200 dòng đầu tiên.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است
هي، مريت
کتي داره يک ليفت صورت ديگه انجام ميده
من بهش گفتم شبيه يک هيولاي مومي ميشه
اون گفت، جوشم بدتر از جوش پسر عموم گرگه
اين حقيقت نداره، صورت تو
به نظر من خيلي خوبه- اين چيه؟-
اوه
دوباره بيرون، توي جنگل رفتي
آره، فقط براي چند دقيقه
موهاتو عقب بزن و يک آينه پيدا کن
مثل ماقبل تاريخيها شدي
اوه، يک چيزي رو کله پشتيت مرده
اوه، واقعا؟
جاني، نميتوني همينطوري اينجا باشي
مثل قبيله ايها، بکنش
عاليه
معذرت ميخوام
معذرت ميخوام
امتحان جبراني کيه؟
بله
آقاي آنسپاچ توي اين امتحان
اين سوالو به ما ياد نداده بوديد
اين آزمون قرائت بود
مثل آخري
خيلي خوب، اما کسي نميدونست داره چيکار ميکنه
مثل امتحان آخري، درسته؟
مزه مورد علاقت چيه؟
چي؟
مزه انگور، درسته؟
آقاي آنسپاچ بايد يک امتحان ديگه بگيريد
همين حالا
همونطور که ميبينيد اين مشکل خيلي شبيه
مشکل آخرين امتحانتونه
کسي ميخواد الان امتحان بده ؟
بيخيال
واقعا ميگي؟
تو ميخواي؟- من خوبم-
فکر کنم اون بخواد
خانم شيپلي
جين
پاشو
واي
لعنت به من
انگار آخرش به اون امتحان جبراني نيازي نداريم
چي؟ جدي ميگي؟
نه، اين منصفانه نيست- بسه-
اون تنها کسيه که تونسته حلش کنه
هيچکس ديگه اي حلش نکرده اين انصاف نيست
!گفتم بسه
يک روز، در چمنزار يک خانواده اي
در حال تمام کردن آخرين اتاقکشون
که تمام سال، بدون وقفه
در حال ساختش بودند، بودن
در حالي که داشتند در سرماي پاييز کار ميکردند
زني که کتي سوراخ به تن داشت
و زير بغلش کمانچه اي بود به سمت اونها رفت
اون گفت: خواهش ميکنم، من گرسنه ام و سردمه
بگذاريد غذايي بخورم و شب بمونم
اون خانواده شوکه شده بودند
چطور اين همه راهو
تنها با يک کت روي شانه هات
و کمانچه اي زير بغلت طي کردي؟
هيچ غذا و پناهگاهي نداري؟
تمام تابستان چيکار ميکردي؟
کمانچه زن گفت: آهنگ مينواخته
قبل از اينکه بدونم، سرما شروع شد
خواهش ميکنم کمي نان بهم بديد
من مستحق کمي غذا هستم
اون خانواده چاره اي نداشت
اونها بهش پشت کردند و به سر کارشون برگشتند
کمانچه زن زنده نموند تا يک تابستان ديگه هم بنوازه
پايان
حالا فکر ميکنم اون خانواده کاملا اشتباه کردن، ميبيني
فکر ميکنم اونها بايد کمانچه رو ميگرفتند درسته
و اونو روي سر زن خرد ميکردن
و از چوبش براي گرمايش استفاده ميکردن
بهم نگو مستحق چي هستي
صفحه85
ببخشيد، نميخواستم بترسونمت
اوه، طوري نيست
تو خوبي؟
آره
فقط ميخواستم کار پاي تخته ات رو تحسين کنم
من توي اون موقعيت قرارت دادم اما ميدونستم از پسش برمياي
مرسي
تو هيچوقت نبايد از
استعدادهات احساس شرم کني، جين
از اون خوشت مياد، درسته؟
کي؟
!خودت ميدوني
اليس؟
نه
منظورم اينه که اون مجبور نيست کارهاي باباها رو انجام بده
صبر کن، آنسپاچ؟
چرا بايد اينطوري توي کلاس واکنش نشون ميدادي، هان؟
....مريت، نه، من
....اون انگار ميخواست منو تحت فشار بگذاره
اوه، خفه شو، تو عاشق اين بودي
باشه، خيلي خوب رياضياته، هرچيزي که هست
من خواندني چيزي انجام نميدم، قسم ميخورم
من نميخواستم اون بالا برم
اما انگار نميتونستم نه بگم
پس بهش بگو بس کنه
امروز بعد از مدرسه برو
فکر ميکني بايد برم؟
جيني، اون مرد از تو استفاده کرد
ميتوني مجبورش کني هرکاري ميخواي انجام بده حتي يک امتحان ديگه ازمون بگيره
واقعا کتي ميخواد اينقدر عصبيت کنه؟
مامان تو، مثل مامان من نبود، يادته؟
کتي گفت اگر من به پرنستون نرم
مثل تمام سينگلارهاي ديگه از زمان تولد مسيح تا حالا
يک ده سنتي از بودجه امانيم هم نميبينم
چي؟
نصف احمقهاي هيئت پذيرش
توي کلوپ دور وبر اون هستند
اما شک دارم که اصلا
نمره هايي که آسپاچ بهشون گند زده رو ناديده بگيرن
اين پشگلها غرور خانواده نيستند، مريت؟
اون اينو بهت گفت؟
پس، باهاش حرف ميزني
آره، آره
دوستت دارم جيني
من هم دوستت دارم
يک چيز ديگه؟
هان؟
ديگه هيچوقت کاري نکن عوضي به نظر بيام
بعدي
بابا، اگر برودي بيشتر از چهار بگيره به فنا ميرم
به هيچ وجه اين دو و سه ها پنج نميشن
اون يکيه- فقط خودت باش پسرم-
اون دوئه
اما بابا، اگر اون بيشتر از من بارفيکس زده باشه
سه تا بيشتر نميره
حتما راکموسکي جايزه شانس رو بهش ميده
چهار
جلوشو بگير بابا
پنج
بوم، بوردي خيلي خشمگينه
خيلي خوب، خيلي خوب- خفه شو-
ميلر
واقعا کسي ميدونه چي توي ليوان راکووسکيه؟
ويسکي
فرنچ
حالا نااميدم نکن، تستسترون
برو دخلشونو بيار، پسر فرنچ
ويسکي، واقعا؟
برودي گفت هشت تا بطري توي کشوي کمدش ديده
و بعد دوباره منو به وان آب داغش دعوت کرد
هشت تا بطري؟
ما بايد اين آخر هفته بهش حمله کنيم
آره، من نميتونم
من ميتونم، من ميتونم
!من از پسش برميام
چرا نميتوني؟
چون وقتي کتي امتحان رياضي منو ببينه
کس منو به کف اتاق نشيمن آويزون ميکنه
من ميتونم
نه، نميتونم
هي، وقتي همسن تو بودم ميتونستم 15تا از اونها انجام بدم
و هردو مچم، تاندون داشتند,
حالا گمشو
من نميتونم، نميتونم
!بو
جين، تقريبا الان بارفيکس رفتي
سس سريت چيه؟
خدايا، چقدر واي فاي گهه
خوب، همش اهرم و نيروئه، درسته؟
دوتا و سه تا نيست، خيلي خوب؟
خوب، عضله هاي دوسرت، لت هات
کس منو به زمين اتاق نشيمن آويزون ميکنه
تو براي آسنپاچ جلق زدي ؟
چي؟
اون براش جلق نزده
شايد بايد بزنه
عصبانيتشو کم کن و کاري کن
کمتر مثل يک کير انساني زنده به نظر برسه
چيه ؟
ياخدا، رفيق
يک جورهايي مثل مرغ بريده ميشه
اوه
!خوبه
!اوه خداي من
از کي تا حالا به نمره هات اهميت ميدي؟
از وقتي که براي موندن توي تيم به يک 3 نياز دارم
اوه، تيم، تيم
طوري رفتار نکن که انگار اهميتي نميدي، پينکو
کار دوچ- باکس فراتر از سطح کالجه
اما حالا بايد اين کارو بکنيم چون اون ميتونه
حق با اريکه، اين مزخرفه
شيپلي، به خدا قسم ميخورم اگر من نتونم
جمعه بعدي، بخاطر رياضي تمرين کنم
کونتو ميذارم توي مايکروفر
!اوه
من واقعا مطالعه نکردم يا نخوندم
قسم ميخورم
طوري نيست، کسي اهميتي نميده
پس ميشه ديگه در مورد مدرسه حرف نزنيم
و از مغزهاي بسيار آزادانديشمون، خوب استفاده کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.