200 dòng đầu tiên.
.اینجا وقتی راه میری زمین تکون میخوره. میبینی، سطح آب زیرزمینی اینجا بالاست
.وقتی بارون میاد، مزرعهها تبدیل به یه باتلاق بزرگ میشن
.اون وقته که گاوها فرو میرن و باید با زنجیر بیرون کشیده بشن
.یه بار یه گاو اونقدر تو گل فرو رفت که غیبش زد
.شش ماه بعد دوباره پیدا شد، مثل یه بادکنک باد کرده بود
.یه گوساله دو سر به دنیا آورد که یه سرش گوساله بود و یه سرش آدمیزاد
.باید همچین موجود عجیبغریبی رو پنهان نگه داشت. همه اینو میدونن
.با این حال، کشاورز نگهش داشت. کمی بعد گاوها دچار جنون گاوی شدن
.و زنها بچههای تو شکمشون رو از دست دادن و عقلشون رو باختن
.مردها تو بار جمع شدن
.و یه صبح زود اون هیولا رو تو باتلاق انداختن
.جایی که با یه غرش رقتانگیز غرق شد
.از اون موقع به بعد، نه با گاوها مشکلی پیش اومده نه با زنها
.این داستان بر اساس واقعیت است
...فقط از کوره در رفتی؟ یا
.خب، واسه بهترینامون هم ممکنه پیش بیاد
.داری یه فرصت دوباره پیدا میکنی. خوبی پلیس همینجاست
.فکر نمیکنم اینجا اتفاق خاصی بیفته. اگه افتاد، فقط به من گزارش بده
.که بدونم اوضاع دستته. البته
.به زودی برت میگردونیم کپنهاگ. اگه دلت خواست برگردی
.شاید از اینجا خوشت بیاد. بعید میدونم
چی میشه اگه اینجا یه خانم جدید واسه خودت پیدا کنی، ها؟
.اون اینجاست
.تنها؟ با رئیس از تاندر
.موجن (Mojn). ما اینجا اینجوری میگیم. هم یعنی سلام و هم خداحافظ
.اگه اون کلهخرابا اذیتت کردن، فقط به تاندر زنگ بزن
.سلام
.اوه، سلام. دکتر زرلانگ، این دکترک محله
.رابرت هستم. اونور خیابون زندگی میکنم
.خوش اومدید. سفرتون چطور بود؟ طولانیتر از چیزی که انتظار داشتم
.منم اهل کپنهاگم. یا ویروم. ولی خب اینجا همون حساب میشه
.فقط قصد داشتم چند هفته بمونم
.من و تو حرفای زیادی واسه گفتن داریم. قراره عالی باشه
.ورق بازی میکنی؟ متاسفم، بازی نمیکنم
.سلف شما بازی میکرد. و بقال و کشیش هم همینطور
.خب، متاسفانه من بازی نمیکنم
.مردم محلی ترجیح میدادن یه مارشال با خون محلی تو رگهاش ببینن
.اونا دوست دارن کارا رو خودشون انجام بدن. متوجهام
.پس چه خوب که من فقط برای مدت کوتاهی اینجام
.راستش اومدم اینو بهت بدم
.مال مارشال قبلی بود، و من ازش نگهداری کردم تا تو اومدی
.وگرنه میره تو باتلاق
.شما به جوزفین هانا و اسکویکی وصل شدید
.ما الان نمیتونیم جواب تلفن رو بدیم. بعد از بوق پیام بذارید
.موجن (Mojn)
.سلام
.کسی رو پیدا نمیکنی. اون آدم جدیده رفته
.آدم جدید؟ خب، از اون قبلی جدیده دیگه
از تاندر. ولی کسی ازش کمک نخواست. چرا؟
.اینگلیسه بول از اداره ماشینآلات. شما هم جدید هستید
.برای یه مدت کوتاه. خوبه... که اینجایی، منظورم اینه
.همینجوری مغازهشو ول کرد و رفت؟ نه، اون ناپدید شد
.ناپدید شد؟ همونجوری که مردم اینجا ناپدید میشن
.بهتره دیگه چیزی نگم. - موجن (Mojn)
.- موجن (Mojn). ما اینجا جاهای رزرو شده داریم
.جالبه، مارشال قبلی همیشه حدود همین ساعت برای آبجوش میومد
.من مارشال جدیدم، پس فقط یه نوشابه میخوام
.آب معدنی؟ لطفا
دوچرخهفروش جدیده کجاست؟ اون هم ناپدید شده؟
.اگه پیداش نمیکنی، شاید باید به یه "چرخهشناس" مراجعه کنی
چرخهشناس؟
.شما به جوزفین هانا و اسکویکی وصل شدید
.ما الان نمیتونیم جواب تلفن رو بدیم
.وقت بدیه؟ منم، همون که با دوچرخه کار دارم
.حرفایی که در مورد دوچرخهفروش گفتم رو فراموش کن. در مورد باتلاق
.تو اسمی از باتلاق نبردی. فقط فراموشش کن
مشکلی پیش اومده؟ میتونم بهت اعتماد کنم؟
.من مارشالم
اگه بخوای طلاق بگیری چی؟ خیلی هم مربوط به پلیس نمیشه، نه؟
اگه شوهرت کتکت بزنه؟ میزنه؟
.دیروز، بهم سیلی زد
.همینجوری؟ فقط چون گفتم تو خوشتیپی
عکست تو هفتهنامه بود. خب، اینم یعنی دردسر درست کردن، مگه نه؟
.میخوای ازش شکایت کنی؟ من با مارشال قبلی در موردش صحبت کردم
.اون به یورگن گفت و من یه کتک دیگه خوردم
.یه ماه پیش دکتر زرلانگ مجبور شد منو بخیه بزنه. ببین
.نباید اینو تحمل کنی. من یه دختر دارم
نه سالشه. اون رو هم میزنه؟
...هنوز نه. اون کالسکه بچه رو برای گشتوگذار بیرون میبره وقتی که
وقتی چی؟
.یورگن خطرناکه. نمیتونی تصور کنی چقدر خطرناکه
.خب، حالا دیگه میدونی
.چون پلیس داره میپرسه، بله
.یورگن دست و پا و بینی خیلیا رو تو شهر شکسته
بیشتر وقتایی که مسته. هیچکس شکایتی ثبت نکرده؟
شکایت؟ نه. کی جرئت میکنه از یورگن شکایت کنه؟
.همسرش؟ مخصوصاً اون نه
اون رو هم میزنه؟
.مارشال قبلی فکر میکرد اون خودشو میزنه تا جلب توجه کنه
.راستی، سوابق پزشکیت رو از کپنهاگ دریافت کردم
.فکر کردم شاید به قرصهای بیشتری نیاز داشته باشی، فقط برای اینکه آروم بگیری
.بعد از اون ماجرا. من اوضاع رو کنترل میکنم
رابرت صحبت میکنه. پلیس اسکارید. - موس هستم. تو کدوم گوری هستی؟
.تو گشتم. چی شده؟ - یه دزد مغازه رو سر بزنگاه گرفتم
بله؟ - میای یا چی؟
.موجن (Mojn)
.بیا اینجا
چیزی دزدیده شده؟
زیر کتش قایمش کرد. دزد کجاست؟
.بیا بیرون
.اینم از مجرم. اسمش کنوده
.فامیل؟ ما بهش میگیم کِلِپتو
.این اولین باره که خلاف میکنی، کنود؟ رابرت، بیا اینجا
.ما اینجا اینجوری کار نمیکنیم
.کلانتر قبلی فقط یه گوشمالی میداد و میفرستادشون دنبال کارشون
.من بچه نمیزنم. ولی اینجوری پای توندِر رو وسط میکشی
.اونوقت تو خونه یه کتک بدتر میخوره، اونم بدون رعایت کردن
.باشه، کنود
.این دفعه رو بهت اخطار میدم ولی دفعه بعد کارت با من میافته. برو پی کارت
.سلام، مارشال. سلام
.شنیدم با زنم صحبت کردی
.نمیدونم کی هستی یا چی میگی. فقط از ماشینم پیاده شو
.جای زخمشو بهت نشون داد
.خودش رو با بطری شکسته بریده
.حرف شما در برابر حرف اونه. از ماشینم پیاده شو
میدونی این چیه؟
.اینگهلیسه با یه چاقوی نونبری
.از وقتی دورتِه رو به دنیا آورده، عقلش پارهسنگ برمیداره. دیوونه
در این صورت به کمک نیاز داره. من دوستش دارم. دوستش دارم، میفهمی؟
.و من مراقبش هستم ولی تو داری اذیتش میکنی
.من فقط دارم کارمو میکنم
.تو روش زندگی ما رو نمیفهمی، حتی با اینکه موس سعی کرد یادت بده
درسته، کنود؟ چه غلطی میکنی؟
.کمکت میکنم. دیگه هیچوقت این کارو نکن
.تو سرت به کار خودت باشه، منم سرم به کار خودم
.هانه صحبت میکنه... به ما زنگ نزن
.فقط خواستم بدونی که من جنوب یوتلندم. سلام و احوالپرسی و این حرفا
.میخوام با ژوزفین صحبت کنم
.- چرا؟ فقط میخوام صداشو بشنوم
.خب، نمیتونی. فقط باعث میشی گریه کنه. خداحافظ
.از طرز رخت آویزون کردنت معلومه مال اینجا نیستی
.خیلی بینظمه. مال همسایه رو نگاه کن
.اینجا ما حولهها رو کنار حولهها آویزون میکنیم، بعد شلوارها رو
.و در آخر جورابها رو. جفت جفت
.شما اینطوری انجام میدین؟ نه، ولی خب من اهل اوبنرا هستم
.اینم از این. حالا دیگه مثل اوناییم. آقا و خانم عادی
.چرا داری جاسوسی منو میکنی؟ صرفاً یه روال معمولیه
.همین الان حوصلهات سر رفته؟ فقط دارم سعی میکنم سر از کارا دربیارم
.چی کار میخوای بکنی؟ درباره زندگی من
.از من چی میخوای؟ من درباره شوهرم بهت گفتم
.شما خوشبخت به نظر میاین. همهش تظاهره
.یورگن برای شهر تظاهر میکنه و من برای دورتِه
.بذار فعلاً دست نگه داریم
.تا وقتی دوباره کتک بخورم؟ بدون گزارش، من بیدستم
باید دست و پات بشکنه یا فقط یه چشم کبود کافیه؟ یا اینکه باید یکی بمیره؟
.نه. این طبق قانون نیست
.نمیخوای از اینا، مارشال؟ این همون آرایشگره
.لونه تیدی. تی برای هزار. حدس بزن دی برای چیه
.تو خونه خودت آرایشگر داری؟ نه
.شاید بیشتر به مردهای جوون علاقه داره؟ مارشال رو ول کنین
.اینجا زنهای شوهردار هم داریم
.آره، مردم حرف میزنن
.مارشال چطور یهو ساکت شد
خب، یادت باشه زنش کیه. داری راجع به چی حرف میزنی؟
شماها همه دارین درباره چی حرف میزنین؟
اونا دارن درباره زن تو حرف میزنن. اینگهلیسه چی؟
.باید بهتر ازش مراقبت کنی
.بله؟ - دکتر زرلانگ هستم. ما یه مشکل داریم
.اینگهلیسه امروز صبح خیلی گیج و با صورت خونی اومد
!بهش آرامبخش دادم. حسابی
فقط دوز معمولیشو بهش دادم. این اولین بار نیست؟
.نه، ولی اولین باره که از برگشتن پیش شوهرش سر باز زده
چی گفت؟
.مردم تو بار حرف زدن و یورگن حسودیش شد
گفتی مشکل داریم. خب. حالا میخوایم چی کار کنیم؟
.بذار بخوابه تا حالش جا بیاد. اینجا نه. من بیمار دارم
.بهش دارو دادی. بذارش رو مبل. نه! یورگن اینجا رو آتیش میزنه
.پس تو چی پیشنهاد میکنی؟ تو مارشالی
.مشکل خودتو حل کن
.چی شد؟ خودت خوب میدونی چی شده
.مردم تو بار حرف زدن
.داریم کجا فرار میکنیم؟ من تو رو به توندِر میبرم
.من به توندِر نمیرم. نه به توندِر میری و نه به خونه
.پس چی؟ هیچی گیرت نمیاد
.همین چیزیه که هست. دیگه هیچی نیست
همهش گل و گاو
.و چکمههای پلاستیکیه
.منو از اینجا ببر. از یورگن دور کن
.اول باید گزارش پر کنی ولی نمیدونم برای این کار آمادهای یا نه
.باشه
.باید به دخترم زنگ بزنم
اون یورگن بود. خب؟
اصلاً اینجا چی کار میکنی؟
سعی میکنم پیشرفت کنم. پس یه حرکت شغلیه، هان؟
.میشه اینطوری گفت. چیزی که من شنیدم فرق میکنه
.بعضیها میگن یه مشکلی داری
.تو رو به عنوان تنبیه اینجا فرستادن
.زندگی اینجا تنبیهه؟ بقیه میگن تو طلاق گرفتی
.پاشو به اونجا نکش
.میگن به خاطر اینه که همجنسگرایی. من همجنسگرا نیستم
میتونی ثابتش کنی؟
یه دختر دارم. اسمش چیه؟
ژوزفین. ژوزفین باید چند ساله باشه؟
.تقریباً هشت ساله. ما زیاد ندیدیمش
.نه، منم ندیدمش. ماههاست که ندیدمش
چرا نه؟
خندهداره. اون فکر میکنه من تو استرالیام. این خندهداره؟
.چرا تو استرالیایی؟ دورترین کشور بود
رابرت، تو اینجا چی کار میکنی؟
.من یه کار وحشتناک انجام دادم
No comments yet. Be the first to leave one.