گوش کنين

گوش کن. زندگي پر از چالش هس

بايد انواع ِ مسيرهارو طي کنيد تا به چيزي که مي‏خواين برسين

داغون بشين تا يه مسواک بزنين

يه گوله مو رو از سيفون رد کنين اما مي‏تونين از پسش بربياين

- چون قوي هستين - مرسي از حماييتتون

اوه هيچوقت چيزايي که گارانتيشون تمديد شده نخرين

وقت رفتنه

يه ماه ِ عسل داريم که بايد بهش برسيم

ببخشيد دارم تو رو از نياز ِ اساسيت دور نگه مي‏دارم

و نمي‏زارم روي تخت ِ عروسيمون يه کارايي بکنيم

پس اجازه هست که وظايف ِ نکاحيم رو براتون انجام بدم؟

مردا چقدر عوضين اما رفيق کافيه يه بار طعمشونو تجربه کني

مممممممم

- يه چيز ِ ديگه جي - ول، ماه عسلمون

باشه، باشه، باشه

مي‏شه حرف بزنيم؟

معلومه که نه

فقط 24 ساعته ديگه برامون مونده متي

مطمئناً با حرف زدن هدرش نميديم

مي‏تونيم کل ِ امشب با هم ارتباط داشته باشيم

چيزاي ِ زيادي بود که تا اون موقع با متي انجام نداده بودم

پس تصميم گرفتم جبرانشون کنم

مي‏خواستم پکيجي از تجربه‏هاي ِ مختلفي رو که

مي‏تونستيم توي ِ شب ِ آخر داشته باشيم، انجام بدم

چرا هنوز داري اينارو با خودت اينور و اونور مي‏بري؟

چون قفل ماشينم خراب شده

ملتم که يه پا دزدن

آره خب، دزدا هميشه بيخيال ِ ضبط ِ ماشين و موبايل مي‏شن

تا بتونن چندتا مداد ِ کهنه رو بدزدن

چرا انقدر مثل ِ شعر ِ "پسر ِ بي‏ادب" ريحانا بي‏ادب شدي؟

زود باش. هي، تي، هي

متاسفم

همه چيز داره تغيير مي‏کنه

آدام برگشته به کاليفرنيا

و داره آماده مي‏شه که از کشور بره

منم اينجام و دارم آماده مي‏شم که از اين شهر برم

من نماينده‏ي ِ کلاس بودم، جيک

اگه ديگه هيچوقت نماينده‏ي ِ هيچ چيز نشم چي؟

اگه... اگه تا آخر ِ عمرم فقط همين يه چيز باشه چي؟

تو يه زندگي ِ کامل و جديد جلوي ِ روت داري

و يه دنيا چيز ِ جديد که مي‏توني روش وسواس داشته باشي و کنترلش کني

و براش برنامه‏ريزي کني و روي ِ اکسل بياريش

امکان نداره، ليوان ِ قرمز؟

کي اينقدر شجاعت داشته؟

واي

ماماني مشروب نياز داره

مهمون ِ من. يالا

هي

پولتو هدر نده روزاتي

اينجا پولي ازت نمي‏گيريم

عاليه، مرسي. چرا؟

يه نگاه به خودت بنداز، رفيق

- از اينجا به بعد همه چيز برات سخت مي‏شه - چي؟

آدمايي مث ِ تو که کاپشناي ِ حروف‏دار مي‏پوشن

تنها چيز ِ خوبي که براشون اتفاق مي‏افته همين کاپشنشونه

اين کاپشن قراره با يه لباس ِ ارزون ِ راننده کاميون جايگزين بشه

توي ِ يه شهر ِ سطح ِ پايين

البته با اين فرض که چندتا کلاس ِ شبانه

توي ِ کميته دانشگاه برداشته باشي

پس از مشروب پارتي ِ ما لذت ببر

اين چيزارو ديگه هيچ کجا نمي‏بيني

خيلي عاشق ِ پشمکمم

کاش مي‏شد اتاقمو پر از پشمک کنم

و روي ِ همه جاش غلت بزنم

خيلي خوب مي‏شد جز اينکه

همه چيز به همه جاي ِ آدم مي‏چسبيد

تو رو به خدايي که

توي ِ مغز ِ کوچولوت مي‏پرستي

خفه شـــو

فقط دارم سعي مي‏کنم ذهنتو از

بدبختي و چيزاي ِ بد دور کنم

چرا مي‏خواي منو از منطقه‏ي ِ آروم ِ ذهنيم دور کني؟

شايد وقتي شبت قشنگ‏تر شد

از اينکه اينقدر با من بد رفتار کردي ناراحت بشي

چي داري مي‏گي؟

شوخي مي‏کني؟

تو اينجا چيکار مي‏کني؟

يه کم پول پارو مي‏کنم

و فکر کردم شايد دلت بخواد منو ببيني

اشتباه فکر کردي

اين يه رسم ِ دبيرستانيه

که بهش دعوت نشدي

نبايد مجوزي چيزي داشته باشي؟

واقعاً؟ گفته بودي مي‏خواد ازم عذرخواهي کنه

مي‏خواد

فقط يکم صبر کن

يه شب ِ رمانتيک کنار ِ ساحل

توي ِ ساحل ِ واقعي خيلي باد مياد

More Farsi Persian subtitles for Awkward.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left