200 dòng đầu tiên.
در نظام عدالت کیفری
جرایم جنسی
بسیار شنیع و فجیع تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان متعهدی
که روی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنند
اعضای یک واحد زبده هستند
که به «واحد قربانیان ویژه» معروف است
اینها داستانهای آنهاست
چند؟ خودت بگو
دنبال چی میگردی؟
همهچی
تا ۱۰۰
زیاده. چقدر داری؟
تا ۸۰
دوستت کیه؟
چرا سوار ماشین نمیشی و انقدر سوال نمیپرسی؟
پلیس نیویورک! شلیک نکنید
دستها روی فرمان! شلیک نکنید
خواهشی میکنم! شلیک نکنید
پلیس نیویورک! دستها بالا! همین الان! شلیک نکنید
خواهش میکنم، من متأهلم! متأهلم! بچه دارم
خواهش میکنم، التماستون میکنم! زنم بچهها رو ازم میگیره
بگیر بخواب زمین! زنم... خواهش میکنم، من
هی. هی، من تریسی هستم. بخواب زمین
من افسر پلیسم
صدمه دیدی؟ بیا اینجا
آخ
آخ! آخ! قسم میخورم تا حالا این کار رو نکرده بودم
من اینجام تا بهت کمک کنم
قول میدم که برات مشکلی پیش نمیاد
اون مرد دیگه نمیتونه بهت آسیبی بزنه
میتونی اسمت رو بهم بگی؟
کاپیتان. سلام
شروع نکن
اول از همه اینکه، ظاهر بدی نداری
این... بهت میاد. منظورم اینه که، واقعاً عالی شدی
اوه، آره، میتونی قرضش بگیری. اوم، ممنون
نه اسمش رو بهم میگه، نه سنش رو، کلاً هیچی نمیگه
ولی خیلی جوونه، فکر کنم بیشتر از ۱۵ سالش نباشه
اون مشتریه اهل جرسیه
قسم میخوره وقتی بهش پیشنهاد داده، اون دختر قبلاً کتک خورده بوده
نمیذاره دکتر معاینهش کنه؟
نه. فقط گذاشت به زخم لبش برسن
ولی برای رفتن هم عجلهای نداره
فکر کنم آمادگی این رو داشته باشه که کمکی رو قبول کنه
بسیار خب
سلام، من اولیویا هستم. افسر پلیسم
آخ
به نظر میاد یه ذره درد داشته باشه، نه؟
من میگیرمش. من انجامش میدم
واو
من کفش پاشنهبلند دوست دارم، اما فکر نمیکنم بتونم با اینا راه برم
میدونی چی با خودم آوردم؟
من همیشه با خودم جوراب میارم، برای وقتی که بقیه سردشون میشه
لمسشون کن. اینا موردعلاقهامن
خیلی نرمه، نه؟
میدونی دیگه همیشه چی توی کیفم دارم؟
اینا رو
دستمالهای کوچیکِ پاککننده آرایش، اگه بخوای آرایشت رو پاک کنی
بوی خیلی خوبی دارن. بوی خیار میدن
چیتوز تند هم توی اون کیفت داری؟
وقتی کارمون تموم شد، با کمال میل برات میگیرم
اون کلاهگیس نباید راحت باشه
بذار کمکت کنم
بفرما، تموم شد
اوه، این خیلی سنگینه
بیا
آره، راحت باش
بده، من میگیرمش
آه، برای اون هم کمکت میکنم
اوه، خودت انجامش دادی. عالیه
خب، اسمت چیه؟ رایلی
کسی هست که بتونم برات باهاش تماس بگیرم، رایلی؟
امم
چطوره که... اینجا خیلی سرده
باید این رو زودتر بهت میدادم
این رو بگیر
بفرما
بیا
خب، خوبه
خب، چند سالته؟
امم، تا دو ماه دیگه ۱۵ سالم میشه
پدر و مادرت هستن؟
امم
مادرم... مادرم وقتی کوچیک بودم فوت کرد
اوه، متاسفم
پدرم... فقط دیگه باهاش زندگی نمیکنم
باشه. تحت سرپرستی بهزیستی هستی؟
اون مژهها، کندنشون سخته؟
نه، نه واقعاً
باشه
اوه
خوبه، راحت بود
خب، رایلی
من تو رو نمیشناسم و تو هم من رو نمیشناسی
اما
اتفاقی که برات افتاده درست نیست
عادلانه نیست
و تو لیاقت این رو داری که ازت محافظت بشه
و دوست داشته بشی
من نمیتونم گذشته رو عوض کنم، اما تنها کاری که از دستم برمیآد اینه که
بهت قول بدم
که تمام تلاشم رو بکنم
تا مطمئن بشم که تو
همون دختری بشی که قرار بود باشی
اون گفت اگه به کسی چیزی بگم، من
دیگه هیچوقت بابام رو نمیبینم
کی این رو گفت؟
گفت دیگه هیچوقت نمیتونم برم خونه
خواهش میکنم، من فقط... فقط میخوام برم خونه
میشه فقط من رو ببرید خونه؟
اشکالی نداره اگه بغلت کنم؟
متاسفم
متاسفم. واقعاً متاسفم
اوه
من پیشتم
با معاینهی بدنی موافقت کرد
اوه، عالیه. خودم انجامش میدم
ممنون. خسته نباشی
اوه، راستی بهت گفت
نام خانوادگیش چیه یا کجا زندگی میکنه یا...؟
نه، ولی سازمان خدمات کودکان داره یه مددکار میفرسته
شاید اونا بتونن شناساییش کنن
اوه، واقعاً عالی میشد
اگه به بچهای که تحت سرپرستیشون بود سر میزدن
قبل از اینکه به تنفروشی کشونده بشه
ببین اش، میدونم سرت خیلی شلوغه
اما واقعاً نمیخوام اون
امشب به یه مرکز نگهداری دیگه بره
من... من یه جا براش پیدا میکنم. اوه، ممنونم
اوه، فکر کنم اون همون مددکاره است
بهش بگو بعد از معاینه باهاش حرف میزنم؟
زیاد بهش نپر. باشه
شما کارآگاه هستید؟
من سروان اولیویا بنسون هستم
ویویان پارکر، از سازمان خدمات کودکان
کی میتونم با دختره حرف بزنم؟ بعد از اینکه با من حرف زدی
خب، میدونی اون کیه؟ فکر میکنم بدونم
از سن و مشخصاتش
فکر کنم اسمش رایلی ویلیامز باشه
خب، توی این پرونده چیزی در مورد پدرخواندهش هست
که اون رو به تنفروشی مجبور کرده باشه؟
فکر نمیکنم. نه؟
اصلاً به خودت زحمت دادی یه خبری از رایلی بگیری
از وقتی که به اون خونه فرستاده شده؟
من تازه این پرونده رو تحویل گرفتم. آها
خب، پس بذار در جریان قرارت بدم
اون توی این سیستم اداری گم شد
و مجبور به تنفروشی شد
پس من کسی رو برای این پرونده میخوام که واقعاً براش مهم باشه
خودمم، جناب سروان
لازم نیست بهتون بگم تعداد پروندههایی که
سازمان خدمات کودکان باید تحت پوشش قرار بده، چقدر زیاده
بیش از ۵۰ هزار پرونده
و فقط ۶ هزار کودک در بخش سرپرستی موقت
و زمانِ کافی در شبانهروز برای پیگیری وضعیت همهی اونها وجود نداره
خب، پس اون دختر رو از اون خونه خارج کنید
و به من بگید پدرخواندهش کیه
تا بتونم بازداشتش کنم
مسئله همینه. اصلاً پدرخواندهای در کار نیست
او به یک زن مجرد سپرده شده بود
مونیک شرمن
بسیار خب، پس باید با مونیک صحبت کنم
نگران نشدی وقتی رایلی
دیشب به خونه نیومد؟ چی؟
مگه قراره به تخت ببندمش؟
من به اون مددکار گفتم که نمیتونم اون دختر رو کنترل کنم
شما دو ماه پیش به مددکار گفتید
که همهچیز مرتبه
من در این مورد چیزی نمیدونم
ببینید، هر دفعه یه آدم جدیدیه
خب. اون دختره کلاً مایهی دردسره
همیشه هم همینطور بوده
نمیدونستم قراره کسی بیاد اینجا
وگرنه حتماً اینجا رو مرتب میکردم
مارکوس کیه؟ کی؟
همون کسی که قبضهاش به این آدرس میاد
همیشه برای من نامههای اشتباهی میاد
گوش کنید، شیفت من داره شروع میشه
باید برید
خب، دوتا فنجون قهوه اینجا توی سینک هست
و دوتا شارژر گوشی
۱۲ و یه جفت پوتین کار سایز
چهار جفت کفش مردونه
چندتا کت مردونه. اینها حریمِ شخصیه
مونیک، مارکوس کجاست؟
باید از اینجا برید
یه نفر توی این خونه
داره یه بچه رو وادار به قاچاق جنسی میکنه
و اگه مارکوس اصلاً وجود نداشته باشه
پس فقط یه نفر دیگه باقی میمونه
مگه نه؟
مارکوس بوید
ساله، با سابقه کیفری که به ۲۰ سال پیش برمیگرده ۴۲
قمار، سرقت
و تازه دورهی حبسش رو توی «گرینهون» تموم کرده
سال گذشته به جرم ترویج فحشا
به نظر میرسه این اولین ورودش به قاچاق بچهها باشه
واقعاً انگار میخواد تا تهِ لجنزار بره
اوه، با چنین سابقهای
No comments yet. Be the first to leave one.