200 dòng đầu tiên.
اوه
انتخابم تویی، عزیزم
من... اوه اوه اوه
انتخابم تویی، عزیزم - انتخابی تویی
و بهت میگم چرا
تو اونجا بودی
وقتی هیچکس دیگه
پشتم نبود
دختر، و این تویی که عاشقش شدم
و هیچکس رو بالاتر از تو نذارم
آه، چطور میتونم ازت تشکر کنم؟
اممم. جز اینکه ببرمت خونه
و تو رو همسر دوستداشتنی خودم کنم...
امم. - اوهوم.
امشب کجا رفتی؟
آه، همینجوری بیرون بودم.
با چند تا دوست. - امم.
با این سرووضع، وای. - آره.
امم. کدوم دوستات؟
چند تا دختر بودن.
آها. - آره. نمیشناسیشون.
من نمیشناسمشون؟ - نه.
ها؟ - اوهوم.
تو از کجا میدونی؟
من آدمای زیادی رو میشناسم.
کجا رفتین؟
آه، همینجوری رفتیم وینیز.
و... و اینو پوشیدی که فقط
با اون دخترا بری بیرون؟
اوهوم. - امم؟ به وینیز؟
اوهوم. - هوم.
من یه مرد خوششانسم.
تو زیبایی.
واقعاً با کی بودی؟
اشکال نداره. بهم بگو. - بهت گفتم، عزیزم.
بهت گفتم. - هی.
میدونم داری چیکار میکنی.
داری سعی میکنی اعتبار من رو خراب کنی.
اعتبار تو؟
عزیزم.
تو همه جای شهر بدهکاری.
تو نمیتونی حساب خودت رو تو بار خودت بدی.
اعتبار تو چیه؟
آخ.
آخ!
خدایا.
تمیزش کن.
نه.
شیلا، تمیزش کن.
من جمعش نمیکنم، دیک.
دیگه بهت نمیگم.
تمیزش کن.
همین الان تمیزش کن!
گور بابات.
گور بابام؟
لعنتی.
گفتم تمیزش کن! - من عمراً تمیزش نمیکنم!
لعنتی! آره؟
گور بابات. میبینی چی کار کردی؟
خیلی پستی!
من حقیرم؟
گور بابات، دیک.
گور بابام؟ - آره، تو...
آه!
هرزه!
لعنتی.
لطفاً، بابا. - هرزه!
بس کن!
برگرد تو تختت وگرنه نوبت توئه.
بچه کثافت لعنتی.
بهش دست نزن!
این کار لعنتی رو نکن.
بلند نشو.
باشه.
خودت خواستی.
این تقصیر منِ لعنتی نیست.
تو این کارو کردی.
اوه، بازم شروع شد. بازم...
من یکی از این تلفنها رو میخوام، لطفاً.
میشه یکی از تلفنها رو داشته باشم، لطفاً؟
سلام، لطفاً. خیلی متاسفم که مزاحم شدم. میشه یکی از تلفنها رو داشته باشم، لطفاً؟
کدوم؟ - اون گوشی قرمزه اونجا. اون جعبه قرمز.
اون قرمزه. آره، ممنون. چقدر میشه؟
۵۵ دلار و ۴۵ سنت.
۵۵ دلار و ۴۵ سنت.
باشه. من پول ندارم.
ولی چیزی که دارم
اینه.
ها؟
قشنگ نیست؟ الماس و طلاست. بیشتر از ۵۵ دلاره، باشه؟
میدونم، ولی-- - این واسه تو. اینم واسه من، باشه؟
خانم، لطفاً فقط برای یه لحظه ولش کنید.
این ۵۵ هزار دلاره، و این ۵۴ دلاره.
این مال توئه. این مال منه. - نه، من--
بذارش تو دهنت.
مثه یه خونآشام بذارش تو دهنت، میفهمی؟
بذارش. امتحان کن. این چی؟
خانم، الماسه. بده بهش. این همسرتونه، دوستدخترتونه؟
برای تولدش یا یه چیزی؟ اینو بذار تو دهنش.
میتونه اون دهن لعنتیش رو ببنده.
اگه اونو بذاری تو دهنش، ساکت میشه، آره؟
نه، نه، نه، خوبه. بده بهش. ساکت میشه.
ممنونم. ممنونم.
هی، یه لحظه صبر کن!
میشه اسمتون رو دوباره بگین؟ - جیک. فریدکن. من صاحب اینجا هستم.
آدم مسلح رو دیدی؟ یه توصیفی ازش بهم بده؟
نه. یعنی... ماسک زده بود.
ماسک نه. میدونی، از اون...
پس یه مرد سفیدپوست بود؟ - آره.
یه سفیدپوست، مثل خودت؟ - نه، مثل من نه.
قدش چقدر بود؟ - نه، مثل من نه.
نمیدونم. یعنی آره، سفیدپوست بود؟ نمیدونم. ماسک زده بود.
همونیه که به اون یارو شلیک کرد؟ - آره.
شاید اون شریکشه؟ - شاید.
میشناسیش؟ - نه.
نه؟ - نه.
مطمئنی؟ - آره، مطمئنم. آره.
آره، باشه.
نه. گمشو بیرون. - گمشو از اینجا بیرون!
برگرد بیرون. برگرد بیرون، عوضی. همین الان. - تو یه آشغالی. حرومزاده.
بریم.
عوضی کثافت.
هی، جیک.
منم. قطع نکن. میتونی حرف بزنی؟ تنهایی؟
چه غلطی کردی، کثافت؟ همهمون رو به فنا دادی.
باید کمکم کنی. حسابی تو دردسر افتادیم. تو--
نگو "ما". تو دیوونه شدی لعنتی؟
الان چی شد؟ الان چه گندی زده شد؟
کثافت. کثافت. تو یه کثافت به تمام معنایی. عوضی.
مرده؟ - کی؟ کی؟
جونیور. اون... اون مرده لعنتی؟
مرده؟
اون لعنتی مرده؟ تو دیوونه شدی؟
مرده؟ تو به سرش شلیک کردی لعنتی.
و ما به فنا رفتیم. کاملاً به فنا رفتیم.
عوضی. تو همه چیز رو خراب کردی. همهمون رو به فنا دادی!
همهمون رو به فنا دادی!
آره، من... میدونم... میدونم به سرش شلیک کردم لعنتی.
اون کارو کردم تا جونتو نجات بدم لعنتی، باشه؟
برای نجات دادن جون لعنتیت.
پس چطور یه ذره قدردان باشی و کمتر سر من داد بزنی؟
باشه؟
وایسا! وایسا!
اصلاً تو اونجا چه غلطی میکردی مرد؟
تو اونجا چه غلطی میکردی؟ من کنسلش کرده بودم.
من با مانکوزو حرف زدم. لعنتی باهاش حرف زدم و کار تموم شده بود.
جیک، یه اسلحه روی سرم بود. فکر میکنی انتخابی داشتم؟
میخوای چه غلطی کنی، وین، ها؟ میخوای چه غلطی کنی؟
اونا میدونن که من بودم؟ بهشون گفتی؟
نه. من... اونا میدونن؟ من لعنتی نمیدونم. یعنی...
خوبه. خوبه.
چقدر طول میکشه، ها؟ چقدر طول میکشه تا بفهمن؟
خیلی وقت طول میکشه لعنتی. خیلی طولانی، تا وقتی که دهنتو ببندی.
تو غیرقابل باوری لعنتی.
تو غیرقابل باوری لعنتی، تو عوضی کثافت!
گوش کن، من یه نقشه دارم. میخوام از اینجا برم. دارم میرم.
فقط لازمه یه کاری برام بکنی، باشه؟ یه... فقط یه لطف آخر.
چی؟ - و بعدش تمومه. من میرم.
باید جِن رو از شهر ببری بیرون.
میتونی این کارو برام بکنی؟ - چرا؟
به محض اینکه مانکوزو بفهمه من بودم، تو چی فکر میکنی--
اوه، خدای من.
باید با وَل حرف بزنم.
لعنت. باید با وَل حرف بزنم.
جیک، همه چیز درست میشه.
اون فقط باید خودشو قایم کنه، و منم باید از شهر برم.
گمشو! آره، من باید برم پیش وَل لعنتی.
چون تو همهمون رو کشوندی تو این گند.
تو همهمون رو کشوندی تو این گند.
آره. هانتر، وَل، همهشون تو خط آتش هستن.
اوه خدایا. چه غلطی کردی؟
کثافت. حالا میخوای چه غلطی کنی، ها؟ میخوای فرار کنی لعنتی؟
داری فرار میکنی لعنتی؟
ها؟! وِس تو بیمارستانه، و تو داری فرار میکنی لعنتی!
نه، یه کاری هست که اول باید انجام بدم، ولی بعدش، آره، من میرم.
من دارم میرم. فقط... لازمه این آخرین کار رو برام بکنی. میتونی انجامش بدی؟
جیک، باید از خودت بشنوم.
میتونی این آخرین بار کمکم کنی؟
آره. آره.
عالیه. ممنون.
خوبه.
و بعدش... و بعدش... و بعدش من میرم، باشه؟
تو فقط دهنتو ببند. من میرم.
به آرزوت میرسی، باشه؟ برای همیشه.
خوبی؟ - خداحافظ.
وین، خوبی؟
ببخشید.
الو؟ - هی، جِن.
کی؟ - جِن، من جیکم.
اوه آره. من... چی؟
گوش کن. - نمیتونم بشنوم--
نه، نه، نه، به من گوش کن!
من... این مهمه، باشه؟
باید بری خونه. آره، همین الان. باید بری خونه.
چی؟
جِن. تو کدوم گوری هستی؟ برو خونه! امن نیستی. قضیه باباته.
صبر کن، بابا چی؟ بابا چی شده؟
بابا چی؟ جیک، بابا چی شده؟
چی شده؟ - وَل داره میاد.
جیک.
No comments yet. Be the first to leave one.