The Great Santini

The Great Santini

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

The Great Santini 1979 1080p WEBRip x264-RARBG 58735 1757705743
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian the great santini 1979 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 13
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

دشمن داره نزدیک میشه، ۳۰ مایل،

۲۴۰ درجه.

۴۰ درجه به راست.

خب، امروز زیادی جوگیر نشیم.

این نبرد تفنگدارا با نیروی دریاییه، یک در مقابل یک.

سعی کنید همکار بغل دستیتونو سرنگون نکنید.

حواست باشه.

حواستون باشه، پخمه‌ها! امروز حسابی رو فرمم.

ها ها ها!

هی! ها ها ها!

ها ها ها! ها ها ها ها!

خب، میچم، نزدیک شو.

نیروی دریایی در جهت ۱۲۰، ۲۰ مایل.

۳۰ درجه به راست،

آرایش جنگی بگیر.

نیروی دریایی ۴، دشمن داره نزدیک میشه.

۱۸ مایل، ۲۴۰ درجه.

دریافت شد. گرفتمشون.

اونا حتماً زیر این ابرها هستن.

جلوتر هوا داره باز میشه.

دشمن ۸ مایل.

۹۰ درجه به راست.

فرمانده اونا رو دیده.

ساعت یک، پایین.

"پرچر" اونا رو دیده.

خب، نبرد شروع شد. برید سراغشون.

صبح بخیر، نخاله‌ها.

زود باش. یه حرکتی بکن.

بذار ببینم چیکاره‌ای، رفیق.

بذار ببینم. بذار ببینم.

بد نیست.

بد نیست.

بد نیست.

بهتره بجنبی، نیروی دریایی.

دیر شد. گرفتمت، مچل.

داری مارو تماشا می‌کنی، فرمانده؟

مثبت.

آره، آره. تکون نخور.

بخند.

خب. یه شلیک می‌کنم...

همینجا. بنگ!

درست پشت سرت، نخاله.

اون سرنگون شد، میچم.

خب، خب. این یارو رو گیر انداختم.

بهش فشار بیار. کنارش بمون.

دارم برای شلیک آماده میشم،

و دارم میام بالا، و راست، راست...

آخ.

همینجا!

ها ها! وهو!

عالی بود. اون سرنگون شد.

خوب به نظر می‌رسید، عزیزم.

خب، خب، شما دلقک‌ها.

بسه دیگه. نبرد تموم شد.

به من ملحق شید.

وهو!

وهو!

فوق‌العاده بود، آقایان! بلند شید!

به سلامتی بزرگترین خلبان جنگنده تفنگدار دریایی

که تا حالا مادرش لنگه‌شو نزاییده.

بعضی از شماها اونو با نام مستعار جنگیش می‌شناسید...

سانتینی کبیر.

بعضی از شماها اونو با اسمایی می‌شناسید که زیادی رکیکن

و نمیشه خارج از این جمع محترم تکرارشون کرد.

به سلامتی پیروزیمون امروز بر نیروی دریایی.

به سلامتی مأموریت جدیدش

به عنوان فرمانده اسکادران ۳۱۲.

به شما تقدیم می‌کنم، "بول میچم"!

آقایان، آقایان! لطفاً!

سر و صدا زیادی زیاده، می‌دونید؟

بقیه مهمونا اعتراض می‌کنن. لطفاً، ها؟

آه، عزیزم.

اونا دوست ندارن صدای شکستن لیوانامونو بشنون؟

نه، آقا.

تفنگداران!

هاروگا! هاروگا!

گمشو!

شاید بهتره آرومتر باشیم.

دلم نمی‌خواد این آخرین شبتون توی اسپانیا به دردسر بیفتید.

این واقعاً وحشتناک میشد، نه؟

به سلامتی نخبه‌های تفنگداران.

به سلامتی اون نژاد خاص دیوهای آسمان

که در سراسر جهان شناخته شده و ازش می‌ترسند،

مبارز هوایی تفنگداران.

به سلامتی شجاع‌ترین مردانی که تا به حال زندگی کردند.

هیچ نیرویی وجود نداره که بتونه مارو شکست بده،

مارو از پیروزی محروم کنه، یا سرنوشتمونو مختل کنه.

تفنگداران!

به سلامتی پیروزی!

کی اینجا مسئوله؟

بله، قربان. درست همون‌جا.

چه مشکلی داره این مرد؟

آنفولانزا داشت، قربان. خیلی ضعیفش کرده.

با من زرنگ‌بازی درنیار، سرهنگ.

من و خانمم

و بقیه افرادی که اون بیرونن

دلمون می‌خواد یه شام آروم و خوشایند داشته باشیم،

و ممنون می‌شیم که اینجا رو ترک کنید

و این رفتار غیرآقایانه‌تون رو هم با خودتون ببرید.

قربان، این جشن خداحافظی منه.

بخورید و برید!

اوه، بله قربان.

میشه یه آخرین نوشیدنی رو تو بار بزنیم،

اگه قول بدیم خوب رفتار کنیم، سروان؟

فقط یکی.

بعد از اون دیگه نمی‌خوام اطرافم ببینمتون.

ممنون، قربان.

خب، شما خوشگلا و جوونا.

می‌خوام برید بیرون، تو بار

و مثل جنتلمن‌های تمام‌عیار رفتار کنید.

یه نمایش خواهید دید

که وارد تاریخ تفنگداران دریایی میشه.

خودتون رو جمع و جور کنید و برید بیرون.

دو نفرتون هوای ناخدا رو داشته باشید.

خوبه.

خیلی خب.

بفرمایید.

بعد از شما، سرهنگ.

به سلامتی همه‌ی اونایی که تو آب و خشکی‌ان...

هاروگا، هاروگا، هاروگا!

هاروگا!

مایلی با سانتینی بزرگ برقصی، خانم؟

من، امم...

دیوید. دیوید!

دستاتو از رو زنم بردار!

سرهنگ!

یا خدا!

بیاید به جونم بیفتید، خوک‌ها.

سلام بر مریم، پر از فیض! خداوند با توست.

مبارک تویی در میان زنان

و مبارک است میوه رحم تو، عیسی مسیح.

ای مریم مقدس، مادر خدا، برای ما گناهکاران دعا کن.

اکنون و در ساعت مرگ ما. آمین.

اوه، اگه هواپیمای بابا سقوط می‌کرد،

هیچ‌وقت خودمونو نمی‌بخشیدیم

که اون یه "سلام بر مریم" اضافی رو نگفتیم.

صاف وایسا، بن.

یالا. قوز نکن. همینه.

نمی‌خوام از خونه مامان‌بزرگ برم.

می‌خوام همین‌جا تو آتلانتا بمونم.

بازم میایم بهتون سر بزنیم.

همینو در مورد چری پوینت هم گفتی.

به چری پوینت هم برمی‌گردیم.

همینو به کارن گفتی وقتی کمپ لژون رو ترک کردیم.

تفرقه ننداز، مری‌آن.

می‌خوام برگشت بابا عالی باشه، میشنوی؟

مامان، می‌خوای بزنمش؟

تو رو تو یه قوطی کبریت دفن می‌کنن.

شنیدی چی گفت؟

مری‌آن، بسه.

نمی‌دونم چرا متیو انقدر حساسه.

اون برای یه کوتوله، عملاً یه غوله.

مامان!

مری‌آن، بیا بریم قدم بزنیم.

چه فکر خوبی.

میدونی، بن عزیز، تازگیا داشتم فکر می‌کردم.

تو بازی ذهنی، همیشه لهت می‌کنم.

فقط یادت باشه که می‌تونم همه دندون‌هاتو از دهنت بندازم بیرون،

و تو هم کار زیادی از دستت برنمیاد.

پهلوونِ گنده، شجاع!

خب چی میشه؟ حالتو می‌گیرم.

کلیرآسیل‌تو می‌دزدیدم.

تو ۴۸ ساعت،

جوش‌هات انقدر سریع زیاد می‌شدن،

که می‌مردی.

اینه.

اینه.

هی، مامان!

اینه!

اوه، می‌بینمش، عزیزم، می‌بینمش.

برید تو صف.

احتمالاً سان می‌بینه.

بن، صاف وایسا.

دخترا، موهاتونو مرتب کنید.

خیلی خب، حالا، یادتون باشه،

وقتی پیاده شد، ما راه میریم...

لطفاً راه برید...

راه میریم تا به استقبالش بریم، باشه؟

اول من میرم، بعد دخترا، بعد پسرا.

من یه بوس گنده آبدار بهش میدم، بعد دخترا،

و شما پسرا هم محکم دست می‌دید

و می‌گید: "به خونه خوش آمدید، سرهنگ."

بهتره یه صندلی برای مت بیاریم تا روش وایسه.

الان می‌بینی.

متیو!

ای بابا، به خاطر خدا!

اینجا وایسا تا موهاتو شونه کنم.

خیلی خب. اینم بگیر.

زودباش. زودباش.

آماده باشین... یه خلبان جنگنده!

یاهو!

آخ!

اوه!

هی هی!

خیلی دلم برات تنگ شده بود، لیل. دلم برات تنگ شده بود.

اوه، آره؟

منم.

می‌دونی بدترین وقتا کِی بود؟

نه.

صبح‌ها، درست مثل الان،

The Great Santini subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left