Memories of Me

Memories of Me

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

memories-of-meglish-2146725
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian memories of me 1988 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Được xuất bản vào: 2025-11-25
Lượt tải xuống: 5
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

کی، دکتر فولین؟

دکتر فولین؟

خانم پترکیس رو دارن می‌برن اتاق عمل

آماده‌اش کردن؟ نه، نکردن

و بریم!

با دکتر شرمن تماس گرفتی؟

داره میاد. عالیه

صبر کن! وای!

مسابقه بدم باهات

زیاد اینجا می‌آیید؟

من می‌میرم؟

شوخی می‌کنی؟

کسی قرار نیست بمیره، خانم پترکیس

همه اون باقلواها رو از رگ‌هات تمیز می‌کنم

این ساعت دیروقت بهترین کارمه

داروی بیهوشی، لطفا

خانم فِتراکیس

می‌خوام پاشنه‌هاتون رو سه بار به هم بزنید

و وقتی بیدار شدی، تو کانزاس خواهی بود

کانزاس؟

اسکالپل. فورسپس

گاز. خب، کارول

قرار دیشبت با پا گنده چطور بود؟

اون پول سینما رو داد ولی من پول شام رو دادم

تو با آدم اشتباهی هستی

نیاز به کشش بیشتر دارم

یه رترکتور به من بدید

ای بابا، نمی‌تونم اینو بگیرم

داره خونریزی می‌کنه. کلمپ

فکر می‌کردم این اتفاق می‌افته. بخیه

نمی‌تونم جلوی این خونریزی رو بگیرم

باید تو این کار بهتر باشم. پدربزرگم خیاط بود

شاید یه نخ ۶-۰ کار کنه

اگه می‌تونستم از منگنه‌کوب استفاده می‌کردم

کلمپ

دارم یه ضربان قلب نامنظم می‌گیرم -- فیبریلاسیون

ضربان قلب و ریتم طبیعیه، دکتر

انقباض در قفسه سینه

تنفس سخت شده. کلمپ

تنفس طبیعیه، دکتر

خدایا، چقدر درد داره

اَبی، بیهوشه

تقریباً این خونریزی رو کنترل کردم

کلمپ

حس بازوی چپ از بین رفته

کارول، نرو باهاما

یه کلمپ دیگه بدید لطفا

خونریزی کنترل شد

دکتر شرمن، لطف می‌کنید؟

اَبی، چی شده؟

دارم سکته قلبی می‌کنم

دکتر پولین!

فورا یه برانکارد و یه تخت تو آی‌سی‌یو برام بیارید

یه پتو و یه بالش می‌خوام

به اکسیژن با سرعت چهار لیتر نیاز دارم

بیمار چطوره؟ خون زیادی از دست داده

اینجا مشکلی نیست

لطفا نبض من رو بگیرید

نود و هشت و کمی نامنظم

بد نیست، اَبی. برای یه اردک

اسکاتی، یه لیدوکائین وریدی با تزریق سریع برام بیار

سلام، بچه‌ها

یک، دو، سه

می‌خوام برای همتون یه چیز بزرگ بخرم

مقاومت نکن، اَبی

از خوابیدن می‌ترسم

من یه چکش میارم

بابا، من می‌ترسم بخوابم

چرا می‌ترسی بخوابی؟

اگه هیچ‌وقت بیدار نشم چی؟

اون‌وقت برای صبحانه من بیشتر می‌مونه

بابایی، کتاب رویاها رو برام بخون

نه. وقتی خودت تونستی بخونی، کتاب رویاها رو می‌خونی

ولی اون کتاب مورد علاقمه

باشه ولی اون مورد علاقه من نیست

باشه. کتاب رویاها

"خواب‌های شیرین برای انگشتام

"خواب‌های شیرین برای زانوهام

"خواب‌های شیرین برای ناف‌هایی که میرن تو و میان بیرون

"خواب‌های شیرین برای تمام کون کوچولوهای دنیا."

حتی اون بزرگاشون، مثل گارسون تو باشگاه بولینگ

این‌طوری نیست که می‌خونن

این حرفای بچگونه‌ست

یه چیزی می‌خوای که دندون‌گیر باشه؟

"میراث باد."

اوه، نه، دوباره که نه

"این تنهاترین حس دنیاست

"که خودتو وایساده ببینی

"وقتی همه دیگه نشستن

"که همه بهت نگاه کنن و بگن

«مشکلش چیه؟»"

خیلی خوبه، بابا

پاول مونی، بچه‌جان

"می‌دونم چه حسی داره تو یه خیابون خالی قدم بزنی

"صدای قدم‌های خودتو بشنوی

"کرکره‌ها بسته، پرده‌ها کشیده

"درها به روت بسته."

خوابم برده، بابایی، واقعاً

"و نمی‌دونی داری راه می‌ری

"به سمت چیزی یا فقط داری دور میشی."

اما خیلی مهمه که از جلساتش جا نمونه

فیزیوتراپی‌شو.

خداحافظ، ماتیلدا.

مرخصت کردم. چطوری؟

ابی؟

می‌تونم بشنوم!

خیلی بامزه‌ای. تو یه آدم شوخی هستی.

بریم از اینجا بیرون.

خدا رو شکر از اینجا اومدم بیرون. چه خوابای عجیبی می‌دیدم.

طبیعیه. بیا یه تاکسی بگیریم.

نه، نه، نه. واقعاً می‌خوام پیاده‌روی کنم.

خوشت میاد. ببین.

من به تو تکیه می‌دم و تو هم به من تکیه بده.

این برات خوبه؟ عالیه.

ما مثل یه نقطه‌ویرگول داریم میریم خونه.

باید چوب‌شورم رو داشته باشم. نمک!

ممنونم.

الان نمک!

برای این آماده نبودم. کی آماده‌ست؟

من به خدا یه جراح قلبم!

باید می‌فهمیدم داره میاد.

حتی سرخ‌پوست‌ها به کاستر اخطار دادن.

"امروز نیاین اینجا. یه کم بداخلاقیم."

تو هشدارای زیادی داشتی. مثل یه دیوونه کار می‌کنی.

تو انقدر مشغول دکتر بودن بودی

که خودت، بیمار، نزدیک بود بمیری.

خوش‌شانسی که این دفعه جدی‌تر نبود.

چرا نمی‌تونی باهام رک باشی؟

از چی انقدر عصبانی هستی؟

نمی‌خوام از دستت بدم.

چقدر بامزه بودی.

چه دستای خوبی، دکتر.

من هنوزم اون لباس رو می‌پوشم.

به من نگاه کن.

این عالیه.

نمی‌تونستم توپ بگیرم.

با صورت که نمیشه توپ گرفت.

کلمه "اسپالدینگ" رو پیشونیم حک شده بود

تا وقتی شش سالم بود.

اوه خدای من.

حالا می‌فهمم چرا همیشه در رو قفل می‌کنی.

کی اینا رو گرفته؟ پدرم.

مامانت هم داره از اینا لذت می‌بره.

چند سالت بود که از هم جدا شدن؟

هفت سال. اسباب‌بازی مورد علاقه‌م یه چمدون بود.

مال من گوشی پزشکی پدرم بود.

حالا که صحبتش شد،

هنوز داره کار می‌کنه!

اصلاً حواسم نبود این اینجا بود.

این چیه؟

این شب موسیقی مدرسه‌ی پی.اِس. ۷۴ئه. نمی‌خوای اینو ببینی.

وایسا، وایسا، وایسا. نه، نه. ابی.

کت‌وشلوار رسمی پوشیدی؟ آره.

مثل کوچک‌ترین سرمیزبان دنیا شدی.

اون مجبورم کرد اون رو بپوشم.

اون می‌خواست من مثل هری جیمز رهبر ارکستر بشم.

"بچه‌جان، شغل عالی‌ایه.

"یه کت‌وشلوار مشکی می‌پوشی، یه گل میخک سفید.

"میتونی با بتی گریبل بخوابی."

کاش برای من می‌نواختی.

نمی‌تونم.

و این یکی دیگه از دلایلشه.

چای می‌خوای؟

تو هیچ‌وقت در مورد پدرت حرف نمی‌زنی.

کی فوت کرد؟

نمرده.

چی؟ زنده‌ست؟

یه دقیقه صبر کن. پدرت زنده‌ست؟

تازگیا چک نکردم ولی زنده‌ست. خب که چی؟

خب که چی؟ تو به من گفته بودی مرده!

چرا باید همچین کاری بکنم؟

بیخیال، ابی.

هر وقت ازت در موردش می‌پرسیدم،

شونه بالا می‌انداختی.

منم فرض کردم که معنیش اینه.

تو شونه بالا انداختن‌های منو خیلی جدی می‌گیری.

بیخیال. واقعاً؟ زنده‌ست؟

کجاست؟ تو لس آنجلس زندگی می‌کنه.

چیکار می‌کنه؟

اون یه مایه خجالت حرفه‌ایه.

چرا هیچ‌وقت در موردش حرف نمی‌زنی؟

چیزی برای گفتن نیست.

خوش اومدی خونه، لیزا. لاک‌پشت برگشت توی لاکش.

بعضی چیزا شخصی‌ان.

شخصی؟ یه دقیقه صبر کن.

سه ساله من فرض کردم پدرت مرده.

حالا می‌فهمم زنده‌ست. این شخصیه؟

ابی، این داره منو می‌ترسونه.

دیگه چی بهم نگفتی؟

من آخر هفته‌ها مبدل‌پوشم.

اینو که می‌دونستم. نه، جدی می‌گم. جواب سوالمو بده.

بیا اینو بذاریم برای یه روز مبادا.

قلبم رقص مامبو کرده.

و تو لیست کارای من نبود.

نمی‌تونیم لیست رو فراموش کنیم. ببخشید.

من خیلی وقت صرف فکر کردن کردم،

که جایگاه من تو اون لیست کجاست.

درست نزدیک بالای لیست.

می‌دونی چرا ما کات کردیم؟

چون تو همیشه از من پنهان می‌شی.

Memories of Me subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left