200 dòng đầu tiên.
از ایالات متحده آمریکا
و جمهوریای که به خاطرش ایستاده است
یک ملت، تحت لوای خدا
تقسیمناپذیر
با آزادی و عدالت برای همه.
بدر؟ حاضر.
بندر؟ حاضر.
کوهن؟ غایب.
دی مارکو؟ حاضر.
اپستین؟ حاضر.
فریدمن؟ حاضر.
هاوکمن؟ حاضر.
جیکوبز؟ حاضر.
کاتلین؟ حاضر.
لوین؟ حاضر.
مالینکو؟ مالینکانیکو
متیو، جورج؟ حاضر.
مورگالو؟ هِی!
رزیلو؟ حاضرم.
تایرل؟ آره، حاضرم.
واینستین؟ -هی، میدونستی هر روز صبح درست میگی؟
یوکامانلی؟ حاضر.
امروز یک دانشآموز جدید داریم که تازه به کلاس ما منتقل شده.
خانم جین برادشاو. لطفاً سلام کنید.
سلام.
بچهها، یک سری دستورالعمل در مورد تمرینات ضد حریق براتون دارم.
یک سری دستورالعمل در مورد تمرینات ضد حریق براتون دارم.
پس لطفاً یک کاغذ در بیارید و اینا رو یادداشت کنید.
آقای کوهن، دیر کردی. نه، دیر نکردم.
خانم مولینا، الان مدیر رو توی راهرو دیدم.
و میگه باید فوراً باهات صحبت کنه.
اوه. خب بچهها، من باید برم دفتر مدیر.
اما قبل از اینکه برم، آقای کوهن داره این برگههای زرد رو پخش میکنه.
و میخوام اول نام خانوادگی و بعد نام کوچیکتون رو بالا بنویسید.
و بعدش هم تاریخ امروز و ساعتی که اینجا هستید.
که جهت اطلاع، این ساعت کلاس اصلیه.
خب، من میرم... چاز!
الان برمیگردم. پس لطفاً اون برگهها رو پر کنید.
الان پیداش میشه!
آقای کوهن، گچ من کجاست؟
خانم مولینا، چرا توی میزتون رو نگاه نمیکنید؟
ممکنه اونجا گچ پیدا کنید.
آه.
آقای رزیلو، آقای مورگالو، آقای تایرل.
برای خیر خودتون، هر سه نفرتون رو جدا میکنم.
آقای رزیلو، شما بیا همین جلو جلوی من.
و آقای مورگالو، شما برو ردیف آخر کنار تخته سیاه بشین.
آقای تایرل کجاست؟ ها؟
تو هم همونجا بمون. اوه، ممنونم.
آقای رزیلو!
بیا اینجا بالا، آقای رزیلو.
من دارم شما رو اینجوری جدا نگه میدارم
که دیگه از اون رفتارهای خلافکارانه نداشته باشیم
که قبلاً داشتیم. مفهومه؟
بشین. این اطلاعات رو کپی کن.
آقای رزیلو، فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
خب، انگار داره از روی اون صندلی باد میآد.
فقط گفتم بیام عقبتر که توی مسیر باد قرار نگیرم.
باشه. ولی مجبورم نکن بیرونت کنم.
من که نمیخوام این کار رو بکنید.
بازم باد اومد، آقای رزیلو؟ نمیدونم چیه.
هر جا میشینم انگار باد میاد. یا اینه یا نور خورشید میخوره تو چشمم.
اگه بیام عقبتر اشکالی نداره؟ - بشین!
خب، اگه همهتون آروم بگیرید و اینقدر اینور اونور نرید،
شاید بتونیم امروز یه چیزی یاد بگیریم.
موافق نیستی؟
برو بیرون! گمشو بیرون!
و تا زمانی که نامهی مادرت رو نیوردی برنگرد. میفهمی؟
چیکو، باچی، ویمپی، ساندویچی میبینمتون، باشه؟
تو رو هم میبینم، خوشگله.
سلام دیوید. سلام مامان.
چرا توی لیوان نمیخوری؟
این لیوانه. دارم برات ساندویچ درست میکنم.
اوه، بلکاوت. کیک نخور. دارم برات ساندویچ درست میکنم.
ساندویچ نمیخوام.
اشتهات کور میشه. نه، کور نمیشه.
دندونات خراب میشه.
میخوام قیافهمو خراب کنم.
دیوید! خداحافظ مامان. باید برم.
منظورت چیه باید بری؟ تازه اومدی تو.
عجله دارم، باشه؟
انتظار دارم برای شام خونه باشی.
باشه، نگران نباش مامان. میام.
بزن بریم، بزن بریم.
استرایک اول! - استنلی: استرایک اول. درست همونجا.
منظورت چیه استرایک؟ استرایک اول، نه؟
دقیقاً روی صفحه بود. هی، اینو نگاه کن.
هی.
چرا یه تخم مرغ توی کفشت نمیذاری و میزنی به چاک؟
جیم شید، عزیزان.
اُسکُل.
سلام استنلی. سلام چیکو.
سلام فرانی. حالت چطوره؟
سلام عزیزم، چطوری؟
آنی، بیا دیگه. امشب میبینمت. آره، آره.
امشب میبینمت، چیکو.
شوت خوبی بود. مرسی.
میخوای یه دست «ناین بال» بازی کنیم؟
هر دست یه دلار؟
توپها رو بچین. من شروع میکنم.
باشه. من اون دوتایی رو ته میندازم.
سه، همونطور.
چهار رو از در پشتی.
هی، این دیگه چه کاریه؟ شما یاغی هستین؟
این یه کلوبه یا همچین چیزی؟
آره، یه... چی میگن بهش؟ یه کلوب اجتماعی ورزشیه.
میدونی. یه کم توپ بازی میکنیم، چند تا کله هم میشکونیم.
تا حالا اسم "جی"ها رو شنیدی؟ نه، مال کجا هستن؟
خیابون جی. -آره، فکر کنم یادمه در موردشون شنیده بودم.
میدونی ما از هم پاشیدیم. -دعوای عاشقانهای داشتین؟
تو منو یاد یه پسری میندازی که قبلاً میشناختم. اون قبلاً توی "جی"ها بود.
یه پسر کوچولو قد کوتاه. بهش میگفتیم موش.
حواستو جمع کن. -به یه آدم ریزه میزه که اسمش موشه چی میخوای بگی؟
قدش فقط یک و شصته. -خب بذار یه چیزی بهت بگم.
اول از همه، من یک و شصت نیستم، یک و شصت و هفتم.
و دوم اینکه، رفیق، مسئله هیکل نیست.
مسئله اینه که جربزه داری یا نه، میفهمی؟
صد در صد حق با توئه. اگه جربزه داشته باشی، دیگه دلیلی برای نگرانی نداری.
درسته.
قیافهات نشون میده که میتونی خوب از پس خودت بر بیای.
بله، بد نیستم، میدونی.
توی جمع بهتر عمل میکنم. میدونی منظورم چیه؟
دوست دارم بدونم که اگه بیفتم توی دردسر،
رفیق، یه بشکن بزنم و "لردها" بدو بدو بیان بیرون.
مثلاً کنار دوستم استنلی حس خوبی دارم.
اون چیزیه که بهش میگی بیمهی من.
هی ویمپ. هی استن.
کجا رفته بودی؟
اینم از تو، بیلیاردباز. اسمتو نگرفتم، رفیق. اسمت چیه؟
میتونی صدام کنی موس، ولی الان همه بهم میگن مامبو.
موس مامبو، این استنلیه. و اینم چیکو.
موس، آره؟ مامبو.
اگه تو موشی، پس بقیه دوستات حتماً آدمکش هستن، هان، موس؟
منظورت از این حرف چیه؟
به این "فیک نیوتون" توجه نکن. نمیدونه داره چی میگه.
روزی چند بار باید جونتو تهدید کنم؟ دیگه یادم رفته، میدونی.
هی چیک، تا حالا اسم "جی"ها رو شنیدی، رفیق؟
آره، یه پرندهاس، رفیق.
میدونی اگه اون توی خیابون جی بود، اینجوری حرف نمیزد.
آره، خب من یه چیزی در مورد خیابون جی بهت میگم.
من خیابون جی رو قورت میدم!
هی موس. بیا بگیم من و تو یه دست بیلیارد بازی کنیم، هان؟
ایده خوبیه. آره، من توپها رو میچینم.
پنج دلار واسه هر دست، خوبه؟ عالیه.
برو بزن. یه دلارم رو پس بده.
فکر کنم نوبت منه بزنم.
قاعدتاً باید اینطور باشه.
این برای من بازی نیست، رفیق. اینجا، ما با قوانین من بازی میکنیم.
پنج دلار رو میباختی.
گوش کنید، بعداً میبینمتون. هی!
این کارو نکن. چی کار نکنم؟
هی، این یارو کیه؟ -اون کسیه که میخواد به من بگه تو رو بکشم.
بهت بگه چی؟ تو رو بکشم.
هی گوش کن. شاید یکی یکی آره. ولی نه سه نفر علیه یکی.
هی، تو میدونی من کی هستم؟
میدونی من کی هستم، هان؟
میخوام یه چیزی بهت بگم. من از آدمای یاغی و لاته توی این حوالی خوشم نمیاد.
که دهن لقی میکنن. میفهمی؟
باشه! واضحه؟
باشه! من ازت خوشم نمیاد!
خیلی خب. برو پی کارت پیرمرد.
بعداً میبینمت. برو.
از اون یارو خوشم اومد. خوبه. جربزه داره. میدونی منظورم چیه؟
تا وقتی نتونه منو بزنه، خوبه.
یالا، ویمپ، توپها رو میچینی یا نه؟
چیکو، این همون لباسیایه که امروز بعدازظهر بهت گفته بودم.
جدی؟ -این رو مخصوص، فقط برای تو گرفتم.
توی پتو کمکم کن. حتماً.
گوش کن، چیکو.
نمیدونم چرا امشب اومدم اینجا.
فقط چکمههاتو دربیار و بذار اون گوشه.
نه واقعاً. فکر کردم قراره برای تنوع منو بیرون ببری. من این همه لباس پوشیدم.
هی، تو فوقالعاده شدی.
واقعاً؟ آره.
چیکو، فکر میکنی شاید فردا شب بتونیم بریم نیویورک سیتی؟
مثلاً بریم "راکسی" یا یه جای واقعاً شیک.
آره، میتونیم این کارو بکنیم. آره.
چیکو، میدونی داری پررو میشی.
یالا عزیزم. چیکو.
چیکو، نه. چیکو.
آره.
اوه، چیکو.
چیکو، میدونی. این دقیقاً همون چیزیه که چند وقت پیش باعث شد فرانی حامله بشه.
وای خدای من.
چیکو.
خراب کردی.
چیکو، حالا میتونیم بریم وندی، تا من یه کم صدف خام بخورم؟
آره، میبینیم.
هی، گفتی فرانی حاملهاس؟ من اینو نگفتم.
باشه.
میخواد چی کار کنه؟
استنلی باهاش ازدواج میکنه. این کاریه که میخواد بکنه.
یه چیزی رو میدونی، چیکو؟
توی این دنیا چیزای خیلی بدتر از ازدواج کردن هم هست.
سلام. جِین اونجاست؟
بله آقا. میدونم دیره، ولی دارم تلاش میکنم باهاش تماس بگیرم.
میشه بهش بگید کارل اِرسکین تماس گرفته؟
سلام، جِین.
آره، چیکو هستم، همکلاسیت.
چیکو، آرومتر صحبت کن، باید قطع کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.