Madea's Family Reunion

Madea's Family Reunion

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Madeas Family Reunion 2006 720p BluRay x264-aAF 59131 1757501502
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Madeas.Family.Reunion.2006 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-12-04
Lượt tải xuống: 41
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

صبح بخیر، دختر قشنگم.

خب عزیزم، من باید برم سر کار.

واسه همین فکر کردم این حمام نمک...

برای بدن دردت خوبه.

دوستت دارم.

از حمامت لذت ببر.

می‌دونم، مامان.

آره.

به زودی.

باشه.

باشه، خداحافظ.

هی! سلام. - سلام بچه‌ها.

بریم.

کجا داریم می‌ریم؟

سوپرایزه.

می‌ترسم.

وای، صبر کنید، باید کیفمو بردارم.

ما هواتو داریم. بیا دیگه، دختر.

نه، بدون گوشیم نمی‌تونم برم.

چقدر خوشحالم که اومدی.

منظورت چیه؟ شماها منو دزدیدین.

خب، تو لیاقتشو داری...

و منم همینطور.

این همه دوندگی با دوتا بچه‌م.

راستی، خواهرزاده و برادرزاده‌ام چطورن؟

عالین...

ولی خب می‌دونی که مجبور شدیم بریم پیش مِدیا زندگی کنیم.

هیچکدوم از این پدر بچه‌ها...

پول نفقه بچه‌ها رو نمی‌دن.

بی‌مسئولیت. می‌دونی که.

اشکال نداره. من دارم کاری که باید رو انجام می‌دم.

این شعار زن‌های سیاهه.

ما همیشه کاری که می‌خوایم رو انجام نمی‌دیم...

ولی همیشه کاری که باید رو انجام می‌دیم.

باید می‌ذاشتین کیفمو بیارم.

شما نمی‌تونید از پس این همه خرج بربیاید.

لیزا، می‌خواستیم یه کار خاص برات انجام بدیم.

می‌تونی آروم باشی؟ ما خودمون حساب می‌کنیم.

سلام.

هی.

من فرانکی هندرسونم.

شما همیشه سوار اتوبوس من میشید.

خط نه.

درسته.

اینجا باشگاه شماست؟

نه، فقط یه نقاشی آوردم گذاشتم اینجا.

خب، خوشحال شدم دوباره دیدمتون.

ببینید، فقط می‌خواستم بدونم...

دوست دارین یه روزی با هم بریم بیرون؟

من شماره‌ام رو نوشتم...

و یه جایی رو می‌شناسم که شاید...

چقدر جسوری.

می‌خوای همین جلوی ما ازش دعوت کنی؟

می‌دونی که قراره درباره‌ت حرف بزنیم، نه؟

آره، خب...

حالا که رسماً خجالت‌زده شدم...

ببخشید. من خواهرشم.

بهتون زنگ می‌زنه.

خوبه.

باشه، خداحافظ.

خداحافظ.

لیزا!

انگار یکی یه دلباخته پنهانی داره.

اوه، تو رو خدا. این شماره رو برمی‌داری.

نه، این کارو نکردی!

چرا، کردم.

چی گفت؟

مگه چی می‌تونست بگه؟ مجبور شد حقیقت رو بگه.

متاهل بود.

از قرار گذاشتن خسته شدم.

و شما می‌خواین من برم سر قرار.

چون بهش نیاز داری.

تو دو ساله با کسی نرفتی بیرون.

نگران من نباش.

بیا در مورد تو حرف بزنیم.

کمتر از نود روز دیگه...

قراره ازدواج کنی با...

یکی از بهترین مجردهای آتلانتا.

و ثروتمنده؟

گفتی چیکاره‌ست دوباره؟

بانکدار سرمایه‌گذاریه.

آره، مامانم سال پیش منو بهش معرفی کرد.

من حتی نمی‌دونم یه بانکدار سرمایه‌گذاری چیکار می‌کنه...

ولی حتماً کارش خیلی خوبه.

که تو طبقه سی‌ام اینجا زندگی می‌کنه.

باید گوشیمو چک کنم.

یه ثانیه.

کی می‌تونه باشه؟

نمی‌دونم. بهتره بری برداری.

اوه.

شما خانم لیزا برو هستید؟

بله، خودم هستم.

می‌تونم بیام داخل؟

آره، حتماً.

چی شده؟

شما...

دستگیر شدید.

اوه...

نه، نه، نه. وایسا، وایسا، وایسا.

نه، نه. فقط وایسا.

فقط ازش لذت ببر.

نه، جدی میگم، باید بری.

نه، نه، نه، نه، نه، تو باید...

دختر...

باید چکم رو نقد می‌کردم.

باید همین الان تمومش کنی.

باشه، باشه. فقط بس کن!

سلام عزیزم.

سلام. خیلی متاسفم. این...

این ایده ما بود.

همش ایده تو بود.

اوه، لوس نشو.

لوس نشو.

من خواهر لیزا هستم. از دیدنتون خیلی خوشحالم.

این خواهرته؟

بیا اینجا. پس تو از خانواده، خانواده، خانواده‌ای.

بیا اینجا.

خب، هی، هی. شما ادامه بدید.

کار خودتو بکن، داداش.

باشه.

خوش بگذره.

باشه. دوباره آهنگ رو بزار.

نه، نه، نه. شما باید برید.

چرا؟ اون گفت اشکالی نداره.

دونا، ببین اون پشت چی داره.

اون به این نیاز نداره. بیا دیگه!

هرچی.

من پول یه رقص کامل رو بهت دادم...

پس میریم خونه من تمومش می‌کنیم.

خیلی خوب بود که باهات وقت گذروندم.

ممنون.

دوستت دارم. منم دوستت دارم.

باشه، خداحافظ. می‌بینمتون! خداحافظ!

بهمون زنگ بزن!

چیکار می‌کردی که اونو آوردی تو خونه من؟

و من داشتم بهت زنگ می‌زدم.

تمام روز داشتم بهت زنگ می‌زدم.

گوشیم رو اینجا گذاشته بودم.

تو عاشق عصبانی کردن منی، مگه نه؟

فکر کنم این کارو عمداً می‌کنی.

می‌بینی زندگیت چقدر می‌تونست خوب باشه...

اگه فقط حرف منو گوش کنی؟

موهایتو مرتب کن.

خانم بروکس.

ویکتور.

فوق‌العاده به نظر می‌رسی.

ممنون.

سلام. سلام.

فوق‌العاده شدی.

عزیزم، دلبندم.

ممنون.

خب، من تازه اومدم...

از پرو لباس مادر عروس...

و پیراهن خیلی باشکوهه!

اون بی. مایکل یه نابغه است.

صاف بشین، عزیزم.

چت شده؟

تو خیلی ناراحتی در حالی که باید خیلی هیجان‌زده باشی.

خب، نیستم، مامان.

می‌دونم. فقط پشیمون شدی، همین.

این عادیه.

او کتکم می‌زنه.

کِی؟

زیاد.

خب، باید کاری که می‌کنی رو متوقف کنی...

که عصبانیش می‌کنی.

چی؟

زنا گاهی وقتا باید با چیزایی کنار بیان...

تا راحت باشن.

مامان، گوش کن...

تو گوش کن.

حالا وقتشه بزرگ بشی.

معلومه که قراره باهاش ازدواج کنی.

دیگه می‌خوای چیکار کنی...

تو یه مغازه لباس عروس کار کنی مثل خواهرت؟

حالا، فقط یه همسر خوب باش.

حرف مردت رو گوش کن...

و هیچ مشکلی نخواهی داشت.

گارسون!

بله، خانم؟

من سالاد با پنیر آبی می‌خورم...

و لطفا بدون بیکن.

تو چی میل داری، عزیزم؟

حالا، چرا داشتی دزدی می‌کردی؟

چون گرسنه بودم.

چه اتفاقی برای بقیه سرپرستات افتاد؟

اونا اهمیت نمیدن.

اونا حتی نمی‌دونستن من رفتم.

بشین تا من بتونم...

یه نماینده از بهزیستی کودکان رو اینجا بیارم.

پرونده بعدی رو صدا کن.

شهر آتلانتا علیه میبل سیمونز.

مدیا!

حالا دیگه چیکار کردی؟

اون دستبند بازداشت خانگیش رو درآورده.

بهتره دلیل خوبی برای درآوردنش داشته باشی...

چون همین الان دلم می‌خواد بفرستمت زندان.

در واقع، داره.

اون از پدر سالخورده من مراقبت می‌کنه...

و، اون بیمار بود، و اون نیاز داشت که...

Madea's Family Reunion subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left