Parenthood

Parenthood

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

Parenthood 2010 S02E13 Opening Night 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 13 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-23
Lượt tải xuống: 13
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

باید با هم هماهنگ باشیم.

باید تربیتش کنیم.

تو این مورد باید پشتم باشی. ما یه تیمیم.

ممنون که باهاش وقت گذروندی.

دوستش دارم. اون نوه‌مه.

از طرز کارگردانی من خوشت نمیاد؟

هر جور دوست داری بهش رنگ و لعاب بده.

جوئل، جون من، باید برگردی.

اگه برنگردی، این نمایش میشه...

بزرگترین فاجعه تو کالیفرنیا

از زمان زلزله ۱۹۰۵.

با استعدادترین کارگردانمون از تعطیلات برگشته.

جوئل!

الکس. آدام براورمن.

از آشنایی باهاتون خوشبختم آقای براورمن.

اونا در مورد من چی فکر می‌کردن؟ قبول شدم؟

عاشقت شدن.

بهتره دیگه الکس رو نبینی.

هی الکس. من فقط دارم آخرین کمک مالی امروز رو برمی‌دارم.

و کامیون تا چند ساعت دیگه لازم نیست برگرده.

می‌خوای یه چیزی بخوریم؟ یعنی الان؟

آره، الان. پنج دقیقه تا خونه‌تون راهمه.

دارم از گرسنگی می‌میرم. تمام روز هیچی نخوردم.

الو؟

هدی، اونجایی؟

میشه فقط ده دقیقه بهم وقت بدی؟ لباس مناسب نپوشیدم.

لازم نیست لباس بپوشی. فقط یه لباس راحتی تنت کن.

خیلی می‌خوام ببینمت. دلم برات تنگ شده.

می‌دونی، شرط می‌بندم این فیلم خیلی خوبیه. آدام: آره آره.

خیله خب، هدی! ما دیگه رفتیم.

باشه، خداحافظ، خوش بگذره!

اگه بهمون نیاز داشتی زنگ بزن.

باشه، آره، چند دقیقه دیگه می‌بینمت.

نوبت توئه، رفیق.

نمی‌تونم ببینم.

اشکال نداره. فقط دیالوگتو بگو.

نمی‌تونم. یادم رفت.

باشه چارلز، می‌تونیم کات بدیم؟

نظرت چیه؟

خیله خب، باهاش صحبت می‌کنم.

خیله خب. هی رفیق، بیا اینجا.

هی، چی شده؟ ما اینو صد بار انجام دادیم.

ولی تا حالا نور نداشتیم.

خب، این بخشی از تمرین نهاییه رفیق.

میتونیم ببینیم شب نمایش واقعاً چطور میشه.

چشامو اذیت می‌کنه.

گوش کن، نورافکن خیلی باحاله چون میذاره لحظه مهم تو رو ببینیم.

آره، فوق‌العاده باحال.

عالی به نظر میای.

دیگه نمی‌خوام این کارو انجام بدم.

رفیق، لازم نیست از چیزی بترسی. داری عالی انجام میدی.

تو فقط... آره، تو ادامه بده.

کس دیگه‌ای می‌تونه انجامش بده؟

من انجامش میدم!

رفیق، الان نمی‌تونی بیخیال بشی. نمایش دو روز دیگه‌ست.

می‌خوام با اون بچه‌ها باشم.

می‌خوای با اون بچه‌ها باشی؟

گوش کن، باید ادامه بدیم.

اگه این جابجایی رو انجام بدیم، اشکالی نداره؟

آره. آره؟

باشه سید، برو پشت پرده.

جبار، تو اون فضای خالی اون پایینی.

خیله خب بچه‌ها، از جایی که ول کردیم ادامه می‌دیم.

مامان، اون جمع‌آوری کمک مالی که برای بیسبال باید انجام می‌دادم رو یادته؟

آره. خب...

یکم توش کم‌کاری کردم و حالا باید همه‌ اینا رو تا جمعه بفروشم.

و اگه نفروشمش، نمی‌تونم برم مسابقات.

چیه؟

کاغذ کادوه.

وسایل کریسمس؟

آره، وسایل کریسمس.

درو، این مسخره‌ست. الان ژانویه است.

می‌دونم. مامان، خواهش می‌کنم. چرا تو تعطیلات نفروختیش؟

لطفاً مامان، ببین، تو فروش حرف نداری.

تو تنها شانس منی برای فروختن اینا.

عزیزم، داری شوخی می‌کنی؟

آره، واقعاً نمی‌تونی این کارو با مادرت بکنی.

تو نمی‌تونی این کارو با پسرت بکنی.

اگه اینو نفروشم نمی‌تونم برم مسابقات.

باشه، یه فکری به حالش می‌کنیم. کمکت می‌کنم.

ممنون. ممنون.

میرم اون جعبه دیگه رو بیارم.

جعبه دیگه؟

کجاست؟ باشه.

کجاست؟

شماها چیکار می‌کنید؟ مگه همین الان نرفتید؟

مکس کارت هدیه‌اش رو فراموش کرد.

خب، این چه اهمیتی داره؟

چرا مهمه که اون یادش رفته؟

خیله خب، جایی میرید؟ نه، من...

کیفمو پایین جا گذاشتم و باید می‌اومدم برش دارم.

فکر کردم باید درس بخونی. آره همینطوره.

دارم درس می‌خونم. دارم استراحت می‌کنم. مهم نیست.

به نظر نمیاد داری استراحت می‌کنی. من... باشه.

آره! برو مامان!

خدایا شکرت. آره!

کارت هدیه رو گرفتی. عالیه.

اون دیگه کیه؟ نمی‌دونم.

من باز می‌کنم. هی!

تو فقط برو سینما.

هی، چه خبر؟ هی، تو گرگی! یالا!

تو گرگی! یالا! هی، چرا اینقدر انرژی داری؟

هَدی!

آقای بِرِیوِرمَن

اَلِکس، اینجا چیکار می‌کنی؟

مشکلی پیش اومده؟

فکر کنم بهتره بری.

من الان چیزی رو از دست دادم؟ بابا، الکس فقط...

...داشت تو محله دور می‌زد.

اوهوم. فقط تو محله. آره.

اون داشت تو... باشه، امروز شما دو تا با هم جایی نمی‌رین.

تو باید بری. مگه من از چیزی خبر ندارم؟

ببخشید. فکر کنم باید بری و بهت زنگ می‌زنم.

الکس! می‌خوای بیای سینما؟

مکس، لطفا. هدی، من الان بهت زنگ می‌زنم.

بعید می‌دونم بشه. تو به هیچ‌کس زنگ نمی‌زنی!

وایسا. اون می‌تونه وایسه. ما پول داریم.

تو یه چیز دیگه ای. کریستینا: مکس، سوار ماشین شو.

چی؟

من تو رو بزرگ نکردم که دروغگو و پنهان‌کار باشی.

راجع به این حرف زده بودیم، عزیزم. اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

چرا نتونستی بیای و در مورد این باهامون حرف بزنی؟

چرا باید پشت سرمون پنهان‌کاری می‌کردی؟

و بهمون دروغ بگی؟ تو... تو به حرفام گوش نمی‌دادی.

خب، الان وقتش نیست که در موردش حرف بزنیم.

برو تو خونه. فقط برو.

جریمه شدی! برو!

ببخشید آقا، مایلید کمی کاغذ بخرید؟ نه ممنون.

هی، ببخشید، دوست دارید کمی کاغذ بخرید؟

ببخشید خانم، می‌خواید...

هی آقا، نظرتون در مورد کاغذ چیه؟

ببخشید، برای کار دیرم شده.

شاید بگی چه نوع کاغذی هست، می‌دونی، اینکه کاغذ کادوئه.

من واقعا تو این کار افتضاحم.

تو واقعاً تو این کار افتضاح نیستی. چرا هستم.

تو فقط... می‌دونی، شاید یکم تلاش کنی.

ببخشید خانم؟ یه کمی کمدی.

هدیه‌هات رو برای روز مارتین لوتر کینگ کادو کردی؟

نه؟ باشه.

خب، آرزو دارم که اینا رو فوق‌العاده خاص نشون بده.

باشه، چی داری؟

خب، گوزن شمالی داریم.

آره. دونه‌های برف.

پس کاغذ کریسمسه. آره.

عجیب به نظر میاد، چون با خودت میگی "تعطیلات تموم شده."

نه اون نیست. من بودایی‌ام.

اوه. ما کریسمس جشن نمی‌گیریم.

اگه واساکا پوجا داشتی، میتونستم کمکت کنم.

باشه. متاسفم. موفق باشی.

ممنون. کاغذ واساکا پوجا درست نمی‌کنن.

کاش ما هم کاری رو می‌کردیم که بقیه می‌کنن.

چرا؟ بقیه چیکار کردن؟

هیچ‌کس دیگه از اینا رو نمی‌فروشه. اونا فقط میدن پدر و مادرشون همه‌شو بخرن.

باور نمی‌کنم.

آره، می‌کنن. قول میدم.

خب، این که افتضاحه.

حتی اگه پانصد دلار هم داشتم، این کارو نمی‌کردم.

اون تقلب کردنه.

آره، حدس می‌زنم. هی

ببخشید آقا. می‌خواید...

می‌خواید یه کم... نه، ممنون.

خب، قیافه‌اش دوستانه نبود.

بچه‌ها عاشق پوره سیب‌زمینی سیردارن.

خیلی خب. ممنون، توری.

واقعاً متاسفم.

بهت گفتن منو نبینی، مگه نه؟

اونا دیوونه‌ان، الکس.

اونا خودشون ازت خوششون میاد.

قاطی کردن چون، می‌دونی، تو مدرسه نیستی.

و خودت تنها زندگی می‌کنی و...

سیاهپوست، درسته؟

نه، نه، اونا نژادپرست نیستن.

من اینجا نیومدم ازشون دفاع کنم یا چیزی.

ولی اونا نژادپرست نیستن. اونا قاطی کردن چون تو توی انجمن الکلی‌های گمنام هستی.

اونا حتی منو درست نمی‌شناسن، هَدی.

می‌دونم. دقیقاً همین چیزیه که من بهشون می‌گفتم.

صد بار بهشون گفتم.

تو به من دروغ گفتی.

و تو بهشون دروغ گفتی.

و وقتی این کارو کردی، منو هم شریک دروغت کردی.

انقدر دروغ گفتی که دیگه نمی‌دونم الان داریم درباره کدوم دروغ حرف می‌زنیم.

می‌خواستم بهت بگم.

کِی می‌خواستی بهم بگی؟

نمی‌دونم.

لطفا، از دستم عصبانی نباش.

چرا نباید عصبانی باشم، هدی؟

تو از برنامه خبر داری.

تو می‌دونی چقدر تلاش کردم که یه آدم صادق باشم.

و تو بدون اینکه حتی فکر کنی، اینو ازم گرفتی.

متاسفم.

خیلی متاسفم.

ببین. به من نگاه کن.

می‌تونیم درستش کنیم.

می‌دونم می‌تونیم از این قضیه رد بشیم ولی به کمکت نیاز دارم.

باشه، تو باید بری مدرسه.

باید اینو جواب بدم.

بانک غذای اوکلند.

هی، هدی.

مگه نباید مدرسه باشی؟

حالت خوبه؟

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left