200 dòng đầu tiên.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(آقای ملکه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خدایااا
...باورم نمیشه که جانگ بونگ هوانِ بزرگ
،واسه ادامه ی زندگیش به همچین چیزی وابسته اس
زندگی خیلی پوچه، نه؟
حس میکنم یهویی خیلی پر انرژی شدم
پس اینجا، من میتونم توماس ادیسون و استیو جابز بشم؟
نه، هیچکی دیگه نیس که به یه چیز بزرگتر رسیده باشه؟
قهرمانی که مردمو نجات میده
...تو بدن ملکه
چیزی رو میبینم که نباید اونجا باشه
یک روح شیطانی
بدن ملکه توسط یک روح شیطانی تصرف شده
نمیتونم همینجوری بیخیالت بشم
گمشو..... واسه همیشه
آره، ویلیس کریر، کسیکه اولین دستگاه تهویه رو اختراع کرد
!بانوی من- !بانوی من-
...بانوی من، بلند شین! لطفا
بانوی من
100 ژول آماده شد- شوک-
اپینفرین تزریق کن. 150 ژول شارژش کن
150 ژول آماده شد- شوک-
عجله کنین- دارم میام-
اون دختر، یکی از خدمه ی دربارِ قصر ملکه نیست؟
و طبیب سلطنتی هم داره همراهش میاد
چه اتفاقی افتاده؟- ...ملکه-
!اعلیحضرت، مراقب باشین
خدایا
بانوی من
هرچه قدر راجع بهش فکر میکنم، میبینم ...به خاطر مصلحت خودتونه که بهتون غر
بانوی من
!بانوی من
چه اتفاقی افتاده؟
یه نفر رفته که طبیب سلطنتی رو با خودش بیاره
بانوی من
شما نباید اینکارو بکنین
شما نباید اینطوری از دنیا برین
دیگه هیچوقت بهتون غر نمیزنم
پس حالا بلند شین، بانوی من
!!یه کاری بکن
!بانوی من
بیمارستان دانشگاه هانکوک) (اسم بیمار: جانگ بونگ هوان
100 ژول شارژش کن- 100 ژول آماده شد-
شوک
150 ژول آماده شد
برگشت- چه خبره؟ -
وای خدا، خیلی روشنه، داره چیکار میکنه؟
نبضش نرماله، فشار خونش چطوره؟
فشار خونش هم نرماله
بیمارستان؟ وایسا ببینم، ینی من برگشتم؟
برگشتم، واقعنی برگشتم
آقای جانگ بونگ هوان، نزدیک بود بمیری
اره واقعا
فکر کردم حالا که توی بدن یه زن گیرافتادم، قراره جونمو از دست بدم
چند روز شده؟
درسته، چند روز ممکنه اینجور افتاده باشم رو تخت؟
که حالا بدنم احساس سنگینی میکنه
یه هفته شده
زمان، دقیقا مثل زمان چوسان میگذره
اول از همه، بهم کمک کن از جام بلند بشم
...واسه یه هفته بیهوش بوده
واسه همین الان تو زندگی نباتیه
منظورت از زندگی نباتی چیه؟
گوش کن، دکتر لی. داری در مورد من حرف میزنی؟
چرا وقتی حالم خوبه میگی تو زندگی نباتیم؟
منظورت چیه؟
تحت نظر قرارش بدین- چشم-
کجا داری میری؟
!برگرد! من حالم کاملا خوبه
!گفتم حالم کامل خوبه
ینی چی؟ هیچکی حرفامو نمیفهمه؟
من اینجام، برگشتم خیر سرم
!من، جانگ بونگ هوان، برگشتم
طبیب سلطنتی کِی میرسه اینجا؟
!ملکه
!اعلیحضرت- !اعلیحضرت-
!ملکهی من! لطفا به هوش بیا
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟
...ایشون یه دفعه ای از جاشون پاش شدن
و بعدش هم یهو رنگشون پرید و اینطوری غش کردن
چطور بدون هیچ دلیلی میتونه اینجور غش کنه؟
!حتما سم بوده
!ایشون احتمالا مسموم شدن
چی گفتی؟
به هیچ وجه اینجور نیس
...نه تنها ما مراقب همه ی مواد اولیه هستیم
بلکه از ورود افراد غریبه به ...اینجا هم جلوگیری میکنیم
ولی ملکه اینجا هیچی نخوردن
ملکه اینجا چیکار میکرد؟
آشپزی میکرد؟
بله
در اینصورت ممکنه وقتیکه ...داشتن غذا یا مواد اولیه رو
امتحان میکردن، مسموم شده باشن، اعلیحضرت
خیلی درموردش مطمئن نیستم
شما نادونا
...همیشه میترسیدم که
همچین اتفاقی بیفته
!و آخر هم، این اتفاق افتاد
!نمیتونم باور کنم که ایشون مسموم شدن
...من
من با اجازه تون یه نگاهی بهشون میندازم
عجله کن
...این
نبض یک آدم زنده نیست
منظورت از این حرف چیه؟
!ایشون توی زندگی نباتی هستن
وضعیتی که در آن بیمار دارای نبض است) (ولی هیچگونه فعالیت مغزی خاصی ندارد
توی زندگی نباتی هس؟
بهش میگن زندگی نباتی چون افراد در این حالت مثل گیاهان و نباتات قدرت حرکت خودشونو از دست میدن
گردش خون ایشون و انرژی حیاتیشون ...در قسمت بالایی بدنشون جمع شده
واسه همین روحشون از بدنشون خارج شده، و دیگه نفس نمیکشن
اگه انرژی حیاتیشون برگرده، ایشون ...زنده میمونن ولی اگه برنگرده
ایشون جونشونو از دست میدن
منظورت چیه که جونشونو از دست میدن؟
...خوب
باید چیکار کنم که بتونم نجاتش بدم؟
باید عصاره ی هوانوتانگ و گیاه سوسنِ صغیر رو بگیرین و داخل دهنشون بریزین
مباشر
هرچی سریعتر برو و بهشون بگو که به این گیاه های دارویی نیاز داری
بله اعلیحضرت
فکر میکنی ملکه تا اونوقت میتونه دووم بیاره و زنده بمونه؟
مشکل همینه
همینطور بدون اینکه کاری بکنی !منتظر نمون، فورا یه کاری بکن
لطفا ملکه مون رو نجات بدین
واسه اینکه اینکارو کنم، باید ایشونو جا به جا کنیم
بیاین به تالار ده جوجون بریم
بانوی من
ملکه ی مادر
شما باید از شر روح شیطانی که در بدن ملکه هست، خلاص بشین
باید همین الان اینکارو بکنین
راهی سراغ داری؟
،باید در اطراف تالار ده جوجون ...چیز های بدشگون قرار بدیم
و انرژی رو متوقف کنیم
بعد باید به وسیله ی مراسم شبح رانی، از شرش خلاص بشیم
اینکار خطرناکه، ما نمیتونم داخل قصر مراسم شبح رانی انجام بدیم
...اگه دستگیر بشیم
اگه داخل قصر نباشه، هیچ نتیجه ای نمیده
اینکار باید در نزدیک ترین ...مکان به ملکه انجام بشه
تا اثر گذار باشه
عجله کنین
چشم
کارتون تموم شد؟- بله، تموم شد-
چیشده؟
بیمار همین چند لحظه پیش، دچار ایست قلبی شدن
آهای، اینجا، این طرفو نگاه کنین
صدامو نمیشنوین؟
چیزی داره میگه؟
آره، صدامو میشنوی، درسته؟ میدونستم
من میتونم همه چیو ببینم و بشنوم، پس چطور امکان داره که تو زندگی نباتی باشم؟
اینجوریه؟
واقعا داره حرف میزنه؟
میگه به دروغ متهم شده
هی، عوضی بیشعور
دارم میشنوم صداتو، شیاد- بهش حق میدم این حسُ داشته باشه-
...وسط دعوای منشی هان و نخست وزیر گیر کرد
و همه ی تقصیرا افتاد گردنش
الان یعنی چی؟
اینا همش بخاطر اون منشی هانه؟
سریع درمان و شروع کنید
هر چی بیشتر نگاش میکنم، بیشتر شبیه دیوونه ها بنظر میرسه
ولی کسی نیست که به همین راحتی قربانی بشه
چیکار میتونه بکنه؟ به جز شکست چیز دیگه ای در انتظارش نیست
همون براش بهتره که اینجا اینطوری دراز بکشه
الان این حرفه که تو میزنی؟
اگه شما جای من بودین اینجوری بی حرکت و دست و پا بسته میموندین
!این حرفیه که از دهن کارآگاها دربیاد؟
...پس
در ازای جونم این سوزنُ میزنم
ساکت نمیمونم
اون شیطانِ شیاد منشی هان
خرخره شو میجوم
چول جونگ تو چجوری سر از اینجا درآوردی؟
!ملکه
!بانوی من- !بانوی من-
!بانوی من
شما هرچی دستتون میرسید میخوردین حتی سم هم خوردین
دیگه چی رو میخواین بجوین؟
مرحله سخت بیماریُ پشت سر گذاشتن
اما چرا هنوز به هوش نیستن؟
تنفسشون برگشته
هنوز شرایطشون پایدار نیست
ممکنه دوباره شرایطشون خطرناک بشه
بنابراین باید حواسمون بهشون باشه
یعنی میگی هنوزم وضعشون وخیمه
...امشب
شب حیاتی ایه
پادشاه به قصر ده جوجون رفتن
چرا؟
ملکه بیهوش شدن
و میخوان تمام شبُ خودشون بالاسرشون باشن
متوجه شدم
...باید لباستونُ عوض کنین
گفتم متوجه شدم دیگه
حواست باشه حرفی درز نکنه
اگه این خبر پخش بشه، تو هم در امان نیستی
بله، حتما حواسم هست
باورم نمیشه اون دختر، زیر دست بانوی دربار ملکه کار میکنه
چطور ممکنه همه چی دقیقا همونجور که میخوام پیش بره؟
حتما بودا دارن کمکمون میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.