The Boat

The Boat (El barco)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

El Barco S01E07 Perdidos 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-22
Lượt tải xuống: 40
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

خلاصه قسمت‌های قبل

این کشتی آموزشی ستاره قطبی هست

یه طوفان داره میاد سمتمون. متوجهید؟

یه حادثه تو فعال‌سازی شتاب‌دهنده ذرات

ممکنه عواقب وحشتناکی داشته باشه

داریم میریم سمت یه گرداب!

فکر می‌کنیم اون حادثه یه سیاهچاله ایجاد کرده، که داره جرم تکتونیکی رو جذب می‌کنه

تنها چیزی که الان می‌دونیم اینه که ۹۹ درصد سطح زمین، آبه

پس هنوزم خشکی هست

دارن سعی می‌کنن چیزای محالی رو باور کنیم

اگه اون جعبه سیاه رو پیدا کنیم، می‌تونیم بفهمیم آیا آمریکا هنوز اونجاست

از شر جسد خلاص شو. من تا وقتی که لازمه تو کشتی می‌مونم

من و پدرت با هم خوب نیستیم

پس بهتره دیگه همو نبینیم. نه

برگرد به کابینت. حالا!

هیچ پدری فکر نمی‌کنه مرد کاملی برای دخترش وجود داشته باشه

ممنونم

از یه دختر خوشت میاد و اجازه میدی گامبوا از چنگت درش بیاره

چک کن ببین وقتی داری میری، برمی‌گرده که تو رو ببینه

اگه این کارو کرد، ازت خوشش میاد

فکر می‌کردم چیزی هست

میگن من بی‌احساسم، یه آدم کرخت

شکاک، خودبین، کله‌شق

اگه کسی باشه که براش عیب‌هات مهم نباشه چی؟

باید در موردش حرف بزنیم

بچه داری؟ نه، ندارم

اما دوست داشتم دختری مثل تو داشته باشم

پیش ما می‌مونه؟ فقط برای امشب. خیلی خسته‌ست

دوست نداری برای همیشه پیش ما بمونه؟

دوست دارم عزیزم

خیلی از استلا خوشم میاد. ازم نخواه این فرصت رو از دست بدم

دیر یا زود، باید جفت بشیم

بازسازی جمعیت، می‌دونی

یا عشق

میخوای باهام بخوابی؟

این مهم‌ترین بچه دنیاست. باید ازش مراقبت کنی

من می‌خوام سقط جنین کنم

اگه پدری نباشه، من پدرش میشم

باشه. از حالا، تو پدر بچه منی

من ۲۰ ساله هیچی نگفتم

باید خیلی عوضی باشی که زنتو ول کنی

داشتم توی یه دروغ زندگی می‌کردم

دوستش نداشتم

من عاشق تو بودم

ما ناراحتیم چون گرسنه‌ایم. تازگیا فقط آب و نون داشتیم

یکی باید غذا رو جیره‌بندی کنه تا فردا از گرسنگی نمیریم

شاید حق با اوناست. بحث حکمرانی کشتی نیست

بلکه درباره مدیریت زندگی روزمره‌مونه

امروز روز رأی‌گیریه

و می‌خوایم دموکراتیک انتخاب کنیم

من برای انتخابات نامزد می‌شم

این رأی منه

اولیس شهرداره

اولیس

اجازه می‌دی؟

حتماً

من

می‌خواستم ازت تشکر کنم

بابت

نجات دادن پدرم

و مراقبت کردن از همه ما

خواهش می‌کنم

میشه بری، لطفاً؟

چی؟ واسه همین اومدی توی تخت من؟

چی داری میگی؟ انگار دوست داری توی تخت من باشی

من انتخاب دوم نیستم

نه خرس عروسکیت، نه کوآلای تو

برو به جهنم

شاید دلت نمی‌خواد توی تخت دوست پسرت باشی. می‌تونم یادآوری کنم

اون چند روز پیش نزدیک بود پدرتو بکشه؟

تو یه پرنده سحرخیزی

توی قرون وسطی دست دزدها رو قطع می‌کردن

کدومو ترجیح می‌دی؟ من حق دارم غذا بخورم!

از روم برو کنار

خون!

خون!

خون!

اون بهش حمله کرد. و گامبوا از خودش دفاع کرد

چرا کاپیتان رو صدا نمی‌کنیم؟

برای همچین چیزی بیدارش نمی‌کنیم

البته... حالا ما یه شهردار داریم

خب، که چی؟

قراره غذا رو مدیریت کنی و دزدها رو هم؟

زخمش شدیده. لوزالمعده‌اش آسیب دیده

اما اگه از کورتیزون و آنتی‌بیوتیک استفاده کنیم، می‌تونیم از عفونت جلوگیری کنیم

چقدر کورتیزون لازم داره، دکتر؟

۶۰ درصد یا ۷۰ درصد از چیزی که داریم

مطمئناً

خب، اگه یه روزی

خود کاپیتان یا آینوا

به کورتیزون نیاز داشته باشن... چی بهشون میگی؟

اینکه دادیمش به یه دزد؟

یکی قرص‌های آرام‌بخش رو دزدیده. چرا کاپیتان رو صدا نمی‌کنیم؟

اون همیشه می‌دونه چی برای کشتی ما خوبه

فقط داروهای لازم رو بهش بده، دکتر

هرچی که لازم داره

به من اعتماد کن، باشه؟ از این وضعیت جون سالم به در می‌بری

عمو خولیان همیشه میگه این کشتی آشفته‌ست

پس شاید خشکی غرق نشده

شاید ما تو دنیای برعکس هستیم

در دنیای وارونه، بچه‌ها از پدر و مادرشون مراقبت می‌کنن.

اسباب‌بازی‌ها زنده‌ن.

و زود از خواب بیدار میشن تا برن مدرسه.

مردم شب‌ها از خواب بیدار میشن.

و روزها لباس خواب می‌پوشن.

اگه اینجا دنیای وارونه بود،

من باهوش‌ترین آدم این کشتی می‌شدم.

صبح بخیر بچه‌ها. امروز قراره خانواده‌تون رو نقاشی کنین.

این مال منه.

اول باید از مدادت استفاده کنی و بعد رنگش کنی.

اگه خط رو رعایت نکنی، یه امتیاز منفی می‌گیری.

والِریا، عزیزم.

چیکار می‌کنی؟ ما تو مدرسه‌ایم، بابا.

اما الان نصف شبه. فکر نمی‌کنی خیلی زوده؟

ولی خب، بزرگترا اینجان و من نمی‌تونم انجامش بدم.

بابا... کی می‌تونم برگردم به یه مدرسه واقعی؟

به زودی، عزیزم.

نه به زودی. خیلی زود!

باشه.

اگه امروز مدرسه رو شروع کنیم چی؟

من خیلی دوست دارم معلمت باشم.

چون تو خوشگل‌ترین دختری هستی که وجود داره.

ریاضی چی؟

جمع کردن بلدی؟ یه جورایی.

بهترین چیز در مورد دنیای وارونه اینه که من یه مامان داشتم.

آره! خوبه!

عزیزم.

قراره چند ساعت مدرسه داشته باشیم؟

ساعت چنده، دکتر؟

ساعت چنده؟

رامیرو! بیدار شو!

نگاه کن.

چته؟

داری چیکار می‌کنی؟

خورشید کجاست؟

رامیرو، بیا دیگه.

ویلما، حالت خوبه؟

آره.

تو چی؟ بریم غذاخوری.

مواظب باش!

افتضاح به نظر می‌رسی. خواب بدی دیدی؟

بهم نگاه نکن. باهام حرف نزن.

وانمود کن من روی این کشتی نیستم.

شبه.

چته، جولیا؟

چرا ساعت ۹:۱۵ صبح هوا تاریکه؟

دیروز طلوع دقیقاً ساعت ۶:۵۶ بود.

نمی‌دونم. شاید تو یه نیمکره دیگه هستیم.

یک شبه؟ غیرممکنه.

ما باید ۱۸۰۰ مایل رو طی کرده باشیم.

دکتر.

محاله خورشید خاموش شده باشه، درسته؟

ما می‌تونیم بدون خشکی زندگی کنیم.

اما بدون خورشید نمی‌تونیم زندگی کنیم.

کاپیتان، حرف منو باور کن.

اگه اون اتفاق افتاده بود، ما الان اینجا نبودیم.

نمی‌فهمم. چرا هوا تاریکه؟

نمی‌دونم. رامیرو کجاست؟

توی کابین موند.

ویلما، حالت خوبه؟

تو چطور؟ برو اونور.

باشه.

شاید اون تصادف یه سیاهچاله به وجود آورده باشه.

در اون صورت، شاید خشکی...

من از این داستانای آخرالزمانی خسته شدم.

کاپیتان، خدمه زیادی آشفته‌ن.

چرا یکی از سخنرانی‌هاتو برای دلگرم کردنشون انجام نمی‌دی؟

اولیسس. تو می‌خوای این کارو بکنی؟

نه! اونا مردای تو هستن و به کاپیتانشون نیاز دارن.

من یه بچه ۵ ساله دارم که نمی‌تونه بره مدرسه.

چون دیگه هیچ بچه‌ای روی زمین نیست.

من اول از همه یه پدر هستم.

شهردار... وای خدای من.

مارتینز.

می‌خواستم بابت درگیریمون عذرخواهی کنم.

نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم.

الان حالت بهتره؟

بله. ممنونم، آقا. شما فکر نمی‌کنید شاید...

شما هم باید عذرخواهی کنید؟

حتماً. متأسفم، آقا. نه از من.

از کاپیتان.

شاید بتونی یه یادداشت یا چیزی بنویسی.

می‌تونم کمکت کنم.

باشه... «کاپیتان عزیز،

امروز از همکارام دزدی کردم.

این کار رو کردم چون این وضعیت

بدترین بخش وجودم رو بیرون می‌آره.

نمی‌تونم تحمل کنم که سرگردان باشم،

و بدونم که بالاخره همه‌مون می‌میریم.

من مریضم.

و می‌خوام همین الان به این خاتمه بدم.»

آروم باش.

واضح بنویس. «امیدوارم دلایلم رو درک کنید.

متأسفم.

ادواردو مارتینز.»

بله.

ساعت ۱۰:۱۳ صبحه و خورشید داره طلوع می‌کنه.

سه ساعت دیرتر از دیروز. زمان دقیق رو یادداشت کن، جولیا.

ما باید بفهمیم کجاییم.

اگه داریم به سمت قطب می‌ریم، ممکنه طلوع دیرتر اتفاق بیفته.

The Boat subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left