135 dòng đầu tiên.
ویتی! شیفتت تمومه؟
بالاخره. تو چی؟
من دیگه دارم میرم سمت اروپا
حقوقش بدک نیست، ولی به پای مالِ تو نمیرسه
شنیدم چهار روزه رفتی ونوس و برگشتی؟
سه روزه. متوجه شدی چی میگم؟
در هر صورت، سخت نگیر
مرسی
آها راستی، یادم رفت
ویتی
هنوز بیخیال نشدی؟
معلومه که نه! فکر کردی چقدر بهت قرض دادم؟
هر جور راحتی
خیلی خب. فقط یه شانس داری و از سرنخ هم خبری نیست
آره! ویتی، اسمت
ویوین تیلانا
نوچ
ای بابا
این شگون نداره
تو هم فعلاً مواظب خودت باش
آره، اون یارو "لوچ" رو یادته که اون روز هشت میلیون میارزید؟
باورت بشه یا نه، من بودم که گرفتمش
منظورت از "اون روز" چیه؟ ده سال پیش بود پیرمردِ خرفت
چی میگی بچه؟ من همونیام که به "ترپسیکوری" درس دادم
منظورت همون جایزهبگیرِ افسانهایه؟
هر تبهکاری با شنیدن اسمش قالب تهی میکرد
اوه، اینو دیگه همه میدونن
هی، زیروس
خوش اومدی ویتی. همیشگی؟
آره
امروز چه خبره؟ اینجا که همیشه خلوت بود
اوه، اینا رو میگی؟
ظاهراً یه مجرم به اسم دِکر قراره از اینورا رد بشه
همهشون جایزهبگیرن
پس بگو چرا انقدر دربوداغون به نظر میان
اون اطلاعات "فوق سری" چی شد پس؟
اینجا پر از آدمای مثلِ خودمونه
امروز هم که حالم حسابی خرابه
تازه، قیافهش رو هم نمیشناسیم. تنها سرنخ یه خالکوبی به شکل اژدهاست
فی؟
انگار مثلاً اونجا قراره بهتر باشه
وودیز پی
به وودیز خوش اومدین
همین الان، همهی دوستایی که تولدشونه
میتونن با مکی و مانی عکس یادگاری بگیرن
مامانا و باباها، لطفاً به گارسونتون بگید
سلام
چی میخوای؟ میخوای کتک بخوری؟
ترجیح میدم من باشم که کتک میزنه
من که مشکلی ندارم
دستها بالا، دِکر
انقدر بازی درنیار! زود گمشو بیا اینجا
آخه من کار دارم
راحت باش
هری
لطفاً بس کن
حسابی بهت خوش میگذره
وایسا
یکی کمک کنه
تو دیگه کدوم گوری هستی؟
ویتی
پس کارِ جایزهبگیرها اینه که به جای تبهکار، دنبال زنها بیفتن؟
شرمنده، ولی این شغل منه
چی... خودت رو به اون راه نزن
اون خالکوبی اژدها یه مدرکِ ردخور ناپذیره
اشتباه گرفتی آقا
هی، تو که اونجایی
به پلیس زنگ بزن
بهشون بگو دِکرِ فراری رو گرفتم
این چیه؟
یاکون، مارماهیِ هشتچشم
انقدر سوتی نده
ای تو رو
تو
ویتی
داری صبرم رو لبریز میکنی
تو دیگه چه کوفتی هستی؟
کینه به خاطر غذایی که از دست رفته اصلاً قشنگ نیست
لعنتی، بیا این یکی رو هم بگیریم
پیداش کردم
لعنت بهت، تلافیش رو سرت درمیارم
شوخی کردم
ما رو بیخیال شو
میلیونِ من ۱۲
واقعاً که. جایزهبگیرها همهشون یه مشت تفالهی احمقن
اینطوری فکر میکنی؟ آره خب
تا جایی که من میدونم، همهشون زندگیشون رو با قمار میگذرونن
خب، شاید همینطور باشه
بیا اینجا. مهمونِ من یه نوشیدنی بخور
چی؟ جوانهی ماش برات خوبه
دست بردار! همینه که داریم
اوه! اومد
اوه، تویی فی. چه زود اومدی
چی!؟
ولی عجب نوشیدنیِ حالبههمزنیه
این یه "صدفِ مرغزار"ـه
واسه پریدنِ خمارِ دیشب خوبه
تو دومین نفری هستی که میبینم از این کوفتیها میخوره
اولیش کی بود؟
شوهرم
ویتی
این بار دیگه میبریمش. پول رو میگم
واسه هر سه تاتون یه بار؟
آره
هر جور مایلید
خیلی خب! بریم که داشته باشیم
ویتی، اسمت
به نظرم آدریان خوبه
اون که با "وی" شروع نمیشه
واسه همین گفتم همون "لتیسیا" رو بگیم
اینطور فکر میکنی؟
اگه اسمت رو حدس بزنم، پول مال من میشه؟
آره
یادم نیست کی اول شروعش کرد
ولی همینطور روی هم جمع شد و حالا رسید به اینجا
منم میتونم امتحان کنم؟
اسپایک! منم
فی گذاشت دِکر فرار کنه
الان برو دنبالش
اسپایک
گمشو بابا
تفالههای دروغگوی احمق
دیگه مهمونِ من نیستی
نه، اسپایک
ای وایِ من
اوه، اینو اون برادرایِ فلانفلانشده قبلِ رفتنشون انجام دادن
و تو داشتی تماشا میکردی؟
چرا بهم نگفتی؟
چی؟ همین الان که بهت گفتم
چی؟
هی، ویتی... داری میری خونه؟
مشکلی داری؟ بیا بریم زیروس
تو داری چیکار میکنی؟ پیادهگردی؟
ماشینم رو داغون کردن
تو واقعاً یه احمقی
No comments yet. Be the first to leave one.