200 dòng đầu tiên.
امشب در لندن، شاهدِ شبِ شبها هستیم
لعنتی، چقدر آدم بااستعداد توی این شهر هست
مراسم جوایز بهترین بادیگارد سال با رتبه تریپل اِی
مایک، امشب بیشتر از همه مشتاقی کی رو ببینی؟
وای خدای من، استیو، منظورم اینه که اینجا فقط یه نفر شانسِ اول و قطعیه
و میدونی، این بادیگارد بهترین لیست مشتریها رو داشته
بهترین مانورهای فرار با ماشین، بهترین مهارتهای کار با اسلحه
خداوندا، اون حتی بهترین مدل مو رو هم داره
و در واقع اصرار داره که مشتریهاش حتماً کمربند ایمنی ببندن
اون بادیگاردیه که اصلاً نیازی به معرفی نداره
مایکل برایس شانس اول و قطعیِ امساله
جایزه نهایی برای بهترین بادیگارد سال با رتبه تریپل اِی
و برنده کسی نیست جز
قهرمانِ شخصیِ من
مایکل برایس
آره
چی؟
دمت گرم رفیق
چقدر سنگینه
اووو
واو. اِم، من فقط
فقط میخوام که، اوم
داریوس؟
کوروساوا. مایکل-سان
تیکتاک، مرتیکه عوضی
و چند وقت یکبار این خواب رو میبینی؟
فقط یکبار... اوه. خب، این که زیاد
در شب. درسته
بیشتر وقتی که خوابم
این همون چیزی بود که قرار بود زندگیم باشه
من یه مامور محافظت شخصیِ عالی بودم تا اینکه همه چی رو از دست دادم
وقتی که داریوس کینکید مهمترین مشتریم رو کشت
داریوس کینکید، از فامیلهاتونه؟
خدایا، نه
اون یه آدمکشه که واسه مثلاً یه میلیارد قتل تو کل دنیا تحت تعقیبه
حتی به خاطرش تیر هم خوردم
کمیته بادیگاردی این رو قبول نکرد
ظاهراً از محافظت کردن از یه روانیِ جامعهستیز خوششون نمیاد
واسه همین دو هفته دیگه باید برم دادگاه صالحه
و سعی کنم مجوز تریپل اِی خودم رو پس بگیرم
واسه کنار اومدن با آینده، گاهی باید با گذشته روبرو بشیم
خیلی وقتها مشکلات تاییدطلبی ریشه در یه پدرِ ناراضی داره
من مشکل تاییدطلبی ندارم. من مشکل مجوز دارم
من یه بادیگاردِ بدون مجوزم
این مثل اینه که یه رقصنده باشی ولی کمر نداشته باشی
فکر میکنم بهتره یه مدت بادیگاردی رو فراموش کنی
و خوشبختی رو در درونت پیدا کنی
درِ چی؟
درِ خودت
خوشبختی در چیزی که هستی
دارم گوش میدم
خب، اول از همه
فکر میکنم، اوم، این همه اسلحه و خشونت داره روی روحت سنگینی میکنه
پس باید بزنی به چاک و ذهنت رو آزاد کنی
و اون وقت میتونی "خودِ آیندهت" رو پیدا کنی
صبر کن، صبر کن. مثلاً
مثلاً یه بادیگارد خفنِ آینده با قدرتهای ماورایی؟
نه، میشه تمومش کنی؟
دست از فکر کردن به بادیگاردی بردار
اصلاً تعطیلاتِ رویایی داری؟
شنیدم ایتالیا این موقع از سال خیلی قشنگه
پس نظرت در مورد توسکانی چیه؟
نه، نه، نه. توسکانی نه. اصلاً توسکانی نه. هر جا غیر از توسکانی
باشه، پس "کاپری"
کاپری
مثل اون شلوارهای کوتاهش
در ضمن، خیلی از مراجعین میبینن که این کار کمکشون میکنه:
نوشتنِ نامههای روزانه به "خودِ آیندهشون"
یا ضبط کردن یادداشتهای صوتی
اگه بهش زنگ بزنم چی؟
میتونم واسش پیغام صوتی بذارم. گوشیم همیشه همراهمه
جوآن، این عالیه
حس میکنم داریم پیشرفت خیلی خوبی میکنیم
منم همینطور، آره
و لازم نیست حس کنی دوباره باید با من هماهنگ کنی
منظورم اینه که، از اینجا به بعد دیگه سفرِ خودته
سفرِ من. دوره تراپیت تموم شد
تموم شد؟
بعد از من تکرار کن
«بادیگاردی تعطیل.»
ب... بادی
بادی
بادیگاردی
خوبه. و اسلحه هم ممنوع. هوم؟
اسلحه ممنوع
وایسا. نه، نه، صبر کن. میتونم، اوم
میتونم چاقوی جیبیم رو نگه دارم؟ آره؟
ابزار خیلی کاربردیایه. میتونی چاقوت رو نگه داری
فقط تو و خودِ آیندهت که دارین خوشبختی رو در درون پیدا میکنین
خودِ آیندهم. اینها تنها دو نفری هستن
که باید ازشون محافظت کنی
در حال حاضر، باشه؟ درسته. آره. باشه
باورم نمیشه دورهم تموم شد. میدونم. تبریک میگم
یا عیسی مسیح
لعنت
بعد از دو سال تحریمهای فلجکننده اتحادیه اروپا
اقتصاد یونان به سقوط آزاد کشیده شده است
که باعث تظاهرات گسترده، ناآرامیهای مدنی و اعتصابات سراسری شده است
هماکنون به صورت زنده با رئیس اتحادیه اروپا، آقای والتر فیشر همراه میشویم
که قرار است تصمیم خود را اعلام کند
تا چهار روز دیگر و در پایان سال مالی
اتحادیه اروپا اعمال خواهد کرد
تحریمهای اقتصادی و مالی بیشتری علیه کشور یونان
سوالی پرسیده نخواهد شد
داریم آقای فیشر رو به نقطه خروج منتقل میکنیم
هلیکوپتر رو آماده کنید
اعلام تحریمهای بیشتر در امروز
منجر به شورشهای گسترده در خیابانهای آتن شده
و هزاران معترض خسارات گستردهای به بار آوردهاند
میدونی که یونان مهد تمدنه؟
اون هنر و علم رو به دنیا داد
فرهنگ
و تراژدی
ارسطو، اگه این در مورد اون تصمیمیـه که گرفته شده
باید لغوش کنی. اصلاً راه نداره
این یه رایگیری دموکراتیک بود
تو کشور من رو خفه کردی آقای فیشر
اما این حرفم رو یادت باشه
تا چهار روز دیگه
درست همون لحظهای که تحریمهای شما شروع میشه
تمام زیرساختهای اروپا به آتیش کشیده میشه
بازارهای مالی سقوط میکنن
و میلیونها نفر جونشون رو از دست میدن
در حالی که یونان برمیگرده
به جایگاهِ اصلیِ خودش به عنوانِ مرکز تمدن
سلام، شما با مایکل برایس تماس گرفتین
لطفاً پیغام بذارین و روزِ "تریپل اِی" خوبی داشته باشین
هی، سلام مایکلِ آینده
مایکلِ امروز هستم. من توی برخوردهای اول خیلی خوب نیستم
فقط میخواستم بگم که فکر کنم افتخار میکنی اگه بدونی تراپیم تموم شد
رسماً توی مرخصی مطالعاتی هستم و اگه راستش رو بخوای
نمیدونم چرا زودتر این کار رو نکردم
فقط ۱۲ ساعت گذشته
ولی همین الانشم دنیا پربارتر به نظر میاد
انگار یه جورایی منتظر بوده که من این تغییر رو ایجاد کنم
به مجوزم فکر میکنم و از خودم میپرسم:
«اصلاً واسه چی اینقدر خودم رو اذیت میکردم؟»
در واقع، برای اولین بار از وقتی که کینکید کوروساوا رو کشت
دارم یه زندگی بدون بادیگاردی رو تصور میکنم
یا اسلحه یا خون
میدونم احمقانه به نظر میاد
ولی واقعاً حسِ یه شروع جدید رو داره
بزن بریم، برایس
هی
چه خبره؟ بجنب دیگه
فکر کنم میشناسمت. نمیشناسمت؟
من سونیا کینکید هستم
مافیا شوهرم رو گرفتن. باید بریم بگیریمش
نه، نه، نه. من قاطیِ این بازی نمیشم
من تحت دستورات سفت و سخت روانشناسی هستم که
چطوری پیدام کردی؟
پس اون لامصب کجاست؟
زود باش
یه لحظه صبر کن. بالاخره داریوس دیگه توی خوابهام ولم کرده
اگه کمکم نکنی، اون وسیلهم رو میبندم
و اونقدر به خوابهات گند میزنم که آرزو کنن کاش همون کابوس بودن
حرومزادهها
اول از همه، دهنت نیاز به جنگیری داره
دوم اینکه، اون اصلاً چرا به کمک من نیاز داره؟
گفت: «برو مایکل برایس رو بیار.»
اون این رو گفت؟ آره
فکر میکردم از من متنفره. زود باش! بزن بریم
تو خیلی پستی
دقیقاً چی گفت؟ لحن کینکید چطوری بود؟
کی اهمیت میده؟
یالا! بزن بریم! سوار شو! سوار شو
اسلحه رو بگیر. نه، من فعلاً با اسلحه کاری ندارم
حله
وو، وو، وو! وایسا، وایسا، وایسا
نه، نه، نه! باید یه راه امنتری واسه پایین رفتن باشه
حتماً یه راه امنتری واسه پایین رفتن هست. شاید مثلاً یه کلیدی... اوکی
واقعاً که؟
خب، اون کجاست؟
اون رو از من گرفتن، برایس
میخواستیم بریم ماه عسل
میخواستیم توی ایتالیا با ماشین بگردیم
میدونی، همیشه آرزوش رو داشتم
قرار بود همه چی خیلی رمانتیک و عالی باشه
و بعد این کثافتِ سوسکصفتِ مادر
توی هیجانانگیزترین لحظه اولین شب ماه عسلمون غیبش زد
بعدش که به خودم اومدم، تلفن زنگ زد و فهمیدم مافیا گرفتنش
عزیزم، کمک لازم دارم
ولی اون معتادِ کاره، برایس
میدونم یه ماموریتِ کوفتی رو قبول کرده
خب، اون یه هیولاست
من فقط میخوام بهم ثباتی رو بده
که واسه تشکیل خانواده بهش نیاز داریم
گفتی «خانواده»؟
داریم سعی میکنیم بچهدار بشیم
خدا به دادمون برسه
اونقدر زیاد و با ظرافت با هم بودیم
و توی کلی جاهای مختلف... اوم
و حالتهای مختلف و... اوم-هوم
ولی من اصلاً حامله نشدم
میدونی فکر میکنم مشکل چیه؟
زیستشناسی. آره
«الماسِ من» زیادی تنگه. چیِ تو؟
اونجام دیگه، مرتیکه عوضی
اونجام زیادی تنگه. اوه اوه
و چون داریو تمام تستوسترونش رو خرجِ کارهای مردونهش میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.