200 dòng đầu tiên.
آنچه در قسمتهای قبل "Wild Cards" گذشت
سلام
اسم؟ مکس میچل
قبلاً باهاش کار میکردم ولی به یه دلیلی
منتقل شدم به گشت دریایی
تو روی این پرونده میمونی. ممنونم خانم
هر دوتون. چی؟
خانم، جدی که نمیگید؟ اون یه کلاهبرداره
من میدونم کی برادرت رو کشته
میدونی، داره خیلی تلاش میکنه
که تو رو زودتر از اینجا بیاره بیرون
آزادی، آزادیِ شیرین
تونستم خاطرات تصویری جاناتان اشفورد رو گیر بیارم
هر چیزی که لازم باشه بدونی رو بهت میگه
باید بتونی هر لحظه از هر کسی دل بکنی
به همین راحتی
اگه نمیتونی، این یه نشونهست
که باید بذاریشون کنار
قطعاً یه اتفاقی افتاده
ولی نمیخوام رابطهمون عجیب و غریب بشه
دوست؟
دوست
میدونم جاسوسِ اداره کیه
کمیسر، شما بازداشتید
ببرینش
بچهها
کلهگندهها فرستادنت مرخصی
نه، درک میکنم
میخوای چیکار کنی؟
بالاخره میری همون سفری که دنیل در موردش حرف میزد؟
عالیه
تو و مارک
و تو، اگه بخوای بیای
آره. فقط اول باید یه چیزی رو چک کنم
آره، شماها نابغهاید
برای دسترسی به حساب، ۱۲ تا رمز عبور لازمه
ریکی، "جورج" رو امتحان کن
میلیونه ۱۰۳
احمق بودم که فکر کردم میاد؟
برو عزیزم. برو پیشش
من خوبم
مامان؟
میکی، مدل موی جدیدت خیلی باحاله
پتروویچ. رفتی باشگاه؟
حسابی رو فرم اومدی
کارور، پینه پاهات در چه حالن؟
آه
اوهوی خانم. فکر کردی کجا داری میری؟
اوه. یه لحظه وایسا
اون اسباببازیه
ببخشید
جویی، مکس مشاور پلیسه
ببخشید مکس. تازهوارده
نگران نباش جویی، منم یه زمانی تازهوارد بودم
خب، هیجان کجاست؟
همین بغله. باهات میام
امروز با کی کار میکنی؟
نمیدونم، ولی بین خودمون بمونه
امیدوارم ییتس نباشه
فکر میکردم از ییتس خوشت میاد
خیلی زیاد دوسش دارم
ولی اواخر یه جورایی شده
بجنبید دیگه
ترسناک
صبح بخیر ییتس
صبحه؟
دیگه اصلاً نمیتونم تشخیص بدم
همین الان سیمونز رو توی یه صحنهی جرم دیگه ول کردم
که بیام اینجا
این دهمین پروندهی بازِمونه
این یکی هم میشه یازدهمی
ببین، میدونم از وقتی الیس رفته کمبود نیرو داریم
ولی شاید امروز اوضاع عوض شه
داری بهم میگی نیشم رو باز کنم؟
یه جورایی
نصیحتِ خوبیه
تو هم میخوای یه نصیحت بشنوی؟
شروع شد
ایهاالناس! من رسماً این ماه رو ماهِ "بدون قتل" اعلام میکنم
افتاد؟ از امروز به بعد
اگه یکی از شهروندهای این شهر
اون یکی رو بکشه، به خدایان قسم
خودم میکشمِتون
چی داریم؟ قتل
این لازمم میشه
قضیه چیه، اولیو؟
منم تازه رسیدم، ولی اطلاعاتمون اینه:
هویت نامعلوم، بدون کارت شناسایی، بدون کیف پول
حدوداً بیست ساله، تیر خورده به قفسه سینهش
یه گلولهی کالیبر ۳۲ پیدا کردن
مستقیم از بدنش رد شده
خب، پس هیچ سرنخی نداریم؟
فعلاً نه
عالی شد. یکی دیگه از اون پروندههای درخشان
هر وقت چیزی پیدا کردین خبرم کنین
یه چیزی پیدا کردیم
اون خط آبیِ روی پیراهنش رو میبینی؟
گچه
یعنی میخوای بگی معلم مدرسه بوده؟
نه. به انگشتهاش نگاه کن
متوجهشون شدم، ولی هنوز نمیدونم مال چیه
مالِ بیلیارد بازی کردنه
به خاطر عقب و جلو کردنِ چوب روی پوست
باید روزی چهار تا شش ساعت بازی کنی
تا اینطوری پینه ببنده
بهم اعتماد کن، قدیما زیاد بیلیارد بازی میکردم
تمام سالنهای بیلیارد رو تا شعاع پنج مایلی بگردین
تضمین میدم یه نفر میشناسدش
بجنب دیگه زبل خان. شنیدی که خانم چی گفت
ایول میچل، کارت خوب بود
میشه قهوهم رو پس بدی؟ نه
بسیار خب. از این بابت مطمئنید؟
باشه، یه مأمور میفرستم پیشتون
تا اظهاراتتون رو ثبت کنه. خیلی ممنون
بسیار خب
یه شاهد عینی توی پروندهی سرقت ماشین پیدا کردیم
که حاضره شهادت بده، پس
پروندهی شماره ده، مختومه
اوه، عالیه
چون همین الان یه پروندهی دیگه بهمون خورد
شوخی میکنی؟
منم اونقدرها شوخ نیستم
مکس
رئیس میخواد ببینتت
ممنون، تونی
آها! مالِ منه
این دستگاه قهوهسازِ ادارهست
باید برگردونیش تو آشپزخونه
هرگز
رئیس، با من کار داشتین؟
هی، مکس
دلت برام تنگ شده بود؟
هی
سلام
برگشتی
برگشتم
حالا که تحقیقاتِ داخلی
در مورد پروندهی "روسو" تموم شده
الیس از هرگونه اتهامی تبرئه شده
و با بازگشتش به کار موافقت شده
این که عالیه
آره، داشتم به الیس میگفتم
که اینجا کلی پروندهی عقبافتاده داریم
واسه همین میخوام سریع کارش رو شروع کنه
خب این خوبه چون ییتس
حسابی زیر فشارِ پروندهها بوده
درسته. و از اونجایی که مکس به عنوان مشاور مونده
حدس زدم شما دوتا دوباره با هم همکار میشید
اه، اون
واسه من مشکلی نداره
البته
عالیه
نشانتون، کارآگاه
اسلحهتون رو هم از اسلحهخونه تحویل بگیرید
خوشحالم که برگشتی
از برگشتنم خوشحالم قربان. ممنون
اوه، و راستی، از مدل موی جدیدتون خیلی خوشم اومد قربان
فکر کنم توی یه شرطبندی باخته
نه که خوشم نیومده باشه، چون واقعاً عالیه
اون موهای بلند و ابریشمی قبلیتون شما رو مهربون نشون میداد
الان شبیه گلوله شدی
مرگبار و خفن
از دفترم برو بیرون
مثل برق و باد رفتم
بیا بریم
هی، من اون رو میشناسم
ببین، میشه اول یه چیزی بگم، لطفاً؟
حتماً
ببین، متاسفم که یهویی اون بحثِ
"بیا با هم بریم" رو پیش کشیدم
کارم اشتباه بود
فقط بعد از سالها تلاش برای پیدا کردنِ قاتلِ دنیل
وقتی بالاخره پیداش کردم، انگار
گم شده بودم
و دنبال یه چیزی میگشتم که بهش تکیه کنم
و... و
اون اشتباه بود
الان این رو میفهمم، و
واقعاً متاسفم
و لازم نیست هیچ توضیحی بهم بدی
که چرا نیومدی به اسکله، خب؟
جدی میگم
خیلی لطف کردی که جلوی "لی" چیزی نگفتی
ولی اگه نمیخوای با هم کار کنیم
کاملاً درکت میکنم
فقط... فقط اشاره کن تا ردیفش کنم
ممنون بابتِ همهی اینها
ولی همه چی ردیفه
میتونیم ازش بگذریم
رو به جلو و پیشرفت
بزن بریم بالا
باشه، عالیه
ممنون
از دیدنت خیلی خوشحالم
خب، این یه ماهِ اخیر کجا بودی؟
آه، با قایق رفتم مکزیک
میخواستم یه کم بگردم
ولی آخرش موندگار شدم
توی یه شهر ساحلیِ کوچیک مخصوص موجسواری
اونجا چیکار میکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.