200 dòng đầu tiên.
منو باور کن
!آروم تر، بابا
فقط جواب بده، عزیزم
!عزیزم
!مامانبزرگ
!مامانبزرگ
!مامانبزرگ
کجایی؟
!مامانبزرگ
!مامانبزرگ
کجایی، عزیزم؟
مامانبزرگ! خانم آیسل هم خونه نیست؟
مامانبزرگم گفت حال قلبش خوب نیست و نمیتونم باهاش تماس بگیرم
دوروک، درسته؟ اگه اشتباه نکنم
اشتباه میکنی
حداقل ثابتقدمی
نمیتونم با مامانبزرگ تماس بگیرم
اولش زنگ میخورد ولی حالا گوشیش خاموشه
مال ما بستهست
ولی شاید این یکی باز باشه
بستهست
!داره زنگ میخوره، ولی جواب نمیده. اونجاست
اگه نتونن جواب بدن چی؟
!ای بابا
!درم رفت
چی کار کردین، بچهها؟
اون کوفتی رو بگیر
!شماها چقدر بچهاین
چطور ممکنه بگی حال قلبم خوب نیست بعدش جواب ندی؟
سر کار خیلی سرم شلوغ بود. واسه این اومدم اینجا؟
شما دو تا اصلا کجا بودین؟
.لب دریا. لب دریا
انگار گوشیم شارژ تموم کرده بود
و منم گوشیمو اینجا گذاشته بودم
از کجا باید میدونستم که فوراً میای؟
فکر کردی من چی کار میکنم، مامانبزرگ؟ دوست داری بهم بگی؟
.دیگه بسه! درسته
ما که بچه نیستیم
هر وقت بهت زنگ میزنم
میگی، "من تو اروپام،"
یا "آنتن ندارم. خودم بهت زنگ میزنم،" یا "من رو کوهم. زنگ نزن."
ای بابا. شما دو تا هیچوقت واسه ما وقت ندارین
مگر اینکه فکر کنین داریم میمیریم، نمیآین
اندازهها رو گرفتم ولی امروز نمیتونم نصبش کنم
.باشه، پسرم. مشکلی نیست
.همه چی خوب میشه. من اینجام
منظورت چیه؟ وگرنه چرا نباید خوب باشه؟
.هیچی معلوم نیست، میدونی
ممکنه دزد یا شیشهشکن باشه
شاید یکی مجبور بشه مداخله کنه. اینطوره؟
شما برای شوالیه سفید بازی کردن زیادی پیر نیستین؟
من دیگه دارم جوش میارم
اوه، چه جالب. یادت مونده من چند سالمه؟
.خب، ما باید بریم، پسرم
.تو این همه راه اومدی. حتماً خستهای
.اگه شما دو نفر راحت نیستین، فقط بیاین خونه من
.بیا، پسرم
.فکر کنم اینو اینجا بذارم. به دردم نمیخوره
.بیا مامانبزرگ. بریم، پسرم
.فقط یه چند تا خراشه. مثل اینکه نابودش کردم نیست
احمق
عزیزم، حالت خوبه؟
.کاملاً خوبم. حتی بهتر از بیشتر ۲۰ سالهها
ولی تو خوبی؟
آخه چرا باید درِ منو میشکستی؟
کلید نداشتی مگه؟
.داشتم میرفتم سر کار، مامانبزرگ
اصلا یادم نبود کلید رو بردارم
اینقدر نگران بودم که تو رو هم از دست بدم
.من اینجا میمونم، عزیزم
هیچوقت تو رو تنها نمیذارم
خیلی دلم برات تنگ شده بود
اوه، دختر کوچولوی من
من اینجا چی کار میکنم؟
!چی؟ این چه جور سوالیه؟ مامانبزرگ
تو بورک بادمجان درست کردی
بگو. دنبال چی هستی؟
دنبال نوه بیعرضهام هستم
ماهها گذشته. حتی زنگ هم نمیزنی
بابا مامانبزرگ. من هر هفته اولاش رو میفرستم که بهت سر بزنه
.کارم این اواخر خیلی شلوغ بوده. خیلی کار سخت دارم
محاله به خاطر این ناراحت باشی. چیز دیگهای هست
به من بیتوجهی شده
فکر میکنی من هیچوقت بهت بیتوجهی میکنم؟
تو ملکه منی
خیلی دلم برات تنگ شده بود
.معلومه که همینطوره
حالا گوش کن
لطفاً دیگه این کار رو نکن، باشه؟
فقط منو صدا کن. هر جا باشم میام
.باشه؟ باشه
.اوه، عزیزم. یه کم بورک هم میچسبه
.بخوریم. نوش جان
میگه حالش خوبه ولی من تا آخر هفته اینجا میمونم
.اوضاع اونجا چطوره؟ - پسرا هستن
کرم تمام روز تو دفتر خانم سلین بوده
اون میخواد طرح جلد ماه بعد رو انجام بده
خانم سلین انگار نسبتاً نظر مثبتی داره
من حتی یه روز هم نمیتونم برم. اون چی تو سرشه؟
یه مدل خارجی که واسه یه مراسم خاص میاد اینجا
.داره با یه برند لباس زیر لوکس همکاری میکنه
.یه کالکشن دارن
.عکاسی تموم شده. فقط مونده مصاحبهش
واقعاً؟ چطور شده؟
سردبیر: سَحرا اِردنیز
.یعنی، عکسا قشنگن
.ولی اصلا زیباییشناسانه نیستن
.فرصتطلب زنستیز
"ما فقط منتظریم عکاس برگرده، خانم سلین."
...اگه خانم سلین بفهمه داری دروغ میگی
.اون صفحه اول رو میگیره و میشه سردبیر
.فقط داشتم وقت میخریدم، آهو
.حتی به ایجنت پسره هم نمیتونیم برسیم
!داری دیوونم میکنی! هیچ جا نیست
میشه یکم آروم بگیری؟
.بهت گفتم که درستش میکنم
.باشه. فقط منتظر تماسم باش، اوکی؟ بعداً باهات حرف میزنم
.باشه. منتظر میمونم
.چندش
.داری خیلی کار میکنی
.فقط یکم آروم باش عزیزم
.اگه میدونستی چی میکشم، عزیز دلم
.این رو ببر خونه سمیحا
.ظرفشه. نمیتونیم خالیش برگردونیم
چرا من؟
وقتی نوهم اینجاست، من برم؟
مردم چی میگن؟
.بیا عزیزم. فقط انجامش بده
.بیا دیگه. بدو عزیزم
.باشه. باشه
.دنیز، یه لحظه بیا پایین، پسرم
چی شده؟
.سحرا برامون یه ظرف آورد. لطفاً ببرش
.من اعصاب این کارا رو ندارم
.دستام خمیره. خیلی وقته اینجاست
.بیا دیگه
!واقعاً که
.بفرمایید
چیزی تو ذهنته، دنیز؟
.پس اسمم یادت مونده
.حدس میزنم کار تو نیست
چرا برات مهمه کی درست کرده؟
.چون خوبه
.نازک و خوشمزه
.پس محاله کار تو باشه
.الهی نسل شما منقرض شه
.کور خوندی
.عوضی. الهی خفه بشی
.اون هنوز همون پسر ۱۵ ساله است
!آفرین! هورا
!بسوز، کرم! بسوز! هورا
!بسوز! هورا
!وای، مادربزرگ
آروم باش. چی شده؟
این بار دیگه چیکار کرده؟
میدونی چیکار کرده؟
.اون سعی کرد مصاحبه روی جلد منو بدزده ولی نوهی شما داره ترتیبشو میده
عکاسی که داشتم بهت میگفتم، یادت میاد؟
.دنیز تونالی
.البته، اینکه کاراش رو فقط عکس صدا کنیم، بیانصافیه
.اونا آثار هنری هستن
.خلاصه، اون یه جایزه جهانی و معتبر برنده شد
بعدش چی؟
.و بعد ردش کرد
باورت میشه؟
.اون اولین نفریه که این جایزه رو رد کرده
.مسخرهست
.ماههاست همه دنبالشن ولی غیبش زده
.منظورت چیه؟ هیچ جا پیدا نیست
.هیچکس نمیدونه این آقا کیه
.ما فقط اسمشو میدونیم. نمیتونیم بهش دسترسی پیدا کنیم
.اگه فقط یه دونه عکس ازش داشتم
عزیزم، تا حالا چیزی به اسم اینترنت به گوشت خورده؟
.باشه، مادربزرگ
چطوره یه بار اسمشو جستجو کنی و ببینی چند تا نتیجه پیدا میکنی؟
اگه نمیتونی بهش دسترسی پیدا کنی، چرا اینقدر هیجانزدهای؟
.یه مجلهای تو انگلیس هست. اونها یه مصاحبه میخواستن، ولی اون رد کرد
.از دوستم که اونجا کار میکنه پرسیدم. اون شماره ایجنتش رو بهم داد
اگه پیشنهاد تو رو هم رد کنه چی؟
.نمیکنه
.چون ارتقاء شغلی من بهش بستگی داره
.اون فقط باید متقاعد بشه
.چندش
چی میخوای، کرم؟
...میخوای به خانم سلین بگی
که نمیتونی به عکاس معروفمون دسترسی پیدا کنی و به تیمت هم گفتی دروغ بگن؟
یا اینکه اجازه میدی این افتخار رو من داشته باشم و به جای تو ارتقا پیدا کنم؟
.اجازه نمیدم هیچ کاری بکنی
.پس مزخرفاتت رو پیش خودت نگه دار
.و فقط منتظر مصاحبه باش
.قبول کن. من بردم. با این فکر که من رئیست هستم کنار بیا
.ترجیح میدم استعفا بدم
سردبیر: کرم سویلو
این چطوره؟
هر کی صفحه اول رو بگیره، ارتقا پیدا میکنه و اون یکی استعفا میده. باشه؟
.قبول. - از بردنم لذت میبرم
صبح بخیر. چی شده؟
.یکی از گربههام پایین نمیاد
.دنیز هنوز خوابه
.ولش کن. من کمکت میکنم. فقط صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.