200 dòng đầu tiên.
راوی: توی سیستم قضایی
جرایم جنسی جزو فجیعترینها به حساب میان
در شهر نیویورک، کارآگاههای وظیفهشناسی که
روی این پروندههای جنایی فجیع کار میکنن
عضو یه گروه زبده هستن
که به واحد قربانیان ویژه معروفه
اینها داستانهای اونهاست
جرایم جنسی؟
آره
یه نگاه به این بنداز
دختره خودش رو از تختش دار زده
اسمش لیلا بریگزئه
همسایه میگفت که کلاً
مستاجر آروم و خوبی بوده
ظاهراً خودکشی کرده
جایی مونده که سوراخ نکرده باشه؟
انقدر فلز به خودش وصل کرده که حتماً صدای فلزیابها رو درمیاره
از جای سوختگیها که دیگه نگو
ممکنه کار خودش باشه
دلیلی داریم که فکر کنیم
چیزی غیر از خودکشی بوده؟
آره. ربدوشامبر روی دستهای تا شدهاش گره خورده بود
خب، این غیرممکن نیست
منظورم اینه که من هودینی نیستم، ولی مگه چقدر سخته؟
یه لحظه صبر کن. ربدوشامبر باز بود
تو بازش کردی؟
به من گفتن خودکشیه
باید جسد رو معاینه میکردم
هیچکدوم از آدمهای شما به جسد دست زدن؟
اولش فکر کردم خودکشیه
به محض اینکه شک کردم، به شما زنگ زدم
من سر از «اسام» درنمیارم
یعنی «بهم درد بده تا تحریک بشم؟»
بیخیال بابا، این دیگه چه فازیه؟
مانچ: همه چی از تتو شروع میشه
همین که جوهر بره زیر پوستت
دیگه فقط مسئله زمانه
تا اینکه التماس کنی دست و پات رو ببندن و کتکت بزنن
تتو فقط یه دروازهست
به نیمهی تاریک غریزهی جنسی، رفیق
بالاخره دستم رو خوندین، نه؟
جدی جدی با اون سوراخسوراخ شدنها و دردها
بهت فاز میداد؟
نه، اون فاز رو از کار کردن با تو میگیرم. لطفاً
هی، بنسون؟ بله
توی گزارش اولیهت دربارهی مقتول، بریگز
علت احتمالی حادثه رو ننوشتی
آره، خب علت مرگ در نگاه اول
خفگی ناشی از دار زدن بود
اما انقدر ناهماهنگی وجود داشت
که میخواستیم منتظر نظر پزشکی قانونی بمونیم
خب، قتل یا خودکشی؟
هنوز به اطلاعات بیشتری نیاز داریم
یه پزشک قانونی تازهکار فرستاده بودن صحنهی جرم
و اونم لباسهای جسد رو درآورد
اینا رو از کجا پیدا میکنن؟
قربانی چندین زخم داشت که خودش ایجاد کرده بود
یا حداقل با رضایت خودش اونا رو تحمل کرده بود
که این احتمال رو به وجود میاره
که موضوع نه قتل باشه و نه خودکشی
چی؟ یه رابطهی خشن که از کنترل خارج شده؟
بیخیال، این از اون جور توجیههاییه که
وکلای مدافع تحویل آدم میدن
هی، پیش میاد دیگه
این دختر درگیر یه سری انحرافات جنسی جدی بوده
از سر تا پاش سوراخکاری شده بود
اون وقت داری میگی توی وال استریت کار میکرده؟
تحلیلگر سرمایهگذاری
این دو تا دنیا بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی با هم تداخل دارن
کدوم دنیاها؟ اسام و بازارهای مالی کلان؟
اوه آره، اون وسواس شدیدی
که برای نابود کردن رقبای سیاسی دارن، فرقی نداره
با اون میل شدیدی که برای آسیب زدن به همنوع خودشون دارن
یا یه زن
کریگن: شما دوتا برین با خانوادهاش حرف بزنین
مانچ، کسیدی، ببینین کجا کار میکرده
«واحد قربانیان ویژه» یعنی چی؟
ما روی پروندههای جرایم جنسی تحقیق میکنیم
چه اتفاقی برای لیلا افتاده؟
امیدواریم شما بتونین بهمون کمک کنین
من اصلاً روحی هم خبر ندارم
خانم بریگز
شما احتمالاً بهتر از هر کسی اون رو میشناختین
و اگه بتونین در مورد اون جنبهی قضایا روشنگری کنین
کدوم جنبه؟
سوراخکاریها
زخمهای روی بدنش
اینها برای ما یه جور زنگ خطر بودن
اون من رو از مسائل خصوصیش
دور نگه میداشت
هممم
وقتی ۱۵ سالش بود پدرش فوت کرد
و فکر کنم بعد از اون، من و اون
یه جورایی از هم فاصله گرفتیم
آخرین باری که باهاش حرف زدین کی بود؟
یه هفته پیش
خیلی سرحال و شاد بود
نشونهای از افسردگی داشت؟
قطعاً اهل خودکشی نبود
از وضعیت کاریش راضی بود
ولی چیزی متوجه نشدین؟
تغییری توی رفتارش؟
من هیچوقت درباره مسائل شخصی باهاش حرف نمیزدم
شاید اشتباه بود
آدم هر کاری از دستش برمیاد انجام میده
نمیتونی جلوی بچهای رو بگیری
که تصمیمش رو گرفته
وقتی کلاس دهم بود
یه بار که توی حمام بود
داشتم براش حولهی تمیز میبردم
و دیدمش
چی رو دیدین؟
حلقههای فلزی که به نوک سینههاش زده بود
فکر کنم همه چی از همون موقع شروع شد
بهش چی گفتین؟
فکر کردم اگه دعوا راه بندازم، فقط بیشتر تشویق میشه
یه چیزی بهش میدم که علیهش طغیان کنه
شاید اوضاع بدتر میشد
حدس میزنم دیگه از این بدتر نمیشه
لیلا تحلیلگر ارشد
ابزارهای مالی مشتقه ما بود
بیاین یه لحظه فرض کنیم
که این اقتصاد برای مبتدیهاست، خب؟
شرکتهای بیمه حق بیمه جمع میکنن
یه مقداری از پول صرف پرداخت خسارتها میشه
بقیهاش توی ذخیرهی نقدی نگه داشته میشه
لیلا کمک میکرد بفهمن
بقیه رو چطور سرمایهگذاری کنن
چقدر میشد؟
گردش مالی که زیر دستش بود، میلیاردی بود
میلیاردی؟ و این برای لیلا دشمن تراشیده بود؟
نه، چرا باید اینطور باشه؟
ایمی، داریم درباره تمرکز قدرت حرف میزنیم
چک ناچیز مستاجر بیمهشدهی من
به چکهای دیگه اضافه میشه
تا وقتی که قطرههای پول تبدیل به سیل میشن
اینجور ثروتی برای آدمهایی که میخوان
مطیع بمونی، یه تهدید به حساب میاد
و همین میتونه دشمن درست کنه
اولاً که
قضیه اینطوری نیست
و دوماً
لیلا محبوب بود
ایمی، راستش ما بیشتر دنبال این هستیم که بدونیم
وضعیت روحی لیلا چطور بود
افسرده بود؟
بحرانی توی زندگیش داشت؟
تا جایی که من دیدم، نه
و تو اینجا چی کار میکنی، ایمی؟
من دفتر رو مدیریت میکنم
دوستپسرم، آقای مارتین، صاحب شرکته
تو و اون با لیلا
ارتباط روزمره داشتین؟
خیلی کم
پس کی داشت؟
رئیس بخش مالیمون
زنی به اسم شو-لینگ فو باهاش کار میکرد
اما امروز نیومده
باید شمارهاش رو داشته باشیم
ما روی تماسهای ورودی حساسیم
چون تمرکز رو از کاری که باید انجام بشه میگیره
توی حرفهی ما هم
ما روی ایجاد مزاحمت در اجرای عدالت حساسیم
علت مرگ، خفگی بر اثر فشار جسمی دور گردنه
درست همونطور که به نظر میرسید
یه علت مرگ کاملاً واضحه
آره، اما علت مرگ همیشه توضیحدهنده همه چی نیست
حس درونیت چی میگه؟
قتل، خودکشی یا حادثه؟
تا وقتی اطلاعات بیشتری از شما نگیرم
نظری نمیدم
بهش تعرض جنسی شده بود؟
تعرض رو سخت میشه تشخیص داد
دخول انجام شده، اما هیچ ترشحاتی پیدا نکردیم
در ضمن، نوع زخمها و آسیبهای جنسی
که این زن سالها تحمل کرده
میتونه هر کسی رو بندازه زندان
مگر یه مورد
اینکه کار خودش بوده؟
شاید
ممکنه اون جراحت مرگبار کار خودش بوده باشه
یه مرگ بر اثر خودلذتی؟ هممم
ممکنه
اما به این نگاه کن
این همون ربدوشامبریه که تنش بوده
خب
کاملاً تمیزه
نه عرق، نه لکه
کسی دوباره تنش لباس پوشونده؟
یه قاتلِ پشیمون؟
میدونی، بعضی وقتها اعضای خانواده
صحنه رو تمیز میکنن
لیلا شاید داشته فانتزیهای جنسی رو امتحان میکرده
نمیخوایم وارد جزئیات بشیم
اما اگه اینطور باشه
معنیش اینه که خودکشی نبوده
یه حادثه بوده
لیلا دختر خوبی بود
خانم بریگز، این معنیش این نیست که دختر خوبی نبوده
اما اگه چیز بیشتری میدونین، باید به ما کمک کنین
No comments yet. Be the first to leave one.