125 dòng đầu tiên.
برادر!
رینگلین، تویی؟
کی اونجاست؟
خب، ویتلی...
در مورد دیشب... متاسفم. نباید هرگز سعی میکردم نجاتت بد--
نه، این احمقانه به نظر میاد.
خب، دوباره. هی، ویتلی. من اشتباه کردم.
اگه بلایی سرت میومد واقعاً نمیتونستم با خودم کنار بی--
نه، این بدتره.
ویتلی-- اوه!
چیزی میخواستی بهم بگی؟ - اه، نه، نه.
خب، ما رسیدیم.
اونجا دماغه گالاست؟
اونجا یک سکونتگاه روماریه.
تمام این مردم دارن سعی میکنن از بیرحمی شیرها فرار کنن.
دماغه گالا اون ور دیواره، توی ناز و نعمت.
اصطبل آسمان. خونهی سوارکارها.
اینجا میتونید برای مردمتون کمک پیدا کنید، بارون ایوان. من مطمئنم.
و اگه شانس یارمون باشه، یه شیر هم گیر میندازیم.
اگه لوکاس داره به سمت جنوب میره، باید اینجا باشه.
اگه الان پیداش نکنیم، ممکنه گرتچن رو برای همیشه از دست بدیم.
مانفرد! مانفرد، بس کن! مانفرد، صبر کن! مانفرد، داری اشتباه میکنی!
نمیتونم بذارم مرگ برادرم بیجواب بمونه!
این دقیقاً همون چیزیه که لئوپولد میخواد! - برو کنار.
متاسفم.
حرکت کن، پسر!
مانفرد!
لش بیمصرف.
مانفرد! الان بس کن! بهش فکر کن.
وقت فکر کردن تموم شده.
انتقام میکل رو میگیریم.
اما اول، برنامهریزی میکنیم.
حمله رو طرحریزی میکنیم، بعد میریم به جنگ شیر.
لرد کنراد.
بروگان!
خوش آمدید!
چه سعادتیه که این همه لرد گرگینه رو به در خونهی من آورده؟
بارون ایوان.
لیدی ویتلی.
آخرین بار که دیدمت، تا زانوم بودی، داشتی با چوبهای چوبی شمشیربازی میکردی.
مم. این روزا عصا رو ترجیح میدم.
عالیجناب.
درو هستم.
کینگ درو. - فقط درو.
درو عادل.
نه، فقط... بیخیال.
خب، هر طور که دوست دارید صداتون بزنن، سوارکارها تحت امر شما هستن.
ما از حامیان وفادار پدرتون بودیم.
هر چی نیاز داشته باشید، اسمش رو ببرید، مال شماست.
گوش کنید، شاهزاده لوکاس داشت میومد این سمت. باید پیداش کنیم.
و من هر کمکی که بتونم بهتون میکنم.
تنها چیزی که در عوض میخوام اینه که مهماننوازی ما رو بپذیرید.
نگهبانا!
حرف پادشاهمون رو شنیدید. ممکنه یه مهمون ناخونده داشته باشیم.
شهر رو بگردید.
اگه لوکاس اینجا باشه، تحویلتون میدم.
متشکرم.
در این فاصله، از داشتن جایی برای استراحت خیلی ممنون میشیم.
اجازه بدید.
چی؟
اصطبل آسمان قصری از آرامش و راحتیه.
در حالی که نگهبانا دارن بیرون کارشون رو میکنن،
شما باید استراحت کنید، جشن بگیرید،
و از مسابقات اصطبل آسمان لذت ببرید.
پدرم عاشق این بود که برامون از زمانی که اینجا مسابقه داد تعریف کنه.
بعد از لوریمر اسب نر با اختلاف کم دوم شد.
اون آخر شد. مسابقهی دو اسبه بود.
برگن تنها کسی نبود. خود وِرگار هم اینجا مسابقه داد.
اسلحههاتون رو بدید، لطفاً.
من مال خودم رو نگه میدارم.
مطمئنم که درک میکنید، لرد کنراد.
دوستانم رو ببخشید.
اصطبل آسمان قصری از آرامشه، ویتلی. - حمل اسلحه ممنوعه.
حتی نگهبان شخصی پادشاه؟
من شیر رو و لیدی گرتچن رو پیدا میکنم.
اما من اصرار دارم که مهماننوازی من رو تمام و کمال بپذیرید.
البته. اسلحههامون تا وقتی که بریم پیش شما امانت میمونه.
همهی اونها.
ما بهش درباره گرتچن نگفتیم. از کجا میدونه اون با لوکاسه؟
حالا، آماده شو که جای پای پدرت بذاری.
هیچکس هرگز نتونسته جلوی یه سوارکار پیروز بشه، به جز یک نفر.
درسته. وِرگار.
اون فقط کمی از تو بزرگتر بود که پدرم رو به چالش کشید
به یک مسابقه خصوصی و برد.
اصطبل آسمان هنوز مسابقهی برگشت رو ندیده، تا حالا.
درو، باید لوکاس رو پیدا کنیم. باید خودمون رهبری جستجو رو به عهده بگیریم.
هر طور شما بخواید.
اما اول، مسابقه میدیم.
بالاخره، شاید هرگز فرصت دیگهای برای آزمایش گرگ بزرگ پیدا نکنیم.
چالش رو قبول میکنم.
عالیه! دنبالم بیا.
داری چیکار میکنی؟
اگه کمکش رو میخوایم، باید طبق قوانین اون بازی کنیم.
درو، اگه این یه بازیه، حتماً تبانی شده.
پس، اینجا یک حواسپرتی ایجاد میکنیم،
بعد با یک نیروی کوچیک از اینجا وارد میشیم.
لئوپولد متوجه اومدن ما نمیشه.
این چیه؟
عالیجناب... - ما قصد داریم به قلعه حمله کنیم.
پس هنوز هم داری میذاری لئوپولد ساز خودش رو بزنه.
موافقم که نقشه عجولانهست، ولی میکل شایسته وفاداری ماست.
شورایی باقی نمیمونه
اگه برای هرچیزی که لئوپولد داره برنامهریزی میکنه آماده نشیم.
لئوپولد فقط متکبره، همین و بس.
امشب اون پوزخند رو از صورتش پاک میکنم.
خب، هرکی اول مسابقه بده تا پایین،
یه حلقه برنزی برداره، بعد برگرده بالا برنده است.
سادهست.
ساده؟
اونقدرام بد نیست.
برای من به اندازه کافی هیجان داشت.
شاید بتونی به یه پیرمرد خسته کمک کنی اتاقش رو پیدا کنه؟
یالا.
وای!
درست مثل پدرت. اونم نزدیک بود مسابقه رو اینجا ببازه.
هی! چه خبره؟
اون چی بود؟
نگفتم؟ تونلها جابهجا میشن. هیچوقت نمیدونی به نفع کی.
آها!
هنوز تموم نشده.
هی!
پدرش هم تو سن اون همینطوری بود. - چی، بیمسئولیت؟
یه بچه است. بزرگ شه از سرش میفته.
این دیگه چه وضعیه؟
درو!
No comments yet. Be the first to leave one.