The Gifted

The Gifted

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

TheGiftedSeason1ALLEpisodeHDTVRMTIranfilm
Bình luận bởi Aseptron

Tags

HDTV
hdtv
HD
Được xuất bản vào: 2022-03-13
Lượt tải xuống: 47
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫همه‌ی واحدها توجه کنن

‫یک مظنون فراری در

‫تقاطع خیابان گرند و 17ام دیده شده

‫واحد 2325 جواب میده

‫داریم به تقاطع نزدیک میشیم

‫میریم اونجا

‫واحد 1835، یه مظنون رو می‌بینیم که

‫داره به شرق، طرف ویلینگتون میره

‫دریافت شد

‫الان میایم یه ویلینگتون

‫یالا، یالا!

‫بخواب رو زمین!

‫- خواهش می‌کنم ‫- دستات رو بذار پشت سرت

‫یالا، یالا!

‫وایسا! وایسا!

‫چی شد؟

‫چیزی پیدا کردی؟

‫دارم روش کار می‌کنم

‫جداً فکر می‌کنی اینجاست، پسر؟

‫آخه دو مایل اون طرف بود

‫نزدیکه

‫به اندازه دفعه پیش که نزدیک بود؟

‫عجیب... حرکت می‌کنه

‫آره، کاملا مطمئنم که

‫دوست داره ما رو این بیرون ‫توی سرما نگه داره

‫ببینین

‫اونجا

‫خب، جالبه

‫بهت که گفتم

‫هی، حالت خوبه؟

‫- می‌خوای گرمت کنم؟ ‫- من خوبم

‫ولی بعدا می‌تونی گرمم کنی

‫حتما گرمت می‌کنم

‫اونجاست

‫داخله

‫هی... برو

‫چیزی نیست. فقط می‌خوایم صحبت کنیم

‫خیلی خب. هی، وایسا

‫نه. یه لحظه دست نگه دار

‫خیلی خب

‫آروم بگیر، خب؟

‫شماها با پلیس هستین؟

‫نمی‌تونم برگردم

‫ما پلیس نیستیم، خب؟ ‫شنیدیم که از

‫مرکز بازداشت جهش‌یافته‌ها فرار کردی ‫و اومدیم دنبالت بگردیم

‫متوجه نمیشم

‫شما کی هستین؟

‫چند تا عجیب الخلقه مثل تو

‫ببین، من مارکوسم، اینم لورناست

‫باور کن، ما هم تو موقعیتت بودیم، ‫حتی بدترش

‫می‌تونیم کمک کنیم

‫حالا باهامون بیا

‫- می‌تونیم یه جای امن ببریمت ‫- بچه‌ها

‫تو دردسر افتادیم

‫زودباش، لباس بپوش

‫الان دیگه با مایی

‫چیه؟

‫پلیس‌ها. دارن سریع به این طرف میان

‫چراغ‌ها رو خاموش کن

‫چند نفرن؟

‫حداقل ده تایی هستن، از غرب و جنوب دارن میان

‫پلیس آتلانتا صحبت می‌کنه

‫می‌دونیم که اون فراری توی این ساختمونه

‫همین الان بیا بیرون، ‫وگرنه تیراندازی می‌کنیم

‫پنجره!

‫یه مظنون پشت پنجره‌ست

‫شلیک کنین!

‫لورنا! من خوبم. ‫برامون یه راه خروج پیدا کن

‫لورنا! از اونجا برو

‫برو! برو!

‫یالا! این طرف!

‫مارکوس!

‫خدایا!

‫لورنا! برگرد!

‫بیا، برگرد!

‫ایست!

‫لورنا! دست نگه دارین!

‫- نه! ‫- دست‌هات رو بذار پشت سرت

‫- مارکوس! ‫- لورنا!

‫متوجهم که نگرانی‌هایی

‫درمورد پسرتون دارین. ‫اندی بود دیگه؟

‫بله. به نظرمون بچه‌های دیگه اذیتش می‌کنن

‫دبیرستان بلویو

‫اصلا بچه‌های زورگو رو قبول نمی‌کنه

‫برای همین اومدیم

‫من و اندی همیشه رابطه خیلی ‫نزدیکی داشتیم، اما اخیرا اون...

‫دیگه باهام حرف نمی‌زنه

‫داره روی نمراتش هم تأثیر می‌ذاره

‫بی‌خواب شده

‫در همچین موقعیت‌هایی

‫از سیستم "بوته" استفاده می‌کنیم. ‫یعنی برقراری ارتباط

‫وفق، تطبیق

‫و همدردی. اول بچه‌ها رو برمی‌داریم

‫و کنار هم می‌ذاریم که حرف بزنن

‫این بچه‌ها دارن پسرمون رو اذیت می‌کنن

‫می‌دونم که این ناراحت کننده‌ست

‫همینجا صحبتتون رو قطع می‌کنم. ‫بذارین روشن کنم

‫اندی کمک لازم داره

‫و اگه بهش کمکی نشه ‫از مدرسه به خاطر بی‌توجهی شکایت می‌کنم

‫آقای استراکر

‫ما رویه‌ی خاصی داریم. ‫نمی‌تونم...

‫پس یکی رو بیار که بتونه

‫همین حالا

‫باشه، الان برمی‌گردم

‫وای. چقدر ترسناک شدی

‫زیاد از حد بود؟

‫- احساس کردم زیاد از حد ترسوندمش ‫- نه

‫بهترین مقدار از ترس رو بهش وارد کردی

‫باید برم گارلند

‫یه دادرسی برای یه مظنون

‫گفتن هر چه سریعتر بهم نیاز دارن

‫می‌تونی به بچه‌ها بگی متأسفم؟

‫فردا برمی‌گردم

‫بچه‌ها درک می‌کنن

‫داری ازمون محافظت می‌کنی

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫- خدافظ ‫- خدافظ

‫نظری نداری؟

‫اینا دو تا لباس کاملا متفاوتن

‫نمی‌دونم، شرمنده

‫هر دوشون بهت میان

‫این حرفات کمکی نمی‌کنه، جک

‫یه لباس رو انتخاب کن

‫چه می‌دونم

‫لورن، اومدم خونه

‫اون آبی. آبی رو بپوش

‫اون به نظر قشنگ‌تره

‫راستی، می‌خوای بیام دنبالت؟

‫چون زحمتی نیست

‫نه، ولی مامان رو راضی می‌کنم ‫11:30 بیام خونه

‫شب می‌بینمت

‫خب لورن، کلاس موسیقی چطور بود؟

‫خوب بود. داریم برای کنسرت بهار تمرین می‌کنیم

‫هنوزم می‌خوای امشب بری به رقص؟

‫می‌خوای چند تا از حرکاتم رو بهت نشون بدم؟

‫نه، ممنون

‫تو چی؟ روزت چطور بود؟

‫بد

‫آخه تو اومدی مدرسه

‫منظورم کلاسته

‫اتفاق جالبی نیوفتاد؟

‫یه بحثی تو کلاس مطالعات اجتماعی داشتیم ‫در مورد قانونی که

‫اونا می‌خوان مردم رو برای داشتن ‫ژن ایکس آزمایش کنن

‫مثل نظارت رو اونا و چه می‌دونم

‫بگذریم، یکی از بچه‌ها وحشت کرد

‫به گمونم پسر عموش یه جهشی باشه

‫جهشی، اندی؟ ‫اینقدر نژاد پرستی؟

‫چیه مگه؟ خب تفاوت ژنتیکی دارن

‫عجب آدم عوضی‌ای هستی!

‫خیلی خب، بیخیال

‫دارین سر کلاس مطالعات اجتماعی دعوا می‌کنین

‫نمیشه یه بحث درست و حسابی داشته باشیم؟

‫انگار نمیشه

‫خانم دین؟

‫من رید استراکر هستم

‫ایشون همکارم، کارلا جکسون هستن

‫می‌خوام پیشنهاد بدم بشینین، ‫ولی چیزی نیست بشه روش نشست

‫شما متهم به اقدام به قتل دو افسر پلیس هستین

‫به علاوه‌ی حکم اضافی

‫برای استفاده از قدرت‌های جهش‌یافته‌تون

‫یعنی دهنم سرویسه

‫آره، اینو فهمیدم

‫می‌تونیم در ازای همکاریتون

‫از اتهاماتتون کم کنیم

‫ببین، تنها چیزی که می‌دونم ‫اینه که داشتم تو بارون قدم می‌زدم

‫و چند تا پلیس بهم شلیک کردن

‫بیخیال، خانم دین

‫شما و دوستاتون

‫در گروه زیرزمینی جهش‌یافته‌ها به ده‌ها ‫فراری کمک و اونا رو تشویق به جرم کردین

‫البته اگه صدها نفر نباشه

‫رید. چیزی نیست

‫باورت بشه یا نه، می‌خوام کمکت کنم

‫اینا اتهامات جدی‌ای هستن

‫اقدام به قتل...

‫اون پیچ‌های تو زانوت... ‫قبلا تو بازی صدمه دیدی؟

‫اگه می‌خواستم

‫می‌تونستم اون پیچ‌ها رو در بیارم

‫و نشونت بدم که اقدام به قتل چیه

‫باور کن، اگه می‌خواستم اون پلیس‌ها بمیرن ‫الان مرده بودن

‫یه موردی هست که شاید ازش خبر نداشته باشی

‫از دادگاه درخواست می‌کنم

‫برات یه وکیل در نظر بگیره، خب؟

‫این تصمیم بزرگیه، خانم دین

‫ای مادر به خطا

‫نه، نه، نه

‫نه

‫نه! نه!

‫یکم بهش فکر کن

‫11:30 خونه باش

‫باشه، باشه. ‫دوستت دارم

‫هی

‫اینجا چیکار داری؟

‫دزدکی از خونه می‌زنم بیرون. ‫گفتم باهات بیام

‫مگه به مامان نگفتی میری بخوابی؟

‫آره، برای همینه که میگن دزدکی بیرون اومدن. ‫حالا میشه بریم؟

‫نمیشه. اگه مامان بفهمه چی؟

‫اگه بفهمه بیرونم، بهش میگم که رفتم خونه ایان

‫اینطوری تو دردسر نمیوفتی

More Farsi Persian subtitles for The Gifted

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left