200 dòng đầu tiên.
آنچه گذشت
تو همون پسر تخسِ اهل چینو هستی
که یه دوستدختر سابق داری که شاید
زیباترین دختر کل تاریخ دبیرستان باشه
آره، ولی الان من اینجا پیش توئم
سندی: جیم شد بره دوستدخترشو ببینه، نه؟
داریم چیکار میکنیم؟ من به این مرحله میگم داغ کردنِ فر
منظورم کلیتره، در مجموع داریم چیکار میکنیم؟
کرستن: میخوام سفارش غذا بدم تا بیارن اینجا
میشه نودل ترد با میگو
و سالاد کالاماری
رولهای ویتنامی و مرغ رو هم بگیر
همون مرغ با کاری تند
و رولهای ویتنامی
و مرغ با کاری تند
بچهها، از رستوران "تایفون" چیزی میخواین؟
آره، یه کم "پد تای" بیزحمت
آره مامان، مامان، میشه چند لیتر
از اون سوپ "تام یام" سفارش بدی؟
و بعدش هم سالمون با سس فلفل و لیمو
دامپلینگ هم بیزحمت
خب، پس شد پد تای، سوپ تام یام
سالمون با
سس فلفل و لیمو
دامپلینگ
آهان، و دامپلینگهای بخارپز. آره، عالیه
اندازهی یه ارتش کوچک غذا سفارش دادیم
سندی: یه فکری دارم
چرا شما دوتا رفقای دخترتون رو دعوت نمیکنین بیان اینجا؟
لیندزی پیش مامانشه
خانوادهدرمانی و بعدشم مرور آثار "تروفو"
عجب برنامهی فشرده و خفنیه
الکس چی؟
چطوری؟
اِم... تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، این گرمترین استقبالی نبود که تا حالا ازم شده
ولی به هرحال قبولش میکنم
اِم، اصلاً انتظار نداشتم الان اینجا ببینمت
یه جورایی سرم شلوغه
میخواستم دعوتت کنم
که با خانواده شام بخوریم
فکر نکنم ایدهی خوبی باشه
عشق سابقم اومده شهر
در واقع الان تو دفترمه
منتظر منه
اوه، یارت
خب، طبق الفبای روابط قبلی
طرفِ "سابق" باید بره کنار تا نوبت "من" و "تو" بشه
ولی اون عملاً
"سابق" حساب نمیشه
ما هیچوقت واقعاً رسمی بهم نزدیم
اینم بخشی از همون چیزیه که باید حلش کنیم، ولی خب
واقعاً دلم میخواد بیام با خانوادهت شام بخورم
پس شاید بتونیم بذاریمش واسه وقتی که "سابق" رفت؟
خب، پس یعنی قراره بره؟
کی، آخر شب؟
شب رو میمونه
خیلی هم عالی. کل هفته رو چی؟
نمیدونم
اِم... نمیدونستم
که قراره اینطوری بشه، ولی شده دیگه
باید یه جوری باهاش کنار بیام، پس خیلی خوب میشه اگه
اگه فقط بتونی... (صاف کردن گلو)
بذاری خودم حل و فصلش کنم
به عبارت دیگه، تا وقتی اون اینجاست، دور و برم آفتابی نشو
مگر اینکه با سه نفری بیرون رفتن مشکلی نداشته باشی
باشه، خب، باید در این مورد بعداً بهت جواب بدم
از کلوپ جدید خوشم میاد
حاضری از اینجا بریم؟
اوهوم. تا یه دقیقهی دیگه
* کالیفرنیا، داریم میایم *
* درست همون جایی که ازش شروع کردیم *
* کالیفرنیا *
* کالیفرنیا... *
خب حالا مگه چی شده الکس یه "سابق" تو زندگیش داره؟
اکثر مردم دارن. همینطوره
احتمالاً یه لاتِ کلهخَرابه
که اسم الکس رو روی بازوش تتو کرده
خب، پس تهدیدی واسه تو نیست
مگر اینکه یه لاتِ دلرحم باشه
حبسشو کشیده
هجده ماه به خاطر سرقت
اشتباه کرده و خودش هم اینو میدونه
پختهست، حساسه، سرد و گرم چشیدهست
پس یعنی حالت اصلاً خوب نیست
اصلاً و ابداً، رایان
اصلاً
داره از پا درمیاد، نه؟
ست؟
هنوز شروع هم نکرده
سلام
سلام بچهها. سلام
وای مریسا، چه دامن محشری پوشیدی
عاشق کفشات هم شدم
مرسی
منم واقعاً از
از کولهپشتیت خوشم میاد
از کجا گرفتیش؟
اوه، اِم، برند "ال ال بین"
آهان، خب
کلاسم دیر شد
ولی شاید این آخر هفته بتونیم همگی بریم بیرون
فیلم ببینیم یا بریم جزیره "بالبوآ"؟
آره، به نظر خوب میاد
باشه
واو، هر روز جوری تیپ میزنه که
انگار میخواد بره روی جلد مجله مد
آره؟ خب، لابد همینطوره
خوبه که من آدم رقابتیای نیستم
داری چی میگی؟
هیچی. فقط همونطور که خودت گفتی
همه یه "سابق" دارن، و به نظر میاد تو هم با سابقت خیلی میپری
واقعاً؟
اوهوم، یعنی مدام با همید
خب، شاید بهتره شما دوتا با هم دوست بشین
اون وقت همگی با هم میریم بیرون و دیگه عجیبغریب هم نیست
آره، من و "دخترِ روی جلدِ مجله"
آره، اصلاً هم عجیب نمیشه
آخ، ماساژ
واو، حتماً یه چیزی ازم میخوای
یه لطف
خیلی کوچیک
خب، همینطور که داری ماساژ میدی بگو
اونطوری احتمالِ "بله" گفتنم خیلی بیشتره
در مورد کاره
همونطور که میدونی، اعتبار "گروه نیوپورت"
تقریباً به لجن کشیده شده
حقشونه
هیئت مدیره از ما میخواد یه طرحی بدیم
تا وجههی شرکت رو بهتر کنیم
با خودم فکر کردم کی بهتر از تو برای مشورت؟
کسی که عملاً تنفر از گروه نیوپورت رو اختراع کرد
خب آره، میدونی که من خیلی وقت پیش
قبل از اینکه مد بشه، ازشون متنفر بودم
آره، خب، ایدهای داری؟
آره، اتفاقاً دارم. این عالیه
عالی که خیلی خوبه
همین الان بهم زنگ زدن که کار رو شروع کنم
با "طرح مسکن نیوپورت"
میخوان مرکز شهر واسه قشر کمدرآمد خونه بسازن
میخواستم به شورای شهر درخواست بدم
ولی گروه نیوپورت میتونه بودجهش رو تأمین کنه
دقیقاً. هیئت مسکن پروژهش رو پیش میبره
و شرکت هم برای تنوع، یه کار خیر انجام میده
عزیزم، این حرف نداره
جایزهت بیشتر از یه ماساژه
اونجایی که من بزرگ شدم، این فقط یه معنی داره
ممم
هی، یه سورپرایز برات دارم
من عاشق سورپرایزم
مخصوصاً اگه اسمش "جیمی چو" باشه
قراره کلهپا بشم؟
بیا اینم از این
ایول، کاپکیک
پاشنهی بلند و میخی نداره
ولی در هر صورت میخورمش
میدونی که تولدم نیست
آره، و اینم میدونم که
شش ماهه که با همیم
اوه خدای من، راست میگی
خدا، یعنی شش ماه گذشت؟
ایول بابا
آره، واقعاً فوقالعادهست
تا حالا رابطهم اینقدر طول نکشیده بود
منم همینطور
خب، به نظرم باید جشن بگیریم
دلم میخواد ببرمت
به یه شام سالگرد رمانتیک توی رستوران "آرچز"
نظرت چیه؟
مریسا: خب چی گفتی؟
اوه، هیچی، گفتم واسه عمل کلونوسکوپی باید ناشتا باشم
مطمئنم دقیقاً همون جوابی بود که دنبالش میگشت
اوم، آره
ببین، زک واقعاً پسر محشریه، ولی شش ماه؟
من حتی با کوهن هم اینقدر طولانی نپریدم
ما کی اینقدر پیر شدیم؟
کی زندگی اینقدر پیچیده شد؟
میفهمم چی میگی
یادت میاد بچه بودیم، فقط من و تو بودیم
و از پسرا چندشمون میشد؟
آره، شبنشینی داشتیم
و "فول هاوس" و "استپ بای استپ" میدیدیم
وای خدا، عاشق "فول هاوس" بودم
ولی حیف که اسم شخصیت محبوبم "دیجِی" بود
و الان دیگه گند خورد به خاطرهم
نه، ببین، "دیجِی" رو ولش کن
کوهن و زک و رایان رو هم بیخیال
میدونی چیه؟ ما نیاز داریم یه مدت از پسرا دور باشیم
چی، منظورت یه شبگردیِ دخترونهست؟
دقیقاً همینطوره
یعنی میخوای بگی بدت میاد یه شب بدون پسرا خوش بگذرونی؟
خب، کانال "نیک ات نایت" داره "فول هاوس" نشون میده
جدی؟
مرسی
خب، یه خبر عالی
سندی
یه ایدهی معرکه داره
واسه شروعِ تغییر وجههی شرکت
من خبر بهتری دارم. ایدهی من از مال اون بهتره
تو که هنوز مال اونو نشنیدی
No comments yet. Be the first to leave one.