200 dòng đầu tiên.
قبلاً
ما به شما نیاز داریم که نجاتمون بدین
چهار ساعت بیشتر وقت نداریم
زمین
اونجور که میشناختیم، دیگه وجود نداره
ماژول خالیه، ریکاردو.
فضانوردا اونجا نیستن. در رو از بیرون شکوندن
من هارد رو یه دقیقه پیش اینجا گذاشتم. بده به من
یادت نره تو تیم کی هستی. این یه جور فرستنده/گیرنده است
یه دستگاه فرستنده سیگنال دوربرد
فرستنده/گیرنده کار نمیکنه. تو چیزی در موردش میدونی؟
فکر کردم تو یه تیم هستیم. آره، ولی جای دیگه
عواقب کاری که کردی خیلی
بالاتر از توئه، بالاتر از منه
من دیگه دوستدختر ندارم
تو از کِی انقدر عوضی شدی؟
چرا یادم نمیاد که دوست داشته شدم؟
فکر کنم حباب (بابِل) داره یادش میاد. روبرتو!
حق با توئه، ما همدیگه رو نمیشناسیم
هیچکس منو ول نمیکنه. حالا!
دفعه بعد، میکشمش
و پدرت
و خواهر کوچولوت، البته
گامبوا ربطی به این ماجراها داره؟
آینوا
مطمئنی عاشق جولیا شدی؟ دیوانهوار. وقتی بحث عشقه،
آدم انتخاب نمیکنه. قلب که حالیش نیست
۷۵ متر طول و چهار عرشه، خیلی جا هست
اگه میتونستم حرکت کنم، فکر کنم میبوسیدمت. با من ازدواج میکنی؟
بله. من شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
نه، نه!
دوستم داری؟ نمیدونم
میخوام با اون باشم
اولیسس
اشتباه کردم
گامبوا برگشته و...
دوستت ندارم، اولیسس. برام مهم نیست چی میگی
میدونم هنوز دوستم داری
دور شو!
اگه بهم چنگ نمیزدی،
باور نمیکردم دوستم نداری
هر کاری بخوای میکنم
مطمئنی؟ آره، قسم میخورم!
تو کی هستی، جولیا؟ به ای.سی.ان.دی (ECND) خوش اومدی، خانم ویلسون
فقط کافیه شلیک کنی
ممکنه بهت توهین کنم یا باهات بد باشم یا اصلاً نگات نکنم،
اما هرچی بدتر باشم، بیشتر عاشقتم
نگاه کن.
نگاه کن.
اون طرف. نگاه کن!
مامان میگفت، وقتی یه چیزی رو میخوای باید بگی
بقیه که نمیتونن حدس بزنن
ولی بعضی وقتا آدم جرئت نمیکنه حرفی بزنه،
چون خجالت میکشی یا میترسی یکی عصبانی بشه
لعنتی! لعنتی!
اون محشره
حتی بدون ویتامین یا خشکی،
اون زیباترین زن روی این سیاره است
با اینکه باهام بد اخلاقه و نمیتونم بهش بگم،
"سلام. از مدل موهات خوشم میاد. چطور خوابیدی؟"
من که اصلاً نتونستم بخوابم
کل شب داشتم به چیزایی که نمیتونم بهت بگم فکر میکردم و خیالپردازی میکردم
این تنها راهیه که میتونم با تو باشم
اگه میخواستی باهام بیای، با یه قایق چوبی میزدم به دریا
پیاده شدن از این کشتی دیوانگیه،
اما این مدلی بودن هم دیوانگیه
عاشقتم
و قصد ندارم دست از این کار بردارم، هر چقدر هم بهم چنگ بزنی
من عاشقتم، واسه همینه که تو گوشت زمزمه میکنم
که ازت متنفرم
بابا همیشه میگه که بزرگترا کارها رو سخت میکنن
واسه اینه که بعضی وقتا یه چیزی میگن در حالی که منظورشون چیز دیگهست
اینکه بخوای واسه دیدن یه پسر برعکس تی بکشی، خیلی قدیمی شده
اگه میخوای ببوسمت، یه فکر دیگه بکن
اگه هم بمیرم، تو رو نمیبوسم
نه توی بدترین کابوسم
مطمئنم خیلی کابوس داشتی. گودی زیر چشمت نزدیکه بخوره زمین
حداقل این گودیاست، نه تخمام
باید بیشتر تکونشون بدی به جای اینکه همینجوری آویزون باشن
شاید فقط من نیستم که اینجا این کار رو میکنم
منظورم اینه که باسنت داره گنده میشه
آره
ازت متنفرم
تو زشتترین چیز روی این کشتی هستی
چی؟
حالت چطوره؟
انقدر بخیه رو شکمم خورده که شبیه عروسک پارچهای شدم
اصلاً نمیدونم اون خشکی گمشدهای که دنبالشیم رو پیدا میکنیم یا نه
فکر نمیکنی دریا
امروز بوی دیگهای میده؟
مرد، تو عوض شدی!
حالا معلوم شده که دریا بوی متفاوتی میده
اون پشت چی شد؟
هیچی. اوه، واقعاً؟
اون گفت
یه لحظهی جادویی بود
دمت گرم!
پس وقتشه چوب جادویی رو بندازی تو کار
رک و پوست کنده نباش، جولیان
من میرم تا دکلها رو ببرم بالا
باید از این باد موافق استفاده کنیم.
از این حرفا نیست، ریکاردو.
بالاخره میخوای با ویلسون حرف بزنی یا نه؟
راجع به چی؟ منظورت چیه؟
درباره اون لحظه جادویی
بعد از اولیس، دیگه لقمه آمادهایه. بهت میگم!
اینجاست که تو وارد میشی.
تو یه مرد جا افتادهای هستی که یه رابطه پایدار پیشنهاد میکنی، یه چیز دیگه!
دوربین دوچشمی رو بده به من. چیه؟
کارلوس، آماده باش. داریم توقف میکنیم.
"ملکهی آمریکا."
اون اونجا چیکار میکنه؟
«کوئین آمریکا». حتماً یه کشتی تفریحیـه.
همهشون اسمشون «ملکه فلان»ـه.
مطمئنم غرق شده.
ذرت
ژامبون!
سوسیس
باورم نمیشه. یه معجزه است!
ما لاتاری دریا رو بردیم، ریکاردو!
و ما جایزه اول رو بردیم
ببینید، کاپیتان
حتماً غذای بیشتریه
یا سوخت
یا دستمال توالت. اینا جعبهن، کاپیتان
دهها تا جعبه
بالاخره یه چیزی داریم که جشن بگیریم. بوبل، به خدمه خبر بده
میخوام همه برای مانور آماده باشن
نزدیک میشیم تا بیاریمشون بالا. چشم، کاپیتان
میدونی چیه؟
فکر کنم به غیر از جعبهها،
جولیا دلش میخواد چیز دیگهای رو جشن بگیره، نه؟
منظورم اون لحظهایه که شما دو تا با هم داشتین و...
بهت میگم ریکاردو. بوی دریا هم براش فرق کرده
باید جرئت میکردی و میبوسیدیش
ولش کن. راسته
اگه به ویلسون بگی بیاد، سریع میآد
سریع میآد. چی شده؟
سلام
من با پدرم هستم، کاپیتان
خیلی ازش خوشم میاد و بهترینها رو براش میخوام
نمیدونم تو اون رقص چی شد، ولی از اون موقع لبخند از لبش نمیافته
بابا، ول کن! اگه جای تو بودم، وقت رو تلف نمیکردم
زنهایی مثل اون مدت طولانی تنها نمیمونن
میدونی باید چیکار کنی؟
دعوتش میکنی شام. چند تا شمع... یه شام عاشقانه
به محض اینکه تونستی، بوم! میبوسیش
همیشه جواب میده. همیشه
من یه آدم تمیز و مرتبم. این میره اینجا
بیا، بذار کمکت کنم. چون دستاتو به در و دیوار میکوبی
نه اینکه انگشتای تو خیلی هم با مهارت باشن
پالو مارِس... چی؟
هیچی
ممنونم
اومدن
باشه
جدی میگم، برام مهم نیست پیتی چی میخواد نشون بده
نمیخوام باهاش حرف بزنم! ویلما، همین بسه
هیچ سوپرایز و هدیهای نمیخوام
نمیخوام منو اذیت کنی. خوبه دیگه
مزاحم نشو
نه کادو و نه سوپرایز برای تو، برای بچهست!
من میتونم بهش یه چیزایی بدم.
باشه
وای!
خیلی خوشگله. وای، چقدر نازه.
خیلی ممنون. خواهش میکنم.
حتی اگه سرم رو بکوبم به اون زرهت...
برام مهم نیست. بچه خیلی خوب میخوابه.
یه کم سفت به نظر میاد، نه؟ استلا، این حرفو نزن.
میتونی یه بالش هم توش بذاری.
چقدر نازه!
چی چیه؟
باشه. "بالا واکس خورده."
باورم نمیشه. صبر کن، بذار ببینم.
چه کلکسیونی! مال کیه؟
مال اولیسسان.
سبک سفر میکرد، ولی...
ولی اینا براش واجب بودن.
واسه همین دست و بالی که داره.
زیاد اینجا جا خوش نکن. منظورم اینه که، اون ملافهها...
کاپیتان!
آخرین جعبهها دارن میان روی کشتی.
کلاً ۱۶ تا پیدا کردیم.
همهشون مال "ملکه آمریکا" هستن. خیلی عالیه.
میدونم پیدا کردن بقایای یه کشتی غرقشده مصیبته، ولی...
نمیتونم خوشحال نباشم. آخه غذاست!
پس شام میخوریم؟
معلومه!
حتماً، باید جشن بگیریم. من حتی کفش پاشنه بلند میپوشم.
عالیه. ساعت ۸ شب تو کابینم میبینمت.
باشه. شام میخوریم و...
بعدش میبینیم.
باشه.
هی، بیمصرف.
چه خبره، منحرف؟ دستبند مچبندت رو آوردی؟
خسته به نظر میای، هان؟
بابا، چقدر دیر بیدار میشی. شب خوبی بود؟
ریلکس به نظر میای.
خب؟ باحال بود، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.