200 dòng đầu tiên.
سِیج: بشین، بشین، بشین، بشین.
زُو: نگاه کن.
افت و خیز پیش میاد.
ادامه بده و به این عوضیها محل نذار.
من نگران اونها نیستم.
میدونم.
سِیج: همه، جمع بشید.
من، امم، همین الان با دکترای اودالی صحبت کردم.
میگن حالش پایداره، خوبه. داره استراحت میکنه.
اما یه کم طول میکشه تا بفهمن
چقدر ریکاوریش طول میکشه
یا اینکه اصلاً دوباره میتونه برقصه یا نه.
پس حواسمون بهش باشه
و براش دعا میکنیم.
و ما هم فقط ادامه میدیم، باشه؟
من، امم، دیشب تا دیروقت بیدار موندم تا این دموی جدید رو براتون بیارم.
یه چیزی براتون ساختم، هم جدید، هم قدیمی.
یه کم رترو (قدیمی) هست.
هرچی که هست، واقعیه، این کار خامه.
و احتمالاً این جهت جدید تور خواهد بود.
یعنی "سِیج سوپریم" دیگه تموم شده.
تمام اون رقصها، تمام اون موسیقیها
رفته، پاک شده.
از نو شروع میکنیم، از پایه میسازیمش.
همین جا، همین الان.
نماینده لیبل... گوش کنید، گوش کنید.
نماینده لیبل که کمتر از ۲۴ ساعت دیگه اینجاست.
خب، پس ما باید یه روتین (اجرا) آماده کنیم
که به اندازه این آهنگ عالی باشه تا بهش ثابت کنیم
که من در تغییر مسیر درست عمل میکنم.
پس برنامههاتون رو کنسل کنید. هیچکس از این اتاق بیرون نمیره تا تمومش کنیم.
پسر. منظورت چیه همهش از بین رفته؟
دوئت چی میشه؟
زُو: عقلشو از دست داده.
ما حدود هشت هفته دیگه وقت داریم، شایدم شش هفته.
خب، هی، هی، هی، هی.
خب، همه، گوش کنید. لطفا به من گوش کنید.
من همین الان به شماها نیاز دارم.
بیشتر از هر وقت دیگهای.
به عرق شما، به انرژی شما نیاز دارم.
به ایدههای شما نیاز دارم.
خب، شما دیگه فقط رقصندههایی نیستید که از دستورات پیروی میکنید.
شما هنرمندانی هستید که به هنرمند دیگه کمک میکنید
تا صحنه رو با زندگی پر کنه.
شاید یه کم باهاتون بدرفتاری کردم
فقط یه کم.
خب، نه اینقدر شور و شوق، باشه؟
باشه، باشه. خب، خب.
اما من بدرفتاری کردم چون میدونستم
که دارم راه اشتباهی رو میرم.
اما الان
الان دقیقاً میدونم کجا باید باشم.
و به شماها نیاز دارم تا کمکم کنید به اونجا برسم.
با من هستید؟
میتونیم این کارو بکنیم؟ آره؟
آره؟ وقتی برای اشتباه نیست؟
آره، متوجه شدید؟ نه؟ تو یه عوضیای.
باشه، خب، خب، خب، خب.
گوش کنید، تمرکز کنیم، کلی کار داریم.
و وقت زیادی برای انجامش نداریم.
یعنی هیچ حواسپرتی، هیچ اشتباهی.
یعنی تو
آره، من الان اصلاً نمیتونم به صورتت نگاه کنم.
میخوام که بری بیرون گورتو گم کنی.
همه بگید، "خداحافظ تال."
کار داریم. بزن بریم.
رگی: هیچوقت بهم زنگ نزدی.
رگی.
اینجا چیکار میکنی؟
من فقط میخوام پسرمو ببینم.
خب، الان وقت خوبی برای تال نیست.
در واقع، زمانبندی تو بدتر از این نمیشد.
کجاست و تو کدوم کلاسه؟
سِیج: لِت، کجایی؟ بهت اینجا نیاز دارم!
فقط
کولِت: امم، فقط یه لحظه. با یکی از والدین هستم.
پسرت اینجا نیست. سِیج فرستادش خونه.
همین بود که باید میدونستم.
هی، رگی، امیدوارم این آخرین باری باشه که میبینمت.
ما بهتره هر کدوم تو یه گوشه خودمون باشیم.
من دور و بر کولِت میمونم.
سِیج: خب، شماها.
من یه هنرمندم و روی کارم حساسم.
این "جِنِسیسه".
مرد: به گذشتهاش احترام میگذارد
حالش را ارج مینهد
بدین ترتیب آیندهاش را میسازد.
جنسیس.
خب، لعنتی، سِیج.
این یه آهنگ فوقالعادست.
آره؟
آره.
سِیج: اوه. اِه اوه.
سِیج: هی، هی!
سِیج: هی.
و زندگیمو درست و درمون بهم بریزه، واسه هرچی که هست
موسیقی همیشه پشتم بوده
من همونیم که همه در موردش حرف میزنن
هاهاها!
اَه، بیخیال. نه... جدی میگی؟
کید اِن پلی؟ واقعاً، شماها؟
اونا هیچی از زندگی من نمیدونن
خب، رانینگ مَن. خب، رانینگ مَن
اما اگه نمیدونی و میخوای بدونی
پس بذار نشونت بدم
به آغاز من خوش اومدین
یادته از کجا شروع کردم
دوباره برگرد به اوج
چون کارم هنوز تموم نشده
آغاز من
آره، خیابونا اسممو صدا میکردن
اوه، چی داری؟ چی داری؟ چی داری؟
چی داری؟ هی! هی!
هی!
داره راجر ربیت میرقصه!
به آغاز من خوش اومدین
برگرد به جایی که شروع کردم
چطور شدم اون مردی که الان هستم
آغاز
هی!
میدونی چیه؟ خودشه، خودشه
رقص باید همین باشه
مثل یه سفر توی تاریخچه زندگیت
کید سیج، استریت سیج
و حالا استار سیج
میدونی، میتونی اونو پیشدرآمد کل برنامه کنی
این، اینو دوست دارم
اوکی، مثل یه چیز حماسی خفن
مثل یه اپرا
درباره زندگی یه ستاره
آره
یه هیپ هاپرای محشر
دقیقاً
عاشقشم
بترکونش، بترکونش، بترکونش!
یو، اینو دوست داریم؟ باهاش حال میکنیم؟
آره؟ عالیه
اوکی، خوبه. خب، یه استراحت کوتاه کنید
یه آبی بخورید. شب طولانیهای داریم، خب؟
عاشق این انرژیام. شروعش کنیم! راه بندازینش!
پاپی
پاپی
پاپی، میتونیم حرف بزنیم؟
اوه، حالا میخوای حرف بزنی؟
منو پیچوندی و پیامامو نخونده گذاشتی
حالا یهو یادت افتاده منم هستم؟
گمشو از جلوی چشمام، درِی
میدونم که عجیب غریب بودم
و تقصیر تو نبود
اوه، میدونم که تقصیر من نبود
ولی باید یه مسئلهای رو برای خودم حل میکردم
با یه پسر بچهی بیشعور بهم نزدم
که برم با یه عوضی دیگه
فکر کردم تو فرق داری
فرق دارم
پاپی
چیه؟
گوش کن، ما از بچگی دوست بودیم
این برام مهمه. تو برام مهمی
نمیخواستم عجولانه وارد یه چیزی بشم و شاید نابودش کنم
کل دوستیمونو خراب کنم، اگه مطمئن نبودم
درِی
پاپی، باید مطمئن میشدم که دارم کار درست رو میکنم
و حالا میدونم
کاملاً میدونم که...
این چیزی که بین ماست
واقعیه
و من صد درصد باهاتم خانم مارتینز
قول میدم
بیا اینجا
میدونی، داشتم میمردم...
تا با تو تنها بشم
اوه، واقعاً؟
اوه؟ آها
که چیکار کنی؟
این
ببین، اون علاقه نشون داده، باشه؟
فقط باید یه کم روی این قضیه کار کنم
آره. خب، مگه این کار تو نیست؟
پس انجامش بده
چته؟ ساعت ۳ بعدازظهره، درسته؟
قیافهت داغونه
باید دیشب اونجا میبودی
اوضاع حسابی کولاک بود
آره
خب، وقتی تو سرگرم بازی گرگ پیچتری استریت بودی
کینگ از کارای شلوغ سیج یه استراحت کوچیک کرد
که اینو تموم کنه
این آخرین آهنگ آلبومته
خوبه
فردا صبح اولین کار میرم سراغش
باشه
ریگو، آهنگ آخر مهمه
خب، این آخرین تأثیریه...
که توی ذهن شنونده، طنینانداز میشه
خب، میخوای اون چی باشه؟
احتمالا یه آهنگ قرّی واسه کلاب.
یا ترپ... مردم عاشق این سبکان.
نمیدونم.
نه. باشه. دست از حدس زدن بردار
No comments yet. Be the first to leave one.