200 dòng đầu tiên.
هیشکی بهم نگفته بود انقدر قراره سرد باشه
طبیعیه
دمای این مایعات به اندازهی دمای بدن ما نیست، برای همین دمای بدنت پایین میآد
هیشکی به این موضوع اشاره نکرده بود
دفعهی بعد که اومدی، فقط ازشون بخواه مایعات رو گرم کنن. اینجوری بهتره
ممنون
هی
انگار تو این کارها سررشته داری
چقدر طول میکشه تا نتیجهش رو حس کنیم؟
یه ساعت دیگه باید سر کار باشم
و امروز صبح حتی نتونستم یه ذره آب رو هم توی معدهم نگه دارم
شاید بهتر بود دیشب اون همه شات تکیلا نمیخوردی
از کجا فهمیدی تکیلا بوده؟
لب لبهی هودیت لکههای نمک نشسته
دور ناخنهای دست راستت هم کمی التهاب دیده میشه
احتمالاً به خاطر نگه داشتن بیش از حد تیکههای لیموئه
و نصف جای مُهر باشگاه «هرناندز و هرناندز» هم روی دستت مونده
کارآگاهی چیزی هستی؟
یه چیزی تو همین مایهها
زیاد میآی اینجا؟
توی سه ماه گذشته، هفتهای یه بار اومدم
تقریباً هر درمانی که اینجا دارن رو امتحان کردم
خب صبر کن ببینم، مگه مشکلت چیه؟
راستش واقعاً هیچ ایدهای ندارم
بهبه، یه مراسم تحقیر عمومی دیگه که میشد با یه ایمیل هم حلش کرد
«ون پلت» اونقدرها هم بد نیست. فقط حرفاش رو تحمل کن و بگذر
دهنت رو ببند، داره میآد
صبح بخیر همگی
تحتتأثیر قرار گرفتم که میبینم همهتون اومدین
و حتی بیشتر از اون تحتتأثیر قرار گرفتم که میبینم لیست فروش این ماه رو بهموقع گرفتم
بیاین شروع کنیم
بخش غرب میانه. زک
نظرسنجی مشتریها نیم نمره رفته بالا
و دویست تا هم فروختی
دویست تا... تکدسته
ممنون ایوان. من فقط دارم عددها رو میخونم
چت، ستونهات خیلی پهن هستن
بچهها، یه فرمت استاندارد وجود داره
لیستهای فروش باید ج... جمعوجور باشن
حالت خوبه؟ خوبم
بریم سراغ ساحل غربی. سیمون، اصلاً اسم «آکوئداکت ۴۰۰۰» به گوشت خورده؟
روکش کروم، مدل کممصرف برای کسایی که به محیط زیست اهمیت میدن
و حالا میفهمم چرا هیچی نمیفروشی. ریچل
خانمها و آقایان، این یه معجزه در طراحی و مهندسی مدرنه
با روکش آینهای که به زیبایی دور یه خروجی
گردنقویی پیچیده شده
دستههای خمیده و ارگونومیک
که یه جریان... عالی رو... هر بار تضمین میکنه
این یه شاهکاره و خودش باید خودش رو بفروشه
ببینید، الان بودجهی همهی مشتریهای ما محدوده
محدوده، آره؟
برام مهم نیست، ای نِقنِقوی کوچولو
در حال حاضر هیچکس بیشتر از من تحت فشار نیست
ایوان؟
چه اتفاقی داره میافته؟ کمک کنید
خب چی شد؟ داشت داد میزد و یهو افتاد
اسمش ایوان ونپلت هست. سرپرست تیم ماست
ادی، برو اونجا
ایوان، از آتشنشانی لسآنجلس هستیم
خیلی خب، بیاین بذاریمش روی این میز
یک، دو، سه
وقتی افتاد، سرش به جایی خورد؟ قفسهی سینهش رو گرفت؟
خشتکش رو گرفت
اون ناحیه رو معاینه کن
اِم، هِن؟ یه چیز سفت اینجاست
منظورم اینه که یه چیزی هست که مال خودش نیست
خیلی خب، بذار چکش کنیم
آقا؟ آقای ون پلت؟
اون چیه؟
این کمربند عفت منه
آره، لذتهایی هست که بهتره با تأخیر تجربه بشن
فشار خونش ۱۶ روی ۸ هست. باید این لعنتی رو از تنش دربیاریم
خیلی خب، اینجا یه قفل داره. فقط باید کلیدش رو پیدا کنیم
ایوان، میدونی کلید کجاست؟
هی، کسی کلید ندیده؟
قورتش داد
چرا قورتش داد؟
چون من مجبورش کردم
صبر کن ببینم، شما کی هستی؟ سیمون، معاون فروش ساحل غربی
و البته اربابش
آقای ون پلت پسر کثیف کوچولوی منه، مگه نه؟
بله قربان
سیمون، چرا؟ اون که باهات بدرفتاری میکنه
همونقدری که میزنه، میخوره
کاپیتان، از این تورم اصلاً خوشم نمیآد
اگه بیشتر طول بکشه، خطر نکروز وجود داره و ممکنه
عضوش رو از دست بده
نذارید عضوم رو از دست بدم
خیلی خب. باک، دستگاه فرز رو بیار. حله، رفتم
خیلی خب ایوان. فقط یه کم وازلین میزنیم تا از پوستت محافظت کنیم
اوکی باک، هر وقت آماده بودی شروع کن
با دقت
اوه، اوه، اوه. هی کاپیتان، اگه همینجوری تکون بخوره
میزنم «ون پلتش» رو قطع میکنم
اوم... سیمون
فکر میکنی بتونی مجبورش کنی تکون نخوره؟
هیشکی بهت اجازه نداده وول بخوری، ای کرم کثیف
صدام رو میشنوی؟
آره. بله
تکون نخور، ای خوک کثیف
اگه یه دونه از اون موهای فرفری بدنت رو تکون بدی
اون لولهی زنگزدهت رو قطع میکنن، همونجوری که حقت هست
فهمیدی چی گفتم؟
آره
باک
اوکی. خیلی خب
چیزی نمونده. اوکی
تموم شد! حله
اوه
یکی یه پتو بندازه روش. اوه خدای من
جملهی «پسر کثیف کوچولو» هنوز توی گوش همهتون زنگ میزنه؟
اینکه دو تا آدم عجیبالخلقهی جفتوجور همدیگه رو پیدا کردن
امیدوارکننده نیست؟
آره، کاملاً منطقیه، مخصوصاً وقتی تو این حرف رو بزنی
چرا من؟ چون معلومه که با اون یارو همزادپنداری میکنی
چطور مگه؟
چون تو هم کمربند عفت خودت رو بستی
باک، اینا فقط شورت سادهی سفیدن
همیشه فکر میکردم از این شورتهای پادار میپوشی
منظورم یه کمربند عفت ذهنیه
یه ساله که حتی به یه زن نگاه هم نکردی
تو هم همینطور. قطعاً اینطور نیست، در ضمن منظورم این نبود
آخرین زنی که بهش نگاه کردم، کریستوفر رو فرستاد اون سرِ کشور
باید روی پسرم تمرکز کنم
باید از لاک خودت بیای بیرون
منظورت از توی شورت سفیدشه
دارم پسرم رو در اولویت قرار میدم
با استفاده از اون به عنوان کمربند عفت
اوه، خواهشاً این دو تا موضوع رو به هم ربط نده
داری خودت رو تنبیه میکنی ادی، و فکر کنم یه بخشی از وجودت از این کار لذت میبره
میدونی، این استعارهت به طرز عجیبی داره جواب میده
این اصلاً سالم نیست، خب؟ آدمها به آدمهای دیگه نیاز دارن
محرومیتِ زیاد باعث میشه از جاهای اشتباهی باد کنی
خب که چی؟ میخوای برم توی یه اپلیکیشن با یه غریبه آشنا شم؟
نه، قراره توی دنیای واقعی با غریبهها آشنا بشیم
اوه نه
ببخشید، مگه برنامهای داری؟
نه، نداری
قفل کمربند رو باز کن ادی. باشه
فقط دیگه اونجوری صداش نکن
قول نمیدم
«لونا» چیه؟
اوه
تو چرا بیداری؟
لونا
توی کل صورتحساب کارت اعتباریمون پر از این اسمه
میتونم توضیح بدم
خب، امیدوارم بتونی
دوست ندارم فکر کنم داری هزاران دلار رو
بدون دلیل توی یه کلینیک خرج میکنی
خب، اونجا بیشتر شبیه یه... مرکز تندرستیه
اینها رو از اونجا آوردی؟
رفتی سر وسایل من؟
هِن، تو ماههاست که خودت نیستی
و حتی وقتی اینجایی
انقدر خستهای یا فکرت مشغوله که اصلاً حضور نداری
و بعد میفهمم که داشتی هزاران دلار توی یه کلینیک مشکوک خرج میکردی؟
برای درمان میرفتم «لونا»
درمانِ چی؟
چی رو داری از من مخفی میکنی؟
فقط یه سری علائم عجیب داشتم و مطمئن نیستم علتش چیه
چه علائمی؟
خارش پوستی، دردهای عضلانی، میگرن
هر از گاهی حالت تهوع و... و آره، خستگی مفرط
چـ... چند وقته؟ خیلی وقت نیست، دو سه ماهه
«دو سه ماه»؟
آخه چه مرگته هِن؟
چرا بهم نگفتی؟
نمیدونستم چیه. نمیخواستم نگرانت کنم
اوکی. خب
دکترت چی میگه؟
فکر میکنن چیه؟ معلوم نیست
خب، پس شاید وقتشه بری پیش یه دکتر دیگه، یا یه متخصص
متخصصِ چی؟ هنوز نفهمیدم مشکل چیه
هر آزمایش خون و هر اسکنی که میدم، جوابش نامشخصه
اما پیش دکتر رفتی، مگه نه؟
فقط به این مرکز زیبایی نرفتی که؟
اونجا مرکز زیبایی نیست و کسی که اونجا رو اداره میکنه یه دکتر واقعیه
که داره ازت هزاران دلار میگیره تا یه بیماری مرموز رو درمان کنه
که حتی نمیدونه اسمش چیه
نه، اون فقط پیشنهادهایی میده
چون خودت داری همه کارهارو پیش میبری
من هر روز آدمها رو تشخیص طبی میدم
آره، و اونها رو میبری بیمارستان تا درمان واقعی بگیرن
به «چیمنی» چیزی گفتی؟
دلیلی نمیبینم که اون یا هر کس دیگهای رو نگران کنم
اون بهترین دوستته، هِن
و کاپیتانته
شاید برای همین بهش نگفتی
میترسی نیمکتنشین بشی
این کارت خیلی بیملاحظگیه، هِن
و همین الان تمومش میکنی
باید به چیمنی بگی. نه، کارن
اگه تو نگی، من میگم
سلامتی. به سلامتی همگی
سلامتی
هی. اون دختره
نه، بیخیال
اون یکی
فقط نمیخوام مزاحمش بشم، میفهمی؟
No comments yet. Be the first to leave one.