200 dòng đầu tiên.
سلا بچهها، ببخشید دیر کردم.
مشکلی با یونیفرمت داری، ستوان ؟
خب، من برای یه پیاده روی رفتم داخل شبیه ساز، مسیر از دستم در رف
متوجه شدم باید برم سر شیفتم،
ولی اگه بخواید میرم عوضش میکنم.
آره، چرا نمیری عوضش کنی ؟
- خیلی خب. - اون شیفت شبه.
اون مشکلی نداره. ثارل، تو خوبی.
عادلانهس.
هشدار خندهدار.
تو این اواخر خیلی آروم بودی.
چرا ؟ معمولا آروم نیستم ؟
نه، فقط... یکم متفاوت بنظر میرسی.
مثلا، حالتت متفاوته.
فقط دارم کارمو انجام میدم، چیز جدیدی نیست.
خیلی خب.
- منظورم اینه که، میتونم یکم بیشتر مظطرب باشم... - نه، نه این
عالیه که اینجوری میبینمت، درواقع
شاید وقت خوبی باشه که بهت بگم
که از ما درخواست شد یه سهم موجودی
- به اپسیلون پنج عرضه کنیم. - دوباره ؟
خدایا، بنظر میرسه همگیمون این اواخر تدارکات جدید عرضه میکردیم.
توان ترکیب کنندههاشون پایین اومده، و ما نزدیکترین سفینهایم.
آره، ولی ما قرار بود که خارج از اینجا گردش کنیم.
بجاش، پیتزا رسون شدیم.
کاپیتان
ماده سیاهی که درخواست نقشه برداریش داشتید رو تموم کردم.
این یه شعاع 25 پارسکسی رو میپوشونه. « واحد فاصله ای که در نجوم استفاده می شود، برابر با 3.26 سال نوری (1386.08 × 10 13 کیلومتر) است. یک پارس مطابق با فاصله ای است که شعاع متوسط مدار زمین تقریبا زاویه ای از یک قاعده را تشکیل می دهد.»
ممنونم ستوان.
- درخواست دیگهای ندارید قربان ؟ - همهش همین بود ممنون.
میدونی، بگمونم باید امشب زودتر از کار دست بکشم.
اینجا یجورایی ساکته.
همهچیز مرتبه، صبح میبینمت.
خیلی خب.
بفرمایید.
اسکاچ و پفیلا.
- ترکیب خوبیه. - آره.
چیو از دست دادم ؟
اون هنوز با لباسی که تنشه داره میخونه.
آه.
اوه، این اینجا عالیه. اینجارو داشته باش.
چند بار اینو دیدی ؟
آه، خیلی.
خانوادهام احساس میکردن مهمه که
خودمو به فیلمای کلاسیک افشا کنم، پس آره.
میدونی، تو باید بعضی شبا یه فیلم انتخاب کنی.
حس میکنم که همیشه تنها کسیم که اینکارو انجام میدم.
خب، تا الان که خوب انجامش دادی.
اون یکی که درمورد راننده تاکسی نشونم دادی چی بود ؟
- راننده تاکسی. - آره، چی صداش میکردن ؟
آره،این... صداش میکردن راننده تاکسی.
اوه، درسته، آره. از اون خوشم میومد.
سرده اینجا.
کنترل های محیطیان.
داشتم به جان میگفتم که باید درستشون کنه.
بفرمایید.
ممنون.
میدونی.
این داره سختر و سختر میشه که این رابطهرو ساکت نگه داری.
ستوان موریس امروز بهم گفت که من یه درخشش دارم.
آره، کلی یه همچین چیزی مشابهیرو گفت.
برام سواله که وقتش رسیده تا به بقیه بگم.
میدونی چی میتونه عالی باشه ؟
چی ؟
باید به یه مسافرت بریم.
آخرین باری که درواقع مرخصی رفتی کی بود ؟
از وقتی که فرماندهی ارویل رو به عهده گرفتم.
خب، پس مسیرت سر رسیده.
و یادت باشه، با یه نقشه کش داری قرار میزاری.
من بهترین نقاط تعطیلات رو میشناسم.
عالی بنظر میرسه.
خب، نظرت چیه؟
بریم تو جماعت ؟
میزاری بخوابم ؟
« تـــرجمه و زیرنـــویس از Erfan_Ugmid »
جانل ؟
- مثل، ستوان جانل ؟ - آره.
مثل، جانل، نقشه کش ماده سیاه جذاب ؟
آره، فقط میخوام مطمئن شم که باهاش ایرادی نداشته باشی.
آره، آره نه، نه، همهچیز ردیفه.
چون میدونم تو یه چیز باهاش داشتی همزمان
- و اگه این آزارت میده... - اوه، نه رفیق
فقط یه کراش بود.
کاملا خوبم. خیلی خب ؟ بخوام صادق باشم
چشم انتظار این بودم که تورو ببینم رو پاهات وایسی
از وقتی که طلاق گرفتی، پس...
اگه اون خوشحالت میکنه، عاشقشم پس.
آره، همینطوره.
اون باحاله، باهوشه، بامزهست.
اون هر جعبهای رو چک میکنه.
من هیچوقت یه زن رو ندیده بودم که هرجعبهای رو چک کنه.
تو گفتی کلی هر جعبهی رو بررسی میکنه.
آره، خب من الان جعبههای بیشتری دارم. اون، اوناروهم چک میکنه.
- میتونم یه جعبه اضافه کنم ؟ - حتما.
بهترین دوستت تایید کرد.
ممنونم پسر.
شما بچه ها هنوز انجامش ندادید ؟
انجامش دادیم ؟
تو قبول کردی که از اون عبارت
- بعد از 12 سالگی استفاده کنی ؟ - خب، اینطوره ؟
ببین، یه چیز مهمتر وجود داره
که میخوام درموردش باهات حرف بزنم.
بگمونم باید به کلی بگم.
واقعا ؟
آره، فکر میکنی ایده خوبیه ؟
خب، اون مرد خودشو داره، بهرحال
و اگه شما بچهها جدی هستید
اون دیر یا زود میفهمه.
آره، باید بهش بگی.
اوه، هی کاپیتان.
کاشس، کلی اینجاس ؟
آره.
سلام چه خبر ؟
میتونم چند لحظه باهات حرف بزنم ؟ خیلی طول نمیکشه.
آره، حتما.
- اشکالی نداره ؟ - همم، نه طوری نیست.
باید ورقههارو مرتب کنم بهرحال.
- فردا میبینمت. - باشه.
- خیلی خب. - خدافظ.
همه چیز مرتبه ؟
آره مرتبه.
آم...
میخواستم تنها کسی باشم که بهت میگه...
من جانل تایلر رو ملاقات میکنم.
میدونم.
- چی ؟ - بیخیال، واقعا ؟
من جوری که تو لبخند میزنی وقتی که اون وارد عرشه میشهرو میبینم.
لبخنداتو میشناسم. پونردهتا داری.
سهتاش برای خوشحالیه. یازدهتاش برای بی توجهیه.
و یدونهاش برای عاشق شدنه.
قبلا دیدمش، میدونی.
فکر کردی کی هستی، جین گودال ؟ « دانشمند و جانور شناس انگلیسی »
آره، و توعم پستاندار اولیهای.
چرا چیزی نگفتی ؟
میدونستم وقتی آماده بودی بهم میگی.
بعلاوه، این واقعا بهمن ربطی نداره.
خب، ما داشتیم به یه مسافرت فکر میکردیم.
من یه چندتایی ساحل برای اوقات فراغت مدنظرم داشتم.
واو، واقعا از این زن خوشت میاد.
سنسوریای 2 فقط چند سال نوری فاصله داره.
اولین چیزی که صبح میتونیم انجام بدیم اینه که یه شاتلرو پرواز بدیم.
مشکلی نداره.
من تدارکات رو به عهده میگیرم.
ممنون.
لطفا، این فقط یه تحویل سریعه.
نه، منظورم اینه که
ممنونم که درمورد این خیلی خوب بودی.
شماره چهار.
اونجا مشکلی نداری ؟
لوازم بهداشتیمو فراموش کردم. باورت میشه ؟
مسواک، خمیر ریش تراشی، شامپو، همشو یادم رفت.
یه جدیدشو درست کن.
نمیتونم. من این نخ دندون ویژهرو دارم که
از میکرو ابریشم نویدیان هستش
فاصلهی کمی بین دندونام دارم.
- نمیدونم اگه متوجه شده باشی. - نه نشدم.
بیا اینحا به سحابی نگاه کن.
اوه، واو، نگاش کن.
- قشنگ نیست ؟ - واقعا یه چیزیه.
دوباره داریم به چی گوش میدیم ؟
این ؟ این، آه ، بیلی جوئل هستش. « خواننده و پیانیست آمریکایی »
- مرد زمینی ؟ - زمین قدیم.
آره، مثل 400 سال پیش.
واقعا به اینجور چیزا وارد نیستی، نه ؟
من به هرچیزی که باهم انجام بدیم واردم.
خب، اینو میدونی، واقعا خوشحالم که اینکارو انجام دادیم.
منم همینطور.
و من فرمانده گریسن رو تسکین دادم که ازم متنفر نشه.
نه، اون ازت متنفر نیست.
درواقع، اون بهم گفت که اون...
چی شده ؟
یه گروه مسلحه.
نزدیک بیست هزار کیلومتر بطرف راست.
اوه، خدا.
اِد، اونا کریلان.
آره، سه تا از دسته های مبارز غارتگر، که دارن بسرعت نزدیک میشن.
دارم مانور گریزون رو ایجاد میکنم. مخفی باقی میمونیم.
مخفی شدن رو فعال کن.
اونا هنوز دارن نزدیک میشن.
10,000 کیلومتر.
5,000 تا.
- 2,000 تا. - رسیدن.
شروع سفرمون یکم هیجان انگیزه، نه ؟
آره، بگمونم یه ماساژ نیازم بشه وقتی به اونجا برسیم.
آره.
اونا نباید هیچ فعالیت کریلیای داخل این بخش انجام بدن.
باید اتحادیهی مرکزی رو خبر کنیم ؟
یکم صبر میکنیم تا اول از محدوده خارج شن.
اِد، دارن دور میزنن.
خیلی خب، چیزی نیست. هنور نمیتونن مارو ببینن.
پس چرا دارن برمیگردن ؟
دارن پلاسما تخلیه میکنن.
اوه نه.
- دارم دفلکتور هارو بالا میبرم. -اونا موتورهای مارو هدف گرفتن.
- خوبی ؟ - آره، بگمونم، تو چی ؟
نیرومون تقریبا از بین رفته.
نگاه کن.
اوه،خدا، تو دردسر افتادیم.
فکر میکردم خوشحال میشی وقتی بدونی
اونا بالاخره مارو رییس امنیتی جدید معین کردن.
No comments yet. Be the first to leave one.